راسخون در علم
راسخون در علم، به معنای افرادی ثابتقدم در دانش که معرفت در وجودشان رسوخ کرده و فهم تأویل آیات متشابه قرآن را میدانند. امامخمینی در آثار خویش به بحث از راسخون در علم، جایگاه، حقیقت و مصداق آن پرداخته است.
اهمیت و جایگاه راسخون در علم
راسخون در علم در اصطلاح دینی به معنای افرادی ثابتقدم در دانش است که معرفت در وجودشان رسوخ کرده و فهم تأویل آیات متشابه قرآن را میدانند.[۱] از جمله مسائلی که از دیرباز مورد بحث و توجه مفسران اسلامی بوده است، جایگاه راسخون در علم و اینکه آنان چه کسانی هستند. در آیات الهی به راسخون در علم اشاره شده است: «و ما یعلم تأویله الا الله والراسخون فی العلم یقولون آمنا به کل من عند ربّنا»[۲] میان مفسران اسلامی درباره اینکه آیا راسخان در علم تأویل آیات متشابه را میدانند یا خیر، اختلاف نظر وجود دارد.[۳]
امامخمینی نیز در آثار خویش به بحث از راسخون در علم، جایگاه، حقیقت و مصداق آن پرداخته است.[۴]
مراد از راسخون در علم
پیرامون راسخون در علم دیدگاههای متفاوتی ارائه شده است؛ برخی مفسران معتقدند که راسخون به کسانی گفته میشود که عالم به تأویل آیات متشابه هستند.[۵] در مقابل برخی معتقدند تنها خداوند عالم به تأویل آیات مشابه است و راسخان در علم صرفاً ایمان به آیات دارند و از تأویل آنها اطلاعی ندارند.[۶]
امامخمینی نیز پیرامون راسخون در علم و فهمیدن مقصود آیات محکم و متشابه، معتقد است قرآن و احادیث مشتمل بر دو نوع معارف است؛ عملی و علمی، معارف عملی باید محکم باشند؛ زیرا عمل مربوط به عموم مردم است و واضح نبودن آن، سبب تردید در مقام میشود، ولی در مباحث علمی باید فکر کرد و طولانی شدن تفکر و پیدا شدن شقوق برای مطلب مشکلی ندارد.[۷] پس تشابه برای جاهل است نه برای ژرفاندیش و راسخان در علم؛ ازاینرو، نفوس غیرمستعد حق ورود به آیات متشابه را ندارند. امامخمینی با استناد به روایتی راهحل فهم متشابهات را ارجاع آن به محکم میداند و معتقد است برای فهم مشابه باید اجتهادی که ثمرهاش فهم متشابهات قرآن میباشد، انجام گیرد.[۸]
امامخمینی در بیان رابطه تأویل با متشابهات با استناد به برخی آیات الهی تصریح دارد که آیات بر دو گونه است، یکی آیات محکمات که تأویلی ندارد و همه آن را میفهمند و دیگری آیات متشابهات که تأویل دارند و از قبیل رمز است و تأویل آن را خدا و راسخان در علم میدانند.[۹] امامخمینی با استناد به آیه: «ما یعلم تأویله الا الله والراسخون فی العلم»[۱۰] علم تأویل را مختص به راسخان در علم میداند که علمشان اکتسابی نیست بلکه موهبتی و از جانب حقتعالی است. البته ایشان معتقد است فهم قرآن آن گونه که هست اختصاصی به نبی ختمی(ص) دارد که مخاطب اصلی قرآن است و امّا عالمان راسخ در علم نیز به واسطه طهارت و صفات نفس میتوانند به مراتب تأویل دست یابند.[۱۱]
مصداق راسخون در علم
مفسران اسلامی در تعیین مصداق راسخون در علم دیدگاههای متعددی مطرح کردهاند؛ برخی راسخون را همه دانشمندان و متفکران میدانند؛[۱۲] ولکن اکثر علمای شیعه راسخون در علم را پیامبر اسلام و اهل بیت او میدانند.[۱۳] امامخمینی نیز با توجه به آیه: «ما یعلم تأویله الا الله و الراسخون فی العلم»، مصداق اصلی راسخون در علم را پیامبر اسلام و اهلبیت او میداند؛ زیرا پیامبر و امامان معصوم به واسطه رسیدن به غایت کمال انسانی و طهارت جان به تمام مراتب تأویل قرآن آگاه میباشند.[۱۴]
پانویس
- ↑ قمی، تفسیر قمی، ج۱، ص۹۶-۹۷؛ طبرسی، مجمع البیان، ج۲، ص۶۹۸، حسینی شیرازی، تبیین القرآن، ص۶۱؛ راغب اصفهانی، الفاظ المفردات القرآن، ص۳۵۲.
- ↑ آل عمران: ۷.
