ملا احمد نراقی
| اطلاعات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | ملا احمد نراقی |
| لقب | فاضل نراقی |
| نسب | از خاندان نراقی |
| تاریخ تولد | ۱۱۸۵ق / ۱۱۵۰ش |
| زادگاه | نراق |
| تاریخ وفات | ۱۲۴۴ یا ۱۲۴۵ق |
| محل دفن | حرم امام علی(ع)، نجف |
| شهر وفات | کاشان |
| خویشاوندان سرشناس | ملا محمدمهدی نراقی |
| اطلاعات علمی | |
| استادان | ملا محمدمهدی نراقی، وحید بهبهانی، سیدمهدی بحرالعلوم، شیخ جعفر کاشفالغطاء، میرزا مهدی شهرستانی، سیدعلی کربلایی |
| شاگردان | شیخ انصاری |
| محل تحصیل | کاشان، نجف، کربلا |
| تألیفات | عوائد الایام، معراج السعاده، سیف الامه و برهان المله، الخزائن |
| سایر | فقیه، عالم اخلاق، شاعر |
| فعالیتهای اجتماعی-سیاسی | |
| سیاسی | صدور فتوای جهاد علیه روسیه؛ حضور در جبهه جنگ؛ حمایت از حقوق مردم در برابر حکومت و حاکمان محلی |
| اجتماعی | مرجعیت دینی و رهبری اجتماعی مردم کاشان؛ گسترش حوزه علمیه کاشان |
ملا احمد نراقی معروف به فاضل نراقی (۱۱۸۵ـ ۱۲۴۵ق) فرزند ملا محمدمهدی نراقی از فقیهان و عالمان اخلاق شیعه در سدۀ سیزدهم قمری بود. او پس از درگذشت پدرش، مرجعیت را در کاشان پذیرفت. فاضل نراقی، نگارشهای گوناگونی در علوم مختلف اسلامی دارد. او را نخستین فقیهی دانستهاند که مسئله ولایت فقیه را بهصورت یک مسئله فقهی تبیین و برای اثبات آن از ادله نقلی و عقلی استفاده کرد.
امامخمینی نیز در بحث ولایت فقیه به ایشان استناد کرده است. نراقی، افزون بر مباحث نظری، از جهت عملی نیز سیاسی و مبارز بود. فتوا داد که جهاد در برابر روس بایسته و شایسته است و خود همراه با شماری از مجتهدان برای تشویق سپاهیان، به اردوی سپاه ایران پیوست.
زندگی شخصی و علمی
ملا احمد در سال ۱۱۸۵ق. برابر با ۱۱۵۰ش در نراق زاده شد.[۱] پدرش ملا محمدمهدی، از نخستین استادانش بود. در کاشان پیش پدر مقدمات و سطح حوزه را گذراند و تدریس دروس معالم و مطول را آغاز کرد.[۲] بیست ساله (۱۲۰۵ق) بود که همراه پدر به عتبات عالیات رفت و از استادان آنجا، بهویژه وحید بهبهانی بهرۀ فراوان برد.[۳] پس از مدتی با درگذشت استادش بهبهانی، همراه پدر به کاشان بازگشت. در سال ۱۲۰۹ق، پدرش را از دست داد.[۴] بااینحال، سه سال پس از درگذشت پدر (۱۲۱۲ق)، بار دیگر به نجف رفت و از حوزه درسی فقیهان بزرگی مانند: سیدمهدی بحرالعلوم و شیخ جعفر کاشف الغطاء بهرههای شایانی برد. ملا احمد مدتی هم در کربلا از درس میرزا مهدی شهرستانی و آقا سیدعلی کربلایی بهرهمند شد.[۵] بعداز این به کاشان بازگشت و در امور دینی جانشین پدر شد.[۶]
حوزه علمیه کاشان در دورۀ ایشان بسیار رونق گرفت و عالمان سرشناسی به کاشان آمدند و شاگردپروری کردند. کسانی همچون شیخ مرتضی انصاری پرورش یافتۀ مکتب ملا احمد بود.[۷]
از ملا احمد در علوم مختلف اسلامی نوشتههای علمی گوناگونی بجای مانده است. معراج السعاده، کتابی به زبان فارسی در اخلاق اسلامی از برجستهترین آثار اوست. نراقی کتابی کشکولمانند نیز دارد، بهنام «الخزائن» که پیرامون علوم غریبه است و با تصحیح و تعلیق علیاکبر غفاری و حسن حسنزاده آملی چاپ شده است.[۸] گفته شده نراقی به زبان عربی، عبری و لاتین تسلط داشته است. کتاب «سیف الأمه و برهان المله» را در رد شبهات کشیش انگلیسی، هانری مارتین نوشت.[۹] مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، به سفارش کنگره بزرگداشت فاضلین نراقی نسخه دیجیتالی آثار ملا محمدمهدی و ملا احمد نراقی را تحت عنوان «کتابخانه فاضلین نراقی» تولید کرده است.[۱۰] ملا احمد در فنون شعری نیز مهارت داشت و به صفایی تخلص میکرد و بیشتر اشعار او اخلاقی، عاشقانه، ذوقی و عارفانه بوده است.[۱۱]
