ایلاء
ایلاء در دوران جاهلیت، زن ارزش و مقامی در جامعه نداشت و به همین جهت مردان، برای جدایی از او با زیرفشار قرار دادن او، از راههای نادرست و غیرانسانی استفاده میکردند. یکی از آنها « ایلاء»، به معنی سوگند خوردن بر ترک عمل زناشویی با همسر خود بود. لذا هر گاه مردی از همسر خود خوشش نمیآمد یا متنفر میشد، سوگند یاد میکرد که با او همبستر نگردد و از این راه همسر خود را در تنگنای شدیدی قرار میداد؛ نه او را به گونهای رسمی طلاق میداد تا آزادانه شوهر کند، و نه بعد از این سوگند حاضر میشد آشتی کرده و با همسر خود زندگی مطلوبی داشته باشد. این در حالی بود که خود مردان غالبا همسران متعددی داشتند و از این جهت تحث فشار نبودند. لذا اسلام در دفاع از حقوق زنان با این سنت غلط مبارزه کرد و فقها، از جمله امامخمینی نیز باب و یا کتابی را برای بیان احکام و آثار این مساله اختصاص دادهاند.
مفهومشناسی
ایلاء، در لغت به معنای سوگند است[۱] و در اصطلاح فقهی، سوگند مرد بر ترک آمیزش، با همسر دائمی خویش یا ترک آن به مدت بیش از چهار ماه به قصد ضرر زدن به او میباشد.[۲] پس ایلاء بدون وجود تمامی قیود مذکور تحقق نمییابد، هرچند با فقدان هر یک از قیود گفته شده، مطلق قسم (نه قسمی که ایلاء است) منعقد شده و آثار قسم در صورتی که با شرایط قسم باشد، بر آن مترتب میشود.[۳]
پیشینه
در عصر جاهلیت ایلاء نوعی طلاق به شمار میآمد.[۴] و لذا اگر مردی از همسر خود متنفر بود، سوگند یاد میکرد که با او همبستر نگردد[۵] و تا چند سال[۶] یا تا آخر عمر، نه با زن همبستر میشد و نه او را طلاق میداد.[۷] هدف از این کار آزار زن[۸] سرگردانی او[۹] و جلوگیری از ازدواج مجدد وی[۱۰] بیان شده است. و اگر سوگند مدتدار بود گاه پس از پایان مدت باز سوگند را تکرار میکرد.[۱۱] این سنت ناپسند جاهلی مدتی پس از اسلام نیز ادامه داشت؛ ولی در سال چهارم هجری، با نزول آیات[۱۲] برداشته شد و برای حمایت از حقوق زوجه، احکام ایلاء تشریع گردید. برخی از مفسران معتقدند که در این آیه به نفع زنان و احیای حقوقشان حکم شده است.[۱۳]
درباره ایلاء آیاتی از قرآن[۱۴] و روایاتی نیز در کتابهای حدیثی (چندین باب) در باره آن آمده است.[۱۵] فقهای مسلمان از جمله امامخمینی نیز، در کتابهای فتوایی و استدلالی خود بابی و یا کتابی مستقل را برای بیان احکام و آثار ایلاء اختصاص دادهاند. هر چند از آن در بابهای نکاح، یمین و کفارات نیز به مناسبت سخن گفتهاند.[۱۶]
احکام فقهی ایلاء
