پرش به محتوا

وفای به عهد

از ویکی امام خمینی

وفای به عهد، به معنای التزام و پیمان بستن با خداوند بر انجام دادن یا ترک کاری می‌باشد. امام‌خمینی در آثار خویش، به بحث از وفای عهد، حقیقت، آثار و مراتب آن پرداخته است.

اهمیت و جایگاه

عهد در اصطلاح دینی و اخلاقی به معنای التزام و پیمان بستن با خداوند بر انجام دادن یا ترک کاری می‌باشد.[۱] وفای به عهد از صفات برجسته و جداناپذیر یک انسان متخلق به اخلاق حسنه است، در آیات و روایات، عهد و پیمان و میثاق و وفاداری و پایبندی به تعهدات از فضایل عالی انسان شمرده شده است و تخطی از آن در حکم بی‌دینی و بی‌ایمانی است. علمای اخلاق در آثار خویش به بحث از وفای عهد، عهدشکنی، عهد ظالمین، آثار و درجات آن پرداخته‌اند.[۲] امام‌خمینی نیز در آثار خویش به بحث از وفای به عهد، حقیقت، آثار و مراتب آن پرداخته است.[۳]

چیستی وفای به عهد

برخی اهل معرفت در بیان چیستی وفای به عهد میان عهد و عقد فرق گذاشته و معتقدند عهد همان قبول توحید در ازل، ولی عقد همان احکام عزائم و تکالیف سلوکی برای رسیدن به ایفاء به آن عهدی است که در ازل بود، پس عهد سابق بر عقد و عقد لاحق بر عهد است. پس هر عزیمتی برای امری موجب خروج استعداد از قوه به فعل است و عقدی است بین سالک و حق‌تعالی که واجب است به آن وفا شود.[۴] برخی نیز با استناد به آیات الهی وفای به عهد را ولایت می‌دانند.[۵]

امام‌خمینی در بیان چیستی و حقیقت وفای به عهد معتقد است عهد به معنای قرار دادن در ذمه و به عهده کسی کاری انجام دادن است و با استناد به آیه «یا ایها الذین آمنوا أوفوا بالعقود اُحلت لکم بهیمة الانعام»[۶] وفای عهد را ولایت می‌داند و معتقد است امامت دارای جنبه باطنی است که از آن به ولایت تغییر می‌شود که همه موجودات عالم در برابر او خاضع‌اند و هیچ تصرفی بی‌اذن ولایت امام معصوم جایز نیست؛ زیرا جمیع اراضی از آن امام معصوم است و غیر اهل ولایت غاصب‌اند.[۷] امام‌خمینی در مواردی مراد از عهد، را عهد ازلی که همان اقرار به توحید حقیقی و ولایت کبری مطلقه است، می‌داند.[۸]

ناگفته نماند امام‌خمینی در آثار فقهی خود این قول که گفته شده مراد از «العقود» در آیه مذکور، ولایت است را نمی‌پذیرد و معتقد است آیه شریفه عمومیت دارد و نباید آن را منحصر در این معنا دانست. البته این نگاه امام‌خمینی به این آیه مذکور بنابر ظاهر آن و مشرب فقهی می‌باشد نه نگاه تأویلی.[۹]

عهد الهی

مفسران شیعی با استناد به آیه «لاینال عهدی الظالمین»[۱۰] شرط امامت را مبرّا بودن از ظلم می‌دانند و امامت را مخصوص ذریه صالح و نیک معرفی می‌کنند.[۱۱] امام‌خمینی نیز در بیان تغییر کلمه «عهد» در آیه «لاینال عهدی الظالمین»، معتقد است زمامدار بایستی از کمال اعتقادی و اخلاقی برخوردار و عادل باشد و دامنش به معاصی آلوده نباشد، کسی که می‌خواهد حدود جاری کند، متصدی اموال، خرج و دخل مملکت باشد، باید معصیت کار نباشد. به اعتقاد امام‌خمینی در بعضی روایات برای عدم صلاحیت افرادی که مدتی از عمر خود مشرک بوده‌اند، برای منصب امامت، به آیه مذکور استدلال شده است.[۱۲]

