پرش به محتوا

ساب‌النبی

از ویکی امام خمینی
(تغییرمسیر از ساب‌النبی(ص))

ساب‌النبی به کسی می‌گویند که به پیامبر اسلام(ص) دشنام دهد و بر اساس نظر فقیهان، مجازات چنین کسی قتل است. فقیهان گفته‌اند با استنباط از منابع اجتهادی، توهین و دشنام به پیامبر(ص) و امامان معصوم از گناهان کبیره بوده که علاوه بر عقوبت اخروی، در صورت وجود شرایطی، دارای مجازات سنگین دنیوی نیز می‌باشد. مهمترین مستند فقهی حکم قتل ساب النبی، روایاتی است که در این باره آمده است.

امام‌خمینی معتقد است توهین به پیامبر(ص) از اسباب ارتداد است و ساب‌النبی (ص) کافر و نجس است. امام‌خمینی، سلمان رشدی را به سبب نگارش کتاب آیات شیطانی و توهین به پیامبر اسلام (ص) در آن، مرتد و محکوم به اعدام دانست.

تعریف و حکم فقهی

سبّ به فتح سین، به معنای دشنام و فحش و ناسزا گفتن به دیگری است. اصل این ماده در لغت عرب به معنای قطع کردن آمده‌ است؛ چراکه دشنام و فحش به دیگری، حُسن رابطه میان فحش‌دهنده و طرف دیگر را قطع می‌کند.[۱] فقیهان گفته‌اند مجازات کسی که به پیامبر(ص) دشنام دهد قتل است.[۲] در روایاتی آمده که به‌شرط ایمن بودن شنونده از ضرر جانی، مالی و عِرضی، واجب است دشنام‌دهنده را به قتل برساند.[۳] برای تحقق جرم سبّ النبی یا لازم است که سبّ متوجه پیامبر اسلام(ص) باشد و با الفاظی که دلالت بر دشنام یا ناسزاگویی است، واقع شود. در واقع الفاظ دشنام‌آمیز به پیامبر، شرط تحقق این گناه است.[۴] قانون مجازات اسلامی در سال ۱۳۹۲، فصلی تحت عنوان سابّ النبی (فصل پنجم از باب حدود) را به این جرم اختصاص داده و در ماده ۲۶۲ از این فصل آمده‌ است: «هر کس پیامبر(ص) یا هر یک از انبیاء عظام الهی را دشنام دهد یا قذف کند سابّ النبی است و به اعدام محکوم می‌شود.»[۵] گفته شده سایر پیامبران الهی نیز مشمول حکم سبّ النبی می‌باشند.[۶] فقهای شیعه به اتفاق بر این باورند که سب ائمه(ع) در حکم سب پیامبر(ص) است.[۷]

شرایط

دربارهٔ لزوم اذن امام در اجرای حکم قتل ساب النبی گفته شده اگرچه لسان روایات اذن امام را لازم نمی‌دانند، ولی با توجه به مقتضیات زمان و مکان، مصالح اجتماعی و همچنین، توالی فاسد اجرای این نوع احکام بدون اذن امام یا حاکم، به‌نظر می‌رسد که بدون اذن حاکم، نظام جامعه مختل می‌شود.[۸] در جایی که هنوز حکومت اسلامی در جامعه استقرار پیدا نکرده یا قانونگذار در جامعهٔ اسلامی نیز به جرم انگاری نپرداخته‌ است، هر کس می‌تواند در مقام قتل ساب النبی برآید؛[۹] اما با وجود حکومت اسلامی و وضع قانون در خصوص مجازات اعدام ساب النبی(ص) یا ائمه(ع)، مادهٔ مذکور، دلالت به منع اجرای عدالت خصوصی و توسل به دادگستری عمومی و اذن حاکم دارد و مجرم، باید از مجرای قانونی تعقیب و پس از تشکیل محکمهٔ قضایی صالح و رعایت کلیه تضمین‌های دادرسی و پس از اقناع وجدان قاضی رسیدگی‌کننده، به مجازات اعدام برسد.[۱۰]

اجرای حکم قتل ساب‌النبی، همان‌طور که از جانب شنونده شرایطی دارد، برای ثبوت آن از طرف ساب نیز دارای شرایطی است. باوجود این شرایط نمی‌توان لزوماً با شنیدن سب، گوینده‌اش را مستحق قتل دانست. همان‌طور که در جرایم دیگر برای اثبات جرم باید عناصر قانونی، مادی و روانی وجود داشته باشد، در این جرم نیز باید این‌گونه باشد.[۱۱]