ایلاء در اسلام حرام است و فقیهان مسلمان، احکام و شرایط خاصی برای تحقق آن و نیز احکام پس از آن بیان کردهاند.[۱۷] فقهای شیعه، علت آن را، حرمت ترک آمیزش با همسر بیش از چهار ماه دانستهاند.[۱۸] و این حکم را از آیه «للذین یؤلون من نسائهم تربص اربعة اشهر فان فاءو فان الله غفور رحیم»، برداشت کردهاند.[۱۹] بر این اساس، کسی که ایلاء انجام داده، پیش از گذشتن چهار ماه و یا پس از آن میتواند سوگند خود را بشکند. چون «لام» در «للذین» مفید جواز شکستن سوگند و آمیزش پس از چهار ماه و پیش از تمام شدن چهار ماه است.[۲۰]
ارکان و شرائط تحقق ایلاء
صیغه، ایلاءکننده و ایلاء شده از ارکان ایلاء میباشد:
- صیغه: ایلاء با هر لفظی که در عرف یا لغت بدان صراحت داشته باشد، محقّق میشود ولی در تحقّق آن با الفاظ کنایی اختلاف است. برخی از فقها معتقدند لازم نیست با لفظ صریح ترک نزدیکی در قُبُل زن بیان شود؛ بلکه همین اندازه که لفظی قسم بر ترک آن عمل را برساند و عرفاً بر آن صدق کند، کافی است. لذا کفایت میکند گفتن «لااطاک» یا «لااجامعک» یا «لاامسّک» توسط مرد؛ بلکه کافی است گفتن «لا جمع رأسی و رأسک و سادة او مخدة»، در صورتی که مرد از گفتن آن ترک آمیزش را قصد نماید.[۲۱] همچنین ایلاء به هر زبانی هر چند غیرعربی محقّق میگردد اما قسم باید به یکی از نامهای خداوند متعال که اختصاص به او دارد و یا اطلاق آن بر خداوند غلبه دارد باشد[۲۲] و انگیزۀ ایلاءکننده باید زیان رساندن به همسر خویش باشد، و چنانچه به مصلحت زن باشد، حکم ایلاء را ندارد، بلکه حکم قسم برآن مترتّب میگردد.[۲۳] با این وصف، ایلاء با قسم بر ترک آمیزش، به کمتر از چهار ماه منعقد نمیشود.[۲۴]
- ایلاءکننده: ایلاءکننده باید بالغ، عاقل و مختار باشد و از روی قصد ایلاء نماید.[۲۵]
- ایلاءشده: ایلاءشده نیز، باید همسر و به قول مشهور، دائمی بوده و نیز عمل آمیزش با وی صورت گرفته باشد.[۲۶]
شرایط تحقق ایلاء
برخی از شرائط ایلاء به خود ایلاء باز میگردد و برخی دیگر به ایلاءکننده و شماری دیگر به ایلاءشده و مستند پارهای ازآنها آیات قرآن است:
- سوگند به خدا: ایلاءکننده باید به خدا سوگند یاد کند.[۲۷]
- داشتن قصد اضرار: زوج قصد اضرار و زیان رساندن به زوجه را داشته باشد.[۲۸] برخی این شرط را از مفهوم آیه «فَاِن فاءو فَاِنَّ اللّهَ غَفورٌ رَحیم»،.[۲۹] استفاده کردهاند، با این بیان که مغفرت الهی در جایی است که گناهی محقق شده باشد و زوج آنگاه گناهکار است که قصد زیان رساندن به زوجه را داشته باشد.[۳۰] ولی برخی دیگر این شرط را نپذیرفته وگفتهاند: آیه عام است و شامل زوجی که بدون قصد ضرر سوگند خورده باشد نیز میشود، افزون بر این که در صورت بازگشت از سوگند، کفاره بر ایلاءکننده واجب است، چه قصد ضرر کرده باشد یا نکرده باشد.[۳۱]
- همراهی با خشم: برخی از فقها خشم زوج را به هنگام سوگند، در ایلاء شرط کردهاند؛ ولی بیشتر آنان به دلایلی از جمله عموم آیه ایلاء که حالت غیر غضب را نیز شامل است آن را نپذیرفتهاند.[۳۲]