پانویس

  1. مکارم شیرازی، اخلاق در قرآن، ج۳، ص۲۶۴؛ قرشی، قاموس قرآن، ج۷، ص۲۳۰؛ سجادی، فرهنگ و اصطلاحات و تعبیرات عرفانی، ص۷۸۸.
  2. کلینی، الکافی، ج۲، ص۳۶۴؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۷۲، ص۶۹؛ مکارم شیرازی، اخلاق در قرآن، ج۳، ص۲۴۴؛ آمدی، غررالحکم و دُررالکلم، ص۲۵۲؛ طباطبائی، المیزان، ج۱۱، ص۳۵۰؛ صدوق، فصال، ج۱، ص۱۱۳.
  3. امام‌خمینی، صحیفه، ج۲، ص۴۱۱، ج۱۰، ص۱۲۷؛ آداب الصلاة، ص۱۰۷ و ۲۱۵؛ جهاد اکبر، ص۴۰؛ تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح الانس، ص۱۲۵؛ ولایت فقیه، ص۵۳؛ تقریرات فلسفه، ج۳، ص۳۵۲.
  4. کاشانی، تأویلات، ص۱۸۹.
  5. گنابادی، تفسیر بیان السعادة فی مقامات العباده، ج۲، ص۷۱.
  6. مائده : ۱.
  7. امام‌خمینی، آداب الصلاة، ص۱۰۷، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۳۵۲؛ ولایت فقیه، ص۵۳؛ شرح دعای سحر، ص۱۴۶-۱۴۷.
  8. امام‌خمینی، تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح الانس، ص۱۲۵.
  9. امام‌خمینی کتاب البیع، ج۴، ص۲۸-۲۹.
  10. بقره : ۱۲۴.
  11. طبری، جامع البیان، ج۱، ص۴۱۸-۴۲۰؛ رازی، روض الجنان، ج۲، ص۱۴۳.
  12. امام‌خمینی، تنقیح الاصول ج۱، ص۱۷۶-۱۷۷.

منابع

  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، آداب الصلاة، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، ۱۳۸۴ش.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح الأنس، قم، پاسدار اسلام، ۱۴۱۰ق.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، تقریرات فلسفه امام‌خمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، ۱۳۸۵ش.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، تنقیح الاصول، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی،۱۳۸۵ش.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، جهاد اکبر، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، ۱۳۸۷ش.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، شرح دعای سحر، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، ۱۳۸۳ش.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، ۱۳۸۹ش.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، کتاب البیع، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، ۱۳۷۹ش.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، ولایت فقیه، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، ۱۳۸۵ش.
  • آمدی، عبدالواحد، غرر الحکم و درر الکلم، قم، دار الکتاب الاسلامی، ۱۴۱۰ق.
  • رازی، ابوالفتوح، روض الجنان روح الجنان، مشهد، قدس رضوی، ۱۳۷۱ش.
  • سجادی، جعفر، فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات عرفانی، تهران، انتشارات طهوری، ۱۴۰۱ش.
  • صدوق، محمدبن‌علی، الخصال، قم، جامعه مدرسین، ۱۳۶۲ش.
  • طباطبائی، محمدحسین، تفسیر المیزان، قم، انتشارات اسلامی، ۱۴۱۷ق.
  • طبری، محمدبن‌جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار المعرفة، ۱۴۱۲ق.
  • قرشی علی‌اکبر، قاموس قرآن، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۱ش.
  • کاشانی، عبدالرزاق، تأویلات کاشانی، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۲۰۰۶م.
  • کلینی، محمدبن‌یعقوب، اصول کافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری، تهران، دار الکتب الإسلامیه، ۱۴۰۷ق.
  • گنابادی، سلطان علی شاه، بیان السعادة فی مقامات العباده، بیروت، موسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۸ق.
  • مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، موسسة الوفاء، ۱۴۰۴ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش.

نویسنده: باقر صاحبی