فیض الهی: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۴۸ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۸ اسفند ۱۴۰۳
جز
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''فیض الهی'''، [[تجلی]] و فعل الهی است که موجب ظهور اشیاء و استعداد آنها در خارج می‌شود.
'''فیض الهی'''، [[تجلی]] و فعل الهی است که موجب ظهور اشیاء و [[استعداد شیء|استعداد]] آنها در خارج می‌شود.


==اهمیت و جایگاه فیض الهی==
==اهمیت و جایگاه فیض الهی==
فیض الهی در اصطلاح عرفانی به معنای تجلی فعل فاعل الهی که پیوسته و همیشه انجام می‌شود.<ref>قونوی، مفاتح الغیب، ص۴۴؛ شرح الأسماء الحسنی، ص۱۹۲؛ فناری، مصباح الانس، ص۸۷.</ref>
فیض الهی در اصطلاح [[عرفان|عرفانی]] به معنای تجلی فعل فاعل الهی که پیوسته و همیشه انجام می‌شود.<ref>قونوی، مفاتح الغیب، ص۴۴؛ شرح الأسماء الحسنی، ص۱۹۲؛ فناری، مصباح الانس، ص۸۷.</ref> اهمیت و جایگاه فیض و تجلی الهی در نظام عرفانی به حدّی مهم است که برخی [[عارفان]] از آن به عنوان نقطه محوری در اندیشه عرفانی یاد کرده‌اند، از دیدگاه عرفا آفرینش هستی سلسله‌ای از تجلیات الهی و فیوضات الهی است که از آغاز تاکنون ادامه دارد و اگر فیض الهی نبود هیچ شیی ظاهر نمی‌شد.<ref>ابن‌عربی، الفتوحات، ج۱، ص۱۸۸؛ ایزوتسو، صوفیسم و تائوئیسم، ص۱۶۷؛ اشرف امامی، مقایسه دیدگاه عرفانی، ص۱۶۳.</ref>
اهمیت و جایگاه فیض و تجلی الهی در نظام عرفانی به حدّی مهم است که برخی عارفان از آن به عنوان نقطه محوری در اندیشه عرفانی یاد کرده‌اند، از دیدگاه عرفا آفرینش هستی سلسله‌ای از تجلیات الهی و فیوضات الهی است که از آغاز تاکنون ادامه دارد و اگر فیض الهی نبود هیچ شیی ظاهر نمی‌شد.<ref>ابن‌عربی، الفتوحات، ج۱، ص۱۸۸؛ ایزوتسو، صوفیسم و تائوئیسم، ص۱۶۷؛ اشرف امامی، مقایسه دیدگاه عرفانی، ص۱۶۳.</ref>
 
امام‌خمینی نیز در آثار عرفانی خویش به بحث از فیض الهی و اقسام آن در دو قوس نزول و صعود پرداخته و ثمرات و نتایج فراوانی بر آن مترتب ساخته است.<ref>امام‌خمینی، التعلیقه علی الفوائد الرضویه، ص۸۶؛ شرح دعای سحر، ص۱۱؛ تقریرات فلسفه،۳ ج، ص۵۱۸؛ تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح اللانس ص۲۴-۲۵؛ مصباح الهدایه، ۱۶-۱۷.</ref>
[[امام‌خمینی]] نیز در آثار عرفانی خویش به بحث از فیض الهی و اقسام آن در دو [[قوس نزول و صعود]] پرداخته و ثمرات و نتایج فراوانی بر آن مترتب ساخته است.<ref>امام‌خمینی، التعلیقه علی الفوائد الرضویه، ص۸۶؛ شرح دعای سحر، ص۱۱؛ تقریرات فلسفه،۳ ج، ص۵۱۸؛ تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح اللانس ص۲۴-۲۵؛ مصباح الهدایه، ۱۶-۱۷.</ref>