- انحصار حکم در زوجه دائمی: بیشتر فقها با این استدلال که آیه[۳۳] از طلاق سخن گفته و نیز با بهره جستن از تعبیر «نِسائِهِم» حکم ایلاء را به زوجه دائمی[۳۴] منحصر کرده و آن را شامل زوجه در عقد موقت و نیز ملک یمین نمیدانند.[۳۵] ولی برخی به استناد عموم آیه و برداشت مفهومی عام از «نِسائِهِم» زوجه موقت و ملک یمین را نیز مشمول حکم ایلاء دانستهاند.[۳۶]
- مباشرت با زوجه: برخی دیگر یکی از شرایط ایلاء را آن میدانند که پیشتر با زوجه همبستر شده باشد و زوجه مدخول بها باشد.[۳۷]
باقی ماندن زوج بر ایلاء
به موجب آیات قرآنی[۳۸] زوج پس از ایلاء تنها تا چهار ماه میتواند بر سوگند خود باقی باشد و پس از آن یا باید به زندگی زناشویی خود بازگردد یا همسر خود را طلاق دهد: لِلَّذینَ یؤلونَ مِن نِسائِهِم تَرَبُّصُ اَربَعَةِ اَشهُر فَاِن فاءو فَاِنَّ اللّهَ غَفورٌ رَحیم واِن عَزَمواالطَّـلـقَ فَاِنَّ اللّهَ سَمیعٌ عَلیم[۳۹] اما این که مدت چهار ماه از چه زمانی آغاز میشود، دو نظر وجود دارد: اوّل، از زمان سوگند خوردن مرد. دوم، از هنگام مراجعه زوجه به قاضی.[۴۰]
برخی از فقها ظاهر آیه را مستند نظر نخست دانستهاند.[۴۱] لذا پس از وقوع ایلاء و با وجود خودداری شوهر از مقاربت با زن، وی میتواند صبر کند و به حاکم شرع مراجعه و شکایت نکند. اما چنان چه زن نزد حاکم شرع شکایت برد، حاکم نخست مرد را چهار ماه مهلت میدهد تا رجوع کند و بعد از آمیزش، کفّاره دهد.[۴۲] یا به نظر مشهور فقهای شیعه، با زندانی کردن و سخت گرفتن، وی را بر گزینش یکی از این دو راه مجبور میسازد.[۴۳] به قول مشهور، این مدّت- که مدّت تربّص نام دارد- از هنگام شکایت بردن زن نزد حاکم محاسبه میشود.[۴۴] نه از زمان ایلاء. مدّت تربّص نیز، حق شوهر است و زن در آن مدّت، استحقاق درخواست رجوع ندارد. لذا پس از سپری شدن مدّت یاد شده، چنان چه مرد رجوع نکرد، حاکم او را به طلاق یا رجوع وادار میکند، و در صورت استنکاف، زندانی میشود و در خوردن و آشامیدن بر او سخت گرفته میشود تا یکی از آن دو کار را بپذیرد.[۴۵] البته رجوع شخص قادر بر آمیزش، به همان آمیزش است، و رجوع ناتوان از آمیزش، به اظهار اراده بر انجام آن است.[۴۶]
احکام کفاره ایلاء
به نظر مشهور فقهای شیعه و اهلسنت[۴۷] درصورتی که زوج از سوگند خود بازگردد و با همسرش که وی را ایلاء کرده نزدیکی کند ـ خواه پیش از انقضای چهارماه یا پس از آن ـ باید کفاره بدهد.[۴۸] برخی دیگر از فقها ادای کفّاره را به طور مطلق یا پس از انقضای مدت چهار ماه، واجب ندانسته و بعضاً به ظاهر آیه[۴۹] که از غفران الهی سخن گفته و از کفّاره سخنی به میان نیاورده، استناد کردهاند.[۵۰]
