پرش به محتوا

سیدجلال‌الدین تهرانی

از ویکی امام خمینی
سیدجلال‌الدین تهرانی
شناسنامه
نام کاملسیدجلال‌الدین تهرانی
لقبسیدجلال
نسبسیدجلال‌الدین بن سیدعلی شیخ‌الاسلام مرندی
زادروز۱۲۷۵ش
شهر تولدتهران
کشور تولدایران
تاریخ درگذشت۱۳۶۶ش
شهر درگذشتپاریس
کشور درگذشتفرانسه
آرامگاهحرم امام رضا(ع)، رواق دارالسیاده
فرزنداننداشت
دیناسلام
پیشهاخترشناس، ریاضی‌دان، سیاست‌مدار
اطلاعات سیاسی
پست‌هاوزیر؛ نماینده و سناتور مجلس؛ استاندار خراسان؛ نایب‌التولیه آستان قدس رضوی؛ سفیر ایران در بلژیک؛ رئیس شورای سلطنت
اطلاعات علمی و مذهبی
اساتیدآقا مهدی منجم‌باشی؛ شیخ باقر گنابادی؛ شیخ سعید خوئی؛ آقا میرزا محمود قمی؛ آقا داود عرب؛ آقا غلامحسین؛ میرزا ابراهیم؛ میرزا نظام‌الدین خان؛ میرزا محمود خان کوکب‌شناس؛ میرزا علی‌اکبر خان؛ میرزا محمود خان؛ کمال‌الملک؛ میرزا اسدالله خان مازندرانی؛ مسیو نرنکل
تالیفاتگاهنامه؛ آثار و تصحیحات و ترجمه‌هایی در نجوم، ریاضیات، ادبیات و تاریخ


سیدجلال‌الدین تهرانی (۱۲۷۵ـ۱۳۶۶ش) اخترشناس، ریاضی‌دان و سیاست‌مدار ایرانی در دوران پهلوی بود. او چندین بار وزیر و نمایندۀ مجلس شد. پیش از انقلاب تولیت آستان قدس رضوی را نیز برعهده داشت. در آستانۀ انقلاب اسلامی (۱۳۵۷) با درخواست محمدرضا پهلوی، ریاست شورای سلطنت را پذیرفت؛ ولی کناره‌گیری او از این پست به‌عنوان شرط دیدار با امام‌خمینی در پاریس، ضربه محکمی به نظام پادشاهی در ایران بود.

زندگی شخصی و علمی

سیدجلال‌الدین تهرانی، مشهور به سیدجلال، ۱۲۷۵ش.در تهران زاده شد.[۱] برخی سال تولد او را ۱۳۷۲ش دانسته‌اند.[۲] پدرش سیدعلی شیخ‌الاسلام مرندی از علما و رجال دینی شهر مرند و پدر بزرگش سیدربیع قاضی‌القضات شیخ الاسلامی نام داشت که در دربار قاجار دارای منزلتی بودند.[۳] سیدجلال نخست مدتی در مدرسه تربیتِ تهران درس خواند. سپس در مدرسه سپهسالار به تحصیل علوم دینی مشغول شد و لباس روحانیت بر تن نمود.[۴] سپس تحصیلات خود را در رشته‌های زبان و ادبیات فارسی و عربی، حکمت و فلسفه، ریاضیات قدیم، نجوم و زبان فرانسه ادامه داد.[۵]

سیدجلال در دانش‌اندوزی استادان پرآوازۀ زمان خود را درک کرد. از آن میان: آقا مهدی منجم‌باشی در استخراج تقویم، شیخ باقر گنابادی در عرفان، شیخ سعید خوئی در رمل، آقا میرزا محمود قمی در حکمت و الهیات، آقا داود عرب در جفر، آقا غلامحسین در عدد، میرزا ابراهیم در طب، میرزا نظام‌الدین خان در هندسه، میرزا محمود خان کوکب‌شناس در هیئت، میرزا علی‌اکبر خان در السنه خارجه، میرزا محمود خان پسر میرزا کاظم در شیمی، کمال‌الملک در نقاشی، میرزا اسدالله خان مازندرانی در نجوم و تعیین کواکب و مسیو نرنکل فرانسوی در حساب.[۶]

