پرش به محتوا

دارالاسلام

از ویکی امام خمینی

دارالاسلام سرزمینی که بیشتر ساکنان آن مسلمان هستند یا اینکه قوانین و حکومت اسلامی در آنجا حاکم است. مسئلهٔ دارالاسلام و دارالکفر از مسائل مهم در روابط اجتماعی مسلمانان با غیر مسلمانان است و دارای احکام و آثار زیادی است. امروزه این معنا و رویکرد در پرتو تحولات و مقررات بین‌المللی دچار تغییرات متعددی شده است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران با درک محدودیت‌ها و تنگناهای مفهوم دارالاسلام، همسانی و نزدیکی بیشتری با حقوق بین‌الملل، عرف و منشور ملل متحد شکل گرفت.

امام‌خمینی درعین حال که اعتقاد به تقسیم‌بندی دارالاسلام و دار الحرب دارد، با توجه به شرایط جدید بین‌المللی، ضمن تأیید مفهوم ملت- دولت به عنوان یکی از عناصر اصلی روابط بین‌المللی تلاش نموده تا چالش‌های مفهوم دارالاسلام با دنیای جدید را بر طرف نماید. امام‌خمینی درصدد دارالاسلام نوینی بود که با اتحاد مسلمانان و بیداری آنان شکل می‌گرفت و کشورهای اسلامی را شامل می‌شد.

تعریف و جایگاه

دارالاسلام، اصطلاحی در فقه سیاسی در برابر دارالکفر و دارالحرب است.[۱] دارالاسلام سرزمینی است که تحت تصرف مسلمانان و احکام اسلام در آن، جاری باشد، هرچند مسلمانان در آنجا زندگی نکنند. از این عنوان در باب‌های طهارت، خمس، جهاد و لقطه سخن گفته‌اند.[۲] برخی نیز گفته‌اند دارالاسلام یعنی سرزمینی که اسلام در آن ظهور و بروز دارد، خواه از آن جهت که بیشتر ساکنان آن مسلمان‌اند و خواه از آن‌رو که ساختار و قوانینی برآمده از اسلام بر آن حاکم است.[۳] در برابر، مراد از دارالکفر و نیز دارالحرب (که غالبآ مترادف با آن به کار می‌رود)، سرزمینی است که بیشتر ساکنان آن غیرمسلمان‌اند و حاکمیتش در اختیار کفار است.[۴] معیارهای تحقق دارالاسلام را در سه شاخص یعنی امکان اجرای احکام اسلامی، اکثریت مسلمان و برقراری حکومت مسلمانان خلاصه کرده‌اند. به‌نظر می‌رسد معیار برپایی حکومت مسلمانان دقیق‌ترین معیاری باشد که بتوان در عصر حاضر برای تعیین دارالاسلام به کار برد.[۵]

پس از هجرت پیامبر(ص) و مسلمانان به یثرب (مدینه) و تشکیل دولت اسلامی، نخستین دارالاسلام در آنجا شکل گرفت. با پیوستن شماری از قبایل اطراف مدینه به اسلام یا مصالحه آنان با پیامبر اکرم، به‌تدریج قلمرو دارالاسلام توسعه یافت. پس از فتح مکه و اسلام‌آوردن بیشتر مردم آنجا، این شهر نیز به دارالاسلام پیوست. با گسترش نفوذ اسلام به دیگر مناطق جزیرةالعرب و فتوحات مسلمانان، به‌ویژه در سده نخست هجری، دارالاسلام بسیار گسترده شد و سرزمین‌های بسیاری را دربرگرفت.[۶] مسئلهٔ دارالاسلام و دارالکفر از مسائل مهم در روابط اجتماعی مسلمانان با غیر مسلمانان است و دارای احکام و آثار زیادی است و در روابط سیاسی، اقتصادی و تعامل مسلمانان و کشورهای اسلامی تأثیرگذار است.[۷] دارالاسلام گستره نگرش و مرزهای اسلام را در برابر سایر مکاتب و ایدئولوژی‌ها مشخص می‌نماید.[۸]

مفهوم دارالاسلام به‌عنوان وجه ممیزه نظام سیاسی اسلام از سایر نظام‌ها به‌شمار می‌رفت؛ امروزه این معنا و رویکرد در پرتو تحولات و مقررات بین‌المللی دچار تغییرات متعددی شده و در عرصه سیاسی نیز پیامدهای جدیدی به دنبال داشته‌ است. دارالاسلام با مقررات حاکم بر نظام بین‌المللی از حیث پذیرش نظم دولت-ملت، پایبندی به تعهدات و قراردادها و همزیستی مسالمت‌آمیز با سایر کشورها سازگار دانسته شده‌ است.[۹] پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران با درک محدودیت‌ها و تنگناهای دارالاسلام، همسانی و نزدیکی بیشتری با حقوق بین‌الملل، عرف، منشور ملل متحد و قطعنامه‌های مجمع عمومی سازمان ملل شکل گرفت.[۱۰]

