سیدجمالالدین اسدآبادی (۱۲۱۷ـ۱۲۷۵ش برابر با ۱۲۵۴ـ۱۳۱۴ق) که به افغانی نیز معروف است؛ از عالمان روشنفکر سدۀ ۱۲خورشیدی بود. برای تقریب مذاهب اسلامی و وحدت اسلامی کوشش فراوانی کرد. در این راه سفرهای بسیاری به جهان اسلام و دیگر کشورهای اروپایی داشت. او از منتقدان حکومتهای سلطنتی مانند عثمانی و قاجار بود. همچنین به سیاست استعماری انگلیس در کشورهای اسلامی اعتراض داشت.
امامخمینی ایشان را «مرد لایقی» دانسته که «نقاط ضعفی هم داشته است.»
زندگی
سیدجمال الدین در شعبان ۱۲۵۴ق (آبان ۱۲۱۷خورشیدی) در اسدآباد همدان به دنیا آمد. پدرش سیدصفدر و مادرش سکینهبیگم از سادات حسینی بودند.[۱] برخی وی را افغان و برخی دیگر او را ایرانی میدانند. کسانی که رأی به افغان بودن وی دادهاند، ادعای خود سیدجمال بر افغان بودنش را مهمترین دلیل دانستهاند..[۲] اما، صفاتالله جمالی نوه خواهر سیدجمال الدین، بیان داشته که از عمده دلایل ایرانی بودن وی این است که افراد بسیاری از اقوام و بستگان سیدجمال در اسدآباد همدان زندگی میکنند و «ایرانی بودن سید اظهر من الشمس و ابین من الامس» است..[۳] در اسناد تاریخی، قرینههایی بر ایرانی بودن سیدجمال وجود دارد. او حتی دو جلد گذرنامه ایرانی داشته است..[۴]
برخی دیگر گفتهاند سیدجمال با توجه به الزامات مبارزه سیاسی برای وحدت جهان اسلام که ایرانی و شیعی بودن میتوانست مانعی در برابر آن باشد، خود را به مجموعه جهان اسلام متعلق میدانست و تلاش مینمود منسوب به جایی نباشد تا از این طریق بتواند با علمای جهان اسلام و اهل سنت تعامل داشته باشد..[۵]
سیدجمال از پنج سالگی فراگیری دانش را نزد پدر آغاز، و با قرآن و کتابهای فارسی و قواعد عربی آشنا گردید. بهدلیل توانایی و هوش سرشاری که داشت، بهزودی با تفسیر قرآن آشنا شد و برای ادامه تحصیل به شهرستان قزوین، سپس به تهران هجرت کرد. سال ۱۲۲۸خورشیدی، عازم نجف گردید. در آنجا از محضر دو مرجع تقلید بزرگ زمان، شیخ مرتضی انصاری در فقه و اصول، و ملا حسینقلی درجزینی همدانی در اخلاق و عرفان، بهرههای علمی و معنوی فراوان برد..[۶]
اسدآبادی اواخر عمر در ترکیه زندگی میکرد و در حصر سلطان عبدالحمید، امپراتور عثمانی قرار داشت. تااینکه سلطان عثمانی دستور قتل او را داد. در ۱۹ اسفند ۱۲۷۵خورشیدی، برابر با ۹ مارس ۱۸۹۷، او را با سم کشتند و در قبرستان مشایخ اسلامبول به خاک سپردند. (همان) سال ۱۳۲۴خورشیدی، دولت افغانستان با موافقت دولت ترکیه سیدجمال را بنش قبر کردند و بقایای جسد او را به کابل انتقال دادند..[۷] از سیدجمالالدین، آثار علمی نیز باقی است که بیشتر آنها تقریراتی است که دیگران تدوین کردهاند. ازجمله: رسائل فی الفلسفه و العرفان، نامهها و اسناد سیاسی - تاریخی، مجموعه رسائل و مقالات، الرسائل و المقالات (شامل ۲۲ مقاله و رساله)؛ تاریخ ایران و تاریخ افغان؛ العروه الوثقی و ضیاءالخافتین..[۸]