لزوم طلاق به وسیله حاکم
فقهای شیعه و بیشتر فقیهان اهلسنت معتقدند پس از خودداری زوج از بازگشت به زندگی با همسر، طلاق و جدایی خود به خود حاصل نمیشود و زوج یا حاکم باید طلاق دهند، زیرا در قرآن[۵۱] طلاق به زوج نسبت داده شده، چنان که «فیء» در آیه قبل به او منتسب است؛ همچنین ذیل آیه ۲۲۶: «فَاِنَّ اللّهَ سَمیعٌ عَلیم»[۵۲] را شاهدی بر این مطلب دانستهاند.[۵۳] ولی برخی از عالمان اهلسنت از جمله حنفیان بر این نظرند که با گذشت چهارماه و عدم رجوع شوهر، این دو خود به خود از یکدیگر جدا میشوند و به اجرای صیغه طلاق نیازی نیست.[۵۴]
رفع حکم ایلاء با طلاق بائن
اگر مرد بعد از ایلاء همسرش، وی را طلاق بائن دهد، حکم ایلاء به سبب چنین طلاقی از میان میرود، حتی اگر مرد در مدت عده طلاق او را دوباره عقد کند؛ برخلاف طلاق رجعی که اگر چه در پی آن، مرد از حق همسرش خارج شده و زن حق مطالبه و مراجعه به حاکم شرع را ندارد لیکن از بین رفتن حکم ایلاء بسته به سپری شدن عده و عدم رجوع مرد است؛ و اگر مرد در زمان عده طلاق رجعی رجوع کند حق زن هم بر میگردد و او میتواند حق خود را مطالبه کرده و مرافعه نزد حاکم شرع ببرد.[۵۵]
پانویس
- ↑ طریحی، مجمع البحرین، ج۱، ص۹۵؛ طبرسی، مجمع البیان، ج۲، ص۵۶۹.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، ج۳۳، ص۲۹۷؛ شهید ثانی، الروضة البهیة، کتاب الایلا، ج۶، ص۱۵۸؛ امامخمینی، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۳۵۷.
- ↑ امامخمینی، تحریر الوسیلة، ج۲، ص۳۵۷.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، ج۳۳، ص۲۹۷.
- ↑ فیض کاشانی، تفسیرالصافی، ج۱، ص۲۵۵؛ فخر رازی، التفسیر الکبیر، ج۶، ص۴۲۹؛ بیضاوی، انوار التنزیل و اسرار التأویل، ج۱، ص۱۴۰؛ طوسی، التبیان، ج۲، ص۲۳۲؛ مغنیه، التفسیر الکاشف، ج۱، ۳۳۹.
- ↑ ابنعربی، احکامالقرآن، ج۱، ص۱۷۷.
- ↑ زمخشری، الکشاف، ج۱، ص۲۶۹.
- ↑ زمخشری، الکشاف، ج۱، ص۲۶۹.
- ↑ طوسی، التبیان، ج۲، ص۱۰۸.
- ↑ طوسی، التبیان، ج۲، ص۱۰۸؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲، ص۱۴۹.
- ↑ فخر رازی، التفسیر الکبیر، ج۶، ص ۸۵؛ الجامع لاحکام القرآن، قرطبی ج۳، ص۱۰۳؛ زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلته، ج۹، ص ۷۰۶۹.
- ↑ سوره بقره، آیه۲۲۷-۲۲۶.
- ↑ فخر رازی، التفسیر الکبیر، ج۶، ص۴۲۹؛ جعفری، تفسیر کوثر، ج۱، ص۵۳۲.
- ↑ سوره بقره، آیه ۲۲۶-۲۲۷.
- ↑ حرعاملی، وسائل الشیعه، ج۲۲، ص۳۴۱.
- ↑ امامخمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۳۵۷؛ نجفی، جواهر الکلام، ج۳۳، ص۲۹۷؛ شیخ طوسی، الخلاف، ج۴، ص۵۰۷؛ جزیری، و دیگران، الفقه علی المذاهب الاربعة، ج۴، ص۵۴۸-۵۷۴؛ قطبالدین راوندی، فقه القرآن،ج۲، ص۲۰۰.