وی دارای آثار عدیده‌ای در حوزه‌های تخصصی خود بود که «بنای رصدخانه‌ای در خانۀ خود، انتشار همه‌سالۀ پژوهش‌های نجومی با عنوان گاهنامه از سال ۱۳۰۵ش، انتشار کتابی در دانش اخترشناسی،[۷] چهار مقاله عروضی (تصحیح)؛ الارشاد فی شرح حال صاحب بن عباد (تصحیح)؛ اصفهان نصف جهان؛ حدود العالم من المشرق الی المغرب (تصحیح)؛ محاسن اصفهان (ترجمه)؛ آثار قدیمه فارسی؛ تاریخ جهانگشای جوینی (تصحیح)؛ فارسنامه ابن بلخی (تصحیح)؛ تاریخ قم (تصحیح)؛ هیأت (ترجمه)؛ جامع‌التواریخ (رشیدالدین فضل‌الله همدانی، ضمیمۀ گاهنامه)؛ لب‌التواریخ (تصحیح)؛ تعلیمات دینی (برای مدارس)،[۸] از جمله آنها می‌باشد.

تهرانی بااین‌که آدم سرشناسی شده بود و با رجال سیاسی آمدوشد داشت؛ تاآنجاکه مستوفی الممالک در ۱۳۰۱ش. او را به معاونت وزارت معارف و صنایع برگزید؛ لباس روحانیت به تن می‌کرد.[۹] تا این‌که سال ۱۳۱۳ش. از سوی حکومت بر او تکلیف شد که باید لباس متحدالشکل بپوشد، وگرنه بازداشت و زندانی خواهد شد. او نپذیرفت و به‌ناچار از کشور خارج و به بروکسل رفت و در رشتۀ ریاضیات، نجوم و فیزیک دکترا گرفت و همانجا تدریس کرد و با رجال و سران سیاسی بلژیک آشنا شد و پیوند خورد.[۱۰]

سیدجلال در عرصۀ سیاست

نخستین تجربۀ سیاسی تهرانی، سال ۱۳۰۷ش. در خانۀ سیدحسن مدرس رخ داد. هنگام بازداشت و تبعید مدرس، سیدجلال را هم بازداشت کردند و چندی در زندان به سر برد.[۱۱] در سال ۱۳۲۶، به درخواست و پافشاری احمد قوام (قوام السلطنه) که نخست‌وزیر بود، از بلژیک به ایران آمد و به‌عنوان وزیر مشاور و معاون پارلمانی نخست‌وزیر به دولت راه یافت. («نگاهی به زندگی سیدجلال الدین تهرانی»، مجله الکترونیکی دوران). در این دوره محمدرضاشاه از همۀ وزیران خواست برای سرنگونی دولت قوام، کناره‌گیری کنند که همه پذیرفتند، جز تهرانی اما بااین‌همه، دولت قوام سقوط کرد.[۱۲] وی سپس سال ۱۳۲۷ در کابینۀ محمد ساعد مراغه‌ای به وزارت پست و تلگراف و تلفن برگزیده شد و در سال ۱۳۲۹ نیز در کابینه حسنعلی منصور همین پست را داشت؛ تااین‌که به نیابت (از شاه) تولیت آستان قدس رضوی گماشته شد.[۱۳] با سر کار آمدن دولت محمد مصدق (شهریور ۱۳۳۰). ضمن نیابت تولیت، به استانداری خراسان نیز برگزیده شد.[۱۴]

وی سال ۱۳۳۲، در دورۀ دوم مجلس سنا به سناتوری تهران انتخاب شد و پس از مدتی به‌عنوان وزیر مختار و سفیر کبیر ایران در بلژیک حکم گرفت و چهار سالی آنجا بود. پس از بازگشت، برای بار دوم استاندار خراسان و نیابت تولیت آستان قدس رضوی را پذیرفت و در این دوره اصلاحات چشم‌گیری در شهر مشهد و تولیت انجام داد.[۱۵] در همین سال‌ها که رژیم شاه برنامۀ اصلاحات ارضی را پیش کشید، سیدجلال از مخالفان آن بود. به‌گونه‌ای که در سالن کشاورزی مشهد علیه آن سخنرانی کرد. سپس از استانداری خراسان و نیابت تولیت آستان قدس رضوی کناره‌گیری کرد.[۱۶]

