اصول دین
اصول دین، مهمترین اصول اعتقادی اسلام است که عبارتند از: توحید، نبوت و معاد. امامخمینی در اینکه معاد جزو اصول دین باشد تردید کرده و آن را بنابر احتمالی داخل در اصول دین شمرده است. عدل و امامت نیز نزد شیعه از اصول دین یا مذهب بهشمار میرود. امامخمینی مانند برخی دیگر از علمای شیعه امامت را از اصول مذهب میداند نه از اصول دین؛ از اینرو، منکر امامت، خارج از اسلام نیست و احکام اسلام بر او جاری میشود.
برخی تقلید در اصول دین را جایز میدانند و برخی ازجمله بیشتر امامیه، بر این باورند که اعتقاد به اصول دین میباید با دلیل و تعقل باشد.
معرفی و جایگاه
اصول دین، در مقابل فروع دین، اصطلاحی کلامی که به نظر بسیاری از دانشمندان دینی مسلمان به مجموعه باورهایی گفته میشود که اساس دین اسلام را تشکیل میدهد و مسلمانی بدون آنها میسر نیست و انکار هر یک از آنها موجب کفر و استحقاق عذاب است.[۱] واضعان این اصطلاح از اینرو این اعتقادات را اصول دین نامیدهاند که به نظر ایشان علوم دینی مثل حدیث، فقه و تفسیر مبتنی بر آنهاست.[۲] اینان دین را همچون درختی میدانند که ریشههایی دارد (اصول دین) که حیات درخت منوط به وجود آنها است و نیز شاخ و برگهایی دارد (فروع دین) که نبودن یا کم و زیاد شدن آنها لطمهای به حیات درخت نمیزند.[۳]
با آنکه اصطلاح اصول دین شهرت بسیاری دارد و در تاریخ اندیشههای دینی در اسلام نقش برجستهای ایفا کرده است، اما در قرآن کریم و نیز در احادیث شیعه و اهلسنت، چیزی بهعنوان تقسیمبندی معارف دینی بهصورت اصول و فروع وجود ندارد و این امر نشان میدهد که این دو اصطلاح را برخی از متکلمان وضع کردهاند. برخی از دانشمندان مسلمان مانند ابنتیمیه (د ۷۲۸ ق) که اساساً علم کلام و علوم عقلی و فلسفی را مخالف دین و دینداری میانگارند و در این زمینه دیدگاهی بسیار افراطی دارند، به این دلیل که اصول دین تعبیری قرآنی یا حدیثی نیست، وضع چنین اصطلاحی را مخالف با تعالیم پیامبر(ص) میدانند.[۴] به هر حال، مشخص نیست که اصطلاح اصول دین از چه زمانی متداول شده، و چه کسی آن را وضع کرده است.[۵]
برخی تقلید در اصول دین را جایز میدانند و برخی ازجمله بیشتر امامیه، بر این باورند که اعتقاد به اصول دین میباید با دلیل و تعقل باشد. متکلمان امامیه در اینکه شمار اصول دین چند است و شامل چه موضوعاتی میشود، اختلاف نظر دارند.[۶] عقیدۀ مشهور این است که اصول دین شامل ۳ موضوع است: توحید، نبوت و معاد؛ اما باید عدل و امامت را نیز بهعنوان اصول مذهب، به آن سه افزود. به عبارت دیگر، بنابر این عقیده، اگر کسی منکر یکی از اصول دین شود، کافر است؛ اما اگر اقرار به آن سه اصل داشته باشد، ولی منکر عدل یا امامت شود، کافر نیست، ولی شیعه هم نیست.[۷]
مصادیق اصول دین
مهمترین اصول اعتقادی اسلام که به اصول دین معروف است عبارتند از:
توحید
توحید به معنای معرفت به خدا و تصدیق به اینكه ازلاً و ابداً موجود و واجب الوجود لذاته است؛ تصدیق به صفات ثبوتی خدا مثل قدرت، علم و حیات؛ تنزیه او از صفات سلبی مثل جهل و ناتوانی؛ و اعتقاد به اینكه صفات خدا عین ذات اوست و هیچ صفتی زائد بر ذات او نیست.[۸] توحید اعتقاد به یگانگی خداوند از اصول دعوت پیامبران الهی(ع) بوده و تمام آنان در طول تاریخ به توحید و نفی شرک و بتپرستی دعوت میکردند.[۹] در اسلام توحید، مهمترین اصل دین بهشمار میرود که شامل سه قسم توحید ذاتی، صفاتی و افعالی میباشد و توحیدی که مورد اتفاق همه مذاهب است، توحید ذاتی است.[۱۰] بنابر نظر امامخمینی علت انحراف و تحریف برخی ادیان الهی، انکار توحید میباشد، مانند مسیحیت که به اقانیم ثلاثه یعنی اب، ابن و روحالقدس قائل شدند یا زرتشت که به ثنویت گرویدند و دو مبدأ ظلمت و نور در جهان هستی قائل شدند[۱۱].
