۲۷٬۲۷۱
ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
خط ۲: | خط ۲: | ||
== اهمیت و جایگاه سوره توحید == | == اهمیت و جایگاه سوره توحید == | ||
سوره توحید، دومین سوره کوتاه قرآنی است که عمیقترین مباحث خداشناسی را در دل خود جای داده است، اهمیت این سوره تا بدان حدّ است که امامان معصوم علیهمالسّلام آن را ثلث قرآن دانسته و به عنوان سوره نسبت و شناسنامه خداوند معرفی کردهاند.<ref>سیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، ج۶، ص۴۱۲؛ کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۹۱؛ زمخشری، الکشاف عن حقائق التنزیل، ج۴، ص۸۱۸.</ref> | سوره توحید، دومین سوره کوتاه قرآنی است که عمیقترین مباحث [[خداشناسی]] را در دل خود جای داده است، اهمیت این سوره تا بدان حدّ است که امامان معصوم علیهمالسّلام آن را ثلث [[قرآن]] دانسته و به عنوان سوره نسبت و شناسنامه خداوند معرفی کردهاند.<ref>سیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، ج۶، ص۴۱۲؛ کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۹۱؛ زمخشری، الکشاف عن حقائق التنزیل، ج۴، ص۸۱۸.</ref> | ||
تفسیر سوره توحید مورد توجه حکما، مفسران و عرفای اسلامی بوده است.<ref>ابن سینا، رسائل، ص۳۱۴؛ ملاصدرا، اسرار الآیات، ص۳۳؛ ابنعربی، الفتوحات، ج۳، ص۳۳۸.</ref> امامخمینی نیز به تفسیر این سوره در آثار خویش پرداخته و در بیان وجه اعتبار و اهمیت سوره توحید با استناد به روایاتی بر این باور است که آخرالزمان اقوامی هستند که نظرهای عمیق دارند؛ ازاینرو فهم این سوره، حق متعمقان و صاحب نظران است | تفسیر سوره توحید مورد توجه حکما، مفسران و عرفای اسلامی بوده است.<ref>ابن سینا، رسائل، ص۳۱۴؛ ملاصدرا، اسرار الآیات، ص۳۳؛ ابنعربی، الفتوحات، ج۳، ص۳۳۸.</ref> [[امامخمینی]] نیز به تفسیر این سوره در آثار خویش پرداخته و در بیان وجه اعتبار و اهمیت سوره توحید با استناد به روایاتی بر این باور است که آخرالزمان اقوامی هستند که نظرهای عمیق دارند؛ ازاینرو فهم این سوره، حق متعمقان و صاحب نظران است<ref>امامخمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۹۴ و ۶۴۹)</ref> و کسانی که حظی از اسرار توحید و معارف الهی ندارند، حق ندارند نظر در این سوره کنند و مطالب این سوره را به معنای عامه و بازاری حمل کنند.<ref>امامخمینی، آداب الصلاة، ص۳۰۲.</ref> به باور ایشان در این سوره مطالب دقیقی از توحید، معارف خداشناسی و اسرار الهی است که در هیچ یک از کتب الهی و صحف اهل معرفت و اصحاب قلوب وجود ندارد و معتقد است این سوره شریفه از اماناتی است که سماوات ارواح و اراضی اشباح و جبال انیّات از حمل آن عاجز و درماندهاند و لایق حمل آن فقط [[انسان کامل]] است، ازاینرو عقول بشری از فهم حقایق و دقایق اسرار این سوره عاجزند.<ref>امامخمینی، آداب الصلاة، ص۳۰۱-۳۰۳.</ref> | ||
== فضیلت سوره توحید == | == فضیلت سوره توحید == | ||
خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
اهل معرفت برای شناخت حقتعالی مراتبی ذکر کردهاند و مرتبه نخست را همان مقام غیب هویت میدانند که اسم و رسمی ندارد و آیه «قل هو الله احد» را ناظر به این مرتبه و مقام میدانند.<ref>قونوی، رسالة النصوص، ص۴۱-۴۲ و ۴۹؛ بروجردی، تفسیر اسامی سورة التوحید، ص۳۱۶.</ref> | اهل معرفت برای شناخت حقتعالی مراتبی ذکر کردهاند و مرتبه نخست را همان مقام غیب هویت میدانند که اسم و رسمی ندارد و آیه «قل هو الله احد» را ناظر به این مرتبه و مقام میدانند.<ref>قونوی، رسالة النصوص، ص۴۱-۴۲ و ۴۹؛ بروجردی، تفسیر اسامی سورة التوحید، ص۳۱۶.</ref> | ||