با برگشت از مشهد، در دورۀ دوم و سوم مجلس سنا، سناتور انتصابی تبریز شد و تا سال ۱۳۴۰ که علی امینی مجلسین را بست، در مجلس سنا بود.[۱۷] وی در رویدادهای خونین خرداد ۱۳۴۲ و بازداشت و زندانی شدن امام‌خمینی، در حل مسئله و نجات ایشان تلاش نمود و در حصر در قیطریه به دیدار او رفت.[۱۸] همچنین در مجلس سنا با نخست‌وزیران انتخابی شاه، یعنی حسنعلی منصور و امیر عباس هویدا به مخالفت برخاست و غالباً به لوایح دولت رأی کبود می‌داد.[۱۹]

با بازگشایی مجلسین در سال ۱۳۴۲ بار دیگر سناتور انتصابی تهران شد. سال ۱۳۴۳، تنها سناتوری بود که به لایحه مصونیت مستشاران آمریکایی (کاپیتولاسیون) که بعدآً به صورت قانون درآمد، رأی مخالف داد.[۲۰] چون وی به لایحه‌های دولت‌ها رای کبود می‌داد، نخست‌وزیران انتخابی، منصور و هویدا، به همراه رییس مجلس سنا، جعفر شریف امامی، شکایت به شاه بردند که سیدجلال در کارها اخلال می‌کند و آرامش مجلس را به هم می‌ریزد. شاه هم با پایان دورۀ سناتوری سیدجلال در سال ۱۳۴۶، دیگر او را برنگزید.[۲۱]

تهرانی چند سالی به دور از هر پست و مقامی در تهران به کارهای علمی خود پرداخت. تااین‌که دانشگاه بروکسل دوباره از او درخواست همکاری کرد. برای همین از سال ۱۳۵۵ به اروپا رفت تا شهریور ۱۳۵۷ که به تهران بازگشت و با کاوش و تحلیل وضعیت کشور به این برآیند رسید که با همین شتاب، حکومت شاه سرنگون خواهد شد.[۲۲] طولی نکشید که شاپور بختیار به شرط رای مجلسین به وی، خروج شاه از کشور و تشکیل شورای سلطنت در نبود شاه، نخست‌وزیری را پذیرفت.[۲۳] از این رو، مجمعی با عنوان شورای نیابت سلطنتی تشکیل شد. در این شورا افرادی که پیشتر دارای مشاغل مهم سیاسی بودند، عضو شدند اما بنا شد سه تن دیگر هم که در سال‌های گذشته دارای سمتی نبوده، ولی از رجال معمر و خوشنام جامعه به شمار می‌رفتند، در آن شورا عضویت داشته باشند. لذا تهرانی به عنوان یکی از آن سه رجل سیاسی، به عضویت شورای نیابت سلطنت درآمد. شورا، نخستین جلسه خود را در ۲۴ دی در حضور محمدرضا پهلوی در کاخ نیاوران تشکیل داد و تهرانی رئیس شورا شد.[۲۴] سیدجلال با هدف بهره‌گیری از آشنایی و روابط ایشان با امام‌خمینی، به ریاست شورای سلطنت برگزیده شد.[۲۵] از دیدگاه شاپور بختیار با انتخاب تهرانی، یک شخصیت مذهبی که می‌توانست رابط میان دولت و نیروهای مذهبی باشد، انتخاب شده بود.[۲۶]

محمدرضا پهلوی در ۲۶ دی از کشور خارج شد .[۲۷] و اداره کشور به‌دست شورای سلطنت افتاد. این وضعیت تا اواخر دی ۱۳۵۷ ادامه یافت. درحالی‌که امام‌خمینی با به‌رسمیت‌شناختن و قانونی‌دانستن شورای سلطنت به‌شدت مخالفت و آن را رد کرد.[۲۸] ایشان گوشزد کرد ملت ایران تحمل شورای سلطنت و پهلوی را نخواهد داشت.[۲۹] همچنین تأکید کرد ملت شورای سلطنت را نمی‌پذیرد؛ زیرا آن هم برخلاف قانون اساسی مشروطیت است.[۳۰] ایشان هشدار داد عمل آنان غیرقانونی و دخالت آنان در مقدرات کشور جرم است و از آنان خواست بی‌درنگ از این شورا کناره‌گیری کنند و در صورت تخلف مسئول پیامدهای آن می‌باشند.[۳۱]