نبوت
نبوت به معنای تصدیق به پیامبری حضرت محمد(ص) و آنچه به عنوان وحی آورده است. البته در اینكه آیا تصدیق اجمالی نسبت به مطالبی كه پیامبر (ص) به عنوان وحی آورده، كافی است، یا تصدیق باید تفصیلی باشد، اختلاف نظر وجود دارد. شایان ذكر است كه برخی از علمای امامیه، تصدیق به عصمت پیامبر (ص)، و این امر را كه آن حضرت آخرین پیامبر خداست، لازم دانستهاند.[۱۲] بدون اعتقاد به نبوت، اسلام محقق نمیشود.[۱۳] برخی اصل نبوت را اعتقاد به نبوت همه انبیای الهی(ع) میدانند.[۱۴] در قرآن کریم نبوت انبیای گذشته(ع) تأیید و تصدیق شده[۱۵] و پیامبر اسلام(ص) به عنوان خاتم انبیا(ع) معرفی شده است.[۱۶]
امامخمینی دربارهٔ جایگاه نبوت در مجموعه دین، نبوت عامه و خاصه، رسالت و ویژگیهای انبیا، تفاوت انبیا، سخنان و مطالب فراوانی دارد و از دیدگاه روایی و عقلانی به اثبات آن پرداخته است. ایشان اعتقاد به نبوت را از اصول دین و آن را از شروط مسلمانی شمرده است[۱۷] و حقیقت نبوت را در کشف و بسط حقایق هستی متجلی دیده[۱۸] و پیامبر اکرم(ص) را دارای نبوت تشریعیه[۱۹] و جامع اسما و صفات و مقام آگاهی بر مقدرات و سرنوشت افراد[۲۰] و کاملترینِ نبوتها[۲۱] دانسته است که با نبوت ایشان تعلیماتِ همه پیامبران بهطور جامع بر انسانها عرضه شد و قرآن به عنوان در بردارنده قوانین جامع الهی در اختیار عالمیان قرار گرفت.[۲۲]
معاد
باور به معاد در تمام ادیان الهی مشترک است.[۲۳] اندیشمندان اسلامی معاد را یکی از اصول دین معرفی کردهاند.[۲۴] امامخمینی در اینکه معاد جزء اصول این باشد تردید کرده و آن را بنابر احتمالی داخل در اصول دین شمرده است.[۲۵] آنچه که از اصول دین شمرده میشود اصل اعتقاد به برانگیختهشدن پس از مرگ است،[۲۶] اما غالب فقها اعتقاد به جسمانی بودن معاد را داخل اصول دین میدانند و قول به معاد روحانی را انکار معاد میشمارند.[۲۷] جمهور مسلمانان بر جسمانی بودن معاد اتفاق نظر دارند، ولی فیلسوفان معاد جسمانی را انكار كردهاند و تنها به معاد روحانی باور دارند. مراد از معاد جسمانی این است كه بدن انسان پس از فنا شدن، دوباره آفریده شده، به حالت نخست باز میگردد.[۲۸]
عدل
عدل به معنای معرفت به اینكه خدا عادل و حكیم است، یعنی كار زشت انجام نمیدهد[۲۹] و هرگز كارهای بایسته را ترك نمیكند. خداوند از كارهای زشتی كه از انسانها سر میزند، خشنود نیست و در واقع، انسانها با قدرت و اختیاری كه خداوند به آنان بخشیده است، كارهایشان را انجام میدهند و از این رو، مسئول نیك و بد اعمال خویشند.[۳۰] [۳۱]عدل مانند دیگر صفات الهی است؛ اما به جهت اهمیت آن امامیه و معتزله آن را از اصول دین یا مذهب قرار دادهاند.[۳۲]
امامت
امامت نزد شیعه از اصول دین[۳۳] یا مذهب[۳۴] بهشمار میرود و معرف مذهب تشیع است و اهل سنت آن را از فروع دین میدانند و تفسیر دیگری از امامت و پیشوایی دارند[۳۵] و آن را مقامی برای برپایی سنت و قوانین شرع و استیفای حقوق و حفظ و حراست حوزه اسلام میدانند.[۳۶] امامت از دیدگاه شیعه ریاستی از ناحیه خداوند است که افزون بر امور دنیایی در امور دینی نیز جاری است.[۳۷] امامت چنانکه امامخمینی نیز تأکید کرده است، منصبی حقیقی و الهی است که دارای دو جنبه ظاهری و باطنی است و جنبه ظاهری آن حکومت و زعامت دنیایی است[۳۸] و جنبه باطنی آن ولایت و خلافت است که امری تکوینی است و به موجب آن همه ذرات عالم در برابر آن خاضع هستند.[۳۹]
امامخمینی مانند برخی دیگر از علمای شیعه[۴۰] امامت را از اصول مذهب میداند نه از اصول دین؛ از اینرو، منکر امامت، خارج از اسلام نیست و احکام اسلام بر او جاری میشود.[۴۱]
پانویس
- ↑ گذشته، «اصول دین»، ج۹، ذیل مدخل.