==حقیقت فیض الهی==
==حقیقت فیض الهی==
به اعتقاد اهل معرفت آنچه از حق‌تعالی صادر می‌شود، اعم از تعین‌های حقی و تعین‌های خلقی، همگی فیض الهی‌اند. فیض الهی با همه تکثرش، بر اساس قاعده الواحده یک فیض بیش نیست که به دو مرحله اصلی تقسیم می‌شود، در مرحله اول اسمای الهی پدید می‌آیند و در مرحله دوم اعیان خارجی و تعین‌های خلقی ظهور می‌یابند.<ref>قیصری، شرح فصوص الحکم، ص۶۱؛ جامی، نقد النصوص، ص۴۲؛ ابن‌ترکه اصفهانی، تمهید القواعد، ص۱۷۹.</ref> امام‌خمینی نیز با رویکرد عرفانی فیض واحد الهی را در یک تقسیم به دو قسم اصلی تقسیم می‌کند؛ مرحله نخست آن که باطن فیض را تشکیل می‌دهد، فیض اقدس نام دارد و مرحله دوم آن که ظاهر فیض الهی را تشکیل می‌دهد، فیض مقدس نام دارد. مرحله اول فیض شامل اسما و صفات الهی و اعیان ثابته در صقع ربوبی می‌باشد. شعاع این فیض پس از عبور از کانال‌ها و اقتضائات اسما و صفات و اعیان ثابته به فیض مقدس می‌رسد که در نهایت، اعیان خارجی و تعینات خلقی پدید می‌آیند. این فیض الهی با هر دو قسم‌اش وجود مستقلی در برابر حق‌تعالی ندارد بلکه عین ربط و اضافه به ذات احدی است و مستهلک و مندک در اوست و در حقیقت معنای حرفی و معلق به ذات احدی است که فی نفسه و بالذات هیچ حکمی از خود ندارد.<ref>امام‌خمینی، مصباح الهدایه، ص۱۶-۱۸؛ آداب الصلاة، ص۳۱۹؛ صاحبی، اوج معرفت، ص۳۰۲-۳۰۳.</ref>
به اعتقاد [[عرفا|اهل معرفت]] آنچه از حق‌تعالی صادر می‌شود، اعم از تعین‌های حقی و تعین‌های خلقی، همگی فیض الهی‌اند. فیض الهی با همه تکثرش، بر اساس [[قاعده الواحد]] یک فیض بیش نیست که به دو مرحله اصلی تقسیم می‌شود، در مرحله اول اسمای الهی پدید می‌آیند و در مرحله دوم اعیان خارجی و تعین‌های خلقی ظهور می‌یابند.<ref>قیصری، شرح فصوص الحکم، ص۶۱؛ جامی، نقد النصوص، ص۴۲؛ ابن‌ترکه اصفهانی، تمهید القواعد، ص۱۷۹.</ref> امام‌خمینی نیز با رویکرد عرفانی فیض واحد الهی را در یک تقسیم به دو قسم اصلی تقسیم می‌کند؛ مرحله نخست آن که باطن فیض را تشکیل می‌دهد، فیض اقدس نام دارد و مرحله دوم آن که ظاهر فیض الهی را تشکیل می‌دهد، [[فیض اقدس و مقدس|فیض مقدس]] نام دارد. مرحله اول فیض شامل [[اسما و صفات|اسما و صفات الهی]] و [[اعیان ثابته]] در صقع ربوبی می‌باشد. شعاع این فیض پس از عبور از کانال‌ها و اقتضائات اسما و صفات و اعیان ثابته به فیض مقدس می‌رسد که در نهایت، اعیان خارجی و تعینات خلقی پدید می‌آیند. این فیض الهی با هر دو قسم‌اش وجود مستقلی در برابر حق‌تعالی ندارد بلکه عین ربط و اضافه به ذات احدی است و مستهلک و مندک در اوست و در حقیقت معنای حرفی و معلق به ذات احدی است که فی نفسه و بالذات هیچ حکمی از خود ندارد.<ref>امام‌خمینی، مصباح الهدایه، ص۱۶-۱۸؛ آداب الصلاة، ص۳۱۹؛ صاحبی، اوج معرفت، ص۳۰۲-۳۰۳.</ref>
امام‌خمینی فیض الهی را به ظل و سایه الهی نیز تعبیر می‌کند؛ زیرا همه تعینات خلقی و کثرات در آن مستهلک و مضمحل است و بسط این ظل و فیض و مدّ آن به ظهور کثرات است.<ref>امام‌خمینی، تعلیقات علی شرح فصوص الحکم، ص۸۲؛ التعلیقه علی الفوائد الرضویه، ص۸۶، صاحبی، انوار حکمت، ص۲۸۲؛ اوج معرفت، ص۳۱۷.</ref> امام‌خمینی از جمله آثار مترتب بر فیض الهی را اسرار قدر، علم حق‌تعالی به جزئیات اتحاد علم حق‌تعالی با معلومات، علم فعلی حق‌تعالی و تقدم آن بر اشیاء می‌داند.<ref>امام‌خمینی، مصباح الهدایه، ص۵۴.</ref>
 
[[امام‌خمینی]] فیض الهی را به ظل و سایه الهی نیز تعبیر می‌کند؛ زیرا همه تعینات خلقی و کثرات در آن مستهلک و مضمحل است و بسط این ظل و فیض و مدّ آن به ظهور کثرات است.<ref>امام‌خمینی، تعلیقات علی شرح فصوص الحکم، ص۸۲؛ التعلیقه علی الفوائد الرضویه، ص۸۶، صاحبی، انوار حکمت، ص۲۸۲؛ اوج معرفت، ص۳۱۷.</ref> امام‌خمینی از جمله آثار مترتب بر فیض الهی را اسرار قدر، [[علم الهی|علم حق‌تعالی]] به جزئیات اتحاد علم حق‌تعالی با معلومات، علم فعلی حق‌تعالی و تقدم آن بر اشیاء می‌داند.<ref>امام‌خمینی، مصباح الهدایه، ص۵۴.</ref>


