بخل
بخل، به معنای خودداری از خرج کردن و بخشیدن به دیگران است. در آموزههای دینی همنشینی با شخص بخیل و مشورت کردن با او نهی شده است. امامخمینی در آثار خویش به این رذیله اخلاقی توجه داشته و به مباحثی چون حقیقت، جایگاه، عوامل و راههای درمان بُخل پرداخته است.
اهمیت و جایگاه بُخل
بخل در اصطلاح اخلاقی به معنای خودداری از خرج کردن و بخشیدن در شرایطی که عقل بخشیدن را بپسندد، آمده است.[۱] بخل به عنوان یکی از رذایل اخلاقی جایگاه و اهمیت ویژهای در مباحث تربیتی و سلوکی دارد. این رذیله، تأثیر فراوانی در تفکر و عملکرد انسان دارد، بطوری که سبک زندگی اسلامی در افراد و جامعه به دوری از این خصلت وابسته است. در آیات الهی و روایات به این رذیله زشت اشاره شده است. در آموزههای دینی دستوراتی در تعامل با شخص بخیل ذکر شده است، طبق این آموزهها از همنشینی با بخیل، بردن نیاز و خواسته خود نزد او، مشورت کردن و سپردن اداره امور مالی مردم به چنین شخصی نهی شده است.[۲] علمای اخلاق و اندیشمندان اسلامی در آثار خویش به حقیقت بخل، جایگاه، عوامل، نشانهها، پیامدها و ضرورت درمان بخل پرداختهاند.[۳]
امامخمینی نیز در آثار خویش به این رذیله اخلاقی توجه داشته و به مباحثی چون حقیقت، جایگاه، عوامل و راههای درمان بخل پرداخته است.[۴]
حقیقت و ماهیت بخل
علمای اخلاقی در بیان ماهیت و چیستی بُخل براین باورند که بخل به معنای امساک و نگهداشتن اموالی که نگهداری آنها سزاوار نیست، میباشد. این رذیله اخلاقی انسان را از خرج کردن آنچه در تحت اختیار اوست منع میکند، خواه از حقوق الهی باشد، نظیر خمس و زکات و خواه از امور بافضیلت باشد، نظیر صدقه و انفاق.[۵] این رذیله اخلاقی، غریزهای است در انسان که مقتضی حرص بر حبّ مال و بغض انفاق است؛ ازاینرو آنچه در دست دارد، بخل میورزد و دوست ندارد از دارایهایش چیزی به شخص دیگری برسد.[۶]
امامخمینی نیز در بیان حقیقت و ماهیت بخل معتقد است بخل سبب میشود که انسان عمر خود را به کسب و جمع آوری مال و ثروت مشغول کند و قلبش از این امور پُر شود و اتحاد ذاتی با حبّ به طبیعت پیدا کند. بخل باطن شخص بخیل را جهنمی میسازد و سبب هلاکت او میگردد.[۷]
به باور امامخمینی صفت بخل از جنود و قوای جهل و از دامهای شیطان و از فروع قوه شهویه میباشد که طالب دنیا و میل به دنیاست؛[۸] ازاینرو بر سالک لازم است در مسیر سیر و سلوک با توکل به خداوند صفت بخل را هم از خود دور کند و هم از ساحت کبریائی حقتعالی.[۹] امامخمینی در بیان راه درمان بخل معتقد است، انسان تا در عالم طبیعت که دار تغییر و تبدل است، واقع شده میتوانند صفات زشت و رزایل اخلاقی خود را مبدل به حسنات و صفات حمیده کند و با ریاضات و مجاهدات، تمام صفات نفسانی را تغییر دهد، از جمله این رذایل، صفت بخل است که میتواند مبدّل به صفت کرم و قناعت و عزت کند و خُلق زشت بخل را با کمی مراقبت و زحمت اصلاح و قلب خود را از این صفت ظلمانی رهایی دهد.[۱۰]
پانویس
- ↑ نراقی، معراج السعاده، ص۶۱۰؛ طوسی، التبیان، ج۳، ص۱۹۶.
- ↑ صدوق، الخصال، ج۲، ص۱۰۲؛ عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۱۲؛ طبرسی، مشکاة الانوار فی غرر الاخبار، ص۲۳۱؛ کلینی، الکافی، ج۴، ص۴۱.
- ↑ طیب، اطیب البیان، ج۱۲، ص۴۳۸؛ مطهری، مجموعه آثار شهید مطهری، ج۱۶، ص۲۴۶؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۷۷؛ ص۲۸؛ نراقی، جامع السعادات، ج۱، ص۶۸۰.
- ↑ امامخمینی، شرح چهل حدیث، ص۲۱۶ و ۲۶۶؛ صحیفه امام، ج۱، ص۱۱؛ شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۵۱ و ۱۵۷؛ مکاسب المحرمه، ج۱، ص۳۹۶؛ الطلب و اراده، ص۸۵؛ تقریرات فلسفه، ج۳، ص۲۳۱ و ۲۳۴.
- ↑ طیب، اطیب البیان، ج۱۲، ص۴۳۸؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۷۵، ص۱۱۳؛ مطهری، مجموعه آثار شهید مطهری، ج۲۳، ص۲۲۹.
- ↑ مدنی، ریاض السالکین، ج۲، ص۳۳۸؛ ج۳، ص۵۰۲؛ بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۴۰۱؛ مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۱، ص۲۲۵.
- ↑ امامخمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۲۳۱-۲۳۴؛ شرح چهل حدیث، ص۱۷۵ و ۲۲۵.
- ↑ امامخمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۸۴.
- ↑ امامخمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۹۵.
- ↑ امامخمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۵۱ و ۱۵۷.
منابع
- امامخمینی، سیدروحالله، الطلب والاراده، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۴۲۱ق.
- امامخمینی، سیدروحالله، تقریرات فلسفه امامخمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۵ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، شرح چهل حدیث، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۸ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، شرح حدیث جنود عقل و جهل، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۷ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۹ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، مکاسب المحرمه، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۷۹ش.
- بحرانی، میثم، البرهان فی تفسیر القرآن، قم، بنیاد بعثت، ۱۴۱۵ق.
- صدوق، محمدبنعلی، الخصال، قم، جامعه مدرسین، ۱۳۶۲ش.
- صدوق، محمدبنعلی، عیون اخبار الرضا، مؤسسه الاعلی للمطبوعات، تهران، ۱۴۰۴ق.
- طبرسی، ابوالفضل علیبنحسن، مشکاة الانوار فی غرر الاخبار، نجف اشرف، حیدریان، ۱۳۸۵ق.
- طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، قم، نشر آل البیت، ۱۳۸۹ش.
- طیب، عبدالحسین، أطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران، نشر اسلامی، ۱۳۷۸ش.
- کلینی، محمدبنیعقوب، اصول کافی، تصحیح علیاکبر غفاری، تهران، دار الکتب الإسلامیه، ۱۴۰۷ق.
- مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، موسسة الوفاء، ۱۴۰۴ق.
- مدنی، علیخان، ریاض السالکین، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۰۹ق.
- مصطفوی، حسن، التحقیق فی الکلمات القرآن، تهران، نشر وزارت فرهنگ و ارشاد، ۱۳۶۸ش.
- مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، نشر صدرا، ۱۳۸۹ش.
- نراقی، احمد، معراج السعادة، قم، نشر هجرت، ۱۳۷۸ش.
- نراقی، مهدی، جامع السعادات، قم، نشر آل محمد، ۱۳۸۸ش.
نویسنده: باقر صاحبی