احکام

از زمان هجرت نبوی، شماری از مسائل فقهی مرتبط با دارالاسلام در میان مسلمانان مطرح بود، از جمله دربارهٔ چگونگی مالکیت زمین‌هایی که به دارالاسلام افزوده می‌شد و نیز حکم رابطه زوجیت میان زن و شوهری که یکی از آنها در دارالاسلام و دیگری در دارالکفر ساکن بود و موضوعات مهم دیگر. با گسترش دارالاسلام، این قبیل مسائل اهمیت و بسط بیشتری یافت.[۱۱] در ساختار منابع جامع فقهی، احکام دارالاسلام غالبا در مبحث جهاد و بقیه به شکل متفرقه در مباحثی چون نماز میت، لُقَطَه، اَطعِمَه و اَشرِبَه و حدود و دیات ذکر شده‌ است.[۱۲] مهم‌ترین این احکام عبارت‌اند از:

  • وجوب غسل، کفن، نماز و دفن میتِ یافت‌شده در دارالاسلام.[۱۳]
  • لزوم اقامه شعائر اسلامی مانند اذان، نماز جماعت و نماز عیدین در دارالاسلام و نیز وجوب مهاجرت از بلاد کفر به دارالاسلام در صورت ناتوانی از حفظ و ابراز شعائر اسلام.[۱۴]
  • استحباب اکید محافظت از مرز دارالاسلام با دارالکفر.[۱۵]
  • ضرورت دفاع از دارالاسلام در برابر هجوم دشمن.[۱۶]
  • مسلمان و آزاد (غیربرده) محسوب‌شدن لَقیط (کودک پیداشده در دارالاسلام) و برده‌بودن وی در دارالحرب.[۱۷]
  • لُقَطَه‌بودن گنج یافته‌شده در دارالاسلام (با شرایطی) و حرمت تصرف مالکانه در آن.[۱۸]
  • مصونیت جانی همه اهالی دارالاسلام چه اتباع آن (مسلمانان و کفار ذمی) و چه بیگانگان مقیم در آن، از قبیل مستأمنان و خانواده آنان.[۱۹]

دیدگاه امام‌خمینی دربارهٔ دارالاسلام

در آثار امام‌خمینی تقسیم‌بندی بین دارالاسلام و دارالکفر وجود دارد.[۲۰] بیانات و اعلامه‌های امام‌خمینی نیز مؤید تقسیم‌بندی عقیدتی اسلام و کفر حربی از نظر امام برای محیط بین‌المللی است. امام قطب‌بندی شرق و غرب را به وضوح با شعار نه شرقی و نه غربی رد نمود و همواره به هر دو قطب و کسانی که این قطب‌بندی را پذیرفته‌اند انتقاد می‌نمود و نظام دوقطبی اسلام و کفر را مطرح کرد.[۲۱]

امام‌خمینی درعین حال که اعتقاد به تقسیم‌بندی دارالاسلام و دارالحرب دارد، اما با توجه به شرایط جدید بین‌الملل و تعیین ملت- دولت‌ها به‌عنوان بازیگران روابط بین‌الملل، با استفاده از واژگان امروزی مانند بلاد مسلمین، بلاد کفر، دولت اسلامی، کشورهای اسلامی، مفهوم ملت- دولت را مورد تأیید قرار می‌دهد. تأیید مفهوم وطن‌خواهی در آثار امام نیز مؤید دیدگاه مثبت ایشان در مورد تأیید مفهوم ملت- دولت است.[۲۲] نگاه فقهی امام‌خمینی به روابط بین‌الملل نیز همچون فقهاء قبل از خود مبتنی بر تقسیم‌بندی عقیدتی اسلام و کفر حربی می‌باشد؛ اما ایشان ضمن تأیید مفهوم ملت- دولت به عنوان یکی از عناصر اصلی روابط بین‌الملل، با نفی ناسیونالیسم و طرح مفهوم وحدت شیعه و سنی و مفهوم امت واحده اسلامی، تلاش نموده تا چالش وارده به مفهوم دارالاسلام با دنیای جدید را بر طرف نماید.[۲۳]