- ↑ علامۀ حلی، حسن، شرح باب حادی عشر، تهران، ۱۳۷۰ ش، ص۴ و۶.
- ↑ میرزای قمی، اصول دین، ص۵.
- ↑ گذشته، «اصول دین»، ج۹، ذیل مدخل.
- ↑ گذشته، «اصول دین»، ج۹، ذیل مدخل.
- ↑ گذشته، «اصول دین»، ج۹، ذیل مدخل.
- ↑ میرزای قمی، اصول دین، ص۲۰۷.
- ↑ گذشته، «اصول دین»، ج۹، ذیل مدخل.
- ↑ امامخمینی، صحیفه، ۱۷/۹۸؛ طباطبایی، المیزان، ۱۰/۲۸۷.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار، ۳/۹۷–۹۸.
- ↑ امامخمینی، کشف اسرار، ۱۱.
- ↑ گذشته، «اصول دین»، ج۹، ذیل مدخل.
- ↑ شهید ثانی، مسالک الافهام، ۱۰/۳۸.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار، ۳/۹۷.
- ↑ نحل، ۶۳؛ آل عمران، ۳؛ روم، ۴۷.
- ↑ احزاب، ۴۰.
- ↑ امامخمینی، تحریر الوسیله، ۱/۱۱۴–۱۱۵؛ امامخمینی، الطهاره، ۳/۴۴۴.
- ↑ امامخمینی، تقریرات، ۳/۳۵۱–۳۵۲.
- ↑ امامخمینی، تعلیقات فصوص، ۱۷۹–۱۸۰.
- ↑ امامخمینی، تقریرات، ۲/۲۴۷ و ۳/۵۴۸؛ امامخمینی، آداب الصلاة، ۱۸۳ و ۳۰۹؛ امامخمینی، مصباح الهدایه، ۵۹.
- ↑ امامخمینی، تقریرات، ۲/۳۵۴.
- ↑ امامخمینی، صحیفه، ۱۹/۱۱۲.
- ↑ ملاصدرا، مفاتیح الغیب، ۴۱۲؛ امامخمینی، تقریرات، ۳/۲۴۸.
- ↑ فاضل مقداد، الباب الحادی، ۵۲؛ مجلسی، محمدباقر، مرآة العقول، ۹/۱۵۹.
- ↑ امامخمینی، الطهاره، ۳/۴۴.
- ↑ کاشفالغطاء، کشف الغطاء، ۱/۶۰.
- ↑ فاضل هندی، کشف اللثام، ۱۰/۶۶۷؛ خویی، صراط النجاة، ۳/۴۱۵.
- ↑ گذشته، «اصول دین»، ج۹، ذیل مدخل.
- ↑ طوسی، الرسائل، ۱۰۳.
- ↑ گذشته، «اصول دین»، ج۹، ذیل مدخل.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار، ۳/۹۷.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار، ۱/۸۶–۸۷.
- ↑ شوشتری، احقاق الحق، ۲/۲۸۶ و ۳۰۵–۳۰۷.
- ↑ امامخمینی، الطهاره، ۳/۴۴۱.
- ↑ تفتازانی، شرح المقاصد، ۵/۲۳۳؛ مطهری، مجموعه آثار، ۴/۷۱۳.
- ↑ آمدی، آبکار الافکار، ۵/۱۲۱.