او سرانجام در حدود سالهای ۱۲۴۵ و ۱۲۴۴ق که بیماری وبا فراگیر شده و بسیاری از مردم را به کام مرگ کشیده بود؛ ملا احمد نراقی هم دچار این بیماری شد و چشم از جهان فروبست. پیکرش از کاشان به نجف اشرف انتقال یافت[۱۲] و در کنار پدرش ملامحمدمهدی نراقی در حرم امام علی(ع) به خاک سپرده شد.[۱۳]
اندیشه و عمل اجتماعی ـ سیاسی
ملااحمد نراقی در کاشان تنها جایگاه مرجعیت دینی مردم را برعهده نداشت، بلکه رهبری اجتماعی و سیاسی مردم آن سامان را نیز به عهده گرفت.[۱۴] او پناهگاه و پشتیبان حقوق مردم ستمدیده در برابر ستمگران و سرکشان منطقه بود. تاآنجاکه گاه با حکومت وقت ایران (فتحعلی شاه قاجار) نیز درگیر میشد.[۱۵] هنگامی که حاکم کاشان را (که او را مرد فاسقی میدانست) از این شهر اخراج کرد، مورد خشم فتحعلیشاه قاجار قرار گرفت و به تهران احضار شد؛ اما شاه در دیدار حضوری تحتتاثیر مقام معنوی او قرار گرفت و او را با احترام به کاشان بازگرداند.[۱۶]
ملااحمد در دوران پادشاهی فتحعلیشاه قاجار، که روسها بخشی از نواحی شمالی ایران را اشغال کرده بودند، همراه با برخی دیگر از مجتهدان در برابر روس فتوای جهاد داد.[۱۷] وی تنها به صدور حکم جهاد بسنده نکرد، بلکه همراه سایر عالمان و فقیهان بزرگ از تهران خارج شد و به سوی آذربایجان، خط مقدم جبهه جنگ حرکت کرد و با حضور خود در شهر تبریز و مناطق مختلف آذربایجان مردم را بر ضد اشغالگران روسی، بسیج و روشنگری نمود.[۱۸]
از دیگر کارهای اجتماعی و فرهنگی ملااحمد رویارویی و مبارزه با هجوم فرهنگی، بهویژه هجمۀ فرهنگی و سیاست استعماری بیگانگان بود. از آن میان، فردی به نام «هنری مارتین» در ایران به عنوان یک کشیش و مبلغ مسیحی فعالیت داشت و مسیحیت را تبلیغ میکرد. کتابی به نام «میزان الحق» در حقانیت دین مسیح و نفی وحی و قرآن نگاشت.[۱۹] پاسخهای بسیاری در نفی دیدگاهها و شبهههای مارتین نوشته شد؛ اما یکی از مستدلترین و بارزترین آن کتاب «سیف الامه و برهان المله» نوشته ملااحمد نراقی بود.[۲۰] این کنشگریهای اجتماعی ـ سیاسی، برخواسته از اندیشۀ سیاسی او بود. چنانکه نخستین فقیهیست که مسئله ولایت فقیه را بهصورت یک مسئله فقهی تبیین و برای اثبات آن از ادله نقلی و عقلی استفاده کرد.[۲۱] او برای نخستینبار همۀ وظایف و اختیارات حاکم اسلامی و ولایت فقیه را یکجا در کتاب عوائدالایام جمعآوری کرد.[۲۲] البته پیش از او شماری از علمای شیعه از عهدهداری برخی اختیارات امامان شیعه توسط فقیهان سخن گفته بودند.[۲۳]
بنابر دیدگاه ملااحمد نراقی اصلاح جامعه مشروط به اجرای عدالت است و قواعد عدالت همان قواعد شرع است. بنابر این حاکم برای برپایی عدالت باید از شریعت اطلاع داشته باشد؛ پس حاکم یا باید خود فقیه باشد یا باید از فقیه تقلید کند. بنابر این مقلد هم میتواند با جلب نظر مجتهد و پیروی از او عادلانه حکومت کند.[۲۴]
ولایت فقیه، پیوند نراقی و امامخمینی