==احکام فیض الهی==
==احکام فیض الهی==
حکما الهی و عرفا برای فیض الهی احکامی بر شمرده‌اند.<ref>ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، ج۷، ص۷۷؛ سبزواری، شرح منظومه، ج۵، ص۲۱۲.</ref> امام‌خمینی نیز در آثار خویش برای فیض الهی احکامی را بر می‌شمارد از جمله:
حکما الهی و عرفا برای فیض الهی احکامی بر شمرده‌اند.<ref>ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، ج۷، ص۷۷؛ سبزواری، شرح منظومه، ج۵، ص۲۱۲.</ref> امام‌خمینی نیز در آثار خویش برای فیض الهی احکامی را بر می‌شمارد از جمله:
# لزوم صدور فیض: هرگاه شیء، قابلیت قبول فیض الهی را داشته باشد، قطعاً فیض الهی به او خواهد رسید. اگر چنین نشود و فیض الهی به آن نرسد، دلیل آن یکی از دو احتمال است: الف: دلیل منع فیض، از ناحیه «قابل» است. این در احتمال خلاف فرض است؛ زیرا مراد از قابل، شیء است که استعداد آن، تمام بوده و نقصی در آن قابل فرض نیست. ب: دلیل منع فیض، از ناحیه فاعل است، دلیل بطلان این احتمال آن است که خداوند از تمام جهات واجب الوجود بالذات است و نقصان فاعلیت الهی یا وجود جهت امکانی در او، با اطلاق وجوب وجود قابل جمع نیست.<ref>امام‌خمینی، الطلب والاراده، ص۷۹-۸۰؛ تقریرات فلسفه، ج۲، ص۸۰-۸۱؛ جواهر الاصول، ج۳، ص۱۵۳- ۱۵۴.</ref>
# لزوم صدور فیض: هرگاه شیء، قابلیت قبول فیض الهی را داشته باشد، قطعاً فیض الهی به او خواهد رسید. اگر چنین نشود و فیض الهی به آن نرسد، دلیل آن یکی از دو احتمال است: الف: دلیل منع فیض، از ناحیه «قابل» است. این در احتمال خلاف فرض است؛ زیرا مراد از قابل، شیء است که استعداد آن، تمام بوده و نقصی در آن قابل فرض نیست. ب: دلیل منع فیض، از ناحیه فاعل است، دلیل بطلان این احتمال آن است که خداوند از تمام جهات واجب‌الوجود بالذات است و نقصان فاعلیت الهی یا وجود جهت امکانی در او، با اطلاق وجوب وجود قابل جمع نیست.<ref>امام‌خمینی، الطلب والاراده، ص۷۹-۸۰؛ تقریرات فلسفه، ج۲، ص۸۰-۸۱؛ جواهر الاصول، ج۳، ص۱۵۳- ۱۵۴.</ref>
# عمومیت صدور فیض: از آنجا که صدور فیض از خداوند لازم است، زمان مکان و پذیرنده فیض، هیچ محدودیتی برای این فیض الهی ایجاد نمی‌کند.
# عمومیت صدور فیض: از آنجا که صدور فیض از خداوند لازم است، زمان مکان و پذیرنده فیض، هیچ محدودیتی برای این فیض الهی ایجاد نمی‌کند.
# اختیاری بودن فیض الهی که منافاتی با ضروری بودن صدور فعل ندارد.
# اختیاری بودن فیض الهی که منافاتی با ضروری بودن صدور فعل ندارد.
# حکم فیض در نسبت با قابل آن؛ همانگونه که میان ماده و صورت تناسب است، همچنین میان فیض و قابل نیز تناسب وجود دارد، بر این اساس هر قابلی، متناسب با استعداد خود، مرتبه مشخصی از فیض را دریافت می‌کند و فراتر یا فروتر از آن نخواهد بود و همانگونه که حقیقت هر شیء، به صورت آن است، حقیقت هر شیء به مرتبه فیضی است که دریافت می‌کند.<ref>امام‌خمینی؛ الطلب والاراده، ص۸۰، تنقیح الأصول، ص۱۱۲؛ خمینی، تحریر اختیار، ج۳، ص۱۰۷۶-۱۰۸۴.</ref>
# حکم فیض در نسبت با قابل آن؛ همانگونه که میان ماده و صورت تناسب است، همچنین میان فیض و قابل نیز تناسب وجود دارد، بر این اساس هر قابلی، متناسب با [[استعداد شیء|استعداد]] خود، مرتبه مشخصی از فیض را دریافت می‌کند و فراتر یا فروتر از آن نخواهد بود و همانگونه که حقیقت هر شیء، به صورت آن است، حقیقت هر شیء به مرتبه فیضی است که دریافت می‌کند.<ref>امام‌خمینی، الطلب والاراده، ص۸۰، تنقیح الأصول، ص۱۱۲؛ خمینی، تحریر اختیار، ج۳، ص۱۰۷۶-۱۰۸۴.</ref>
==پانویس==
==پانویس==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
خط ۴۵: خط ۴۶:
{{پایان}}
{{پایان}}
نویسنده: باقر صاحبی
نویسنده: باقر صاحبی
[[رده:مقاله‌های ارزیابی‌شده عقلی]]
۲۷٬۲۷۱

ویرایش