اندیشه و عمل سیدجمالالدین
اساس اندیشه سید بر تقریب مذاهب اسلامی و وحدت جهان اسلام بود. در این راه سفرهای بسیاری به جهان اسلام و دیگر کشورهای اروپایی داشت. او بااینکه از منتقدان حکومتهای سلطنتی بود و به سیاست استعماری انگلیس در کشورهای اسلامی اعتراض داشت؛ ولی، گاهی برای رسیدن به اهداف خویش با پادشاهان و دولتهای حاکم همکاری میکرد..[۹] در افغانستان از دوستان نزدیک دوست محمدخان، امیر کابل بود..[۱۰]
او دردهای جوامع اسلامی را در استبداد حکام، جهالت و بیخبری توده مسلمان، عقب ماندن آنها از کاروان دانش و تمدن، نفوذ عقاید خرافی در اندیشه مسلمانان و دور افتادن آنها از اسلام نخستین، جدایی و تفرقه میان مسلمانان به عناوین مذهبی و غیرمذهبی و نفوذ استعمار غربی در کشورهای اسلامی میدانست.[۱۱] همچنین راه درمان را در مبارزه با خودکامگی مستبدان از طریق آگاهاندن مردم، مجهز شدن به علوم و فنون جدید، بازگشت به اسلام نخستین، دور ریختن خرافات و پیرایهها، ایمان و اعتماد به مکتب اسلام، مبارزه با هر نوع استعمار خارجی، اتحاد اسلام و مبارزه با خودباختگی در برابر غرب را پیشنهاد میکرد..[۱۲]
سیدجمال برای رسیدن به اهداف خود در شماری از کشورها به تأسیس مجلات،[۱۳] تشکیل جلسات علمی،[۱۴] تأسیس احزاب.[۱۵] و تشکیل جمعیت سری پرداخت.[۱۶] حتی به عضویت لژ فراماسونری در مصر درآمد..[۱۷]
سیدجمال در نگاه امامخمینی
امامخمینی در دوران زندگی خویش، بهویژه در دوران مبارزات، از برخی افرادِ عالم و مبارزِ مسلمان و تأثیرگذار در جهان اسلام کمتر نام برده و یاد کرده است. چراکه روش سیاسی و مبارزاتی آنها را قبول نداشت. ایشان عکس روش مبارزاتی سیدجمالالدین اسدآبادی که با مردم کاری نداشت و بیشتر به سراغ سران و سلاطین میرفت تا آنها را اصلاح کند،.[۱۸] معتقد بود تودههای مردم را باید به حرکت درآورد..[۱۹] امامخمینی بر این باور بود که «جمالالدین مرد لایقی بوده است، لکن نقاط ضعفی هم داشته است و چون پایگاه ملی و مذهبی در بین مردم نداشته، از آن جهت زحمات او با همه کوششها به نتیجه نرسید.».[۲۰]
پانویس
- ↑ اسدآبادی، مقالات جمالیه، ص۷؛ محیط، سیدجمالالدین اسدآبادی و بیداری مشرق زمین ص۳۳.
- ↑ هویت ملی سیدجمال حسینی افغانی، پایگاه اطلاعرسانی جهاد فرهنگی افغانستان.
- ↑ اسدآبادی، مقالات جمالیه، ص۸.
- ↑ مهدوی، مجموعه اسناد و مدارک چاپ نشده، لوحههای ۶۸ و ۷۰، تصویرهای ۱۴۹-۱۵۳.
- ↑ طباطبایی، دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج۱۸، ص۴۰۳.
- ↑ اسدآبادی، سیدجمالالدین، مجموعه آثار سیدجمالالدین، پایگاه اطلاعرسانی مرکز بررسیهای اسلامی، یکشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۹ش.
- ↑ همان.
- ↑ همان.
- ↑ اباذری، پرتو آفتاب، ص۳۰۱.
