هیمان
هیمان، به معنای اضطراب و آشفتگی سالک به هنگام فنای کلی و غرق شدن در وحدت و حیرت الهی میباشد. امامخمینی در آثار خویش به بحث هیمان سالک، اخفیاء، حقیقت هیمان و آثار آن پرداخته است.
اهمیت و جایگاه
هیمان در اصطلاح عرفانی به معنای اضطراب و آشفتگی سالک است که نمیتواند خود را از غرق شدن در وحدت و حیرت نگه دارد.[۱] یکی از مباحث مهم سلوکی در قسم احوال، مقام هیمان میباشند. عارفان مقام هیمان را پس از مقام دَهَشت، مورد توجه قرار داده و برای آن مراتب و آثاری بر شمردهاند.[۲] امامخمینی نیز در آثار عرفانی خویش به بحث از هیمان، حقیقت، آثار و مراتب آن پرداخته است.[۳]
هیمان سالک
در نگاه اهل معرفت هیمان، استمرار دَهَشت است؛ یعنی دهشت هرگاه استمرار و عمق داشته باشد، میشود هیمان، هویت هیمان، هویت دهشت است اما ماندگاریاش بیشتر است. هیمان اضطراب و آشفتگی سالک است که نمیتواند خود را از غرق شدن در حیرت و وحدت نگه دارد.[۴] به باور عارفان، هنگامی که سالک از مراحل نفسی عبور کرد و شوق و طلب بر او غلبه کرد و بیقرار شد، نسبت به محبوب یعنی حقتعالی، حداکثر وَلَع را پیدا میکند، این وَلَع سالک با امید وصال همراه است که در اصطلاح به آن مقام عطش گویند. در این صورت احوالاتی عارض سالک میشود که گاهی به طور ناگهانی شهود رخ میدهد و موجب اضطراب او میشود. وقتی این شهود ناگهانی به حدّ نهایی خود رسید و بر عقل سالک غلبه کرد، او را به حیرت و هیمان میکشاند.[۵]
امامخمینی نیز درباره هیمان سالک معتقد است برای سالکین و واصلین به مقام قرب، در اول تجلیات حبّی یک حیرت و هیمانی است که قلوب پاک آنها را تحت انوار تجلیات حق، متزلزل و مُندک میکند، چنین کسانی که با سیر و سلوک در قوس صعود به عالم تهیم راه یافته باشند، بر اثر تجلی جلالِ جمال الهی همانند ملائکه مهیمین محو و فانی در حقتعالی گشته، دچار هیمان و حیرت میشوند. به اعتقاد امامخمینی این گروه از عارفان مظاهر ملائکه مهیمن میباشند؛ البته رتبه وجودی این افراد در عالم تهیّم همشأن و همعرض انسان کامل و قطب الاقطاب نیست؛ زیرا این گروه در عالم هستی تصرف و تدبیر ندارند، بلکه انسان کامل است که در عالم، تصرف و تدبیر دارد.[۶]
به باور امامخمینی اگر سالک از مرتبه واحدیت گذشت و به حضرت احدیت جمعی که همه حضرات اسمائی و صفاتی در آن مستهلک و تمام تعینات و کثرات در آن مندک است رسید، در این صورت به هرچه نگاه میکند، فقط ذات حق را میبیند در این مرحله اثری از انانیت و دوگانگی برجا نمیماند بلکه آنجا غلبه تام وحدت است و در این هنگام هیمان و اضطراب ناشی از مشاهده جمال محبوب حاصل میشود و به فنای کلی میرسد.[۷]
هیمان أخفیاء
به باور امامخمینی، اصحاب سرّ و اخفیاء، پس از آنکه سفر الیالله را اتمام و طی کردند و به وحدت رسیدند و در همان حال جذبه و فنا و موت باقی ماندند، اینها اجرشان علیالله میباشد. اخفیاء محبوبینی هستند که در تحت «قباب» الله فانی شده و با کسی رابطه نداشته و جز حقتعالی را نمیشناسند. این گروه اگر وعاء وجودیشان تنگ باشد و قابلیت رجوع از وحدت به کثرت را نداشته باشند، در همان غشوه و هیمان و محو کلی ازلاً و ابداً باقی میمانند و به حال صحو بر نمیگردند.[۸]
پانویس
- ↑ انصاری، منازل السائرین، ص۱۰۸؛ کاشانی لطائف الاعلام، ص۵۸۰-۵۸۱؛ اصطلاحات الصوفیه، ص۲۹۲.