با کاوش در آثار ملااحمد نراقی و امامخمینی روشن میشود که هر دو به بحث ولایت فقیه پرداختهاند. نراقی در کتاب «عوائد الایام»[۲۵] و امامخمینی در کتاب ولایت فقیه (حکومت اسلامی) موضوع ولایت فقیه را بیان کردهاند.[۲۶] نراقی ولایت عام فقیه را مطرح کرده و گفته است: هر اختیاری که پیامبر و امام ـ به عنوان حاکمان مردم و پاسداران اسلام ـ در آن ولایت دارند، فقیه نیز همان ولایت را دارد، مگر آنکه دلیلی آن را استثنا کرده باشد.[۲۷] از دیدگاه نراقی ولایت فقیه فقط فتوا و قضاوت نیست بلکه قلمرو آن بسیار گسترده است و هر کاری که به امور دینی یا دنیوی مردم مربوط باشد و انجام آن برای سامان یافتن معاش یا معاد آنان ضرورت داشته باشد، در قلمرو این ولایت قرار میگیرد.[۲۸] نراقی بر این باور است که فقیه مرجع امور عمومی است و برای اثبات نظریه خود به مجموعهای از روایات استناد میکند و از فقیه با تعابیری مانند: «وارث الانبیاء»، «امین الرسل»، «خلیفة الرسول»، «الحاکم»، «القاضی»، «الحجة» و «المرجع فی جمیع الحوادث» یاد میکند و میگوید: «وأنّ علی یده مجاری الأمور والأحکام» یعنی جریان امور و احکام به دست اوست.[۲۹]
امامخمینی نیز در بحث ولایت فقیه، نخست اصل ضرورت حکومت را مطرح میکند، سپس به ولایت فقیه میرسد. در ابتدای بحث میگوید: «ولایت فقیه از موضوعاتی است که تصور آنها موجب تصدیق میشود و چندان به برهان احتیاج ندارد.».[۳۰] اما استدلال اصلی امامخمینی این است که اسلام دارای احکام اجتماعی است و اجرای این احکام بدون حکومت امکانپذیر نیست.[۳۱] مهمترین عبارت امامخمینی در بحث حکومت اسلامی، درباره تساوی ولایت حکومتی فقیه با پیامبر و امام معصوم است. «وقتی میگوییم ولایتی را که رسول اکرم(ص) و ائمه(ع) داشتند، بعد از غیبت، فقیه عادل دارد... اینجا صحبت از مقام نیست، بلکه صحبت از ولایت، یعنی حکومت و اداره کشور و اجرای قوانین شرع مقدس... میباشد.».[۳۲] و این دقیقاً نشان میدهد که امامخمینی میان «مقام معنوی و شخصی معصوم» و «ولایت حکومتی» تفکیک قائل است. امامخمینی معتقد است ولایت فقیه یعنی حکومت و اداره جامعه: «ولایت یعنی حکومت و اداره کشور و اجرای قوانین شرع مقدس...» و تأکید میکند که ولایت برای فقیه امتیاز شخصی نیست، بلکه وظیفهای سنگین است.[۳۳] وی تشکیل حکومت اسلامی را وظیفه فقها میداند و مهمترین تفاوت صورتبندی امامخمینی با نراقی است. امامخمینی تصریح میکند: لازم است فقها اجتماعاً یا انفراداً برای اجرای حدود و حفظ ثغور و نظام، حکومت شرعی تشکیل دهند و سپس میگوید اگر برای شخصی امکان تشکیل حکومت وجود داشته باشد، واجب عینی و در غیر این صورت واجب کفایی است.[۳۴]
امامخمینی در بحث ولایت فقیه بارها به آثار و نظرات ملااحمد نراقی استناد کرده و نیز از روایاتی که نراقی هم از آنها برای اثبات ولایت فقیه استفاده کرده، در ادله نقلی خود بهره میبرد.[۳۵]
پانویس
- ↑ نراقی، معراج السعاده، ص۱۶.
- ↑ نراقی، مستند الشیعه، ص۱۵.
- ↑ نراقی، مستند الشیعه، ص۱۵.
- ↑ امین عاملی، اعیان الشیعه، ج۳، ص۱۸۴.
- ↑ معلم حبیبآبادی، مکارم الاثار، ج۴، ص۱۲۳۵.
- ↑ نراقی، معراج السعاده، ص۲۱.
- ↑ کاشانی، تاریخ کاشان، ص۲۸۶.
- ↑ نراقی، الخزائن، ص۱.
- ↑ نرمافزار کتابخانه آثار فاضلین نراقی.
- ↑ نرمافزار کتابخانه آثار فاضلین نراقی.
- ↑ مدرس، ریحانة الادب، ج۶، ص۱۶۴؛ نراقی، معراج السعاده، ص۱۸.
- ↑ نراقی، مستند الشیعه، ص۱۶.
