عقل نظری
عقل نظری، به معنای قوه و نیرویی است که امور کلی و حقایق را ادراک میکند. امامخمینی در آثار خویش به بحث از عقل نظری، جایگاه، حقیقت، مراتب و غایت آن پرداخته و در مواردی نگاه حکمای مشاء را در این زمینه مورد نقد و بررسی قرار داده است.
اهمیت و جایگاه عقل نظری
عقل نظری در اصطلاح فلسفی به معنای قوه و نیرویی است که امور کلی و حقایق را ادراک میکنند.[۱] انسان موجودی صاحب عقل است که تعقلات او در دو ساحت نظر و عملی رهگشای طریق زندگی او میباشد. این دو ساحت از دیرباز مورد اختلاف نظر اندیشمندان و حکمای اسلامی بوده است. حکمای الهی عقل بشری را به اعتبار متعلق آن به دو قسم عقل نظری و عملی تقسیم کردهاند و در مورد عقل نظری در آثار خویش به بحث از جایگاه، حقیقت، مراتب، غایت و ویژگیهای آن به تحلیل و بررسی پرداختهاند.[۲] امامخمینی نیز در آثار خویش به بحث از عقل نظری، جایگاه، حقیقت، مراتب و غایت آن پرداخته و در مواردی نگاه حکمای مشاء را در این زمینه مورد نقد قرارداده است.[۳]
مراتب عقل نظری
نفس انسانی در مسیر تکامل خویش از پایینترین مرتبه تا بالاترین مرتبه چهار مرحله را طی میکند.
عقل هیولانی
مراد فیلسوفان از عقل هیولانی، چیزی است که میتواند به واسطه صورت به امر محسوس یا معقول دیگری تبدیل شود. بنابراین، عقل هیولانی عبارت است از جوهر نفسانی که ماهیت انسانی در آن تمام شده است؛ یعنی نخستین مرتبهای که از مرز حیوانیت گذشته و پای به مرحله انسانی گذاشته است و ازاینرو، نخستین درجه از درجات انسانی است. هنگامی که نفس انسانی، خالی از هر گونه ادراکی است، از آنجا که قابلیت ادراک حقایق اشیا را دارد، همچون هیولاست که هیچ فعلیتی ندارد، جز اینکه میتواند از قوه به فعلیت درآید و دارای صورت شود، از این رو، آن را عقلی هیولانی و عقل در مرتبه قوه میخوانند. نفس در این حالت، نه تنها هیچ کمال و صورت عقلی کمالی ندارد، بلکه فاقد استعداد قریب پذیرش صورتهای عقلی نیز هست و تنها قوه انتزاع ماهیات همه موجودات و صور آنها را دارد.[۴] امامخمینی نیز در بیان عقل هیولانی، معتقد است در این مرحله هیچ ادراک و نقش در عقل ترسیم نمیشود، اما استعداد پذیرفتن هر معقولی را دارا میباشد. اگر انسان با سیر تدریجی تحت تربیت رحمانی قرار گیرد، این جوهر عقلی، موجودی عقلانی و رحمانی میشود، اما اگر تحت تربیت شیطانی قرار گیرد، موجود عقلانی شیطان می گردد.[۵]
عقل بالملکه
این مرتبه مرتبهای است که در آن ذهن با گذشت زمان براثر افزایش تجارب و ورود صورتهای محسوس به آن، خود به خود رشد کرده، آماده ادراک عقلی میشود. نخستین علوم عقلی که برای عقل انسان فعلیت مییابند، بدیهیاتاند و معقولات نفس در این مرحله از قوه و عدم، به وجود تحول مییابند.[۶] امامخمینی نیز یکی از مراتب عقل نظری را عقل بالملکه میداند که در این مرتبه بدیهیات و ضروریات علوم را درک میکند.[۷]
عقل بالفعل
