حلول
حلول به معنای فرود آمد ذات حق در غیر و ظهور آن در صور اشیار میباشد. امامخمینی در آثار عرفانی خویش با توجه به وحدت شخصی وجود به ردّ نظریه حلول و اتحاد پرداخته و آن را عقیدهای فاسد و باطل میداند.
اهمیت و جایگاه حلول
حلول در اصطلاح عرفانی به معنای فرود آمدن ذات حق در غیر و ظهور او در صور اشیا میباشد.[۱] بحث از حلول و اتحاد در آثار اندیشمندان اسلامی مورد توجه بوده است. اکثر علمای اسلامی و حکمای الهی معتقدند که خداوند در هیچ موجودی فرود و حلول نکرده و با هیچ موجودی اتحاد ندارد. البته گروهی از متکلمان از ظواهر سخنان برخی از اهل تصوف در مسئله فنای سالک در حقتعالی چنین برداشت کردهاند که صوفیه و عرفا قائل به جواز حلول و اتحاد خداوند با دیگر موجودات میباشند. اهمیت بحث از این جهت است که این مسئله سبب اتهام به عرفا شده و تمسکی برای تکفیر آنان میباشد. عارفان طبق وحدت وجود، نظریه حلول و اتحاد را رد کرده و آن را مستلزم دوگانگی میدانند و در این زمینه به تبیین مسئله حلول و اتحاد و رابطه آن با فنا پرداختهاند.[۲] امامخمینی نیز در آثار عرفانی خویش و با توجه به وحدت شخصی وجود به ردّ نظریه حلول و اتحاد پرداخته و آن را عقیدهای فاسد و باطل میداند.[۳]
شبهه حلول و ردّ آن
یکی از مسائل مهمی که سبب شده برداشت نادرستی از بحث فنا و وحدت وجود شکل بگیرد، تفاوت نگذاشتن میان مفهوم «تجلی و ظهور» با «اتحاد و حلول» است. با وجود تلاش عارفان در تثبیت عقلی و توضیح نقلی و تبیین شهودی وحدت وجود، لکن در طول تاریخ در معرض شبهاتی نظیر حلول و اتحاد بود و برخی مبتدیان و جاهلان را به ورطه عقاید کفرآمیز کشانده است. در حالی که عقیده و نظریه عرفا درباره وحدت وجود و انحصار آن در وجود حقتعالی زمینهای برای حلول و یا اتحاد نمیباشد. آنچه عارفان به واسطه شهود خود از رابطه حق با خلق تحت عنوان وحدت وجود خبر میدهند، همه در مقام ظهور است. در حقیقت آنچه با موجودات و مظاهر متحد است، ظهور سریان حق است نه خود ذات حقتعالی و از این جهت حلول و اتحادی لازم نمیآید.[۴]
امامخمینی در ردّ شبهه حلول و اتحاد و در تاکید بر وحدت در تاکید بر وحدت وجود و تجلی ذات حق و همچنین در بیان انحصار ظهور و بطون در حقتعالی، بر این است که اساساً هیچ چیز جز آن وجود حقیقی از حقیقت بالذات برخوردار نیست؛ زیرا پهنه هستی یک ذات بیشتر ندارد و همه کثرات، تعینات علمی و خلقی نیز شئون و احوال همان ذات هستند. امامخمینی با استناد به کلام برخی اهل معرفت، حلول و اتحاد را باطل دانسته و بر این اعتقاد است که در دار هستی فقط یک وجود هست. این معنا که وجودات به عین وجودشان و حقیقتشان در مرتبه ذات حاضر و جمعاند و این که حقتعالی عین همه وجودات و هر کجا وجودی هست ذات او هست، توهم فاسد و باطلی است. پس آنچه با موجودات و مظاهر متحد است، ظهور و تجلیات حق است نه خود ذات حق، لذا حلول و اتحادی مطرح نیست بلکه هر چه هست تجلی و ظهور حقتعالی است؛ زیرا ذات حق از حیطه شهود اخبار و موضوع و محمول قرار گرفتن فراتر است بلکه در آنچه اسم و رسمی نیست، بر این اساس حقتعالی، هویت حقه حقیقیه و وجود صرف و بسیطی است که متن واقع و حاق اعیان و کل ظهور میباشد.[۵]
پانویس
- ↑ لاهیجی، مفاتیح، عجاز فی شرح گلشن راز، ص۳۷۷.
- ↑ مقداد، ارشاد الطالبین، ص۲۳۷-۲۳۸؛ فناری مصباح الانس، ص۲۰۹؛ لاهیجی، مفاتیح الاعجاز فی شرح گلشن راز، ص۳۷۷؛ ابنعربی، الفتوحات المکیه، ج۴ ، ص۷۱؛ تجلیات الالهیه، ص۴۶۷؛ رحیمیان، تجلی و ظهور در عرفان نظری، ص۴۶-۴۷؛ زنوزی، بدایع الحکم، ص۳۲۵.
- ↑ امامخمینی، شرح دعای سحر، ص۶۹-۷۰؛ مصباح الهدایه، ص۱۳-۱۴؛ تقریرات فلسفه، ج۲، ص۱۱۶.
- ↑ رحیمیان، تجلی و ظهور در عرفان نظری، ص۴۶-؛۵۱ ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، ج۲، ص۳۴۵؛ زنوزی، بدایع الحکم، ص۳۲۵؛ فناری، مصباح الانس، ص۲۰۹.
- ↑ امامخمینی، شرح دعای سحر، ص۶۹؛ تقریرات فلسفه، ج۲، ص۱۱۶ و ۲۳۶-۲۳۷؛ مصباح الهدایه، ص۱۳-۱۴؛ صاحبی، اسرار ملکوت، ج۲، ص۱۲-۱۳؛ اوج معرفت، ص۱۰۲-۱۰۳.
منابع
- ابنعربی، تجلیات الالهیة، تهران، انتشارت مولی، ۱۴۰۴ق.
- ابنعربی، محییالدین، الفتوحات المکیه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بیتا.
- امامخمینی، سیدروحالله، تقریرات فلسفه امامخمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۵ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، شرح دعای سحر، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۳ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، مصباح الهدایه، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۶ش.
- رحیمیان، سعید، تجلی و ظهور در عرفان نظری، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۶ش.
- زنوزی، علی، بدائع الحکم، تهران، بیجا.
- صاحبی، باقر، اسرار ملکوت، تهران، نشر عروج، ۱۴۰۳ش.
- صاحبی، باقر، اوج معرفت، تهران، نشر عروج، ۱۳۹۸ش.
- فاضل، مقدادبنعبدالله، ارشاد الطالبین، قم، کتابخانه مرعشی نجفی، ۱۴۰۵ق.
- فناری، محمدبنحمزه، مصباح الانس، تهران، انتشارات مولی، ۱۳۷۴ش.
- لاهیجی، محمد، مفاتیح الاعجاز فی شرح گلشن راز، تهران، نشر علم، ۱۳۸۱ش.
- ملاصدرا، محمدبنابراهیم، الحکمة المتعالیه فی الاسفار العقلیة الاربعه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۹۸۱م.
نویسنده: باقر صاحبی