قیاس
قیاس؛ به معنای استدلالی است که ذهن با استفاده از قضایای کلی که درستی آنها معلوم است، به مطلوب خود میرسد. امامخمینی در آثار خویش به بحث قیاس، حقیقت، جایگاه و اقسام و ثمرات آن پرداخته است.
اهمیت و جایگاه قیاس
قیاس در اصطلاح منطقی به معنای استدلالی است که ذهن با استفاده از قضایای کلی که درستی آنها معلوم است به مطلوب خود میرسد. (قاضیان، منطق، ص۲۵۲-۲۵۲). قیاس یکی از مباحث مهم در علم منطق میباشد. هرچند قیاس به اشتراک لفظی در علم فقه و اصول نیز کاربرد دارد لکن قیاسی در علم فقه و اصول همان تمثیل در منطق میباشد؛ زیرا قیاس در فقه به معنای سرایت حکمی از موضوعی به موضوع دیگر است ولی در منطق به معنای استدلال کلی به جزئی در قالب شکل منطقی میباشد. علمای منطق در آثار خویش به بحث از قیاس، حقیقت، جایگاه و اقسام آن پرداختهاند. (ابنسینا، منطق دانشنامه علائی، ص۵۹؛ قطبالدین شیرازی، درة التاج، ص۴۱۵؛ شرح مطالع الانوار، ص۳۳۳؛ طوسی، اساس الاقتباس، ص۱۹۱-۱۹۴؛ فایدئی، اندیشههای منطقی فخر رازی، ص۱۴۱؛ قاضیان، منطق، ص۲۵۱-۲۶۰؛ مجلسی، لوامع صاحبقرانی، ج۷، ص۲۷۵؛ رضایی، پژوهشی در اعجاز قرآن، ص۸۵). امامخمینی، نیز در آثار خویش به بحث قیاس، حقیقت، جایگاه، جایگاه، اقسام و ثمرات آن پرداخته است. (امامخمینی، انوار الهدایه، ج۱، ص۲۴۵-۳۴۸؛ تقریرات فلسفه، ج۳، ص۲۷۷؛ ج۳، ص۲۰-۲۱؛ تنقیح الاصول، ج۲، ص۱۰۹؛ تهذیب الاصول، ج۲، ص۱۱۴؛ شرح دعای سحر، ص۲۶؛ شرح چهل حدیث، ص۶۰۷-۶۰۸؛ مصباح الالهدایه، ص۳۵-۳۶).
اقسام قیاس
اهل منطق قیاسی را به اعتبار هیئت آن به اقسامی نظیر: اقترانی، استثنانی، بسیط، مرکب و مساواة تقسیم کردهاند. (طوسی، اساس الاقتباس، ص۱۹۱-۱۹۴؛ قطبالدین شیرازی، درة التاج، ص۴۱۶؛ قاضیان منطق، ص۲۵۳-۲۵۶). امامخمینی نیز در آثار خویش به برخی اقسام قیاس منطقی اشاره کرده است از جمله: ۱- قیاس اقترانی شرطی: و آن قیاسی است که از قضایای شرطی یا از قضایای حملی و شرطی تألیف شده است. تمام جهات قیاس اقترانی شرطی از حیث هیئت و ضروب آن مانند قیاسی حملیه است. در قیاس اقترانی شرطی، شکل منطقی با توجه به جایگاه حد وسط و اینکه چه نسبتی با موضوع و محمول داشته باشد، شکل میگیرد. (امامخمینی، انوار الهدایه، ص۳۴۵-۳۴۹، تهذیب الاصول، ج۱، ص۱۱؛ تنقیح الاصول، ج۱، ص۲۵). ۲- قیاس استثنایی: قیاسی است که عین نتیجه یا نقیض نتیجه یک جا و به همان هیئت در مقدمات مذکور باشد. این قیاس به دو قسم متصل و منفصل تقسیم میشود. (امامخمینی، انوار الهدایه، ص۳۴۷-۳۴۹؛ تقریرات فلسفه، ج۲ ص۲۰-۲۱). ۳- قیاس مساوات: قیاس مساوات، قیاسی است که برای انتاج، به مقدمه خارجی نیاز دارد، یکی از مقدمات خارجی معروف این قیاس «مساوی مساوی شیء، مساوی شی است» در قیاس مساوات، حدّ وسط به تمامه تکرار نمیشود. مثلاً در قیاس «الف مساوی ب است و ب مساوی ج» که در آن به جای «ب مساوی ج است» میتوان «مساوی ج» گذاشت و صغری «الف مساوی ب است» را این گونه بیان کرد «الف مساوی مساوی ج است و مساوی مساوی ج، مساوی، ج است» که شکل اول قیاس اقترانی حملی است و «مساوی مساوی ج» در آن حدّ وسط است که با اسقاط آن نتیجه میدهد «الف مساوی ج است». (امامخمینی، تنقیح الاصول، ج۲، ص۱۰۸-۱۰۹؛ تهذیب الاصول، ج۱، ص۴۱۶ و ۴۶۶).