پس از پیدایش علوم بدیهی در نفس، انسان با تأمل در این علوم، اشتیاق به استنباط دیگر معقولات از این علوم پیدا میکند. نفس در این مرتبه با تنظیم معرِّف از بدیهیات تصوری و تنسیق و قیاس و برهان از بدیهیات تصدیقی، به تصورات و تصدیقات نظری دست مییابد و دامنه علوم خود را گسترش میدهد. نفس در این مرحله، هر وقت بخواهد میتواند معقولاتی را که به دست آورده است، بدون نیاز به تحمل دوباره مشقت اکتساب، نزد خود حاضر سازد. البته از میان انسانها، تنها شمار اندکی به این مرتبه دست مییابند.[۸] امامخمینی نیز یکی دیگر از مراتب عقل نظری را عقل با لفعل میداند و معتقد است این مرتبه حقایق عقلی به صورت مجرد درک میشوند که مختص به افراد خاصی است.[۹]
عقل بالمستفاد
در این مرحله تمام قوا و استعدادهای قوه عاقله به فعلیت میرسند و هیچ حالت منتظرهای در آن نیست، بلکه تمام معقولات نزد او حاضرند. نفس در این مرتبه به انسان کبیر تبدیل میشود که همه موجودات در آن تحقق دارند، به گونهای که همه اشیا را به منزله اجزای ذات خود میبیند؛ یعنی در این مرتبه همه کمالات علمی و صورتهای ادراکی در نفس حضور دارند و نفس عالَم عقلی همانند عالم عینی شده است.[۱۰] امامخمینی نیز درباره عقل بالمستقاد معتقد است، در این مرتبه تمام قوا و استعدادهای قوه عاقله به فعالیت میرسد و تمام معقولات نزد نفس حاضرند. به باور ایشان، عقل مستفاد، عقلی است که توان مشاهده حضوری از مبدأ وجود و اعلی مرتبه وجود را داشته باشد.[۱۱]
کمال عقل نظری
برخی حکمای الهی نظیر ملاصدرا معتقدند، مراتب عقل نظری مراتب طولی دارند؛ یعنی هر مرتبهای در حرکت استکمالی، کمالی بالاتر از مادون خود دارد که این مراتب طولی مدارج ترقی وجودی نفس میباشند. نفس در بُعد عقل نظری در سیر صعودی خویش این مراحل علمی را یکی پس از دیگری میگذراند و سرانجام به مقصد نهایی و نقطه اوج خود که همان عقل مستفاد است میرسد؛ ازاینرو، برخی اهل معرفت کمال نفس انسانی را در بُعد عقل نظری میدانند که با تحقق همه صورتهای ادراکی، صورت کل جهان، هستی، در وی نقش بسته و نفس آدمی، عالمی عقلی میشود.[۱۲]
امامخمینی در بیان کمال عقل نظری، کلام ملاصدرا را مورد نقد و بررسی قرار داده، معتقد است اگر نظر ملاصدرا محدود به همین معنا باشد، جای اشکال دارد، زیرا عقل نظری باید اشیاء را آن طوری تعقل کند که عقل هیولانی به مقام عقل بالفعل برسد؛ یعنی در مراتب ادراک حقایق، به طور استقلالی و زیر سایه عقل برتر از خود تعقل نماید، زیرا اگر مستقلاً درک کند، این خود حجاب و مایه بازماندن از سعادت مطلق است، قول به استقلال موجودات و تعقل اشیاء و معقولات یا نظر استقلالی، خود یکی از حجابهاست؛ ازاینرو، امامخمینی برخلاف نظر ملاصدرا، معتقد است کمال انسان به عقل عملی است نه عقل نظری، زیرا ممکن است انسان، برهان داشته باشد، ولی در مرتبه کفر و شرک باقی بماند، ازاینرو، کمال انسان همان عقل عملی و رسیدن به مقامات عین الیقین، حق الیقین و فنای فیالله است.[۱۳]
پانویس
- ↑ ابنسینا، رسائل، ص۸۸؛ ملاصدرا، شرح اصول کافی، ج۱، ص۲۲۱؛ عبدالهی، کمال نهایی انسان، ص۶۱ و ۱۸۹.
- ↑ ابنسینا، رسائل، ص۸۸؛ ملاصدرا، شرح اصول کافی، ج۱، ص۲۲۱؛ مجموعه رسائل فلسفی، ص۶۵؛ تفسیر القرآن الکریم، ج۲، ص۲۹۲؛ الحکمة المتعالیه، ج۳، ص۴۱۹؛ الشواهد الربوبیه، ص۲۰۲؛ سبزواری، شرح المنظومه، ج۵، ص۱۷۰؛ عبدالهی، کمال نهایی انسان، ص۲۳۰.
