فرح پهلوی
| شناسنامه | |
|---|---|
| نام کامل | فرح دیبا |
| لقب | شهبانو |
| نسب | دختر سهراب دیبا و فریده قطبی |
| زادروز | ۲۲ مهر ۱۳۱۷ |
| شهر تولد | تبریز |
| کشور تولد | ایران |
| نام همسر | محمدرضا پهلوی |
| فرزندان | رضا پهلوی، فرحناز پهلوی، علیرضا پهلوی، لیلا پهلوی |
| خویشاوند سرشناس | رضا قطبی (پسردایی) |
| دین | اسلام |
| پیشه | معمار، نقاش، نویسنده، مترجم، کنشگر فرهنگی و اجتماعی |
| اطلاعات سیاسی | |
| پستها | شهبانوی ایران؛ نایبالسلطنه ایران |
فرح دیبا زادۀ ۲۲ مهر ۱۳۱۷ش در تبریز است که پس از ازدواج با محمدرضا پهلوی با عنوان فرح پهلوی شناخته شد. او معمار، نقاش، نویسنده و مترجم است. وی سومین همسر محمدرضاشاه و شهبانوی ایران بود و بعدها عنوان نایبالسلطنه را نیز دریافت کرد. فرح در دورانی که ایران بود، بیشتر، کنشگریهای اجتماعی و فرهنگی داشت. او در دیماه ۱۳۵۷ همراه با محمدرضاشاه کشور را ترک کرد و پس از آن زندگی خود را در خارج از ایران ادامه داده است. در سالهای بعد نقش پویایی در پشتیبانی از فعالیتهای سلطنتطلبان و مخالفان جمهوری اسلامی داشته است. امامخمینی به مناسبتهای گوناگون در چندین سخنرانی به فساد مالی و مسئلۀ نایبالسلطنه شدن فرح اشاره و با برخی از رفتارهای او بهنام هنر، مخالفت کرده است.
زندگینامه
فرح دیبا مشهور به فرح پهلوی ۲۲ مهر ۱۳۱۷ش در تبریز زاده شد. فرح سومین همسر محمدرضا پهلوی و تنها فرزند سهراب دیبا و فریده قطبی بوده است.[۱] مادر فرح، فریده قطبی اهل لاهیجان استان گیلان و از تبار صوفی و عالم دینی، قطبالدین شریف لاهیجی و پدرش از خانوادههای سرشناس محلۀ ششگلان تبریز بود که به علت بیماری، زمانیکه فرح ۴ سال داشت، درگذشت.[۲] فرح علت انتخاب نام خانوادگی دیبا را مربوط به شغل اجدادش در خرید و فروش پارچههای ابریشمی میداند که آنها را دیباجچی مینامیدند.[۳] پس از مرگ سهرابِ دیبا، همسرش فریده به تبریز بازگشت و دو سالی به ازدواج موقت تاجری به نام «رحیمآقا ایپکچی» درآمد. مادر فرح میگوید در این مدت او را برای تحصیلِ بهتر نزد برادرش محمدعلی قطبی در تهران فرستاده بود؛[۴] اما خود فرح میگوید من تنها دو بار در دو تابستان به تهران آمدم و برای ماندن همیشگی، پس از جدایی کامل مادر از ایپکچی و با پولی که از او گرفت، به تهران آمدیم.[۵] آنها وقتی به تهران آمدند، تا زمانیکه فرح به دبستان میرفت، در خانۀ داییاش زندگی میکردند؛ اما بعدها خانهای در نزدیکیهای بهارستان خریدند.[۶]
فرح در کنار تنها فرزندِ دایی خود رضا قطبی بزرگ شد و تحصیلاتش را در مدرسۀ ایتالیاییها و سپس مدرسۀ فرانسویِ ژاندارک ادامه داد. او از همان کودکی فعالیتهای ورزشی ـ هنری را دوست داشت. کاپیتان تیم بسکتبال مدرسه بود و پیانو مینواخت. تا ۱۶ سالگی در مدرسۀ ژاندارک بود. و پس از گرفتن دیپلم در پی پسر دایی خود به فرانسه رفت و در رشتۀ معماریِ دانشکدۀ هنرهای زیبا ادامۀ تحصیل داد.[۷]
