توریه
توریه به معنای آن است که انسان در مقام پنهان کردن واقع از شنونده یا مخاطب، کلامی بگوید که مراد وی از آن معنایی غیر از مفهوم ظاهری آن کلام باشد. امامخمینی در آثار خویش به بحث توریه توجه داشته و به جواز توریه و کلام برخی انبیاء الهی در این زمینه پرداخته است.
اهمیت و جایگاه توریه
توریه در اصطلاح دینی و اخلاقی به معنای آن است که انسان در مقام پنهان کردن واقع از شنونده یا مخاطب، کلامی بگوید که مراد وی از آن، معنایی غیر از مفهوم ظاهری آن کلام باشد.[۱] توریه به عنوان یک راهکار به منظور عدم استفاده از دروغ در کتابهای گوناگون اخلاقی، تفسیری و فقهی مورد بحث قرار گرفته است. رجوع به آیات و احادیث، بیانگر این مهم است که گاه مصالح مهمی وجود داشته که به اقتضای آنها، انسانهای بزرگ به گونهای مجازی و با توریه سخن گفتهاند، این روش حاکی از آن است که نه تنها توریه یکی از راههای تقیه در موارد اضطرار است بلکه در مواضع دیگری نیز استفاده شده است تا آنجا که توریه یکی از موارد رحمت و محبت الهی برای انسانها و موجب حفظ و سلامت مؤمنان از شر کافران و بدخواهان خوانده شده است؛ ازاینرو، مفسران و علمای اخلاق در آثار خویش به بحث توریه، حقیقت، جایگاه و آثار آن پرداختهاند.[۲] امامخمینی، نیز در آثار خویش به بحث توریه توجه داشت و به جواز توریه و کلام برخی انبیاء الهی در این زمینه پرداخته است.
جواز توریه
گروهی از علمای اخلاق و فقه جواز توریه را محدود به مواضع جواز کذب میدانند؛ زیرا قائلاند که توریه و کذب با هم تساوی دارند؛ ازاینرو سبب جواز توریه را مقید به اضطرار کردهاند.[۳] در مقابل گروهی توریه و کذب را متباین میدانند و آن را موضوعاً جدای از کذب به شمار آوردهاند.[۴] امامخمینی نیز معتقد است توریه، دروغ و کذب نیست و با آن تساوی ندارد؛ زیرا کسی که توریه میکند، سخنش را در معنای موافق واقع به کار میبرد، اگر چه جمله او خلاف قانون وضع و محاورات است، مانند اینک لفظ مشترک را در غیرمعنایی که از او سئوال شده به کار میبرد؛ ازاینرو به باور امامخمینی دلیلی بر الحاق توریه به دروغ و کذب وجود ندارد. افزون بر اینکه روایاتی بر جواز توریه به صورت مطلق حتی در مورد اصلاح وجود نیز وجود دارد.[۵]
شکستن بتها
برخی مفسران اسلامی معتقدند حضرت ابراهیم در ماجرای شکستن بت، به بت بزرگ تعرض نکرد و هنگامی که مردم برای دستگیری او به سراغاش آمدند و از او پرسیدند آیا تو با خدایان ما چنین کردهای، پاسخ داد بت بزرگ با دیگر بهتها چنین کرده است. این سخن ابراهیم «بل فعله کبیرهم»[۶] ممکن است توهم شود که دروغ بوده و آیا با پیامبری و عصمت حضرت ابراهیم(ع) سازگار است؟. برخی مفسران اهلسنت کذب و دورغ به حضرت ابراهیم داده و زشتی کذب را ذاتی ندانستهاند لکن دقت در این آیه مذکور نشان میدهد خلاف واقع در سخنان حضرت ابراهیم وجود ندارد؛ زیرا جمله «بل فعله کبیرهم» به شکل خبر بیان شده و با توجه به قرینه حالیه ان عبارت مقدمهای است برای سخن بعدی یعنی «فسئلوهم ان کانوا ینطقون» تا مشرکان بتپرستان به اعتراف وادار شوند.[۷]
امامخمینی نیز با استفاد به آیه «بل فعله کبیرهم» و با توجه به روایتی در تأیید این ادعا که سخن ابراهیم ملحق به کذب نمیباشد، معتقد است سخن حضرت ابراهیم(ع) به شکل توریه بوده و به قرینه آیه «فاسألوهم إن کانوا ینطقون» حضرت ابراهیم(ع) در مقام احتجاج و قصد اصلاح کردن قوم را داشته است.[۸]
پانویس
- ↑ جرجانی، التعریفات، ص۹۷؛ سیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، ج۲، ۲۲۶.
