۲۷٬۲۷۱
ویرایش
جز (added Category:مقالههای جدید using HotCat) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
خط ۶۰: | خط ۶۰: | ||
== قیام عاشورا == | == قیام عاشورا == | ||
معاویةبنابیسفیان پس از [[صلح امامحسن(ع)|صلح با امامحسن(ع)]] بر همه مناطق اسلامی چیره شد و برخلاف تعهدات خود در عهدنامه صلح به کشتن یاران امیرالمؤمنین علی(ع) و دشنامدادن به آن حضرت ادامه داد {{ببینید|متن=ببینید| | معاویةبنابیسفیان پس از [[صلح امامحسن(ع)|صلح با امامحسن(ع)]] بر همه مناطق اسلامی چیره شد و برخلاف تعهدات خود در عهدنامه صلح به کشتن یاران امیرالمؤمنین علی(ع) و دشنامدادن به آن حضرت ادامه داد {{ببینید|متن=ببینید|امامحسن(ع)}}. امامحسین(ع) از کارهای ناروا و بدعتهای معاویه [[انتقاد]] میکرد و او را به جهت زیر پا گذاشتن حدود دین و پیمانشکنی و کشتن صحابه پیامبر(ص) و بزرگان شیعه علی(ع) سرزنش میکرد و نیز علمای ساکت و بیتوجه در برابر این همه جنایت را ملامت و آنان را تشویق میکرد که به ظلمهای معاویه اعتراض کنند<ref>ابنشعبه، تحف العقول، ۲۳۷–۲۳۹؛ مجلسی، بحار الانوار، ۴۴/۲۱۲–۲۱۴.</ref>؛ ولی تا معاویه زنده بود به صلحی که امامحسن(ع) با وی بسته بود، پایبند بود<ref>ابنشهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ۴/۸۷.</ref> و مخالفان معاویه را امر به [[صبر]] میکرد<ref>مجلسی، بحار الانوار، ۴۴/۶۱.</ref> {{ببینید|متن=ببینید|عاشورا}}. | ||
پس از مرگ معاویه، فرزندش [[یزید]] به [[ولیدبنعقبه]] فرماندار مدینه دستور داد از حسین(ع) برای وی بیعت بگیرد.<ref>ابناثیر، الکامل فی التاریخ، ۴/۱۴.</ref> کارگزاران یزید در مدینه، امامحسین(ع) را تهدید کردند که در صورت خودداری از بیعت با یزید، کشته خواهد شد<ref>ابنطاووس، اللهوف علی قتلی الطفوف، ۱۷–۱۸؛ مجلسی، بحار الانوار، ۴۴/۳۲۵.</ref>؛ اما ایشان بیعت با او را از میانرفتن [[اسلام]] شمرد<ref>ابناعثم، الفتوح، ۵/۱۷؛ ابنطاووس، اللهوف علی قتلی الطفوف، ۱۸.</ref> و نمیتوانست با کسی که حتی ظواهر اسلام را رعایت نمیکرد و [[شراب]] میخورد بیعت کند<ref>ابنطاووس، اللهوف علی قتلی الطفوف، ۱۷–۱۸.</ref>؛ از اینرو به همراه خانواده و عدهای از [[بنیهاشم]] از مدینه به طرف [[مکه]] حرکت کرد<ref>مفید، الارشاد ۲/۳۵.</ref> و در سوم شعبان سال ۶۰ق وارد مکه شد.<ref>مجلسی، بحار الانوار، ۴۴/۳۲۶.</ref> کوفیان از حضرت برای رفتن به [[کوفه]] دعوت کردند<ref>اصفهانی، مقاتل الطالبین، ۹۹؛ مفید، الارشاد، ۲/۳۶.</ref> و ایشان برای بررسی وضع [[مسلمبنعقیل]] را به نمایندگی به کوفه فرستاد و خود نیز در هشتم ذیالحجه همین سال به سوی [[عراق]] به راه افتاد.<ref>مفید، الارشاد، ۲/۶۶.</ref> | پس از مرگ معاویه، فرزندش [[یزید]] به [[ولیدبنعقبه]] فرماندار مدینه دستور داد از حسین(ع) برای وی بیعت بگیرد.<ref>ابناثیر، الکامل فی التاریخ، ۴/۱۴.</ref> کارگزاران یزید در مدینه، امامحسین(ع) را تهدید کردند که در صورت خودداری از بیعت با یزید، کشته خواهد شد<ref>ابنطاووس، اللهوف علی قتلی الطفوف، ۱۷–۱۸؛ مجلسی، بحار الانوار، ۴۴/۳۲۵.</ref>؛ اما ایشان بیعت با او را از میانرفتن [[اسلام]] شمرد<ref>ابناعثم، الفتوح، ۵/۱۷؛ ابنطاووس، اللهوف علی قتلی الطفوف، ۱۸.</ref> و نمیتوانست با کسی که حتی ظواهر اسلام را رعایت نمیکرد و [[شراب]] میخورد بیعت کند<ref>ابنطاووس، اللهوف علی قتلی الطفوف، ۱۷–۱۸.</ref>؛ از اینرو به همراه خانواده و عدهای از [[بنیهاشم]] از مدینه به طرف [[مکه]] حرکت کرد<ref>مفید، الارشاد ۲/۳۵.</ref> و در سوم شعبان سال ۶۰ق وارد مکه شد.<ref>مجلسی، بحار الانوار، ۴۴/۳۲۶.</ref> کوفیان از حضرت برای رفتن به [[کوفه]] دعوت کردند<ref>اصفهانی، مقاتل الطالبین، ۹۹؛ مفید، الارشاد، ۲/۳۶.</ref> و ایشان برای بررسی وضع [[مسلمبنعقیل]] را به نمایندگی به کوفه فرستاد و خود نیز در هشتم ذیالحجه همین سال به سوی [[عراق]] به راه افتاد.<ref>مفید، الارشاد، ۲/۶۶.</ref> |