مستندات فقهی حکم

فقهای شیعه با استنباط از منابع اجتهادی (قرآن، سـنت، اجماع، عقل)، بیان نموده‌اند که توهین و دشنام به پیامبر(ص) و اهل‌بیت(ع) از گناهان کبیره بوده که علاوه بر عقوبت اخروی، در صورت وجود شرایطی، دارای مجازات سنگین دنیوی نیز می‌باشد.[۱۲] فقیهان دربارهٔ حکم قتل ساب‌النبی اجماع دارند.[۱۳] کسی از ایشان به حکمی به‌جز قتل دربارهٔ ساب‌النبی قائل نشده‌ است.[۱۴] از فقیهانی که در این مسئله ادعای اجماع نموده‌اند، می‌توان به ابن‌زهره،[۱۵] صاحب جواهر،[۱۶] میرزاجواد تبریزی[۱۷] و موسوی اردبیلی[۱۸] اشاره نمود.

مهمترین مستند فقهی حکم قتل ساب النبی، روایاتی است که در این باره آمده است؛ از جمله روایات متواتری که در بیشتر متون فقهی بدان اشاره شده‌ روایتی است که پیامبر دستور می‌دهد که دشنام‌دهنده خود را به قتل برسانند.[۱۹] از امام باقر(ع) نیز روایتی در همین مضمون آمده است.[۲۰] افزون بر این، دلیل عقلی هم برای این حکم بیان شده‌ است؛[۲۱] به این بیان که اهانت به پیامبر(ص) دین و ارکان آن را تضعیف می‌کند و تضعیف دین، سعادت بشر و انسان‌ها را به خطر می‌اندازد. از این جهت، سب النبی گناهی بسیار بزرگ است.[۲۲]

در قرآن کریم با وجود آن که به صورت مستقیم اشاره‌ای به سبّ النبی نشده‌ است اما در چند آیه از قرآن کریم بر نهی از آزار و اذیت پیامبر اشاره شده (توبه /۶۱، احزاب /۵۷، ۵۳) و در آنها مشرکانی که پیامبر را آزار داده وعده «عذاباً الیما» داده‌ است.[۲۳]

نقد به نظر مشهور

برخی محققان فقه اسلامی گفته‌اند حکم به مهدورالدم بودن افراد به اتهام سبّ النبی (ص) فاقد مستند معتبر شرعی از کتاب و سنت و اجماع و عقل است؛ بلکه بر خلاف قرآن و عقل بوده و به دلیل مفاسد متعدد مترتب بر آن یقیناً موجب وهن اسلام است. برخی دلایل این مخالفت عبارتند از: نفی حکم وجوب قتل مبتنی بر خبر آحاد موثق به دلیل وجوب احتیاط در دماء، نفی حکم وجوب قتل به دلیل عدم حجیت اخبار واحد موثق در امور مهمه، نفی حکم وجوب قتل مرتد و سابّ النبی به دلیل عدم حجیت اخبار مخالف با محکمات قرآن، نفی حکم وجوب قتل مرتد و سابّ النبی به دلیل عقلی موهون بودن اعدام افراد برای خروج از دین و اهانت به مقدسات.[۲۴]

حکم ساب النبی از نظر امام‌خمینی

امام‌خمینی معتقد است توهین به خداوند یا پیامبر(ص) یا یکی از ائمه(ع) یا حضرت فاطمه(س) از اسباب ارتداد است و ساب‌النبی (ص) کافر و نجس است.[۲۵] ایشان در کتاب تحریرالوسیله خود آورده‌اند کسی که به پیامبر(ص) ناسزا بگوید، بر شنوندۀ آن واجب است که‏‎ ‎‏او را به قتل برساند مادامی که خوفی بر خود یا عرض خود یا بر جان شخص مؤمنی یا‏‎ ‎‏عرض او نباشد؛ و با وجود این خوف، جایز نمی‌باشد.[۲۶]

امام‌خمینی، سلمان رشدی را به سبب نگارش کتاب آیات شیطانی و توهین به پیامبر اسلام (ص) در آن، مرتد و به همراه ناشر و دست‌اندرکاران این کتاب که مطلع از محتوای این کتاب بودند، محکوم به اعدام دانست[۲۷] و این حکم بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های جهانی داشت (ببینید: سلمان رشدی)؛ همچنین ایشان کسی که در یک گزارش رادیویی به حضرت فاطمه (س) جسارت کرده بود را با این قید که اگر ثابت شود قصد توهین داشته، محکوم به اعدام دانست.[۲۸]

صدور حکم امام‌خمینی از جهت فقهی به این دلیل بوده‌ است که رشدی در خانواده‌ای مسلمان متولد شده و از اسلام بازگشته است و افزون بر این پیامبران الهی چون ابراهیم(ع)، اسماعیل(ع)، موسی(ع)، عیسی(ع) و پیامبر اکرم (ص) را به شدیدترین وجه سبّ کرده‌است. از نگاه امام‌خمینی و بسیاری از فقهای شیعی دو عنوان ارتداد و سابّ النبی بر رشدی صادق است که هر یک می‌تواند مبنای صدور حکم قتل او باشد.

