۲۷٬۲۷۱
ویرایش
(اصلاح ارقام) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
خط ۱: | خط ۱: | ||
'''حیات'''، اصطلاحی کلامی و فلسفی | '''حیات'''، اصطلاحی کلامی و فلسفی | ||
==اهمیت و جایگاه حیات== | ==اهمیت و جایگاه حیات== | ||
حیات در اصطلاح کلامی و | حیات در اصطلاح [[کلام|کلامی]] و [[فلسفه|فلسفی]]، یعنی موجودی که دارای مرتبهای از فعالیت و ادراک باشد.<ref>سهروردی، رسائل شیخ اشراق، ج۱، ص۱۵۷؛ میبدی، كشف اسرار و عدة الابرار، ج۸، ص۴۹۳؛ سعیدی، مهر کلام اسلامی، ج۱، ص۲۳۸.</ref> یکی از مباحث مهم مورد توجه متکلمان و حکمای اسلامی بحث از حیات موجودات است. در تفسیر حیات میان متکلمان اختلاف است؛ از آنجا که صفت حیات بر برخی از مخلوقات از جمله موجودات طبیعی نظیر حیوان و انسان اطلاق میگردد، زیرا برخی اجسام فاقد حیات میباشند..<ref>ملاصدرا، الحكمة المتعاليه، ج۶، ص۴۱۳؛ الشواهد الربوبیه، ص۳۸؛ سعیدیمهر، کلام اسلامی، ج۱، ص۲۳۸-۲۳۹.</ref> [[امامخمینی]] نیز به بحث حیات، سریان آن، حیات نطقی، حیات طیبه و حیات واقعی پرداخته است.<ref>امامخمینی، آداب الصلاة، ص۲۵۵؛ تفسیر سوره حمد، ص۳۳؛ شرح چهل حديث، ص۶۵۵، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۲۱۵.</ref> | ||
یکی از مباحث مهم مورد توجه متکلمان و حکمای اسلامی بحث از حیات موجودات است. در تفسیر حیات میان متکلمان اختلاف است؛ از آنجا که صفت حیات بر برخی از مخلوقات از جمله موجودات طبیعی نظیر حیوان و انسان اطلاق میگردد، زیرا برخی اجسام فاقد حیات میباشند..<ref>ملاصدرا، الحكمة المتعاليه، ج۶، ص۴۱۳؛ الشواهد الربوبیه، ص۳۸؛ سعیدیمهر، کلام اسلامی، ج۱، ص۲۳۸-۲۳۹.</ref> | |||
امامخمینی نیز به بحث حیات، سریان آن، حیات نطقی، حیات طیبه و حیات واقعی پرداخته است.<ref>امامخمینی، آداب الصلاة، ص۲۵۵؛ تفسیر سوره حمد، ص۳۳؛ شرح چهل حديث، ص۶۵۵، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۲۱۵.</ref> | |||
==سریان حیات و شعور== | ==سریان حیات و شعور== | ||
حکمای الهی برای اثبات سریان حیات و شعور عمومی موجودات، مطالب فراوانی را بیان کردهاند.<ref>ملاصدرا الحکمة المتعالیه، ج۲، ص۲۸۳؛ ج۸، ص۱۶۴؛ مفاتیح الغيب، ص۵۰۵؛ تفسیر القرآن الكريم، ج۲، ص۲۵۷.</ref> | حکمای الهی برای اثبات سریان حیات و شعور عمومی موجودات، مطالب فراوانی را بیان کردهاند.<ref>ملاصدرا الحکمة المتعالیه، ج۲، ص۲۸۳؛ ج۸، ص۱۶۴؛ مفاتیح الغيب، ص۵۰۵؛ تفسیر القرآن الكريم، ج۲، ص۲۵۷.</ref> امامخمینی نیز بر مبنای اصالت و [[تشکیک در وجود]] بر این باور است که حیات و شعور در تمام موجودات سریان دارد، به گونهای که هر ذرهای از موجودات حتى جمادات و نباتات خالی از حیات شعور و علم نیستند و هر جا شعاع هستی باشد به همان اندازه حیات و شعور نیز میباشد. ایشان در این زمینه کلام مشاء در مورد اینکه اجسام و مادیات علم و حیات ندارد را مورد نقد قرار میدهد و معتقد است تسبیح موجودات که در برخی آیات الهی آمده خود دلیل بر ادراک و حیات آنهاست.<ref>امامخمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۲۵۹-۲۶۰؛ شرح چهل حدیث، ۲۸۳؛ تفسیر سوره حمد، ص۹۸-۹۹.</ref> به اعتقاد ایشان تسبیح موجودات تسبیح نطقی، شعوری و حیاتی است؛ بر این اساس تمام موجودات بهرهای از [[عالم غیب]] و حیات دارند.<ref>امامخمینی، آداب الصلاة، ص۲۵۵-۲۵۶؛ صاحبی، حکمت معنوی، ص۳۴۳-۳۴۴.</ref> | ||