- ↑ سیدرضی، حقایق التأویل، ص۷؛ معرفت، التمهید، ج۱، ص۳۰؛ اسعدی، سایهها و لایهها، ص۳۱۰؛ بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۸۳۸؛ فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ج۱، ص۳۱۹؛ محمدی، بررسی سندی و دلالی احادیث راسخون فی علم، ص۳۵-۴۶.
- ↑ امامخمینی، کشف اسرار، ص۳۲۲؛ شرح دعای سحر، ص۵۸ و ۳۷-۳۸؛ شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۶۱ و ۳۱۱-۳۱۲؛ صحیفه امام، ج۱۷، ص۴۳۱-۴۳۲.
- ↑ صدوق، کمالالدین، ج۲، ص۶۴۹؛ مغنیه، التفسیر الکاشف، ج۲، ص۱۴؛ طبرسی، مجمع البیان، ج۲، ص۷۰۱.
- ↑ طباطبائی، المیزان، ج۳، ص۲۸.
- ↑ امامخمینی، کشف اسرار، ص۳۲۱-۳۲۲؛ میرعرب، علوم قرآن در اندیشه امامخمینی، ص۱۰۰-۱۰۱.
- ↑ امامخمینی، الاجتهاد و التقلید، ص۷۲؛ کشف اسرار، ص۳۲۲-۳۲۳؛ میرعرب، علوم قرآن و اندیشه امامخمینی، ص۱۰۴.
- ↑ امامخمینی، کشف اسرار، ص۳۲۲-۳۲۳).
- ↑ آل عمران: ۷.
- ↑ امامخمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۶۱ و ۳۱۱-۳۱۲؛ صحیفه امام، ج۱۷، ص۴۳۱؛ تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح الانس، ص۵۰-۵۱.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲، ص۴۳۹؛ طبرسی، مجمع البیان، ج۲، ص۷۰۰)
- ↑ حویزی، نورالثقلین، ج۱، ص۳۱۵؛ کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۱۳؛ قمی، تفسیر قمی، ج۱، ص۹۶-۹۷.
- ↑ امامخمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۶۱ و ۳۱۱-۳۱۲؛ صحیفه امام، ج۱۷، ص۴۳۱-۴۳۲؛ تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح الانس، ص۵۰-۵۱.
منابع
- اسعدی، محمد، سایهها و لایههای معنایی، درآمدی بر نظریه معناشناسی مستقل فرازهای قرآنی در پرتو روایات تفسیری، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۸۶ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، الاجتهاد و التقلید، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۴۲۶ق.
- امامخمینی، سیدروحالله، تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح الأنس، قم، پاسدار اسلام، ۱۴۱۰ق.
- امامخمینی، سیدروحالله، شرح حدیث جنود عقل و جهل، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۷ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، شرح دعای سحر، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۳ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۹ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، کشف اسرار، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، بیتا.
- بحرانی، میثم، البرهان فی تفسیر القرآن، قم، بنیاد بعثت، ۱۴۱۵ق.
- حسینی شیرازی، محمد، تبیین القرآن، بیروت، در العلوم، ۱۴۲۳ق.
- حویزی، عبدعلی، تفسیر نورالثقلین، قم، انتشارات اسماعیلیان، ۱۴۱۵ق.
- راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، بیروت، دار القلم، ۱۳۷۹ش.
- سیدرضی، شریف، حقایق التأویل فی متشابه التنزیل، نجف، دار المهاجر، ۱۳۵۴ق.
- صدوق، کمالالدین و تمام النعمه تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۹۵ش.
- طباطبائی، محمدحسین، تفسیر المیزان، قم، انتشارات اسلامی، ۱۴۱۷ق.
- طبرسی، حسن، مجمع البیان، بیروت، دارالعلوم، ۱۳۷۹ق.
- فیض کاشانی، محسن، الصافی، قم، مؤسسه الهادی، ۱۴۱۶ق.
- قمی، علیبنابراهیم، تفسیر قمی، قم، مؤسسه دار الکتاب، ۱۴۰۴ق.
- کلینی، محمدبنیعقوب، اصول کافی، تصحیح علیاکبر غفاری، تهران، دار الکتب الإسلامیه، ۱۴۰۷ق.
- محمدی، روحالله، بررسی سندی و دلالی احادیث راسخون فی علم، مطالعات اسلامی، علوم قرآن و حدیث، ۱۳۹۰ش.
- معرفت، محمدهادی، التمهید فی علوم القرآن، قم، دفتر نشر اسلامی، ۱۴۱۲ق.
- مغنیه، محمدجواد، تفسیر الکاشف، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۴۲۴ق.
- میرعرب، فرجالله، علوم قرآن در اندیشه امامخمینی، تهران، نشر عروج، ۱۳۹۵ش.
نویسنده: باقر صاحبی