پانویس

  1. مجرد؛ مؤدب، «بررسی قرآنی فقهی حکم مجازات سب النبی»، ص۹۲.
  2. نجفی، جواهر الکلام، ج۴۱، ص۴۳۲ و ص۴۳۵ و ص۴۳۷؛ گلپایگانی، الدر المنضود فی احکام الحدود، ج۲، ص۲۴۲ و ص۲۴۷؛ خویی، موسوعه، ج۴۱، ص۳۲۱.
  3. حاجی حسینی؛ قورچی بیگی، «بازپژوهی ماهیت جرم سب‌النبی در فقه امامیه»، ص۸۱.
  4. شاکری؛ غلام‌نژاد، «بررسی حکم قتل ساب النبی (ص) و ائمه اطهار (ع)»، ص۱۰۲.
  5. صبوحی؛ هاشمی، «مستندات فقهی اصل قانونمندی و قضامندی در جرم سب‌النبی»، ص۱۶۴.
  6. صبوحی؛ هاشمی، «مستندات فقهی اصل قانونمندی و قضامندی در جرم سب‌النبی»، ص۱۶۵.
  7. مفید، المقنعه، ص۷۴۳؛ حلی، تذکرة الفقهاء، ج۹، ص۴۳۳؛ موسوی اردبیلی، فقه الحدود و التعزیرات، ج۲، ص۴۳۰.
  8. حاجی حسینی؛ قورچی بیگی، «بازپژوهی ماهیت جرم سب‌النبی در فقه امامیه»، ص۱۰۰.
  9. شاکری؛ غلام‌نژاد، «بررسی حکم قتل ساب النبی (ص) و ائمه اطهار (ع)»، ص۱۰۳.
  10. شاکری؛ غلام‌نژاد، «بررسی حکم قتل ساب النبی (ص) و ائمه اطهار (ع)»، ص۱۰۳.
  11. حاجی حسینی؛ قورچی بیگی، «بازپژوهی ماهیت جرم سب‌النبی در فقه امامیه»، ص۱۰۱.
  12. صبوحی؛ هاشمی، «مستندات فقهی اصل قانونمندی و قضامندی در جرم سب‌النبی»، ص۱۶۵.
  13. سجادی‌فر، «حکم فقهی سب النبی (ص) از منظر فقهای امامیه»، ص۳۴.
  14. حاجی حسینی؛ قورچی بیگی، «بازپژوهی ماهیت جرم سب‌النبی در فقه امامیه»، ص۸۱.
  15. ابن‌زهره، غنیة النزوع إلی علمی الأصول و الفروع، ص۴۲۸.
  16. نجفی، جواهر الکلام، ج۴۱، ص ۴۳۸.
  17. تبریزی، أسس الحدود و التعزیرات، ص۲۵۷.
  18. موسوی اردبیلی، فقه الحدود و التعزیرات، ج۲، ص۴۲۵.
  19. حر عاملی، وسایل الشعیه، ج۲۸، ص۲۱۳؛ کلینی، الکافی، ج۷، ص۲۶۷؛ محدث نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج۱۸، ص۱۰۵ و ص۱۰۶.
  20. کلینی، فروع کافی، ج۷، ص۲۶۷.
  21. زراعت، «بررسی فقهی و حقوقی جرم سب النبی»، ص۷۷ و ص۷۸.
  22. شیرازی، الفقه، ج۸۷، ص۳۸۶؛ فاضل هندی، کشف اللثام، ج۲، ص۴۱۵.
  23. صبوحی؛ هاشمی، «مستندات فقهی اصل قانونمندی و قضامندی در جرم سب‌النبی»، ص۱۶۴؛ زراعت، «بررسی فقهی و حقوقی جرم سب النبی»، ص۸۱.
  24. کدیور، «رساله نقد مجازات مرتد و سابّ النبی»، ص۷۵ و ۷۶.
  25. امام‌خمینی، البیع، ج۲، ص۷۹ و ص۸۰.
  26. امام‌خمینی، تحرير الوسيلة، ج۲، ص۴۵۲.
  27. امام‌خمینی، صحیفه امام، ج۲۱، ص۲۶۳.
  28. امام‌خمینی، صحیفه امام، ج۲۱، ص۲۵۱.