- ↑ امامخمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۴۳۲ و ۴۶۳؛ شرح چهل حدیث، ص۵۲۷؛ شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۹؛ التعلیقه علی الفوائد الرضویه، ص۹۳.
- ↑ ملاصدرا، مجموعه رسائل، ص۶۵؛ تفسیر القرآن الکریم، ج۴، ص۲۹۴؛ الحکمة المتعالیه، ج۳، ص۴۱۹؛ الشواهد الربوبیه، ص۲۰۲؛ شرح اصول کافی، ج۱، ص۲۲۶؛ عبدالهی، کمال نهایی انسان، ص۱۹۳-۱۹۴.
- ↑ امامخمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۷۷؛ صاحبی، حکمت معنوی، ص۶۱۴-۶۱۵.
- ↑ ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، ج ۳، ص۴۲۰؛ سبزواری، شرح المنظومه، ج۵، ص۱۷۰؛ عبدالهی، کمال نهایی انسان، ص۱۹۵-۱۹۶.
- ↑ امامخمینی، التعلیقة علی الفوائد الرضویه، ص۹۳.
- ↑ ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، ج ۸، ص۱۴۵؛ ج۹، ص۹۷؛ العرشیه، ص۲۷؛ المشاعر، ص۱۴۲؛ عبدالهی، کمال نهایی انسان، ص۱۹۷-۱۹۸.
- ↑ امامخمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۴۳۲ و ۴۶۳؛ صاحبی، حکمت معنوی، ص۶۱۷.
- ↑ ملاصدرا، شرح اصول کافی، ج۱، ص۲۲۷؛ الحکمة المتعالیه، ج۱، ص۱۳۲؛ الشواهد الربوبیه، ص۲۰۶-۲۰۷؛ عبدالهی، کمال نهایی انسان، ص۱۹۹.
- ↑ امامخمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۲۵۳-۳۵۴؛ صاحبی، حکمت معنوی، ص۶۱۹).
- ↑ ملاصدرا، الشواهد الربوبیه، ص۲۰۶-۲۰۷ و ۲۵۰؛ المبدأ و المعاد، فی ۴۳۷-۴۳۸؛ الحکمة المتعالیه ج۸، ص۱۳۲.
- ↑ امامخمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۳۵۴؛ شرح چهل حدیث، ص۵۲۷؛ شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۹؛ صاحبی، حکمت معنوی، ص۶۲۰-۶۲۴.
منابع
- امامخمینی، سیدروحالله، التعلیقه علی الفوائد الرضویه، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۵ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، تقریرات فلسفه امامخمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۵ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، شرح چهل حدیث، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۸ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، شرح حدیث جنود عقل و جهل، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۷ش.
- سبزواری، ملاهادی، شرح منظومه، تهران، نشر ناب، ۱۳۶۹ش.
- صاحبی، باقر، حکمت معنوی، تهران، نشر عروج، ۱۴۰۱ش.
- عبدالهی، مهدی، کمال نهایی انسان و راه تحصیل آن، قم، مؤسسه پژوهشی و آموزشی امامخمینی، ۱۳۹۰ش.
- ملاصدرا محمدبنابراهیم، الشواهد الربوبیه فی المناهج السلوکیه، تصحیح سیدجلال آشتیانی، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۲ش.
- ملاصدرا، محمدبنابراهیم، الحکمة المتعالیه فی الاسفار العقلیة الاربعه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۹۸۱م.
- ملاصدرا، محمدبنابراهیم، العرشیه، تهران، نشر حکمت، ۱۴۰۰ق.
- ملاصدرا، محمدبنابراهیم، تفسیر القرآن الکریم، قم، انتشارات بیدار، ۱۳۷۵ش.
- ملاصدرا، محمدبنابراهیم، المشاعر، به اهتمام هانری کربن، تهران، کتابخانه طهوری، ۱۳۶۳ش.
- ملاصدرا، محمدبنابراهیم، شرح اصول کافی، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۷۰ش.
- ملاصدرا، محمدبنابراهیم، مبدأ و المعاد، تصحیح سیدجلالالدین آشتیانی، تهران، انجمن حکمت و فلسفه، ۱۳۵۴ش.
- ملاصدرا، محمدبنابراهیم، مجموعه رسائل فلسفی، تهران، انتشارات حکمت، ۱۳۷۵ش.
نویسنده: باقر صاحبی