یکی از کسانی‌که در بدرقۀ شاه در ۲۶ دی ۵۷ تا پلکان هواپیما حضور داشت، سیدجلال تهرانی بود که برای دل‌گرمی به شاه گفت: اعلی‌حضرت نگران نباشند، استراحت کنند، درست می‌شود. شاه با نگرانی گفت: سید! پس، ماموریت و رسالت من چه می‌شود؟ سیدجلال پاسخ می‌دهد: آخرین فرستاده جد من بود. بعد از او رسالتی در کار نیست. شاه بی‌پاسخ از پلکان هواپیما بالا رفت و سیدجلال ۲۸ دی با عنوان رییس شورای سلطنت برای گفتگو با امام‌خمینی رهسپار پاریس شد.[۳۲] نزدیکان او اعلام کردند که رئیس شورا، برای گفتگو دربارۀ اوضاع و احوال ایران و برنامه‌های آینده شورا با امام‌خمینی به پاریس رفته‌است.[۳۳]؛ همچنین اعلام شد که وی برای درخواست همکاری امام‌خمینی با بختیار به پاریس رفته‌است.[۳۴]

امام‌خمینی و سیدجلال تهرانی

سیدجلال تهرانی از گذشته با روحانیت و مرجعیت پیوند داشت و امام‌خمینی را نیز از سال‌های نخست آغاز نهضت می‌شناخت.[۳۵] همچنین پس از قیام خرداد ۱۳۴۲، دستی در رفع حبس و حصرِ امام‌خمینی داشت.[۳۶] از طرفی، بیش از نیم قرن تجربۀ سیاسی، شتاب‌گیری انقلاب در نیمۀ دوم سال ۱۳۵۷ و نوع گفتار و رفتار شاه در فرودگاه، به او فهماند که امیدی به شورای سلطنت نداشته باشد.[۳۷] روزنامه‌های ۲۸ دی ۵۷ خبر ورود و عکس سیدجلال تهرانی را در فرودگاه پاریس همراه با مصاحبه کوتاهی از وی منتشر کردند.[۳۸] در فرودگاه به خبرنگاران گفته بود: «به امام به‌عنوان شخصیتی که مورد وسیع‌ترین احترامات مردم ایران می‌باشد، احترام می‌گذارم.» .[۳۹] بختیار سعی کرد تهرانی را نماینده خود در این سفر بنامد.[۴۰]؛ اما وی آن را نفی کرد و در سی‌ام دی نامه‌ای برای امام‌خمینی فرستاد و درخواست دیدار کرد.[۴۱] امام نیز برای دیدار با تهرانی شرط گذاشت که شورا را غیر قانونی اعلام کند و از ریاست آن استعفا دهد. لذا تهرانی در روز اول بهمن استعفانامه خود را برای امام‌خمینی فرستاد؛ اما در آن سخنی از غیرقانونی‌بودن شورای سلطنت نیامده بود. امام‌خمینی متن استعفانامه را اصلاح و پس فرستاد و او استعفانامه را به گونه‌ای که ایشان تصحیح کرده بود، پذیرفت و در علت استعفای خود، احترام به افکار عمومی و فتوای امام‌خمینی دربارۀ غیرقانونی‌بودنِ شورای سلطنت را اعلام کرد.[۴۲] تهرانی هنگام دیدار با امام‌خمینی اظهار نگرانی و ترس شدید کرد که ایشان یادآور شد با رفتن پهلوی همه چیز تمام شده و هیچ نگرانی نداشته باشد.[۴۳] امام‌خمینی استعفای وی را پذیرفت و آن را خدمت بزرگی به ملت خواند.[۴۴]

استعفای تهرانی را سلطنت‌طلبان خیانت خواندند؛ اما وی در پاسخ، منتقدان را جاهل به مسائل ایران خواند و یادآور شد با مشاهده افکار عمومی در تهران، استعفای وی راهی برای حل مشکل بوده‌است.[۴۵] برخی از اعضای شورای سلطنت نیز در برابر استعفای تهرانی و غیرقانونی‌خواندن شورای سلطنت واکنش تندی نشان دادند؛ ازجمله قره‌باغی از بختیار خواهان توضیح شد و او در پاسخ اعلام کرد دولت کار خودش را انجام می‌دهد و این حرف‌ها در روند کاری او تأثیری ندارد.[۴۶] خبرگزاری فرانسه پس از گزارش استعفا، آن را پیروزی جدیدی برای امام‌خمینی دانست و یادآور شد که ناظران در پاریس بر این باورند که استعفای تهرانی از شورای سلطنت و اعلام غیرقانونی‌بودن آن بر سرنوشت آینده ایران تأثیر مهمی خواهد گذاشت.[۴۷]