قیاس و شکلهای منطقی
مهمترین مبحث قیاس منطقی، استدلالهای منطقی است که در قالب اَشکال اربعه قابل تصور است. در قیاسهای منطقی، تنها سه شکل قیاس مورد توجه است و شکل چهارم از اختراعات جالینوس است که درست برخلاف شکل اول است و از ذهن و طبع انسانی به دور است، ازاینرو، قدمای از منطق شکل چهارم را فاقد اعتبار منطقی دانسته و بکلی آن را متروک گذاشتهاند. (ابنسینا، دانشنامه علائی، ص۶۴-۶۹؛ طوسی؛ اساس الاقتباس، ص۱۹۱-۱۹۲، فایدئی، اندیشههای منطقی فخر رازی، ص۱۴۱). امامخمینی نیز به شکلهای قیاس منطقی توجه داشته و در مواردی از اقسام قیاس و شکل اول و شکل دوم بهره برده است. (امامخمینی، تقریرات فلسفه، ج۲، ص۱۲۷ و ۴۵۷) از جمله این موارد: ۱- توحید: امامخمینی همسو با حکمت متعالیه نخست با استدلالی در قاب قیاس شکل اول، بساطت ذات باری تعالی را اثبات میکند، سپس در اثبات کبرای این قیاس؛ یعنی «بسیط الحقیقة کل الاشیاء ولیس بشیء منها، قیاس استثنایی ترتیب میدهد، به این شکل که اگر بسیط الحقیقة کل الاشیاء نباشد، باید مرکب باشد و این خلاف فرض است؛ زیرا در توحید ثابت شد بسیط الحقیقه، یعنی واجب تعالی از انواع و اقسام ترکیب مبرّا است پس حقتعالی از همه جهات واحد و بسیط است و وحدت او وحدت حقه حقیقیه است. (امامخمینی، شرح دعای سحر، ص۲۴؛ شرح چهل حدیث، ص۶۰۷-۶۰۸؛ مصباح الهدایه، ص۳۵-۳۶؛ تقریرات فلسفه، ج۲، ص۱۰۰-۱۰۴؛ صاحبی، حکمت معنوی، ص۴۱۱-۴۱۲). ۲- تجرد نفس: این برهان به شکل قیاس استثنایی است و مرکب از متصلهای است که ترکیب یافته از حملیهای است که «مقدم» میباشد و متفضله حقیقیهای که «تالی» میباشد، به این بیان که اگر قوه عاقله در جسم منطبع باشد، یا نسبت به جسم دائم التعقل است یا پیوسته غیرمتعقل است و تالی به دو قسماش باطل است، یعنی چون نقیض تالی بالوجدان ثابت است، تالی باطل بوده، مقدم نیز باطل است پس ثابت میشود قوه عاقله (نفس) حال در جسم و جسمانی نیست. (امامخمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۲۰-۲۱). ۳- اثبات جسم: امامخمینی در اثبات جسم و ترکیب آن از هیولی و صورت از قیاسی شکل دوم بهره برده است و معتقد است جسم من حیث ذاته بالفعل است و هر چیزی که این گونه باشد، بالقوه نخواهد بود، پس هیچ جسمی موجود بالقده نیست. سپس ایشان این نتیجه را برای قیاس شکل دوم قرار داده، معتقد است هیولی بالقوه است و هیچ جسمی موجود بالقوه نیست، نتیجه اینکه نیست و این اینکه هیچ هیولایی، جسم موجود نتیجه به مطلوب عکس میشود و آن اینکه هیچ جسم موجودی هیولی نیست. (امامخمینی، تقریرات فلسفه، ج۲، ص۴۵۷).