امامخمینی معتقد است عبارت «قل» در اول سوره توحید، خطابی است که از غیب جمع و وجود بر مظهر کامل محمدی نازل شده است و «هو» اشاره به هویت غیبی است که همه صفات در آن مستهلک و مضمحل است.<ref>امامخمینی، آداب الصلاة ص۳۱۱؛ تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح الانس، ص۱۱۳؛ سرّالصلاة، ص۹۳.</ref> امامخمینی «هو» را در این سوره با دو رویکرد فلسفی و عرفانی بررسی کرده است . ایشان در رویکرد فلسفی با استناد به کلام استاد خود شاهآبادی معتقد است «هو» اشاره به صرف الوجود و هویت مطلقه | امامخمینی معتقد است عبارت «قل» در اول سوره توحید، خطابی است که از غیب جمع و وجود بر مظهر کامل محمدی نازل شده است و «هو» اشاره به هویت غیبی است که همه صفات در آن مستهلک و مضمحل است.<ref>امامخمینی، آداب الصلاة ص۳۱۱؛ تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح الانس، ص۱۱۳؛ سرّالصلاة، ص۹۳.</ref> امامخمینی «هو» را در این سوره با دو رویکرد فلسفی و عرفانی بررسی کرده است. ایشان در رویکرد فلسفی با استناد به کلام استاد خود [[محمدعلی شاهآبادی|شاهآبادی]] معتقد است «هو» اشاره به صرف الوجود و هویت مطلقه دارد؛<ref>امامخمینی، آداب الصلاة، ص۳۱۲)</ref> امّا در رویکرد عرفانی، معتقد است «هو» همان مقام غیب است، مقامی که در آن هیچ تجلی و اسم و رسمی در آن وجود ندارد.<ref>امامخمینی، شرح چهل حدیث، ص۵۵۳ و ۶۲۶؛ تقریرات فلسفه، ج۲، ص۱۲۰؛ شرح دعای سحر، ص۵۶.</ref> به باور ایشان کلمه «هو» فقط از صاحب قلب احدیِ تقیِ نقیِ احمدی ممکن است صادر شود و اگر [[پیامبر اکرم(ص)|پیامبر(ص)]] مأمور به اظهار نبود، هرگز این کمله «هو» از او صادر نمیشد؛ ولکن قضای الهی بر این بود که پیامبر(ص) آن را اظهار کند.<ref>امامخمینی، شرح چهل حدیت، ص۶۵۲-۶۵۳.</ref> | ||
== احدیت حق == | == احدیت حق == | ||
به باور برخی اهل معرفت «احد» بر موجودی اطلاق میشود که هیچ نوعی کثرتی را نمیپذیرد؛ زیرا معنای «احدیت» این است که خداوند در ذات خود از هر نوع ترکیبی منزه و مبرّا است.<ref>ملاصدرا، اسرار الایات، ص۳۳؛ گنابادی، تفسیر بیان السعاده، ج۴، ص۲۸۲؛ آلوسی، روح المعانی، ج۳، ص۴۸۸.</ref> | به باور برخی [[عرفا|اهل معرفت]] «احد» بر موجودی اطلاق میشود که هیچ نوعی کثرتی را نمیپذیرد؛ زیرا معنای «احدیت» این است که خداوند در ذات خود از هر نوع ترکیبی منزه و مبرّا است.<ref>ملاصدرا، اسرار الایات، ص۳۳؛ گنابادی، تفسیر بیان السعاده، ج۴، ص۲۸۲؛ آلوسی، روح المعانی، ج۳، ص۴۸۸.</ref> | ||
امامخمینی نیز «احد» را در این سوره اشاره به مقام | [[امامخمینی]] نیز «احد» را در این سوره اشاره به مقام «[[احدیت و واحدیت|احدیت]]» میداند که تجلی به اسمای باطنی و غیبی است؛ یعنی احد به یکی از امهات صفات جلال که مقام کمال بساطت ذاتی میباشد اشاره دارد..<ref>امامخمینی، آداب الصلاة، ص۳۰۵-۳۰۸.</ref> امامخمینی بنابر یک احتمال «احد» را اشاره به مقام واحدیت میداند و معتقد است ذات غیبی حق، قابل شناخت نیست و تفکر در ذات موجب ضلالت و گمراهی است و آنچه مورد معرفت اهل الله است، مقام «واحدیت» و «احدیت» است؛ یعنی واحدیت برای عامه اهل الله و احدیث برای خلّص از اهل الله است.<ref>امامخمینی، آداب الصلاة، ص۳۰۶-۳۰۷.</ref> | ||