- ↑ زرکشی، البرهان فی علوم القرآن، ج۳، ص۴۹۲، طبرسی، الاحتجاج، ج۲، ص۴۴۰؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۱۷، ص۳۲۸؛ تفتارانی، کتاب المطول، ج۱، ص۴۲۵؛ قیصری، شرح فصوص الحکم، ص۷۲۸؛ ابنعربی، رحمة من الرحمان ج۳، ص۱۳۸-۱۳۹؛ کبری، التأویلات النجمیه، ج۴، ص۲۴۰؛ فاضل یگانه ماهیت توریه و بازخوانی نقش آن، ص۱۳۱۹-۱۳۲۲.
- ↑ نراقی، جامع السعادات، ج۲، ص۱۰۰؛ همدانی، مصباح الفقیه، ج۱، ص۵۶۵؛ نجفی، جواهر الکلام، ج۳۲، ص۲۰۸؛ مازندرانی، شرح اصول کافی، ج۹، ص۴۰۶.
- ↑ طباطبائی، کربلائی، ریاض المسائل، ج۱۱، ص۴۷۲؛ اصفهانی، حاشیة المکاسب، ج۲، ص۴۳-۴۴.
- ↑ امامخمینی، المکاسب المحرمة، ج۲، ص۶۰-۶۷ و ۷۲؛ کتاب البیع، ج۲، ص۸۵-۸۶.
- ↑ انبیاء: ۶۳.
- ↑ قیصری، شرح فصوص الحکم، ص۷۲۸؛ ابنعربی، رحمه من الرحمان، ج۳، ص۱۳۸-۱۳۹؛ کبری، التأویلات النجمیه، ج۴، ص۲۴۰؛ جامع المقاصد، ج۴، ص۲۷؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۱۲، ص۵۴.
- ↑ امامخمینی، المکاسب المحرمه، ج۲، ص۶۳-۶۷.
منابع
- ابنعربی، رحمة من الرحمان، قم، اشراق، ۱۴۱۰ق.
- اصفهانی، محمدحسن، حاشیة المکاسب، قم، ذوالقربی، ۱۳۷۹ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، کتاب البیع، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۷۹ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، مکاسب المحرمه، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۷۹ش.
- تفتازانی، سعدالدین، کتاب المطول، قم، مؤسسة الصادق للطاعبه والنشر، ۱۳۹۹ش.
- جرجانی، سیدشریف، التعریفات، تهران، ناصرخسرو، ۱۳۷۶ش.
- زرکشی، محمد، البرهان فی علوم القرآن، بیروت، دار المعرفة، ۱۴۱۰ق.
- سیوطی، عبدالرحمان، الاتقان فی علوم القرآن، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۰ش.
- طباطبائی، کربلائی، علی، ریاض المسائل، قم، مؤسسه آل البیت، ۱۴۰۴ق.
- طبرسی، احمدبنعلی، الاحتجاج، تهران نشر دار النعمان، ۱۳۸۶ش.
- فاضل یگانه، مسعوده، ماهمیت توریه و بازخوانی نقش آن در جواز و عدم جواز، پژوهشهای فقهی، ۱۴۰۰ش.
- قیصری، داوودبنمحمود، شرح فصوص الحکم، تصحیح و تعلیق سیدجلالالّدین آشتیانی، تهران، نشر علمی و فرهنگی، ۱۳۷۵ش.
- مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، موسسة الوفاء، ۱۴۰۴ق.
- محقق کرکی، نورالدین، جامع المقاصد فی شرح القواعد، قم، نشر آل البیت، ۱۴۱۴ق.
- نجمالدین کبری، احمدبنعمر، التأویلات النجمیه فی التفسیر الإرشادی الصوفی، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۹۷۱م.
نویسنده: باقر صاحبی