عالم ناسوت
عالم ناسوت، به معنای عالم ماده، حرکت، زمان و مکان است که پایینترین عالم از طبقات عوالم هستی میباشد. امامخمینی با رویکرد فلسفی و عرفانی به عالم ناسوت و طبیعت پرداخته و جایگاه، حقیقت، آثار و ویژگیهای عالم ناسوت را بررسی و تحلیل کرده است.
اهمیت و جایگاه عالم ناسوت
عالم ناسوت در اصطلاح فلسفی به معنای عالم ماده، حرکت، زمان و مکان است که پایینترین عالم از طبقات عوالم هستی میباشد.[۱] یکی از مباحث مهم در بحث هستیشناسی، عالم ناسوت و عالم طبیعت میباشد، فلاسفه و عرفای اسلامی در آثار خویش به بحث عالم ناسوت جایگاه، حقیقت، ویژگی و آثار آن پرداختهاند.[۲]
امامخمینی نیز با رویکرد فلسفی و عرفانی به عالم ناسوت و طبیعت پرداخته و جایگاه حقیقت، آثار و ویژگیهای عالم ناسوت را بررسی و تحلیل کرده است.[۳]
چیستی عالم ناسوت
حکما و فلاسفه اسلامی، عالم ناسوت را عالم تغییر به حرکت، زمان و مکان میدانند و در اصطلاحات خود گاه از عالم ناسوت به عالم طبیعت، عالم ماده، عالم اجسام، عالم ملک، عالم عناصر، عالم کون و فساد و عالم شهادت مطلق یاد میکنند، به باور حکما پایینتر از عالم طبیعت و ناسوت عالم دیگری نیست؛ زیرا وجود عالمی پایینتر از عالم ناسوت مستلزم آن است که ماده طبیعی قادر بر ایجاد یک شیء از عدم باشد، افزون اینکه عالم طبیعت، عالم قوه و فعل حرکت، زمان و مکان است و موجودی ضعیفتر از قوه، هیولی و زمان قابل تصور نیست.[۴]
امامخمینی نیز عالم ناسوت را عالم ماده، اجسام، عالم ملک، عالم کون و فساد نامیده و معتقد است، عالم ناسوت و طبیعت، عالم حس و ظهور است که فلک الافلاک محیط بر آن است. این عالم آخرین مرتبه از عوالم در قوس نزول و ظل الاظلال و حاشیه عدم و آخرین مرتبه نور وجود و آخرین درجه آن، هیولی است که صرف القوه و دارای وجودی ضعیف است. ازاینرو عالم ناسوت محاط با عوالم بالاتر است که قوس نزول عوالم هستی به عالم ناسوت ختم میشود. امامخمینی عالم ناسوت را عالم فرق بلکه فرق الفرق و کثرت میداند که در حال تغییر و تبدل است.[۵]
ویژگیهای عالم ناسوت
فلاسفه اسلامی برای عالم ناسوت ویژگیهایی بر شمردهاند از جمله دارای تناهی ابعاد، زمان، مکان، جهت، تغییر و تبدل و مرکب بودن، میباشد.[۶] امامخمینی نیز برای عالم ماده و ناسوت و یژگیهایی شمرده است از جمله:
- تغییر و تبدل: عالم ماده برخلاف دیگر عوالم هستی، در حال حرکت، تغییر و تبدل است و به حرکت جوهری، وجودی بعد از عدم دارد و بلکه عین حرکت است و هر لحظهای صورت نوعیهای به آن افاضه میشود.[۷]
- اندازه و مقدار: ویژگی دیگر عالم ناسوت اندازه و مقدار است؛ یعنی هر چیزی در آن تقدیر و اندازه خاصی دارد.[۸]
- حادث و مرکب بودن: عالم ماده از حیث ذات و صفاتش، صورت و هیولی حادث زمانی است و تمام عالم طبیعت مرکب از ماده و صورت میباشد.[۹]
- کان داشتن: عالم ماده دارای مکان میباشد یعنی اجسام و اشیاء در آن همه مکانمند هستند. لکن مجموعه عالم طبیعت، مکان ندارد؛ زیرا مکان با مقایسه حاصل میشود، در حالی که تمام عالم طبیعت در خارج از خود یک شیء هم عرض ندارد.[۱۰]
- زمان دار بودن: هر موجود مادی دارای زمان و بُعد زمانی است. امامخمینی در تبیین این مطلب قائل است زمان بودن موجودات عالم ناسوت از این حیث نیست که آنها در درون فلک الافلاک واقع شدهاند و از این جهت زمانیاند و یک زمان هم برای تمام موجودات است، بلکه زمانی بودن موجود است آن است که هر کدام از آنها در ذات خود زمانی دارد و هر ذرهای که موجود است، زمان مختص به خودش را دارد و این به واسطه آن است که اشیای عالم طبیعت دارای حرکت جوهریاند و همه آنها از نقصی که در سرشت و فطرت آنهاست، به سوی کمال سیر میکنند و این حرکت و زمان چگونگی وجود این موجود که مادی است.[۱۱]
پانویس
- ↑ تهانوی، کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ج۲، ص۱۱۵۹؛ مطهری، مجموعه آثار، ج۶، ص۱۰۵۸؛ جامی، نقد النصوص، ص۵۸-۵۹.