- ↑ رازی، جواهر التصوف، ص۱۲۹؛ قشیری، لطایف الاشارات، ج۱، ص۵۸۶؛ بقلی شیرازی، تفسیر عرایس، ج۱، ص۲۵۰؛ مشرب الارواح، ص۱۰۱-۱۰۶؛ قیصری، شرح فصوص الحکم می۵۷۰؛ کاشانی، شرح منازل السائرین، ص۶۱۲-۶۱۵.
- ↑ امامخمینی، سرّالصلاة، ص۹۶، تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح الانس، ص۱۱۵ و ۱۲۶؛ شرح دعای سحر، ص۱۶-۱۷؛ آداب الصلاة، ص۱۶۴ و ۳۵۲؛ شرح دعای سحر، ص۱۶۴ و ۴۳۵.
- ↑ کاشانی، شرح منازل السائرین، ص۶۰۷-۶۱۲؛ اصطلاحات الصوفیه، ص۲۹۲؛ لطایف الاعلام، ص۵۸۰-۵۸۱.
- ↑ کاشانی، شرح منازل السائرین، ص۱۲۷؛ میرصادقی، تحلیل صد منزل، ص۷۱-۷۲.
- ↑ امامخمینی، سرّالصلاة، ص۹۶؛ تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح الانس ۱۱۵ و ۱۲۶؛ صاحبی اوج معرفت، ص۳۳۷.
- ↑ امامخمینی، شرح دعای سحر، ص۱۶-۱۷؛ آداب الصلاة، ص۱۶۳ و ۳۵۲؛ سرّالصلاة، ص۹۶ و ۱۱۲؛ صاحبی، اسرا ملکوت، ج۱، ص۹۵-۹۶.
- ↑ امامخمینی، سرّالصلاة، ص۱۰۲؛ آداب الصلاة، ص۳۲۲؛ شرح چهل حدیث، ص۱۶۴ و ۴۳۵.
منابع
- اصطلاحات الصوفیه، انتشارات حکمت، تهران، ۱۳۸۱ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، آداب الصلاة، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۴ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح الأنس، قم، پاسدار اسلام، ۱۴۱۰ق.
- امامخمینی، سیدروحالله، سرّالصلاة، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۷۸ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، شرح چهل حدیث، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۸ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، شرح دعای سحر، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۳ش.
- انصاری، خواجه عبدالله، منازل السائرین، تهران، دار العلم، ۱۴۱۷ق.
- بقلی شیرازی، روزبهان، تفسیر عرایس البیان فی حقایق القرآن، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۲۹ق.
- بقلی شیرازی، روزبهان، مشرب الارواح، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۲۶ق.
- رازی، یحییبنمعاذ، جواهر التصوف، قاهره، مکتبة الآداب، ۱۴۲۳ق.
- شرح منازل السائرین، قم، انتشارات بیدار، ۱۳۸۵ش.
- صاحبی، باقر، اوج معرفت، تهران، نشر عروج، ۱۳۹۸ش.
- صاحبی، باقر، اسرار ملکوت، تهران، نشر عروج، ۱۴۰۳ش.
- قشیری، عبدالکریم، لطایف الاشارات، قاهره، الهیئه المصریة العامة للکتاب، ۲۰۰۰م.
- قیصری، داوودبنمحمود، شرح فصوص الحکم، تصحیح و تعلیق سیدجلالالّدین آشتیانی، تهران، نشر علمی و فرهنگی، ۱۳۷۵ش.
- کاشانی، عبدالرزاق، لطائف الاعلام، تهران، میراث مکتوب، ۱۳۷۹ش.
- میرصادقی، قاسم، تحلیل صد منزل عرفانی بر مبنای لایههای بطونی انسان در اندیشه ملاعبدالرزاق کاشانی، حکمت عرفانی، شماره ۲، قم، ۱۳۹۱ش.
نویسنده: باقر صاحبی