امام‌خمینی درصدد دارالاسلام نوینی بود که با اتحاد مسلمانان و بیداری آنان شکل می‌گرفت و کشورهای اسلامی را شامل می‌شد.[۲۴] امام با نظام سلطه جهانی که بر سرنوشت کشورهای اسلامی (دارالاسلام) حاکم شده بود، به‌شدت مخالف بودند و آن را با اصول نفی سبیل و حفظ دارالاسلام در تضاد می‌دیدند.[۲۵] امام با توجه به شرایط دوره جدید و نوع جدید قدرت‌های استعماری، با بازخوانی دارالاسلام و دارالکفر، و با اجتهاد از مبانی فقهی، استعمارستیزی و استثمارستیزی را در فقه مظرح می‌کند.[۲۶] وجوب حفظ دارالاسلام در اندیشه سیاسی روابط بین‌الملل امام‌خمینی مشهود است.[۲۷] دفاع از دارالاسلام در گفتمان دفاعی ایشان فقط شامل سرزمین نمی‌شود، بلکه دفاع از کیان و حوزه اسلام، دفاع از مسلمانانی است که مورد حمله و تهاجم قرار گرفته‌اند، همچنین دفاع از هجوم بر خود و دفاع از مظلومان و مستضعفان مورد تجاوز را نیز شامل می‌شود.[۲۸]

پانویس

  1. دانش‌پژوه، «دارالاسلام»، ج۱۶، ذیل مدخل.
  2. هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه فارسی، ج۳، ص۵۶۸ و ص۵۶۹.
  3. زحیلی، آثار الحرب فی الفقه الاسلامی، ص۱۶۹؛ الموسوعة الفقهیة، ج۲۰، ص۲۰۱.
  4. دانش‌پژوه، «دارالاسلام»، ج۱۶، ذیل مدخل.
  5. عمید زنجانی؛ کرمی، «ماهیت سرزمین در فقه امامیه»، ص۷.
  6. دانش‌پژوه، «دارالاسلام»، ج۱۶، ذیل مدخل.
  7. عرفانی، «بازشناسی دارالاسلام و دارالکفر در فقه و تأثیر آن بر اجرای قوانین جزایی»، ص۱۱۵.
  8. دارایی، و دیگران، «بررسی نگرش دارالاسلام به اصول حقوق شهروندی»، ص۱۲۶.
  9. دارائی، و دیگران، «آثار و پیامدهای سیاسی دارالاسلام در عرصه مقررات بین‌المللی پس از انقلاب اسلامی»، ص۲۵۷.
  10. کامران؛ زارعی، «مسئله دارالاسلام و قلمرو ملی از دیدگاه اسلام و جمهوری اسلامی ایران»، ص۹۱.
  11. شافعی، الاُمّ، ج۴، ص۲۸۷، ج۵، ص۱۶۳؛ سحنون، المُدَوَّنة الکبری، ج۲، جزء۳، ص۲۲، جزء۴، ص۳۰۲ و ۳۱۴.
  12. دانش‌پژوه، «دارالاسلام»، ج۱۶، ذیل مدخل.
  13. ابن‌قدامه، المغنی، ج۲، ص ۴۰۶؛ هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه فارسی، ج۳، ص۵۶۹.
  14. علامه حلّی، قواعدالاحکام، ج۱، ص۴۷۹؛ منتظری، دراسات فی ولایة الفقیه و فقه‌ الدولة الاسلامیة، ج۲، ص۲۷۵.
  15. ابن‌قدامه، المغنی، ج۱۰، ص۳۷۵ تا ص۳۷۷.
  16. نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج۲۱، ص۱۴ تا ص۱۶.
  17. ابن‌قدامه، المغنی، ج۶، ص۳۷۴ تا ص۳۷۶.
  18. سمرقندی، تحفةالفقهاء، ج۱، ص۳۲۸؛ علامه حلّی، قواعدالاحکام، ج۱، ص۳۶۲.
  19. دانش‌پژوه، «دارالاسلام»، ج۱۶، ذیل مدخل.
  20. امام‌خمینی، تحریر الوسیله، ص۶۷، ص۶۶۱ و ص۶۹۴.
  21. ساداتی‌نژاد، و دیگران، «نگاه فقهی امام‌خمینی به روابط بین‌الملل»، ص۵۲.
  22. ساداتی‌نژاد، و دیگران، «نگاه فقهی امام‌خمینی به روابط بین‌الملل»، ص۵۲.
  23. ساداتی‌نژاد، و دیگران، «نگاه فقهی امام‌خمینی به روابط بین‌الملل»، ص۲۳.
  24. موسوی بجنوردی؛ دانش‌پور، «بررسی فقهی حدود دارالاسلام و دارالکفر با رویکردی بر اندیشه امام‌خمینی»، ص۱۰۲.
  25. مرتضوی، دانشنامه امام‌خمینی، ج۱، ص۳۵۶۳.
  26. ساداتی‌نژاد، و دیگران، «نگاه فقهی امام‌خمینی به روابط بین‌الملل»، ص۵۳.
  27. مرتضوی، دانشنامه امام خمینی، ج۱، ص۱۴۲۰.
  28. موسوی جشنی؛ درودی، «بازنمایی مفهوم "استکبار جهانی" در گفتمان دفاعی امام‌خمینی از جهان اسلام»، ص۱.