تهرانی پس از دیدار با امام‌خمینی و اعلام کناره‌گیری از ریاست و عضویت شورای سلطنت، به ایران بازنگشت و در فرانسه ماند.[۴۸] وی در ۴ بهمن ۱۳۵۷ طی مصاحبه‌ای گفت: «افرادی که استعفای من از عضویت و ریاست شورای غیر قانونی سلطنت را خیانت می‌دانند یا جاهل‌اند یا کوته‌نظرانه قضاوت می‌کنند. چون من وضع افکار عمومی را در تهران دیدم و می‌خواستم برای حل مشکل کمک کنم.» .[۴۹]

سرانجام سیدجلال تهرانی

سیدجلال‌الدین سرانجام در سن ۸۸ سالگی به سال ۱۳۶۶ش. در منزل مسکونی‌اش واقع در شانزه‌لیزه اقامتگاه وارن درگذشت.[۵۰] بر بنای وصیتش پس از پنج سال که جنازه‌اش در پاریس نگهداری گردید، در ۲۹ مهرماه ۱۳۷۱ به تهران حمل و در اول آبان ۱۳۷۱ به مشهد منتقل و در کنار مقبره خانوادگی‌اش، در رواق دارالسیاده حرم امام رضا(ع) به خاک سپرده شد. وی در زمان فوتش فرزندی نداشت و همسرش در قید حیات نبود.[۵۱] لذا همه اموالش، ازجمله خانه و کتابخانه وی در تهران بر اساس وصیت‌نامه او به آستان قدس رضوی داده شد.[۵۲]