فرح در فرانسه نخست جذب سازمان دانشجویی حزب توده شد.[۸] سپس تصمیم گرفت با کریم پاشا بهادری، یکی از دانشجویان ایرانیِ مقیم پاریس ازدواج کند. تاآنجاکه در جشن کوچکی نامزدیِ خود را اعلام کردند؛ [۹] اما با بازگشت به ایران و آشنایی با شاه، این نامزدی را فراموش کردند. بهگونهای که بعدها کریم پاشا به ریاست دفتر مخصوص شهبانو فرح گماشته شد.[۱۰] فرح که در مدرسههای خارجی ایران و فرانسه درس خوانده و همۀ دوران کودکی و نوجوانی خویش را با تربیت و فرهنگ غربی پرورش یافته بود، روحیه و رفتاری کاملاً غربی در پیش گرفت.[۱۱]
آشنایی و ازدواج با محمدرضا پهلوی
دربارۀ چگونگی آشنایی و ازدواج فرح با شاه روایتهای گوناگونی است. با همۀ تفاوتهایی که در روایتهاست، ولی آغاز و پایانشان یکی است. در همۀ آنها سر نخ آشنایی آن دو به داماد بانفوذ شاه؛ یعنی اردشیر زاهدی ـ شوهر شهناز پهلوی ـ میرسد.[۱۲] مادر فرح در این باره گفته است: فرح که پس از ۴ سال به ایران بازگشت، دوباره میخواست برگشته و آنجا ازدواج نماید؛ اما با مشکل روبرو شد. چون نامش در فهرست فعالان حزب توده و مخالفان شاه قرار داشت. داییاش و احمدعلی ابتهاج پادرمیانی کردند و به اردشیر زاهدی که رئیس امور دانشجویان ایرانی مقیم خارج بود، معرفی شد. پس از یک هفته نخستین دیدار زاهدی و فرح در وزارت خارجه انجام گرفت. در همان دیدار نخست، زاهدی او را به ویلای حصارک دعوت کرد و آنجا با شاه آشنا شد.[۱۳] به هرگونه، محمدرضاشاه یک هفته پس از نخستین دیدار به فرح پیشنهاد ازدواج میدهد. نامزدی آنها ۳۰ آبان ۱۳۳۸ش و جشن عروسی در ۲۹ آذر همین ماه در کاخ گلستان برگزار شد.[۱۴] در ۹ آبان ۱۳۳۹ ولیعهد شاه (رضا پهلوی) به دنیا آمد.[۱۵]
فعالیتهای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و مالی فرح
گفتار و رفتار فرح تا تولد پسرش رضا بسیار محافظهکارانه بود. بیشتر گوش میکرد و کمتر حرف میزد؛ اما بعداز تولد ولیعهد رفتارش تغییر و فعالیتهایش آغاز شد. نخستین گام او، راهاندازی دفتر ویژۀ ملکه با ریاست نامزد پیشین خود، کریم پاشا بهادری بود. با این دفتر، همۀ موزهها و مراکز فرهنگی ـ هنری سراسر کشور در اختیار فرح قرار گرفت. از دیگر کارهای این دفتر پیوند دادن ایران متجدد و فرهنگ غربی بود. برای این کار هر ساله بودجۀ هنگفتی هم میگرفتند.[۱۶] ازجمله کارهای فرهنگی فرح، برگزاری جشنها و جشنوارههای ملی و فرهنگی، ساختن یادمانها و المانها در پایتخت و دیگر شهرهای بزرگ کشور بود. همانند جشن ۲۵۰۰ سالۀ شاهنشاهی، جشن هنر شیراز و یا ساخت نماد و سمبل فرهنگی ویژه، مثل میدان شهیاد (آزادی کنونی) تهران که وی پیشنهادش را داد. طرح اولیۀ کاخ شکار شاه در قصر فیروزه و ساختمان تئاتر شهر را نیز فرح شخصا تهیه کرد.[۱۷]