- ↑ نراقی، مستند الشیعه، ص۱۸.
- ↑ تنکابنی، قصص العلماء، ص۱۳۰.
- ↑ تنکابنی، قصص العلماء، ص۱۳۰.
- ↑ تنکابنی، قصص العلما، ص۱۳۰.
- ↑ خاوری، تاریخ ذوالقرنین، ج۱، ص۶۱۶.
- ↑ جمعی از پژوهشگران، گلشن ابرار، ج۱، ص۳۱۶.
- ↑ سلمانپور، آینه پژوهش، ش ۷۳، ص۱۱۲.
- ↑ تنکابنی، قصص العلماء، ص۱۲۹.
- ↑ کدیور، نظریههای دولت در فقه شیعه، ص۱۷.
- ↑ نراقی، عوائدالایام، ص۵۲۹.
- ↑ مفید، المقنعه، ص۸۱۰.
- ↑ فیرحی، «اندیشه سیاسی ملا احمد نراقی»، ص۱۸ـ ۱۹.
- ↑ نراقی، عوائدالایام، عائده ۵۴، ص۵۳۶.
- ↑ امامخمینی، حکومت اسلامی، ص۴۸ تا ۱۱۴.
- ↑ نراقی، عوائد الایام، عائده ۵۴، ص ۵۳۶.
- ↑ نراقی، عوائد الایام، عائده ۵۴، ص۵۳۶ـ۵۳۷.
- ↑ نراقی، عوائد الایام، عائده ۵۴، ص۵۳۶ـ۵۳۷.
- ↑ امامخمینی، ولایت فقیه؛ حکومت اسلامی، ص۴۸.
- ↑ امامخمینی، ولایت فقیه؛ حکومت اسلامی، ص ۴۸ـ۶۰.
- ↑ امامخمینی، ولایت فقیه؛ حکومت اسلامی، ص۵۶.
- ↑ امامخمینی، ولایت فقیه؛ حکومت اسلامی، ص۹۲ـ۹۳.
- ↑ امامخمینی، ولایت فقیه؛ حکومت اسلامی، ص۹۳.
- ↑ امامخمینی، ولایت فقیه؛ حکومت اسلامی، ص۶، ۷۶، ۹۸، ۱۰۵، ۱۱۵، ۱۲۵، ۱۴۱ و....
منابع
- امامخمینی، ولایت فقیه؛ حکومت اسلامی، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۴۳۴ق.
- امین عاملی، سید محسن، اعیان الشیعه، دار التعارف للمطبوعات، بیروت، بیتا.
- تنکابنی، محمد بن سلیمان، قصص العلما، تهران، علمیه اسلامیه، بیتا.
- جمعی از پژوهشگران پژوهشکدۀ باقرالعلوم سازمان تبلیغات، گلشن ابرار، قم، معروف، ج۱، چ۲، ۱۳۸۲ش.
- خاوری، فضلالله، تاریخ ذوالقرنین، تصحیح ناصر زرافشان، تهران، کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، ۱۳۸۰ش.
- سلمانپور، محمدجواد، دو ماهنامه آینه پژوهش، قم، دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم، ش ۷۳، فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۱ش.
- فیرحی، داود، «اندیشه سیاسی احمد نراقی»، علوم سیاسی، شماره ۱۷، بهار ۱۳۸۱ش.
- کاشانی، سهیل؛ عبدالرحیم کلانتر ضرابی، تاریخ کاشان، تهران، امیرکبیر، سوم، ۱۳۵۶ش.
- کدیور، محسن، نظریههای دولت در فقه شیعه، تهران، نشر نی، ۱۳۸۷ش.
- مدرس تبریزی، محمدعلی، ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب، تهران، خیام، ۱۳۶۹ش.
- معلم حبیبآبادی، محمدعلی، مکارم الاثار؛ در احوال، رجال دو قرن ۱۳ و ۱۴، اصفهان، دورۀ ۶ جلدی، مخطوطات اصفهان، بیتا.
- ۱۲. مفید، شیخ، المقنعه، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۳ق.
- مؤسسه تحقیقات کامپیوتری نور، نرم افزار آثار فاضلین نراقی.
- نراقی، احمد بن مهدی، الخزائن، تهران، نشر اسلامیه، ۱۳۸۰ق.
- نراقی، احمد، مستند الشیعه، آل البیت، قم، ۱۴۱۵ق.
- نراقی، ملا احمد، عوائد الایام، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۴۱۷ق.
- نراقی، ملا احمد، معراج السعاده، قم، هجرت، ۱۳۷۷ش.
- نرمافزار کتابخانه آثار فاضلین نراقی، مرکز کامپیوتر علوم اسلامی نور.
نویسنده: محسن آقایی قمصری