== صمدیت حق == | == صمدیت حق == | ||
خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
امامخمینی نیز برای لفظ صمد معانی متعددی برمیشمارد از جمله این که صمد، یعنی جوف نداشتن و میان تهی نبودن، و این اشاره به ماهیت نداشتن و نقص امکان در ذات حقتعالی است، زیرا تمام ممکنات به منزله جوف و میانتهی هستند. و چون حقتعالی صرف وجود و هویت مطلقه است، نقص امکان که اصل آن ماهیت است ندارد.<ref>امامخمینی، آداب الصلاة، ص۳۱۲-۳۱۳؛ شرح چهل حدیث، ص۶۵۲-۶۵۴.</ref> | امامخمینی نیز برای لفظ صمد معانی متعددی برمیشمارد از جمله این که صمد، یعنی جوف نداشتن و میان تهی نبودن، و این اشاره به ماهیت نداشتن و نقص امکان در ذات حقتعالی است، زیرا تمام ممکنات به منزله جوف و میانتهی هستند. و چون حقتعالی صرف وجود و هویت مطلقه است، نقص امکان که اصل آن ماهیت است ندارد.<ref>امامخمینی، آداب الصلاة، ص۳۱۲-۳۱۳؛ شرح چهل حدیث، ص۶۵۲-۶۵۴.</ref> | ||
== زائد نبودن اسما | == زائد نبودن اسما == | ||
به اعتقاد برخی اهل معرفت «لم یلد و لم یولد»؛ یعنی زائد نبودن اسما و صفات بر ذات حقتعالی است؛ یعنی معلومات حق (اسما و صفات) با او موجود نیستند؛ بلکه به او موجودند و اینگونه نیست که اسما و صفات و تمام کثرات به خودی خود موجود باشند بطوری که موجودیت آنها همراه با موجودیت حق و غیر آن باشد، بلکه تنها وجود حقیقی وجود حقتعالی است و کثرات به او موجود و بنفسه معلوماند.<ref>ابنعربی، الفتوحات المکیه، ج۲، ص۴۲۰؛ کاشانی، تأویلات کاشانی، ج۲، ص۴۳۹.</ref> | به اعتقاد برخی اهل معرفت «لم یلد و لم یولد»؛ یعنی زائد نبودن اسما و صفات بر ذات حقتعالی است؛ یعنی معلومات حق ([[اسما و صفات]]) با او موجود نیستند؛ بلکه به او موجودند و اینگونه نیست که اسما و صفات و تمام کثرات به خودی خود موجود باشند بطوری که موجودیت آنها همراه با موجودیت حق و غیر آن باشد، بلکه تنها وجود حقیقی وجود حقتعالی است و کثرات به او موجود و بنفسه معلوماند.<ref>ابنعربی، الفتوحات المکیه، ج۲، ص۴۲۰؛ کاشانی، تأویلات کاشانی، ج۲، ص۴۳۹.</ref> | ||
در نگاه اهل معرفت واژه «لم یولد» اثبات میکند که خداوند بینیاز مطلق است و در وجود محتاج غیر نیست و واحدیت ذاتی او غیر قابل تکثیر و تقسیم است.<ref>ابنعربی، الفتوحات المکیه، ج۲، ص۴۲۰.</ref> امامخمینی نیز معتقد است «لم یلد» حیث هویت غیبی حقتعالی است.<ref>امامخمینی، تعلیقات علی شرح فصوص الحکم ومصباح الانس، ص۱۵۳.</ref> ازاینرو ذات حق از چیزی زائیده نشده تا به ارث بیرد و از چیزی به دنیا نیامده تا مشارک در آن باشد.<ref>امامخمینی، تقریرات فلسفه، ج۲، ص۶۶.</ref> | در نگاه اهل معرفت واژه «لم یولد» اثبات میکند که خداوند بینیاز مطلق است و در وجود محتاج غیر نیست و واحدیت ذاتی او غیر قابل تکثیر و تقسیم است.<ref>ابنعربی، الفتوحات المکیه، ج۲، ص۴۲۰.</ref> امامخمینی نیز معتقد است «لم یلد» حیث هویت غیبی حقتعالی است.<ref>امامخمینی، تعلیقات علی شرح فصوص الحکم ومصباح الانس، ص۱۵۳.</ref> ازاینرو ذات حق از چیزی زائیده نشده تا به ارث بیرد و از چیزی به دنیا نیامده تا مشارک در آن باشد.<ref>امامخمینی، تقریرات فلسفه، ج۲، ص۶۶.</ref> |