- ↑ ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، ج۱، ص۱۵۱؛ مطهری، مجموعه آثار، ج۳، ص۳۷۲، ج۶، ص۱۰۵۸؛ جامی، نقد النصوص، ص۵۸؛ اسفراینی، انوار العرفان، ص۳۴۳؛ سجادی، فرهنگ معارف اسلامی، ج۲، ص۱۲۲۸؛ حسنزاده، ممد الهمم، ص۴۷؛ صلیبا، فرهنگ فلسفی، ص۵۵۰.
- ↑ امامخمینی، تقریرات فلسفه، ج۱، ص۷۲-۷۷؛ ج۲، ص۳۸۸؛ شرح چهل حدیث، ص۴۶۳؛ شرح دعای سحر، ص۱۷ و ۲۴.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار، ج۶، ص۱۰۵۷-۱۰۵۸؛ تهانوی، ج۲، ص۱۱۵۸-۱۱۵۹؛ جامی، نقد النصوص، ص۵۸-۵۹؛ مصباح، آموزش فلسفه، ج۲، ص۱۳۴.
- ↑ امامخمینی، تقریرات فلسفه، ج۱، ص۷۲-۷۳؛ ج۲، ص۳۸۸؛ ج۳، ص۴۰۹؛ شرح چهل حدیث، ص۴۶۳ و ۵۹۰؛ شرح دعای سحر، ص۱۷ و ۲۴؛ صاحبی، اوج معرفت، ص۳۴۷.
- ↑ ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، ج۲، ص۳۹؛ ابنسینا، الالهیات شفا، ص۶۲؛ حلی، کشف المراد، ص۱۶۷ و ۱۷۱؛ مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ج۲، ص۱۳۴؛ عبودیت، درآمدی به نظام حکمت صدرایی، ج۱، ص۲۶۳-۲۶۵.
- ↑ امامخمینی، تقریرات فلسفه، ج۱، ص۶۸، ۹۵؛ ج۲؛ ص۳۸۸.
- ↑ امامخمینی، تقریرات فلاسفه، ج۱، ص۹۶.
- ↑ امامخمینی، تقریرات فلسفه، ج۱، ص۲۳۱؛ ج۳، ص۵۳۵.
- ↑ امامخمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۵۹۶، ج۲، ص۵۱۹-۵۲۱.
- ↑ امامخمینی، تقریرات فلسفه، ج۲ ص۲۶۵؛ ج۳، ص۳۸۴؛ ج۱، ص۱۰۲؛ شرح چهل حدیث، ص۱۲۷.
منابع
- ابنسینا، حسینبن عبدالله، الهیات الشفاء، قم، مکتبة المرعشی، ۱۴۰۴ق.
- اسفراینی، اسماعیل، انوار العرفان، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۲ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، تقریرات فلسفه امامخمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۵ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، شرح چهل حدیث، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۸ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، شرح دعای سحر، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۳ش.
- تهانوی، محمدبنعلی، کشاف اصطلاحات الفنون والعلوم، بیروت، ناشرون، ۱۹۶۶م.
- جامی، عبدالرحمان، نقد النصوص فی شرح نقش الفصوص، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۰ش.
- حسنزاده آملی، حسن، ممد الهمم، تهران، سازمان انتشارات، وزات فرهنگی ارشاد اسلامی، ۱۳۹۴ش.
- سجادی، جعفر، فرهنگ معارف اسلامی، تهران، کوشش، ۱۳۷۳ش.
- صاحبی، باقر، اوج معرفت، تهران، نشر عروج، ۱۳۹۸ش.
- صلیبا، جمیل، فرهنگ فلسفی، تهران، انتشارات حکمت، ۱۳۹۳ش.
- عبودیت، عبدالرسول، درآمدی به نظام حکمت صدرایی، تهران، نشر سمت، ۱۳۸۰ش.
- علامه حلی، حسنبنیوسف، کشف المراد، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۳۰ق.
- مصباح یزدی، محمدتفی، آموزش فلسفه، تهران، سازمان تبلیغات، ۱۳۹۶ش.
- مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، نشر صدرا، ۱۳۸۹ش.
- ملاصدرا، محمدبنابراهیم، الحکمة المتعالیه فی الاسفار العقلیة الاربعه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۹۸۱م.
نویسنده: باقر صاحبی