پرش به محتوا

استغفار

از ویکی امام خمینی

استغفار، طلب آمرزش از حق‌تعالی و طلب بخشش برای رفع کدورت قلبی و کثرات دنیایی است. امام‌خمینی نیز در آثار خویش به بحث استغفار جایگاه، حقیقت، استغفار معصومین و آثار استغفار پرداخته است.

اهمیت و جایگاه استغفار

استغفار در اصطلاح دینی و اخلاقی به معنای طلب آموزش از حق‌تعالی می‌باشد.[۱] در فرهنگ دینی به واژه استغفار توجه ویژه‌ای شده است و درخواست آمرزش گناه صفت پرهیزکاران معرفی شده است. در روایت نیز، استغفار موجب نورانی شدن نامه عمل بندگان معرفی شده است. مفسران و علمای اخلاق به بحث از استغفار، جایگاه، حقیقت و آثار آن پرداخته‌اند.[۲] امام‌خمینی نیز در آثار خویش به بحث استغفار جایگاه، حقیقت، استغفار معصومان و آثار استغفار پرداخته است.[۳]

استغفار پیامبران

یکی از مباحث مهم در آثار اندیشمندان و مفسران اسلامی، استغفار پیامبران الهی در عین عصمت و طهارت آن‌ها می‌باشد، بگونه‌ای که در قرآن خطاب به پیامبر آمده «قل رب إغفر وارحم و انت خیر الراحمین»[۴] البته استغفار پیامبران به دلیل عصمت از هر نوع گناه به معنای درخواست آمرزش گناهان نمی‌باشد بلکه می‌تواند به معنای ترک اولی، جنبه‌های مباح بشری و توجه به عالم طبیعت باشد.[۵]

امام‌خمینی نیز استغفار پیامبران الهی را به معنای گناه نمی‌داند و بر این باور است که استغفار تنها منحصر به گناه منافی با عصمت نیست، بلکه مغفرت، ذنب و گناه در مواردی به معنای عرفی نمی‌باشند، بلکه مراد امری است که با شخصیت و شئون پیامبران و اولیای الهی مغایرت دارد.

امام‌خمینی با استناد به آیه «انا فتحنا لک فتحا مبینا لیغفر لک الله ما تقدم من ذنبک وما تأخر»[۶] به بیان برخی توجیهات اندیشمندان اسلامی درباره نسبت «ذنب» به پیامبر(ص) پرداخته و معتقد است ممکن است مراد از گناه ترک مستحب یا مراد گناهان امت باشد. امام‌خمینی مراد از استغفار و غفران پیامبر، غفران نسبت به گناهان امت می‌داند و بر این باور است که عین ثابت پیامبر و انسان کامل، مظهر اسم الله است و اعیان تمام موجودات، مظهر عین ثابت انسان کامل می‌باشد. ازاین‌رو، هر نقصی و گناهی (چه تکوینی و چه تشریعی) که در عالم محقق می‌شود طبق حکم ظاهر و مظهر به ظاهر نسبت داده می‌شود و این مجازی نیست. به اعتقاد ایشان استغفار منحصر در گناهان نیست بلکه گاهی بعضی از اعمال خوب که برای ابرار از حسنات است، برای مقربان، گناه و از سیئات است و ممکن است استغفار پیامبر از باب توجه به کثرات یا بروز خواطر باشد.[۷]

استغفار و کدورت قلب

علما و حکمای الهی در بیان رابطه استغفار و کدورت قلب، با استناد به روایتی تأویلات خاصی ارائه داده‌اند. برخی بر این اعتقادند که خداوند پیامبر را از اختلاف و ابتلائات امت اسلامی پس از رحلت آن حضرت آگاه ساخت و پیامبر هرگاه به یاد آن می‌افتد، زنگاری در قلب خود احساس می‌کرد و از این برای امتش استغفار می‌کرد. اهل معرفت با استناد به روایتی «انه لیغان علی قلبی، انی استغفر الله فی الیوم مائة مرةٍ»،[۸] معتقدند که قلب از خطرها و خطورات شیطانی و انواع میل‌ها خالی نیست و آن حضرت برای دفع این خواطر از پروردگار کمک می‌گرفت. برخی از حکمای الهی معتقدند منشأ استغفار پیامبر(ص) در حدیث مذکور آن معیت عالی پیامبر با پروردگار است که ظن اشتراک میان بنده و ربّ را پدید می‌آورد.[۹]

امام‌خمینی نیز با استناد به حدیث «لیغان علی قلبی و انّی لاستغفر الله فی کل یوم سبعین مرة» معتقد است کمّل و اولیای الهی در مرحله صحو بعد از محو و رجوع به کثرات در سفر سوم و رؤیت جمال محبوب در کثرات، دچار کثراتی می‌شوند که خود این کثرات کدورتی بر قلب ایجاد می‌کنند. به اعتقاد امام‌خمینی پیامبر و امامان معصوم به امر الهی به این عالم کثرات توجه داشتند و اگر به واسطه امر الهی نبود، در این مجالس ظلمانی طبیعت، نفوس طاهره آنها لحظه‌ای توقف نمی‌کرد. زیرا خود وقوع در کثرت و نشئه ظهور و اشتغال به تدبیرات ملکی برای آنها کدروت قلبی به همراه داشت. ازاین‌رو پیامبر اسلام هیچ مجلسی نمی‌رفت مگر آنکه چندین بار استغفار می‌گفت. پس جمال محبوب را در مرآت، خصوصاً مراتی کدر نظیر مرآت بوجهلی دیدن خود کدورتی بر قلب ایجاد می‌کند و نیاز به استغفار برای رفع این کدورت قلبی است.[۱۰]