منابع

  • ابن‌قدامه، المغنی، بیروت، ۱۳۴۷ق، چاپ افست، بی‌تا.
  • امام‌خمینی، سید روح‌الله، تحریر الوسیلة، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، چاپ دو. ۱۳۸۴ش.
  • دارائی، محمد؛ یاقوتی، ابراهیم، خزائی، احمدرضا، «آثار و پیامدهای سیاسی دارالاسلام در عرصه مقررات بین‌المللی پس از انقلاب اسلامی»، رهیافت انقلاب اسلامی، شماره۵۹، تابستان ۱۴۰۱ش.
  • دارایی، محمد؛ یاقوتی، ابراهیم، خزایی، احمدرضا، «بررسی نگرش دارالاسلام به اصول حقوق شهروندی»، تاریخ پزشکی، شماره ۴۵، زمستان ۱۳۹۹ش.
  • دانش‌پژوه، مصطفی، «دارالاسلام»، دانشنامه جهان اسلام، تهران، بنیاد دایرةالمعارف اسلامی، ۱۳۹۳ش.
  • زُحَیلی، وهبه مصطفی، آثار الحرب فی الفقه الاسلامی، دمشق، بی‌نا، ۱۴۱۹ق.
  • ساداتی‌نژاد، دکتر سید محمد؛ جعفری‌فر، احسان؛ ساداتی‌نژاد، سید علی، «نگاه فقهی امام‌خمینی (ره) به روابط بین‌الملل»، راهبرد سیاسی، شماره۸، بهار ۱۳۹۸ش.
  • سحنون، عبدالسلام‌بن سعید، المُدَوَّنة الکبری، قاهره، ۱۳۲۳ق، چاپ افست بیروت، بی‌تا.
  • سمرقندی، محمدبن احمد، تحفةالفقهاء، بیروت، بی‌نا، ۱۴۱۴ق.
  • شافعی، محمدبن ادریس، الاُمّ، بیروت، بی‌نا، ۱۴۰۳ق.
  • عرفانی، محمد ضیا، «بازشناسی دارالاسلام و دارالکفر در فقه و تأثیر آن بر اجرای قوانین جزایی»، معارف اسلامی و حقوق جزا و جرم‌شناسی، شماره۱۷، پاییز و زمستان ۱۴۰۲ش.
  • علامه حلّی، حسن‌بن یوسف، قواعدالاحکام، قم، ۱۴۱۳ق.
  • عمید زنجانی، عباسعلی؛ کرمی، حامد، «ماهیت سرزمین در فقه امامیه»، حقوق اسلامی، شماره۲۷، زمستان ۱۳۸۹ش.
  • مرتضوی، ضیاء، دانشنامه امام‌خمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی (س)، ۱۴۰۰ش.
  • کامران، حسن؛ زارعی، بهادر، «مسئله دارالاسلام و قلمرو ملی از دیدگاه اسلام و جمهوری اسلامی ایران»، جغرافیا و توسعه ناحیه‌ای، شماره۲، بهار و تابستان ۱۳۸۳ش.
  • منتظری، حسینعلی، دراسات فی ولایة الفقیه و فقه‌الدولة الاسلامیة، قم ۱۴۰۸ق.
  • موسوی بجنوردی، سید محمد؛ دانش‌پور، افتخار، «بررسی فقهی حدود دارالاسلام و دارالکفر با رویکردی بر اندیشه امام‌خمینی»، پژوهشنامه متین، شماره ۳۱ و ۳۲، تابستان و پاییز ۱۳۸۵ش.
  • موسوی جشنی، صدرالدین؛ درودی، مسعود، «بازنمایی مفهوم "استکبار جهانی" در گفتمان دفاعی امام‌خمینی از جهان اسلام»، جامعه‌شناسی سیاسی جهان اسلام، شماره ۱، بهار ۱۳۹۱ش.
  • الموسوعة الفقهیة، کویت، وزارة الاوقاف و الشئون الاسلامیة، ۱۴۱۰ق.
  • نجفی، محمدحسن‌بن باقر، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت، بی‌نا، ۱۹۸۱م.
  • هاشمی شاهرودی، سید محمود، فرهنگ فقه فارسی، مؤسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامی، بی‌تا.