پانویس

  1. عاقلی، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج۱، ص۵۱۳.
  2. «سیدجلال‌الدین تهرانی، رئیس شورای سلطنت»، پژوهشکدۀ تاریخ معاصر.
  3. طلایی، پژوهشی در احوال و اسناد سیدجلال‌الدین تهرانی، ص۲۱۸؛ عاقلی، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج۱، ص۵۱۳.
  4. طلایی، پژوهشی در احوال و اسناد سیدجلال‌الدین تهرانی، ص۲۸و۱۰۱؛ «سید جلال‌الدین تهرانی، رئیس شورای سلطنت»، پژوهشکدۀ تاریخ معاصر.
  5. عاقلی، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج۱، ص۵۱۳؛ طلایی، پژوهشی در احوال و اسناد سیدجلال‌الدین تهرانی، ص۲۲.
  6. عطاردی قوچانی، فرهنگ خراسان، ج۳، ص۵۰۴-۵۴۸.
  7. عاقلی، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج۱، ص۵۱۴)
  8. باقر عاقلی، «تهران، سیدجلال‌الدین»، دایره‌المعارف تشیع، ج۵، ص۱۸۳؛ «سیدجلال‌الدین تهرانی، رئیس شورای سلطنت»، پژوهشکدۀ تاریخ معاصر)
  9. عاقلی، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج۱، ص۵۱۴.
  10. عاقلی، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج۱، ص۵۱۴.
  11. طلایی، پژوهشی در احوال و اسناد سیدجلال‌الدین تهرانی، ص۲۳؛ عطاردی قوچانی، فرهنگ خراسان، ج۳، ص۵۰۴-۵۴۸.
  12. عاقلی، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج۱، ص۵۱۵.
  13. عطاردی قوچانی، فرهنگ خراسان، ج۳، ص۵۰۴-۵۴۸.
  14. عطاردی قوچانی، فرهنگ خراسان، ج۳، ص۵۰۴-۵۴۸.
  15. عاقلی، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج۱، ص۵۱۵.
  16. عطاردی قوچانی، فرهنگ خراسان، ج۳، ص۵۰۴-۵۴۸.
  17. عاقلی، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج۱، ص۵۱۵.
  18. بهبودی، الف لام خمینی، ص۳۵۱.
  19. امیرتیمور، ناگفته‌هایی از دولت مصدق، ص۲۵۲؛ «سید جلال‌الدین تهرانی، رئیس شورای سلطنت»، پژوهشکدۀ تاریخ معاصر.
  20. «نگاهی به زندگی سیدجلال الدین تهرانی»، مجله الکترونیکی دوران.
  21. عاقلی، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج۱، ص۵۱۵.
  22. عاقلی، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج۱، ص۵۱۵ـ۵۱۶.
  23. «سیدجلال‌الدین تهرانی، رئیس شورای سلطنت»، پژوهشکدۀ تاریخ معاصر؛ عاقلی، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج۱، ص۵۱۶.
  24. مازندی، ایران، ابرقدرت قرن، ص۶۶۶.
  25. «سیدجلال‌الدین تهرانی، رئیس شورای سلطنت»، پژوهشکدۀ تاریخ معاصر؛ عاقلی، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج۱، ص۵۱۶.
  26. بختیار، سی و هفت روز، ص۶۳.
  27. نجاتی، تاریخ سیاسی بیست و پنج‌ساله ایران، ج۲، ص۳۱۲ـ۳۱۵.
  28. کرباسچی، هفت‌هزار روز تاریخ ایران و انقلاب اسلامی، ج۲، ص۱۰۸۳؛ سائلی کرده‌ده، شورای انقلاب اسلامی ایران، ص۸۵ـ۸۸.
  29. امام‌خمینی، صحیفه امام، ج۵، ص۳۱۰.
  30. امام‌خمینی، صحیفه امام، ج۵، ص۳۷۶.
  31. امام‌خمینی، صحیفه امام، ج۵، ص۴۷۸ـ۴۷۹.
  32. «محمد رضاشاه، ممّد گالیور و سیدجلال تهرانی در قاب ۲۶ دی ۵۷»، سایت تحلیلی خبری عصر ایران.
  33. روزنامۀ کیهان، ۲۸/۱۰/۱۳۵۷، ص۲؛ روزنامۀ اطلاعات، ۲۸/۱۰/۱۳۵۷، ص۲)
  34. روزنامۀ کیهان، ۳۰/۱۰/۱۳۵۷، ص۸.
  35. بهبودی، الف لام خمینی، ص۳۵۱؛ «سید جلال‌الدین تهرانی، رئیس شورای سلطنت»، پژوهشکدۀ تاریخ معاصر.
  36. «سیدجلال‌الدین تهرانی، رئیس شورای سلطنت»، پژوهشکدۀ تاریخ معاصر.
  37. عاقلی، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج۱، ص۵۱۶؛ «محمد رضاشاه، ممّد گالیور و سیدجلال تهرانی در قاب ۲۶ دی ۵۷»، سایت تحلیلی خبری عصر ایران.
  38. بهبودی، الف لام خمینی، ص۱۰۴۴.
  39. نجاتی، تاریخ سیاسی بیست و پنج‌ساله ایران، ج۲، ص۳۱۸؛ یزدی، آخرین تلاش ها در آخرین روزها، ص۳۰۳-۳۰۴.
  40. بختیار، یکرنگی، ترجمه مهشید امیرشاهی، ص۱۸۰)
  41. یزدی، آخرین تلاش ها در آخرین روزها، ص۳۰۳-۳۰۴.
  42. یزدی، آخرین تلاش‌ها در آخرین روزها، ص۳۰۵ـ۳۰۷؛ مازندی، ایران، ابرقدرت قرن، ص۶۶۷ـ۶۶۸.
  43. فردوسی‌پور، همگام با خورشید از ایران تا ایران، ص۴۸۴.
  44. بصیرت‌منش، امام‌خمینی از هجرت به پاریس تا بازگشت به ایران، ص۳۰۰ـ۳۰۱.
  45. روزنامۀ کیهان، ۴/۱۱/۱۳۵۷، ص۱.
  46. قره‌باغی، اعترافات ژنرال، ص۲۲۰ـ۲۲۱.
  47. حسینیان، یک سال مبارزه برای سرنگونی رژیم شاه، ص۶۹۲.
  48. «سیدجلال‌الدین تهرانی»، موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی؛ عاقلی، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج۱، ص۵۱۷.
  49. یزدی، آخرین تلاش ها در آخرین روزها، ص۳۱۱)
  50. امیرتیمور، ناگفته‌هایی از دولت مصدق، ص۲۵۲ـ۲۵۳.
  51. عاقلی، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج۱، ص۵۱۷.
  52. اتحاد، پژوهشگران معاصر ایران، ج۵، ص۲۰۴ـ۲۰۵.