- ↑ اسدآبادی، «شرح حال و آثار سیدجمالالدین اسدآبادی»، ص۳۴.
- ↑ مطهری، مرتضی، بررسی اجمالی نهضتهای اسلامی در صد ساله اخیر، ص۲۰- ۲۹.
- ↑ همان.
- ↑ طباطبایی، دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج۴، ص۱۵۸۳؛ محیط، سیدجمالالدین اسدآبادی و بیداری مشرق زمین، ۳۸-۴۰.
- ↑ حلبی، زندگی و سفرهای سیدجمالالدین اسدآبادی، ص ۵ و ۸
- ↑ محلاتی، گفتار خوش یارقلی، ص۷۴، ۷۴- ۷۵ و ۷۷.
- ↑ سیدجمالالدین؛ جمال حوزهها، ۶۳، سند ۲۱۶.
- ↑ محیط، سیدجمالالدین اسدآبادی و بیداری مشرق زمین، ص۳۷؛ افشار، سواد و بیاض، ص ۱۹۳.
- ↑ اباذری، پرتو آفتاب، ص۳۰۱.
- ↑ همان، ص۳۰۲.
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ج۵، ص ۲۹۱.
منابع
- اباذری، عبدالرحیم، پرتو آفتاب؛ خاطرات آیتالله شیخ علی عراقچی، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، عروج، ۱۳۸۹ش.
- اسدآبادی، سیدجمالالدین، مجموعه آثار سیدجمالالدین»، برگرفته از پایگاه اطلاعرسانی مرکز بررسیهای اسلامی، یکشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۹ش.
- اسدآبادی، سیدجمالالدین، مقالات جمالیه، جمعآوری لطفالله اسدآبادی، تهران، دوم، انتشارات اسلامی، ۱۳۵۸.
- اسدآبادی، لطفالله، شرح حال و آثار سیدجمالالدین اسدآبادی، به کوشش هادی خسروشاهی، تهران، اول، سحر، ۱۳۵۶ش.
- افشار، ایرج، سواد و بیاض، تهران، بینا، ۱۳۴۴ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، صحیفه امام، کوسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، تهران، اول، ۱۳۷۸ش.
- جمالی اسدآبادی، صفاتالله، اسناد و مدارک درباره سیدجمالالدین اسدآبادی، به کوشش هادی خسروشاهی، قم، ۱۳۱۲ش.
- حلبی، علیاصغر، زندگی و سفرهای سیدجمالالدین اسدآبادی، تهران، زوار، بیتا.
- خسروشاهی، سیدهادی، نامهها و اسناد سیاسی سیدجمالالدین اسدآبادی، قم، مرکز انتشارات دارالتبلیغ اسلامی، بیتا.
- سیدجمالالدین؛ جمال حوزهها، به نقل از: مجموعه اسناد ومدارک منتشرنشده درباره سیدجمالالدین، ۶۳، سند ۲۱۶.
- طباطبایی، سیدجواد، «سیدجمالالدین اسدآبادی»، دائره المعارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۶۷ش.
- محلاتی، گفتار خوش یارقلی، تهران، فراهانی، با مقدمه مرحوم آیتالله العظمی نجفی مرعشی، بیتا.
- محیط طباطبایی، محمد، سیدجمالالدین اسدآبادی و بیداری مشرق زمین، به کوشش هادی خسروشاهی، تهران، کلبه شروق، ۱۳۸۰ش.
- مطهری، مرتضی، بررسی اجمالی نهضتهای اسلامی در صدساله اخیر، تهران، شانزدهم، صدرا، ۱۳۸۷ش.
- مهدوی، اصغر و ایرج افشار، مجموعه اسناد و مدارک چاپ نشده درباره سیدجمالالدین، تهران، ۱۳۴۲ش.
- هویت ملی سیدجمال حسینی افغانی، پایگاه اطلاعرسانی جهاد فرهنگی افغانستان، https://www.ocj-af.com
نویسنده:محمد رجائینژاد