تعریف
تعریف، به معنای روشن کردن تصور و مفهوم مجهول به وسیله تصورات و مفاهیم معلوم میباشد. امامخمینی در آثار خویش به حد و تعریف منطقی پرداخته و برای تعریف، جایگاه، حقیقت، اقسام و ویژگیهایی بر شمرده است.
اهمیت و جایگاه تعریف
تعریف در اصطلاح منطقی به معنای روشن کردن تصور و مفهوم مجهول به وسیله تصورات و مفاهیم معلوم میباشد.[۱] حدّ و تعریف در مباحث منطقی جایگاه ویژه و مهمی دارد، بگونهای که شناخت ماهیت و حقیقت اشیا و روشن شدن هر مطلب و موضوعی به حدّ و تعریف دقیق آن میباشد. منطقدانان درباره چیستی حد و تعریف، جایگاه، اقسام و ویژگیهای آن در آثار منطقی خود پرداختهاند.[۲] امامخمینی نیز در آثار خویش به حد و تعریف منطقی پرداخته و برای تعریف جایگاه، حقیقت، اقسام و ویژگیهایی بر شمرده است.[۳]
اقسام تعریف
در نگاه اهل منطق، تعریف بر دو قسم است؛ یکی تعریف به حدّ و دیگری تعریف به رسم. خود تعریف به حد اقسامی دارد: حدّ تام: حدی که مشتمل بر تمام ذاتیات معرف باشد؛ یعنی تعریف با جنس قریب و فصل قریب؛ نظیر حیوان ناطق. حدّ ناقص: حدی که مشتمل بر تمام ذاتیات معرف نیست، یعنی تعریف با جنس بعید و فصل قریب، نظیر جسم ناطق یا جسم نامی مطلق. رسم نیز بر دو قسم رسم تام و رسم ناقص تقسیم میشود، رسم تام همان جنس و عرض خاص است، نظیر جوهر ضاحک و رسم ناقص فقط واجد عرضیات است، مانند رونده ضاحک.[۴]
امامخمینی نیز تعریف و حدّ منطقی را دارای اقسامی میداند. ایشان تعریف را به دو قسم حدّ و رسم تقسیم میکند و هر یک از این دو را نیز به تام و ناقص تقسیم میکند که در مجموع چهار قسم ( حدّ تام، حدّ ناقص، رسم تام و رسم ناقص) به وجود میآید. به باور ایشان تعریف بر دو رکن اساسی جنس و فصل مبتنی است. جنس در هر چهار قسم تعریف و فصل در دو قسم حدّ تام و حدّ ناقص، حضور دارند.[۵] امامخمینی تعریف حدّ در نگاه منطقدانان مشاء را نقد کرده و معتقد است، علمای منطق حد تام را جنس قریب و فصل قریب میدانند و برای نمونه حد تام انسان را «حیوان ناطق» میدانند، در حالی که این تعریف نادرست است؛ زیرا اولاً حقیقت انسان همان فصل اخیر است که صورت بوده و جنس از خود تحصلی ندارد. و حقیقت شیء به فصل اخیر است، ثانیاً ضمیمه کردن حیوان به ناطق برای شناساندن حقیقت انسان ضمیمه کردن مباین به شیء است و این حد ناقص است نه حد تام، ثالثاً حیوان در این تعریف از باب زیادت حد بر محدود است؛ زیرا ناطق همان انسان و جامع جمیع شئون کمالیه است و انسانیت انسان به همین فصل اخیر و صورت انسانی است.[۶]
به باور امامخمینی غرض مهم از تعریف حدّ و حدود، اطلاع یافتن بر ذاتیات است، نه متمایز ساختن از جمیع ماعدای محدود؛ زیرا اگر چنین باشد، با فصل یا خاصه تنها نیز حاصل میشود. به اعتقاد ایشان، حد تام باید تمام حدود ماهیت را نشان دهد و اگر در حیثیتی از حیثیات تخلف کند، دیگر حد تام نیست، بنابراین، تعریف شیء به صورت اخیر و فصل اخیر آن است و مابقی حدود از باب حد بر محدود است.[۷]
پانویس
- ↑ سبزواری، اسراء الحکم، ص۱۱۰؛ قاضیان، منطق، ص۱۳۶؛ شرح منظومه، ج۱، ص۲۲۰-۲۲۱؛ ابنسینا، منطق المشرقیین، ص۳۰.