- ↑ مفید، النکت الاعتقادیه، ۳۹–۴۱؛ خواجهنصیر، تلخیص المحصل، ۴۵۸–۴۶۱.
- ↑ امامخمینی، تعلیقات فصوص، ۱۹۷؛ امامخمینی، صحیفه، ۲۰/۱۱۲.
- ↑ امامخمینی، آداب الصلاة، ۱۴۱؛ امامخمینی، ولایت فقیه، ۴۲–۴۳.
- ↑ کاشفالغطاء، اصل الشیعة و اصولها، ۶۱–۶۲ و ۶۸.
- ↑ امامخمینی، الطهاره، ۳/۴۴۱.
منابع
- آمدی، سیفالدین، آبکار الافکار فی اصول الدین، تحقیق احمد محمد مهدی، قاهره، دارالکتب، ۱۴۲۳ق.
- امامخمینی، سیدروحالله، آداب الصلاة، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، چاپ شانزدهم، ۱۳۸۸ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، تحریر الوسیله، تهران، مؤسسه تنظیم …، چاپ اول، ۱۳۷۹ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح الانس، قم، پاسدار اسلام، چاپ دوم، ۱۴۱۰ق.
- امامخمینی، سیدروحالله، تقریرات فلسفه امامخمینی، تقریر سیدعبدالغنی اردبیلی، تهران، مؤسسه تنظیم…، چاپ دوم، ۱۳۸۵ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم…، چاپ پنجم، ۱۳۸۹ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، کتاب الطهاره، تهران، مؤسسه تنظیم…، چاپ دوم، ۱۳۸۵ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، کشف اسرار، تهران، محمد، بیتا.
- امامخمینی، سیدروحالله، مصباح الهدایة الی الخلافة و الولایه، تهران، مؤسسه تنظیم …، چاپ ششم، ۱۳۸۶ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، ولایت فقیه، حکومت اسلامی، تهران، مؤسسه تنظیم…، چاپ بیستم، ۱۳۸۸ش.
- تفتازانی، سعدالدین، شرح المقاصد، تصحیح عبدالرحمن عمیره، قم، شریف رضی، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
- خواجهنصیر طوسی، محمدبنمحمد، تلخیص المحصل المعروف بنقد المحصل، بیروت، دارالاضواء، چاپ دوم، ۱۴۰۵ق.
- خویی، سیدابوالقاسم، صراط النجاة، قم، دفتر نشر برگزیده، چاپ اول، ۱۴۱۶ق.
- شهید ثانی، مسالک الافهام الی تنقیح شرائع الاسلام، قم، مؤسسه المعارف الاسلامیه، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
- شوشتری، سیدقاضینورالله، احقاق الحق و ازهاق الباطل، مقدمه و تعلیق سیدشهابالدین مرعشی نجفی، قم، کتابخانه آیتالله مرعشی نجفی، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
- طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.
- طوسی، محمدبنحسن، الرسائل العشر، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۴ق.
- علامۀ حلی، حسن، شرح باب حادی عشر، تهران، ۱۳۷۰ ش
- فاضل هندی، محمدبنحسن، کشف اللثام و الابهام عن قواعد الاحکام، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۶ق.
- فاضل مقداد، مقدادبنعبدالله، الباب الحادی عشر مع شرحیه النافع یوم الحشر و مفتاح الباب، تحقیق مهدی محقق، تهران، مؤسسه مطالعات اسلامی، چاپ اول، ۱۳۶۵ش.
- کاشفالغطاء، محمدحسین، اصل الشیعة و اصولها، بیروت، اعلمی، چاپ چهارم، ۱۴۱۳ق.
- کاشفالغطاء، جعفربنخضر، کشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۲۲ق.
- گذشته، ناصر، «اصول دین»، دایره المعارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، بیتا.
- مجلسی، محمدباقر، مرآة العقول فی شرح اخبار آلالرسول(ص)، تصحیح سیدهاشم رسولی محلاتی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق.
- مطهری، مرتضی، مجموعه آثار استاد شهید مطهری، تهران، صدرا، چاپ دهم، ۱۳۸۲ش.
- مفید، محمدبنمحمد، النکت الاعتقادیه، قم، کنگره جهانی شیخ مفید، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
- ملاصدرا، محمدبنابراهیم، مفاتیح الغیب، تصحیح محمد خواجوی، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، چاپ اول، ۱۳۶۳ش.
- میرزای قمی، ابوالقاسم، اصول دین، بهکوشش رضا استادی، تهران، مسجد جامع، بیتا.