فرح در فعالیت فرهنگی و اجتماعی محدودیت بودجه نداشت؛ اما نهادهای زیر مجموعه وی بهدلایل مختلف برآیند چشمگیر و عامهپسند نداشتند. از سوی دیگر گشادهدستی و نبود دلسوزی و نظارت کافی، فساد مالی هنگفتی در پی داشت. برای نمونه، نخستین ریختوپاشها از جشن عروسی شاه و شاهبانو آغاز شد که در تاریخ ایران همانند نداشت.[۱۸] یا خرید و ساخت ویلاها و قصرهای چند ده هکتاریِ گوناگون و پیاپی در ایران و دیگر کشورها[۱۹] دستودلبازی در خرج بیتالمال،[۲۰] دور زدن قانون برای آشنایان و دوستان [۲۱] و نبود شایستهسالاری در دادن شغل و پست و زدوبند در این زمینه، از دیگر خلافهای فرح و نهادهای تحت اشراف او بود.[۲۲] حسین فردوست از درباریان نزدیک به شاه و فرح دربارۀ فساد مالی فرح گفته است: اگر دوران فرح را اوج فساد و چپاول و غارتگری بخوانم، سخن گزافی نگفتهام.[۲۳]
از دیگر فسادهای پیدا و چشمگیر فرح میتوان به برگزاری جشن شیراز،[۲۴] جشن تاجگذاری [۲۵] که نزدیک به ۲ کیلو طلا و جواهرات نایاب و کمیاب در تاج شهبانو بهکار رفته بود،[۲۶] اشاره کرد. از دیگر بخشهای دفتر شهبانو، بنیاد امور خیریۀ فرح بود که به جهت ایجاد وجهای مردمی و انساندوستانه تشکیل شده بود.[۲۷] اما آنچه تحت عنوان امور خیریه انجام میگرفت، فیالواقع چیزی بیش از یک نمایش نبود که غالبا هم برای جلب توجه کشورهای غربی به اجرا در میآمد.[۲۸]
ترویج بیبندوباری و اباحهگری در دربار پس از حضور فرح بیشتر شد.[۲۹] همچنین فرح دین و ارزشهای مذهبی را عامل عقبماندگی دانسته و با آن مبارزه میکرد.[۳۰] فرح خود بازگو کرده است که وقتی به مقام شهبانویی رسیدم و شروع به مداخله در امور اجتماعی ایران کردم، جزو اولین برنامههایی که به شدت دنبال کردم، مبارزه با حجاب زنان و به ویژه دانشآموزان و دانشجویان بود.[۳۱] فرح گامبهگام در دربار پیش رفت و قدرت بسیار یافت؛ تاآنجاکه سال ۱۳۴۶ نایبالسلطنه شد. نایبالسلطنه شدن هم با پافشتری خودش بوده است. هنگامیکه پزشکان فرانسوی آشکار کردند که شاه بیماری سرطان پروستات دارد، فرح، محمدرضا را وادار کرد تا قانون وضع کند و فرح را نایبالسلطنۀ خود قرار دهد.[۳۲]
سرانجام فرح پهلوی
در ۲۶ دی ۱۳۵۷ شاه و فرح از ایران فرار کردند.[۳۳] امامخمینی که در پاریس بود، طی مصاحبهای تبریک گفت و اعلام کرد بهزودی به ایران بازخواهد گشت.[۳۴] آنها نخست به مصر، سپس به مراکش، مکزیک، پاناما و دوباره به مصر بازگشتند.[۳۵] تااینکه محمدرضا پنجم مرداد ۱۳۵۹ در بیمارستان قاهره درگذشت. پس از مرگ شاه، نزدیک یک سال فرح و فرزندانش در مصر ماندند.[۳۶] سپس سال ۱۳۶۰ نخست به آمریکا و پس از مدت کوتاهی به پاریس رفتند و در آنجا ماندگار شدند.[۳۷] فرح در پاریس تشکیلاتی شبیه دفتر ویژۀ ملکه درست کرده است که هم اکنون مسئولیت دفتر در اروپا بر عهدۀ فریدون جوادی است.[۳۸] ازجمله اصلیترین فعالیتهای فرح بعد از مرگ شاه، متوجه براندازی نظام جمهوری اسلامی و حمایت مالی از راهاندازی رسانهها و نشریات و گروههای سلطنتطلب و مخالف نظام جمهوری اسلامی بوده است.[۳۹]