منابع

  • ابن‌زهره، حمزة بن علی، غنیة النزوع إلی علمی الأصول و الفروع، قم، مؤسسهٔ امام صادق(ع)، ۱۴۱۷ق.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، تحرير الوسيلة، تهران، موسسه تنظيم و نشر آثار امام‌خمينى، بی‌تا.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم...، چاپ پنجم، ۱۳۸۹ش.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، کتاب البیع، تهران، مؤسسه تنظیم…، چاپ اول، ۱۳۷۹ش.
  • تبریزی، میرزاجواد، أسس الحدود و التعزیرات، قم، دفتر مؤلف، چاپ نخست، بی‌تا.
  • حاجی حسینی، حسین؛ قورچی بیگی، مجید، «بازپژوهی ماهیت جرم سب‌النبی در فقه امامیه»، فقه، شماره ۳، سال بیست و چهارم، پاییز ۱۳۹۶ش.
  • حر عاملی، محمد بن حسن، وسایل الشعیه، مصحح: گروه پژوهش مؤسسه آل البیت علیهم السلام، قم، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، ۱۴۰۹ق.
  • حلی، حسن‌بن‌یوسف، تذکرة الفقهاء، قم، مؤسسه آل‌البیت (ع)، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
  • خویی، سیدابوالقاسم، موسوعة الامام‌الخوئی، مبانی تکملة المنهاج، ج۴۱، قم، مؤسسه احیاء آثار الامام‌الخوئی، چاپ چهارم، ۱۴۳۰ق.
  • زراعت، عباس، «بررسی فقهی و حقوقی جرم سب النبی»، مطالعات اسلامی، شماره ۵۷، پاییز ۱۳۸۱ش.
  • سجادی‌فر، محمدتقی، «حکم فقهی سب النبی (ص) از منظر فقهای امامیه»، پژوهش‌های مطالعات اسلامی معاصر، شماره ۳، شهریور ۱۴۰۲ش.
  • شاکری، ابوالحسن؛ غلام‌نژاد، یاسر، «بررسی حکم قتل ساب النبی (ص) و ائمه اطهار (ع)»، فقه و مبانی حقوق اسلامی، شماره ۱، سال چهل و چهارم، بهار و تابستان ۱۳۹۰ش.
  • شیرازی، سید محمد، الفقه، بیروت، دارالعلم، ۱۴۰۹ق.
  • صبوحی، رحمان؛ هاشمی، سید حسین، «مستندات فقهی اصل قانونمندی و قضامندی در جرم سب‌النبی»، پژوهشنامه حقوق کیفری، شماره ۱۵، بهار و تابستان ۱۳۹۶ش.
  • فاضل هندی، بهاءالدین محمد بن حسن اصفهانی؛ کشف اللثام، مکتبة المرعشی، قم، ۱۴۰۵ق.
  • کدیور، محسن، «رساله نقد مجازات مرتد و سابّ النبی»، منتشر شده در سایت رسمی محسن کدیور.
  • کلینی، محمدبن یعقوب، الفروع من الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیة، چاپ سوم، ۱۳۶۷ش.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، مصحح: علی اکبر غفاری، چاپ چهارم، قم، انتشارات دار الکتب الإسلامیهٔ، ۱۴۰۷ق.
  • گلپایگانی، محمدرضا، الدر المنضود فی احکام الحدود، قم، دار القرآن الکریم، چاپ اول، ۱۴۱۲ ق.
  • مجرد، مجید؛ مؤدب، سید رضا، «بررسی قرآنی فقهی حکم مجازات سب النبی»، قرآن شناخت، شماره ۱۹، پاییز و زمستان ۱۳۹۶ش.
  • محدث نوری، میرزا حسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، چاپ اول، بیروت، انتشارات مؤسسه آل البیت علیهم السلام، ۱۴۰۸ق.
  • مفید، محمدبن‌محمد، المقنعه، قم، کنگره جهانی شیخ مفید، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
  • موسوی اردبیلی، سید عبد الکریم، فقه الحدود و التعزیرات، قم، انتشارات مؤسسهٔ النشر لجامعهٔ المفید رحمه الله، ۱۴۲۷ق.
  • نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، تحقیق عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ هفتم، ۱۴۰۴ق.