قیاس تمثیلی
تمثیل در مباحث فقهی قیاس نامیده میشود، استدلالی که از دو قضیه جزئی فراهم آمده و حکم یکی از آنها را برای دیگری که از جهتی همانند آن است و اثبات میشود. چنانچه ابلیس آفرینش خود را با آفرینش حضرت آدم قیاس کرد و علت سرپیچی از سجده بر آدم را برتری جنسی خویش میدانست، این قیاس ابلیس نوعی استدلال ظلّی و تمثیلی است که از نادانی و خودبینی او سر چشمه میگیرد. (قاضیان، منطق، ص۲۴۲-۲۴۳؛ بحرانی، تفسیر البرهان، ج۲، ص۵۲۰؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۶، ص۱۹۸؛ ملاصدرا، مفاتیح الغیب، ص۲۱۹-۲۳۰). امامخمینی نیز درباره قیاس تمثیلی در آثار خویش مطالبی ارائه داده است. ایشان با استناد به آیه «أنا خیر منه خلقتنی من نارٍ و خلقته من طینٍ» (اعراف: ۱۲) درباره قیاس ابلیس و سجده نکردنش بر آدم معتقد است، قیاس تمثیلی ابلیس، مغالطی بود و به روحانیت آدم توجه نکرده بود. شیطان خودبینی خود را دید و آدم را حقیر کرد، این خودبینی و خودخواهی سبب شد به عالم ظلمت تبعید شود. (امامخمینی، شرح دعای سحر، ص۶۰؛ التعلیقه علی الفوائد الرضویه، ص۵۸؛ آداب الصلاة، ص۷۰-۸۷؛ اسرار ملکوت، ج۱، ۲۹۳-۲۹۳).
منابع
- ابنسینا، حسینبنعبدالله، دانشنامه علائی، همدان، دانشگاه بوعلی سینا، ۱۳۸۳ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، التعلیقه علی الفوائد الرضویه، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۵ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، انوارالهدایه، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۵ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، آداب الصلاة، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۴ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، تقریرات فلسفه امامخمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۵ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، تنقیح الاصول، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی،۱۳۸۵ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، تهذیب الأصول، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۱ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، شرح چهل حدیث، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۸ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، شرح دعای سحر، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۳ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، مصباح الهدایه، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۶ش.
- بحرانی، هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، قم، بنیاد بعثت، ۱۳۷۳ش.
- رضایی، محمدعلی، پژوهشی در اعجاز عملی قرآن، رشت، نشر کتاب مبین، ۱۳۸۰ش.
- صاحبی، باقر، اسرار ملکوت، تهران، نشر عروج، ۱۴۰۳ش.
- طوسی، خواجه نصیر، اساس الاقتباس، تهران، دانشگاه تهران، ۱۴۰۱ش.
- فایدئی، اکبر، اندیشههای منطقی فخر رازی و طرح چالشهای نوین او در مکتب سینوی، مجله شناخت، ۱۳۹۶ش.
- قاضیان، رحمت الله، منطق، قم، بوستان کتاب، ۱۳۹۳ش.
- قطب الدین رازی، محمد، شرح مطالع الانوار، قم، کبتی نجفی، بیتا.
- قطبالدین شیرازی، محمودبنمسعود، درة التاج، تهران، نشر حکمت، ۱۳۶۹ش.
- مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، موسسة الوفاء، ۱۴۰۴ق.
- مجلسی، محمدتقی، لوامع صاحبقرانی، قم، اسماعیلیان، ۱۴۱۴ق.
- ملاصدرا، محمدبنابراهیم، مفاتیح الغیب، تصحیح خواجوی، تهران، مؤسسه تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۳ش.
نویسنده: باقر صاحبی