فرح پهلوی در نگاه سیاسی امامخمینی
امامخمینی در دوران نهضت عامل همۀ بدبختیها و گرفتاریهای کشور را شخص خود محمدرضاشاه میدانست و خطابش به او بود. حتی رفتارها و کارهای خلاف فرح را از چشم شاه میدید. برای همین وقتی به برگزاری جشنهای ۲۵۰۰ ساله اعتراض و به تندی آن را نقد میکرد، فرح را نادیده گرفته و شاه را عامل اصلی میدانست.[۴۰] یا جشن هنر شیراز را به تندی نقد میکرد، اما نامی از فرح نبرده و به خود شاه و دربار حمله میکرد.[۴۱] گاهی رفتارهای خلاف و زشت خاندان شاه، بهویژه فرح به اندازهای گسترده و فاجعهبار بود که امامخمینی به خود آنها نیز حمله میکرد. در اعتراض به فساد مالی خواهر شاه و فرح گفته است:
«خواهر جنایتکار این جنایتکار، پنج میلیون دلار خرج گلکاریِ این ویلایی که ایشان تهیه کرده است در خارج!... شب چهارم آبان شاه خودش با فرح جشن گرفته! برای اینکه دیگران که از خانواده او بودند همه رفتهاند، پولها را برداشتند و رفتند! مال این ملت رفت به امریکا».[۴۲]
امامخمینی به نایبالسلطنه شدن فرح نیز اعتراض کرده و مردم را به نتایج آن هشدار داد و آن را خیانت به ملت دانست.[۴۳] همچنین به هزینههایی که فرح در تاجگذاری روی دست بیتالمال گذاشته بود، اعتراض و این اصرافکاریها را به آگاهی مردم رساند.[۴۴]
پانویس
- ↑ رئیس فیروز، دخترم فرح، ص۱۸.
- ↑ رئیس فیروز، دخترم فرح، ص۱۲ و ۱۹.
- ↑ پیرانی، فرح پهلوی؛ دختر یتیم، ج۱، ص۲۵.
- ↑ رئیس فیروز، دخترم فرح، ص۱۹.
- ↑ پیرانی، فرح پهلوی؛ دختر یتیم، ج۱، ص۳۴.
- ↑ رئیس فیروز، دخترم فرح، ص۲۴.
- ↑ فردوست، ظهور و سقوط خاندان پهلوی، ص۴۵۴ـ۴۵۵.
- ↑ فردوست، ظهور و سقوط خاندان پهلوی، ص۴۵۴ـ۴۵۵.
- ↑ رئیس فیروز، دخترم فرح، ص۲۸.
- ↑ رئیس فیروز، دخترم فرح، ص۲۹ـ۳۰.
- ↑ رئیس فیروز، دخترم فرح، ص۲۹.
- ↑ رئیس فیروز، دخترم فرح، ص۳۲ـ۴۱.
- ↑ رئیس فیروز، دخترم فرح، ص۳۲ـ۴۱.
- ↑ زاهدی، ۲۵ سال در کنار شاه، ص۱۸۳.
- ↑ رئیس فیروز، دخترم فرح، ص۶۰.
- ↑ صمیمی، پشت پردۀ تخت طاووس، ص۱۸۸.
- ↑ زاهدی، ۲۵ سال در کنار شاه، ص۱۸۴.
- ↑ رئیس فیروز، دخترم فرح، ص۵۸.
- ↑ رئیس فیروز، دخترم فرح، ص۱۷۹ـ۱۸۰.
- ↑ مسعود انصاری، پس از سقوط، ص۱۷۹.
- ↑ مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، زنان دربار به روایت اسناد ساواک، ص۷۳ و ۱۸۳.
- ↑ مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، زنان دربار به روایت اسناد ساواک، ص۲۰۲.