- ↑ جزیری، و دیگران، الفقه علی المذاهب الاربعة، ج۴، ص۵۴۸-۵۷۴.
- ↑ شهید ثانی، مسالکالافهام، ج۱۰، ص۱۳۸؛ نجفی، جواهرالکلام، ج۲۹، ص۱۱۵.
- ↑ سوره بقره، آیه۲۲۶.
- ↑ سوره بقره، آیه۲۲۶.
- ↑ امامخمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۳۸۴، کتاب الایلاء، مساله ۱.
- ↑ امامخمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۳۸۴، کتاب الایلاء، مساله ۱.
- ↑ نحفی، جواهرالکلام، ج۳۳، ص۲۹۸-۳۰۳.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، ج۳۳، ص۳۰۹.
- ↑ نجفی، ج۳۳، ص۳۰۴.
- ↑ امامخمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۳۸۴؛ نجفی، جواهرالکلام، ج۳۳، ص۳۰۴-۳۰۸.
- ↑ امامخمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۳۸۴.
- ↑ امامخمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۳۸۴.
- ↑ سوره بقره، آیه۲۲۶.
- ↑ قرطبی، جامع احکام القرآن، ج۱، ص۴۳۰- ۴۳۱؛ زحیلی، الفقه الاسلامی وادلته، ج۹، ص۷۰۷۹.
- ↑ قرطبی، جامع احکام القرآن، ج۱، ص۴۳۱.
- ↑ شیخ طوسی، الخلاف، ج۴، ص ۵۱۸ ؛ قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۳، ص۱۰۶.
- ↑ سوره بقره، آیه۲۲۷.
- ↑ امامخمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۳۸۴.
- ↑ قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۳، ص۷۴؛ شهیدثانی، مسالک الافهام، ج۱۰، ص۱۳۴ -۱۳۵.
- ↑ ر.ک: شهیدثانی، مسالک الافهام، ج۱۰، ص۱۳۴–۱۳۵؛ قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۳، ص۱۰۷.
- ↑ امامخمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۳۸۴.
- ↑ سوره بقره، آیات ۲۲۷-۲۲۶.
- ↑ سوره بقره آیات ۲۲۷-۲۲۶.
- ↑ امامخمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۳۸۵، کتاب الایلاء، مساله ۳.
- ↑ حلی، مختلف الشیعه، ج۷، ص۴۳۹؛ شهید ثانی، الروضة البهیه، ج۶، ص۱۶۶.
- ↑ امامخمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۳۸۴، کتاب الایلاء، مساله ۲.
- ↑ امامخمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۳۲۰؛ شیخ طوسی، الخلاف، ج۴، ص۵۱۵.
- ↑ امامخمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۳۸۴، کتاب الایلاء، مساله ۳.
- ↑ امامخمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۳۸۴، کتاب الایلاء، مساله۲؛ نجفی، جواهر الکلام، ج۳۳، ص۳۱۱-۳۱۵.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، ج۳۳، ص۳۳۰.
- ↑ نجفی، جواهرالکلام، ج۳۳، ص۳۲۳؛ قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۳، ص۷۳ .
- ↑ امامخمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۳۸۵، کتاب الایلاء، مساله ۵.
- ↑ سوره بقره، آیه ۲۲۶.
- ↑ نجفی، جواهرالکلام، ج۳۳، ص۳۲۳؛ شیخ طوسی، الخلاف، ج۴، ص۵۲۰.
- ↑ سوره بقره، آیه ۲۲۷.
- ↑ سوره بقره، آیه ۲۲۶.
- ↑ ابن زهره حلبی،غنیه، ص ۳۶۵؛ قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج ۳، ص۷۴؛ شهید ثانی، مسالک الافهام، ج۱۰، ص۱۴۱؛ شیخ طوسی، الخلاف، ج۴، ص۵۱۵؛ خویی، منهاج الصالحین، ج۲، ص۳۱۱؛ زحیلی، الفقه الاسلامی وادلته، ج۹، ص۷۰۹۰.