پانویس

  1. اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۶۰۹؛ اسکندری، کشف الاسرار، ج۲، ص۴۶؛ ابن‌عاشور، التحریر والتنویر، ج۳، ص۲۲۳.
  2. اربلی، کشف الغمه فی معرفة الائمه، ج۲، ص۲۵۴؛ طباطبائی، المیزان، ج۲، ص۳۶۷؛ طبرسی، مجمع البیان، ج۱۰، ص۵۴۳؛ فخر رازی، التفسر الکبیر، ج۳، ص۱۳۷، عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۶، ص۶۸، کاشانی، منهج الصادقین فی إلزام المخالفین، ج۱۰، ص۱۹.
  3. امام‌خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۲۳، ۴۱۷ و ۳۴۳؛ آداب الصلاة، ص۱۲، ۴۷ و ۶۶؛ تفسیر سوره حمد، ص۱۴۵؛ صحیفه، ج۲، ص۲۶۹؛ جهاد اکبر، ص۳۸؛ تقریرات فلسفه، ج۳، ص۵۷۰.
  4. مؤمنون: ۱۱۸.
  5. طباطبائی المیزان، ج۶، ص۳۶۶؛ معتزلی شرح اصول الخمسه، ص۵۷۶؛ طبرسی، مجمع البیان، ج۷، ص۵۵؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۱۱، ص۹۱.
  6. فتح: ۱-۲.
  7. امام‌خمینی، شرح چهل حدیث، ص۳۳۴–۳۳۸.
  8. مستدرک الوسائل، ج۵، ص۳۲۰)،
  9. ملاصدرا، تفسیر قرآن الکریم، ج۲، ص۱۸۶؛ ج۳، ص۱۳۶؛ تستری، تفسیر تستری، ص۱۴۵؛ کاشانی، تأویلات کاشانی، ج۲، ص۸۴؛ فرغانی، مشارق الدراری، ص۶۰۴؛ منتهی المدراک، ج۱، ص۴۳۶؛ بقلی، تفسیر عرایس البیان، ج۱، ص۲۷۰.
  10. امام‌خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۲۳ و ۳۴۲؛ آداب الصلاة، ص۴۷ و ۶۶؛ تفسیر سوره حمد، ص۱۴۵؛ تقریرات فلسفه، ج۳، ص۵۷۰، صحیفه امام، ج۲۰، ص۲۶۹.

منابع

  • ابن‌عاشور، محمد، تفسیر التحریر و التنویر، بیروت، نشر نو، ۱۴۲۰ق.
  • اربلی، علی‌بن‌عیسی، کشف الغمه فی معرفة الائمه، تبریز، نشر بنی هاشم، ۱۳۸۱ق.
  • اسکندری، محمد، کشف الاسرار النوارنیة القرآنیه، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۲۰۱۰م.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، آداب الصلاة، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، ۱۳۸۴ش.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، تفسیر سوره حمد، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، ۱۳۸۸ش.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، تقریرات فلسفه امام‌خمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، ۱۳۸۵ش.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، جهاد اکبر، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، ۱۳۸۷ش.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، شرح چهل حدیث، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، ۱۳۸۸ش.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، ۱۳۸۹ش.
  • بقلی شیرازی، روزبهان، تفسیر عرابیس البیان فی حقایق القرآن، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۲۹ق.
  • تستری، سهل، تفسیر تستری، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۲۳ق.
  • راغب اصفهانی، حسین‌بن‌محمد، مفردات الفاظ القرآن، دمشق، دار القلم، ۱۴۱۶ق.
  • طباطبائی، محمدحسین، تفسیر المیزان، قم، انتشارات اسلامی، ۱۴۱۷ق.
  • طبرسی، حسن، مجمع البیان، بیروت، دارالعلوم، ۱۳۷۹ق.
  • عاملی، محمد، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت، ۱۴۰۹ق.
  • فخر رازی، محمدبن‌عمر، التفسیر الکبیر، بیروت، دار احیاء التراث، بی‌تا.
  • فرغانی، سعیدالدّین، مشارق الدراری، مقدمه و تصحیح سیدجلال‌الدّین آشتیانی، قم، بوستان کتاب، ۱۳۷۹ش.
  • فرغانی، سعیدالدین، منتهی المدارک، بیروت، دار الکتب، ۱۴۲۸ق.
  • کاشانی، عبدالرزاق، تأویلات کاشانی، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۲۰۰۶م.
  • کاشانی، فتح الله، منهج الصادقین فی إلزام المخالفین، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۸ش.
  • معتزلی، عبدالجبار، شرح اصول الخمسه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۲۲ق
  • ملاصدرا، محمدبن‌ابراهیم، تفسیر القرآن الکریم، قم، انتشارات بیدار، ۱۳۷۵ش.
  • نوری، حسین، مستدرک الوسائل، بیروت، موسسه آل البیت، ۱۴۰۸ق.

نویسنده: باقر صاحبی