۲۷٬۲۷۱
ویرایش
خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
==ثمرات و نتایج تشخص== | ==ثمرات و نتایج تشخص== | ||
پیروان [[مکتب صدرایی|حکمت متعالیه]] برای اثبات برخی مسائل فلسفی و [[کلام|کلامی]] به این اصل استناد دادهاند.<ref>سبزواری، اسرار الحکم، ص۳۳۶-۳۳۷؛ ابراهیمی دینانی، قواعد کلی فلسفی، ج۱، ص۲۴۴.</ref> [[امامخمینی]] از جمله ثمرات بحث از تشخص را اثبات [[معاد جسمانی]] میداند، ایشان هم عینیت تشخص و وجود را برای بحث معاد جسمانی، اصل مهمی میداند و معتقد است که تشخص هر چیز همان وجود خاص آن شیء است نه چیز دیگر و همانگونه که وجود و تشخص مساوقاند، وحدت و وجود هم در مصداق و حیثیت صدق یکی هستند؛<ref>تقریرات فلسفه، ج۱، ص۲۷۶.</ref> یعنی همانگونه که وجود امری بسیط و خالی از ترکیب است؛ تشخص و وحدت نیز امری بسیط و مشکک است؛ لذا وحدت اشیاء عین وجود اشیاء است؛ بنابراین همه موجودات از یک تشخص و شخصیت منحصر به خود برخوردارند که عامل آن، عین وجود خاص آن شیء است. پس اگر وجود از عالم طبیعت ترقی کرد و وارد عالم برزخ شد، ماهیت همان ماهیت است چون وجودش همان وجود است. بنابراین با تغییر و اختلاف در وجود یک شیء نظیر عوارض و لوازم مثل رنگ و قد و شخصیت آن اصل وجود و ثبات آن از بین نمیرود و تغییر نمییابد | پیروان [[مکتب صدرایی|حکمت متعالیه]] برای اثبات برخی مسائل فلسفی و [[کلام|کلامی]] به این اصل استناد دادهاند.<ref>سبزواری، اسرار الحکم، ص۳۳۶-۳۳۷؛ ابراهیمی دینانی، قواعد کلی فلسفی، ج۱، ص۲۴۴.</ref> [[امامخمینی]] از جمله ثمرات بحث از تشخص را اثبات [[معاد جسمانی]] میداند، ایشان هم عینیت تشخص و وجود را برای بحث معاد جسمانی، اصل مهمی میداند و معتقد است که تشخص هر چیز همان وجود خاص آن شیء است نه چیز دیگر و همانگونه که وجود و تشخص مساوقاند، وحدت و وجود هم در مصداق و حیثیت صدق یکی هستند؛<ref>تقریرات فلسفه، ج۱، ص۲۷۶.</ref> یعنی همانگونه که وجود امری بسیط و خالی از ترکیب است؛ تشخص و وحدت نیز امری بسیط و مشکک است؛ لذا وحدت اشیاء عین وجود اشیاء است؛ بنابراین همه موجودات از یک تشخص و شخصیت منحصر به خود برخوردارند که عامل آن، عین وجود خاص آن شیء است. پس اگر وجود از عالم طبیعت ترقی کرد و وارد عالم برزخ شد، ماهیت همان ماهیت است چون وجودش همان وجود است. بنابراین با تغییر و اختلاف در وجود یک شیء نظیر عوارض و لوازم مثل رنگ و قد و شخصیت آن اصل وجود و ثبات آن از بین نمیرود و تغییر نمییابد.<ref>امامخمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۳۷۵ و ۵۷۳-۵۷۴؛ صاحبی، حکمت معنوی، ۷۲۵-۷۲۷.</ref> | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} |