منابع

  • اتحاد، هوشنگ، پژوهشگران معاصر ایران، تهران، فرهنگ معاصر، چاپ اول، ۱۳۸۱ش.
  • امیرتیمور، محمدابراهیم، ناگفته‌هایی از دولت مصدق، به کوشش مرتضی رسولی‌پور، تهران، مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، چاپ اول، ۱۳۸۰ش.
  • بختیار، شاپور، سی و هفت روز پس از سی و هفت سال، رادیو ایران، چاپ اول، ۱۳۶۲ش.
  • بختیار، شاپور، یکرنگی، ترجمه مهشید امیرشاهی، پاریس، آلبین مایکل، چاپ اول، ۱۹۸۲م.
  • جلالی، غلامرضا، مشاهیر مدفون در حرم رضوی، دورۀ ۶ جلدی، مشهد، بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی، ۱۳۸۱ش.
  • حسینیان، روح‌الله، یک سال مبارزه برای سرنگونی رژیم شاه (بهمن ۱۳۵۶ تا بهمن ۱۳۵۷)، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ اول، ۱۳۸۵ش.
  • روزنامۀ اطلاعات، روزنامه، ۲۸/۱۰/۱۳۵۷ش.
  • روزنامۀ کیهان، روزنامه، ۲۸/۱۰/۱۳۵۷ش.
  • روزنامۀ کیهان، روزنامه، ۳۰/۱۰/۱۳۵۷ش.
  • روزنامۀ کیهان، روزنامه، ۴/۱۱/۱۳۵۷ش.
  • سائلی کرده‌ده، مجید، شورای انقلاب اسلامی ایران، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ اول، ۱۳۸۴ش.
  • طباطبایی، صادق خاطرات سیاسی صادق طباطبایی، جلد سوم؛ شکل‌گیری انقلاب اسلامی، تهران، عروج، اول، ۱۳۸۷ش.
  • طلایی، زهرا، پژوهشی در احوال و اسناد سیدجلال‌الدین تهرانی، نایب التولیه و واقف آستان قدس رضوی، تهران، علم، چاپ اول، ۱۳۹۶ش.
  • عاقلی، باقر، «تهرانی، سید جلال‌الدین»، تهران، دایره‌المعارف تشیع، ج ۵، دوم، ۱۳۸۰ش.
  • عاقلی، باقر، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، جلد اول، تهران، نامک، ۱۳۹۶ش.
  • عطاردی قوچانی، عزیزالله، فرهنگ خراسان (بخش طوس، مشهد مقدس، نوقان، طابران، تبادکان و رادکان)، تهران، عطارد، ۱۳۸۱ش.
  • فردوسی‌پور، اسماعیل، همگام با خورشید از ایران تا ایران، خاطرات اسماعیل فردوسی‌پور، قم، مجتمع فرهنگی اجتماعی امام‌خمینی، چاپ اول، ۱۳۷۲ش.
  • قره‌باغی، عباس، اعترافات ژنرال، خاطرات ارتشبد عباس قره‌باغی، تهران، نشر نی، چاپ اول، ۱۳۶۴ش.
  • مازندی، یوسف، ایران، ابرقدرت قرن، به کوشش عبدالرضا (هوشنگ) مهدوی، تهران، البرز، چاپ اول، ۱۳۷۳ش
  • نجاتی، غلامرضا، تاریخ سیاسی بیست و پنج‌ساله ایران، تهران، رسا، چاپ ششم، ۱۳۷۹ش.
  • یزدی، ابراهیم، آخرین تلاش ها در آخرین روزها؛ مطالبی ناگفته پیرامون انقلاب اسلامی ایران، تهران، قلم، ۱۳۷۹ش.
  • «نگاهی به زندگی سیدجلال الدین تهرانی»، ماهنامۀ الکترونیکی دوران، ش ۱۲۱، آذر ماه ۱۳۹۴ش.
  • «سیدجلال‌الدین تهرانی، رئیس شورای سلطنت»، پژوهشکدۀ تاریخ معاصر.
  • «تهرانی»، موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی.
  • «محمدرضاشاه، ممّد گالیور و سید جلال تهرانی در قاب ۲۶ دی ۵۷»، سایت تحلیلی خبری عصر ایران.

نویسنده: محمد رجائی‌نژاد