- ↑ فردوست، ظهور و سقوط خاندان پهلوی، ص۲۱۴.
- ↑ مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، جشن هنر شیراز به روایت اسناد ساواک، ص۵ـ۱۰.
- ↑ مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، جشن تاجگذاری به روایت اسناد ساواک، ص۱تا۶.
- ↑ روزنامه کیهان، ۱۹ مهر۱۳۴۶؛ روزنامه کیهان، ۲۶ مهر۱۳۴۶.
- ↑ کسری، زنان ذی نفوذ در خاندان پهلوی، ص۲۴۰.
- ↑ صمیمی، زنان ذی نفوذ در خاندان پهلوی، ص۱۳۶-۱۳۷.
- ↑ پهلوی، تاج الملوک، خاطرات تاج الملوک، ص۴۵۷ و ۴۶۳؛ شهبازی، محافظ شاه، ص۲۰۶.
- ↑ پیرانی، فرح پهلوی؛ دختر یتیم، ج۱، ص۴۵، ۴۸ـ۴۹.
- ↑ پیرانی، فرح پهلوی؛ دختر یتیم، ج۱، ص۵۰.
- ↑ پهلوی، تاج الملوک، خاطرات تاج الملوک، ص۶۶.
- ↑ روزنامه اطلاعات، ۲۸/۱۰/۱۳۵۷ش، ص۱.
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ج۵، ص۴۸۱.
- ↑ «فرح پهلوی»، تابناک.
- ↑ «فرح پهلوی»، تابناک.
- ↑ «فرح پهلوی»، تابناک.
- ↑ «فرح پهلوی»، تابناک.
- ↑ «فرح پهلوی»، تابناک.
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ج۲، ص۳۶۳ـ۳۶۵، ۳۶۷، ۳۶۹؛ ج۳، ص۵ و....
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ج۳، ص۲۲۹؛ ج۱۷، ص۱۵۵.
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ج۴، ص۱۸۱؛ ج۶، ص۳۳۳؛ ج۱۴، ص۱۲۱.
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ج۴، ص۳۷۵.
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ج۹، ص۴۰۲.
منابع
- امامخمینی، صحیفه امام، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۹ش.
- پهلوی، تاج الملوک، خاطرات تاج الملوک، تهران، به آفرین ۱۳۸۰ش.
- پیرانی، احمد، فرح پهلوی؛ دختر یتیم، تهران، به آفرین، ۱۳۸۲ش.
- روزنامه اطلاعات، ۲۸/۱۰/۱۳۵۷ش.
- روزنامه کیهان، ۱۹ مهر ۱۳۴۶ش.
- روزنامه کیهان، ۲۶ مهر۱۳۴۶ش.
- رئیس فیروز، الهه، خاطرات فریده دیبا؛ دخترم فرح، تهران، به آفرین، چهارم، ۱۳۸۰ش.
- زاهدی، اردشیر، ۲۵ سال در کنار شاه، تهران، عطایی ۱۳۸۱ش.
- شهبازی، علی، محافظ شاه، تهران، اهل قلم، اول، ۱۳۷۷ش.
- صمیمی، مینو، پشت پردۀ تخت طاووس، تهران، اطلاعات، ۱۳۷۴ش.
- فردوست، حسین، ظهور و سقوط خاندان پهلوی، تهران، اطلاعات، ۱۳۷۳ش.
- کسری، نیلوفر، زنان ذی نفوذ در خاندان پهلوی، تهران، نامک، اول، ۱۳۷۹ش.
- مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، جشن تاجگذاری به روایت اسناد ساواک، ۱۳۸۵ش.
- مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، جشن هنر شیراز به روایت اسناد ساواک، ۱۳۸۱ش.
- مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، زنان دربار به روایت اسناد ساواک، ۱۳۸۳ش.
- مسعود انصاری، احمدعلی، پس از سقوط، موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ۱۳۷۱ش.
- «فرح پهلوی»، تابناک؛ https://www.tabnak.ir/fa/tags/172090/1
نویسنده: محمد رجائی نژاد