امامخمینی نیز بر مبنای اصالت و تشکیک در وجود بر این باور است که حیات و شعور در تمام موجودات سریان دارد، به گونهای که هر ذرهای از موجودات حتى جمادات و نباتات خالی از حیات شعور و علم نیستند و هر جا شعاع هستی باشد به همان اندازه حیات و شعور نیز میباشد. ایشان در این زمینه کلام مشاء در مورد اینکه اجسام و مادیات علم و حیات ندارد را مورد نقد قرار میدهد و معتقد است تسبیح موجودات که در برخی آیات الهی آمده خود دلیل بر ادراک و حیات آنهاست.<ref>امامخمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۲۵۹-۲۶۰؛ شرح چهل حدیث، ۲۸۳؛ تفسیر سوره حمد، ص۹۸-۹۹.</ref> | |||
به اعتقاد ایشان تسبیح موجودات تسبیح نطقی، شعوری و حیاتی است؛ بر این اساس تمام موجودات بهرهای از عالم غیب و حیات دارند.<ref>امامخمینی، آداب الصلاة، ص۲۵۵-۲۵۶؛ صاحبی، حکمت معنوی، ص۳۴۳-۳۴۴.</ref> | |||
==حیات واقعی== | ==حیات واقعی== | ||
قرآن کریم حیات دنیایی را جز سرگرمی و بازی نمیداند؛ زیرا موجودات عالم دنیا مستمراً در حال حرکت و دگرگونی هستند و حیات آنها بالعرض است؛ ولی حیات واقعی که غایت خلقت انسان را تأمین میکند، در عالم آخرت محقق میشود.<ref>کبری، التأويلات النجميه، ج۴، ص۴۱۰-۱۴۱؛ کرجی، شواهد قرآنی، ص۲۰۲.</ref> | [[قرآن کریم]] حیات دنیایی را جز سرگرمی و بازی نمیداند؛ زیرا موجودات عالم دنیا مستمراً در حال حرکت و دگرگونی هستند و حیات آنها بالعرض است؛ ولی حیات واقعی که غایت خلقت انسان را تأمین میکند، در عالم آخرت محقق میشود.<ref>کبری، التأويلات النجميه، ج۴، ص۴۱۰-۱۴۱؛ کرجی، شواهد قرآنی، ص۲۰۲.</ref> | ||
به تصریح برخی آیات الهی، عالم آخرت عالمی است که دارای حیات بالذات و واقعی است و جایی برای ماده قابلی و حیات بالعرض نیست.<ref>ملاصدرا، الحکمة المتعاليه، ج۹، ص۱۸۴.</ref> امامخمینی نیز با استناد به آیه «انّ الدار الآخرة لهى | |||
به تصریح برخی آیات الهی، عالم آخرت عالمی است که دارای حیات بالذات و واقعی است و جایی برای ماده قابلی و حیات بالعرض نیست.<ref>ملاصدرا، الحکمة المتعاليه، ج۹، ص۱۸۴.</ref> امامخمینی نیز با استناد به آیه «انّ الدار الآخرة لهى الحيوان»،<ref>عنکبوت: ۶۴)</ref> معتقد است حیات برای جسم و بدنهای برزخی واقعی و ذاتی است؛ زیرا تجرد برزخی صور ادراکی دارند و وجود فی نفسه صور ادراکی عین وجود آنها برای مدرک و متحد با آنها میباشد، ازاینرو اجساد و بدنهای مثالی و اخروی عین نفوساند و حیات آنها واقعی و ذاتی است؛ برخلاف بدنهای دنیوی که ذاتاً مردهاند و حیات از خارج ذات به آنها وارد میشود؛ ازاینرو زندگی و حیات بدون صورت و فعالیت و هویت نفسی، زندگی لهو و لعبی است که هیچ گونه ارتقاء وجودی ندارد.<ref>امامخمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۲۱۵.</ref> به اعتقاد ایشان از آیه مذکور حیات ملکوتی و صورت ملکوتی عمل نیز استفاده میشود چنانکه برخی روایات دلالت دارند که جمیع موجودات حیات مکلوتی و واقعی دارند و عالم ملکوت سراسر حیات و علم است و آخرت جای برداشت و دنیا جای کشتزار است؛<ref>(امامخمینی، شرح چهل حدیث، ص۴۳۸)</ref> البته وقتی آخرت دار چیدن و برداشت است که در آن، قابلیت و هیولا نباشد؛ زیرا هیولا به ذات خویش زراعت است، است، حال اگر در آخرت ماده جسمانی باشد؛ امّا زراعتی نباشد، لغو و عبث خواهد بود، در حالی که ملک خداوند به دور از هر گونه لغو و بیهودگی است.<ref>امامخمینی، التعليقه على الفوائد الرضويه، ص۱۴۰؛ آداب الصلاة، ص۳-۴.</ref> | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} |