- ↑ شیخ طوسی، الخلاف، ج۴، ص۵۱۱ ۵۱۰؛ زحیلی، الفقه الاسلامی وادلته، ج۹، ص۷۰۹۰ ـ ۷۰۹۱.
- ↑ امامخمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۳۸۵، کتاب الایلاء، مساله۴.
منابع
- ابنزهره حلبی، حمزة بن علی، غنیة النزوع الی علمی الاصول و الفروع، قم، مؤسسه امام صادق علیهالسلام، ۱۴۱۷ق.
- ابنعربی، محمد بن عبدالله، احکامالقرآن، بیروت، دارالجیل، ۱۴۰۸ق.
- امامخمینی، سیدروح الله، تحریرالوسیلة، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۹۹ش.
- امامخمینی، سیدروح الله، تحریرالوسیلة، نجف اشرف، مطبعه الاداب، بی تا.
- بیضاوی، عبدالله بن عمر، انوار التنزیل و اسرار التأویل، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۱۸ق.
- جزیری، عبدالرحمن و دیگران، الفقه علی المذاهب الاربعة و مذهب اهل البیت (ع)، بیروت، دارالثقلین، ۱۴۱۹ق.
- جعفری، یعقوب، تفسیر کوثر، قم، مؤسسه انتشارات هجرت، ۱۳۷۶ش.
- حرعاملی، محمدبن حسن، وسائل الشیعه لتحصیل الشریعه، ناشر، قم، موسسه آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، ۱۴۱۴ق.
- حلی، علامه، حسن بن یوسف، مختلف الشیعة فی احکام الشریعة، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۷۴ش.
- خویی، سیدابوالقاسم، منهاج الصالحین، قم، مدینة العلم، ۱۴۱۰ق.
- زحیلی، وهبه،الفقه الاسلامی وادلته، دار الفکر، دمشق، ۱۴۰۹ق۱۹۸۹م.
- زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیون الاَقاویل فی وجوه التأویل، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ سوم، ۱۴۰۷ق.
- شهیدثانی، زینالدین بن علی، الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة، تحقیق: سید محمد کلانتر، قم، داوری، ۱۴۱۰ق.
- شهید ثانی، زینالدین بن علی، مسالک الاَفهام الی تنقیح شرایع الاسلام، قم، مؤسسة المعارف الاسلامیة، ۱۴۱۳ق.
- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۱۵ق.
- طریحی، فخرالدین بن محمدعلی، مجمع البحرین، تهران، مکتبة المرتضویه، ۱۳۷۵ش.
- طوسی، محمدبن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بیتا.
- طوسی، محمدبن حسن، الخلاف، تصحیح علی خراسانی و سید جواد شهرستانی و مهدی طه نجف و مجتبی عراقی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۰۷ق.
- فخررازی، محمدبن عمر، التفسیر الکبیر (مفاتیحالغیب)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، ۱۴۲۰ق.
- فیض کاشانی، محمد بن شاهمرتضی، تفسیرالصافی، تهران، مکتبةالصدر، چاپ دوم، ۱۴۱۵ق.
- قرطبی، شمس الدین، الجامع لاحکام القرآن، دار احیاالتراث العربی، بیروت، ۱۴۰۵ق.
- قطب الدین راوندی، سعید بن هبه الله، فقه القرآن، قم، مکتبه آیه الله نجفی مرعشی، ۱۴۰۵ق.
- مغنیه، محمد جواد، التفسیر الکاشف، قم، دار الکتاب الاسلامی، ۱۴۲۴ق.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ دهم، ۱۳۷۱ش.
- نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، تحقیق وتعلیق وتصحیح عباس قوچانی، بیروت، دار احیاء التراث العربی،۱۹۸۱م.
نویسنده: محمدصادق مزینانی