- ↑ جرجانی، الکبری فی المنطق، ص۷۷؛ خوانساری، منطق صوری، ص۱۱۱؛ حلّی، جوهر النضید، ص۱۹۳؛ سبزواری، شرح منظومه، ج۱، ص۲۲۰-۲۲۱؛ ابنسینا، منطق المشرقین، ص۳۰؛ قاضیان، منطق، ص۱۳۶-۱۴۰.
- ↑ امامخمینی، تقریرات فلسفه، ج۱، ص۱۶۱، ۳۳۰؛ ج۲، ص۴۲۵؛ شرح چهل حدیث، ص۳۳۲؛ مناصح الوصول، ج۱، ص۲۲۳.
- ↑ طوسی، شرح الاشارات و التنبیهات، ج۱، ص۹۵؛ یزدی، الحاشیة علی تهذیب المنطق، ص۲۶۰-۲۶۱؛ سبزواری، شرح المنظومه، ج۱، ص۱۸۹؛ عظیمی، وامداری سهرودی به ابنسینا در منطق تعریف، ص۷۵؛ قاضیان، منطق، ص۱۳۹-۱۴۱؛ قطبالدین رازی، شرح مطالع الانوار، ص۱۰۰؛ سهروردی، مجموعه مصنفات، ج۲، ص۲۱ و ۷۳.
- ↑ امامخمینی، تقریرات فلسفه، ج۱، ص۳۳۰؛ ج۲، ص۴۲۳-۴۲۵؛ شرح چهل حدیث، ص۳۳۲.
- ↑ امامخمینی، تقریرات فلسفه، ج۱، ص۳۳؛ ج۳، ص۳۲۱؛ شرح چهل حدیث، ص۳۳۲.
- ↑ امامخمینی، تقریرات فلسفه، ج۱، ص۲۲۱-۲۲۳؛ ج۲، ص۴۵، ج۳، ص۵۶۶؛ شرح چهل حدیث، ص۳۳۲؛ مناهج الوصول، ج۱، ص۲۲۳.
منابع
- ابنسینا، حسینبنعبدالله، منطق المشرقیین، قم، کتابخانه مرعشی، ۱۴۰۵ق.
- امامخمینی، سیدروحالله، تقریرات فلسفه امامخمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۵ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، شرح چهل حدیث، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۸ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، مناهج الوصول الی علم الاصول، تقریر محمد فاضل لنکرانی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۷ش.
- جرجانی، سیدشریف، الکبری فی المنطق، اصفهان، نشر قائمیه، ۱۳۹۸ش.
- حلّی، حسنبنیوسف، الجوهر النضید، قم، انتشارات بیدار، ۱۳۸۱ش.
- خوانساری، محمد، منطق صوری، تهران، دیدار، ۱۹۵۹م.
- سبزواری، ملاهادی، اسرار الحکم، قم، مطبوعات دینی، ۱۳۸۳ش.
- سبزواری، ملاهادی، شرح منظومه، تصحیح طالبی، نشر ناب، ۱۴۲۲ق.
- سهروردی، شهابالدّین، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، تصحیح هانری کربن، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۷۵ش.
- طوسی، خواجه نصیر، شرح الاشارات والتنبیهات، قم، نشر البلاغة، ۱۳۷۵ش.
- عظیمی، مهدی، وامداری سهروردی به ابنسینا در منطق تعریف، مجله حکمت معاصر، ۱۳۹۶ش.
- قاضیان، رحمت الله، منطق، قم، بوستان کتاب، ۱۳۹۳ش.
- قطبالدین رازی، محمدبنمحمد، شرح مطالع الانوار فی المنطق، قم، کتبی نجفی، بیتا.
- یزدی، مولی عبدالله، الحاشیة علی تهذیب المنطق، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۲ق.
نویسنده: باقر صاحبی