برق الهی
برق الهی بهمعنای نخستین لامع از لوامع نوری است که بر عبد سالک پدیدار شده و او را به مرتبه قرب پروردگار برای سیر فیالله دعوت میکند. امامخمینی با استناد به آیات الهی به بحث از برق و نار الهی، حقیقت، جایگاه و آثار آن پرداخته است.
اهمیت و جایگاه برق الهی
برق الهی در اصطلاحات عرفانی به معنای نخستین لامع از لوامع نوری است که بر عبد سالک پدیدار میشود و او را به مرتبه قرب پروردگار برای سیر فیالله فرا میخواند.[۱] بارقه و برق الهی در معنای خاص عرفانی تا قرن چهارم در سخنان مشایخ و متون عرفانی دیده نمیشود؛ اما در قرن پنجم و ششم به صورت یک اصطلاح مستقل و مستقر در آثار عارفان به کار رفته است. اهل معرفت با استناد به آیات الهی به حقیقت برق الهی، جایگاه، آثار و ویژگیهای آنها پرداختهاند.[۲]
امامخمینی نیز با استناد به آیات الهی به بحث از برق و نار الهی، حقیقت، جایگاه و آثار آن پرداخته است.[۳]
چیستی نارو برق الهی
اهل معرفت در بیان چیستی نار و برق الهی با استناد به آیه «إذ رأی ناراً فقال لاهله امکثوا انی آنست ناراً لعلی آتیکم منها بقیس او أجد علی النار هدی»،[۴] معتقدند وقتی سالک مقامات سلوکی را طی کرد، محبتش به حقتعالی بیشتر شده، شوق در او قوت میگیرد و صبر از او گرفته میشود و در راه وصال محبوب، از خود بیتایی و اضطراب، نشان میدهد و حداکثر وَلَع را پیدا میکند. در این حالت وَلَع او با امید به وصال همراه است که اصطلاحاً آن را مقام عطش گویند، از اینجا به بعد، احوال سالک با کشف و شهود همراه است، در این حالت، جرقههایی از درخشش انوار تجلیات ربّانی را مییابد که او را به دخول در طریق ولایت دعوت میکند، این مقام را در اصطلاح برق الهی گویند؛ در این مرحله سالک مطلوب حقیقی خود را به شکل آتش و نار مییابد، از این جهت که برخی اصل معرفت، آتشی که حضرت موسی(ع) مشاهده کرده بود را به برق الهی تشبیه کردهاند و معتقدند همانطور که آتش و نور برای حضرت موسی(ع) مبدأ نبوت بود، برق الهی برای سالک مبدأ طریق ولایت است.[۵]
امامخمینی نیز در بیان حقیقت و چیستی نار و برق الهی با استناد به آیه «إذ رأی ناراً فقال لاهله امکثوا إنی آنست ناراً»،[۶] معتقد است؛ مراد از نار در این آیه، نار ظاهری نبوده که هر کسی بتواند آن را مشاهده کند، بلکه نار و برقی بوده که موسی آن را ادراک باطنی کرده است. رؤیت این برق الهی برای حضرت موسی بعد چهل روز ریاضت و مجاهدت برای او منکشف شد. به اعتقاد امامخمینی سالک برای رسیدن به این برق و نار الهی باید نفس خویش را از دنیا دور کند و خلع نعلین حبّ دنیا و مال و جاه کند و با انس به فطرت و نار عشق الهی، خود را خالی از موانع سیر و سلوک کند تا بتواند برق الهی را مشاهده کند. بنابراین، سالک باید از بیت مظلم و عالم طبیعت عبور کند و تاریکی دنیا را پشت سر بگذارد تا مشمول برق الهی گردد.[۷]
پانویس
- ↑ کاشانی، شرح منازل السائرین، ص۶۱۶؛ جرجانی، التعریفات، ص۴۷.
- ↑ قشیری، رساله قشیریه، ص۶-۸؛ ابنعربی، الفتوحات المکیه، ج۴، ص۱۱۳، ۱۵۱ و ۲۷۳؛ بقلی، شیرازی شرح شطحیات، ص۹۳ و ۳۴۳؛ سهروردی، مجموعه مصنفات، ج۲، ص۲۴۸؛ غزالی، احیاء علوم الدین، ج۳، ص۱۷-۱۸؛ کاشانی، اصطلاحات الصوفیه، ص۲۹۳.
- ↑ امامخمینی، تفسیر سوره حمد، ص۱۶۴-۱۶۵؛ آداب الصلاة، ص۵۲ و ۲۹۶.
- ↑ طه: ۱۰.
- ↑ کاشانی، شرح منازل السائرین، ص۶۱۶؛ اصطلاحات الصوفیه، ص۲۹۳؛ کبری، تأویلات النجمیه، ج۴، ص۱۸۸.
- ↑ طه:۱۰.
- ↑ امامخمینی، تفسیر سوره حمد، ص۸۱ و ۱۶۱-۱۶۵؛ آداب الصلاة، ص۵۲ و ۲۹۶.
منابع
- ابنعربی، محییالدین، الفتوحات المکیه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بیتا.
- امامخمینی، سیدروحالله، آداب الصلاة، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۴ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، تفسیر سوره حمد، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۸ش.
- جرجانی، سیدشریف، التعریفات، تهران، ناصر خسرو، ۱۳۶۸ش.
- سهروردی، شهابالدّین، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، تصحیح هانری کربن، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۷۵ش.
- غزالی، محمد، احیاء علوم الدین، بیروت، دار الکتب العربی، بیتا.
- قشیری، ابوالقاسم، رساله قشیریه، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۹ش.
- کاشانی، عبدالرزاق، اصطلاحات الصوفیه، تصحیح مجید هادیزاده، انتشارات حکمت، تهران،۱۳۸۱ش.
- کاشانی، عبدالرزاق، شرح منازل السائرین، تحقیق بیدارفر، قم، انتشارات بیدار، ۱۳۸۵ش.
- نجمالدین کبری، احمدبنعمر، التأویلات النجمیه فی التفسیر الإرشادی الصوفی، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۹۷۱م.
نویسنده: باقر صاحبی