خشیت
خشیت به معنای ترس همراه با آگاهی و تعظیم نسبت به خداوند میباشد که به عنوان کلید اصلی و ملاک حقیقی و بنیادین علم، راهگشا در مسیر سیر و سلوک و بندگیِ مبنی بر تسلیم و تعظیم همراه با ترس نسبت به خداوند میباشد. امامخمینی در آثار خویش به بحث از خشیت توجه داشته و با استناد به آیات الهی و روایات به حقیقت، جایگاه، عوامل و پیامدهای آن پرداخته است.
اهمیت و جایگاه خشیت
خشیت در اصطلاح دینی و اخلاقی به معنای ترس همراه با آگاهی و تعظیم نسبت به خداوند میباشد.[۱] یکی از مباحث مهم اخلاقی و از جمله مراحل اصلی سیر و سلوک عرفانی، خشیت میباشد؛ این مفهوم در قرآن کریم، سیره نبوی و بزرگان دین، جایگاه ویژهای دارد. خشیت به عنوان کلید اصلی و ملاک حقیقی و بنیادین علم، راهگشا در مسیر سیرو سلوک و بندگی مبنی بر تسلیم، تعظیم و تکریم منسوب به عظمت و مهابت خداوند است که افتادگی و فروتنی منتج از علم و معرفت حقیقی را به دنبال دارد. مفسران اسلامی و علمای اخلاق در آثار خویش درباره خشیت، حقیقت، جایگاه، پیامد و آثار آن پرداختهاند.[۲]
امامخمینی نیز در آثار خویش به بحث از خشیت توجه داشته و با استناد به آیات الهی و روایات به حقیقت، جایگاه، عوامل و پیامدهای آن پرداخته است.[۳]
خشیت از حق
قرآن کریم در برخی آیات خشیت را ناشی از معرفت و مختص اهل علم میداند، نظیر آیه «إنما یخشی الله من عباده العلماء»[۴] از آنجا که متعلق خشیت، خداست، طبعاً خشیت از علمی برمیخیزد که نسبت به او باشد، آنان که خدا را به حق شناختهاند و به اسما و صفات او معرفت یقینی دارند؛ نسبت به خداوند خشیت دارند و در خود احساس خضوع و خشوع داشته، فعلشان با قولشان برابری میکند.[۵]
امامخمینی نیز خشیت را از علائم ایمان و قلب علمای ربانی را مملو از این خشیت و خوف الهی میداند و با استناد به آیه: «إنما یخشی الله من عباده العماء»، میزان شناخت علما را خشیت از حقتعالی میداند.[۶] امامخمینی منشاء خضوع در برابر حقتعالی را معرفت منعم، صفات و شناخت عظمت جمال و جلال حق میداند و معتقد است تجلیات نور و عظمت حق در قلب سالک و اهل علم سبب خضوع میگردد و هرچه انوار تجلیات در قلب بیشتر تجلی کند، خشیت، خضوع و عبودیت بیشتر میشود؛ زیرا کسی که عظمت و جلال حق را ادراک کند، در برابر آن خاشع خواهد شد. البته علم به تنهای کافی نیست، بلکه این علم باید به قلب برسد تا قلب خاشع گردد.[۷]
عوامل خشیت
امامخمینی برای خشیت عواملی قائل است، از جمله این عوامل، علم و معرفت میباشد. به اعتقاد ایشان گاهی به کسی که از حدّ علم به حدّ ایمان رسیده، عالم اطلاق میشود و محتمل است که آیه شریفه: «إنما یخشی الله من عباده العلماء» اشاره به آنها باشد. لکن نباید گمان کرد مراد، علمای مفاهیم و دانشمندان اصطلاحات و عبارات و حافظین کتب است بلکه اهل علم بالله و ملائکه و یوم الآخره علما هستند؛ زیرا در قرآن کریم میزان برای شناخت علمای ربانی و اهل خشیت بیان شده است؛ ازاینرو هر کس خوف و خشیت از حقتعالی ندارد، از زمره علما خارج است.[۸]
باور امامخمینی از علائم علم ربانی آن است که با آنکه کاملاً قیام به عبودیت حق دارد و قلبش مملو از خشیت و خوف الهی است؛ امّا خود را قاصر و مقصر بداند و از عهده شکر نعمت و حقیقت عبادت ناتوان ببیند و از اهل زمان خود گریزان و بیم بدارد که مبادا آنها او را از طریق الیالله و سفر به عالم آخرت بازدارند.[۹]
امامخمینی در برخی آثار خود خشیت و خشوع را از علائم ایمان دانسته و تاکید دارد که هر کسی در نماز خاشع نباشد، به حسب فرموده خداوند از اهل ایمان نیست، اما با توجه به آیه: «الم یأن للذین آمنوا ان تخشع قلوبهم لذکر الله»[۱۰] که تهافت ظاهری با کلام سابق دارد، برای آن دو احتمال ذکر میکند:
- منظور از مؤمنان، مؤمنان صوری و ظاهری باشد، یعنی کسانی که براساس اعتقاد صحیحی به خدا و پیامبر ایمان دارند، نه ایمان حقیقی که ملتزم با خشیت و خشوع باشد.
- منظور از مؤمنان، عالمان به عقیده است؛ یعنی علم دارند، امّا باور و تصدیق قلبی ندارند و میخواهند از این مرحله عبور کنند و به مرتبه یقین برسند.[۱۱]
پانویس
- ↑ آشیان، خشیت، ج۱۵، ص۵۳۸؛ طوسی، اوصاف الاشراف، ص۵۰؛ راغب اصفهانی، مفردات الفاظ قرآن، ص۳۳۰.
- ↑ طباطبائی، المیزان، ج۱۱، ص۴۶۹؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۸، ص۲۴۷؛ گیلانی، مصباح الشریعه، ص۲۳؛ مجلسی، مرآة العقول، ج۸، ص۳۷؛ آرام، معناشناسی خشیت در قرآن کریم، ص۴۲؛ کلینی، الکافی، ج۲، ص۲۶۸.
- ↑ امامخمینی، شرح چهل حدیث، ص۳۲۴ و ۳۸۱؛ سرّ الصلاة، ص۶۷؛ آداب الصلاة، ص۱۲۲-۱۲۳؛ شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۲۶۷ و ۳۴۴؛ تقریرات فلسفه، ج۲، ص۳۳۶.
- ↑ فاطر: ۲۸.
- ↑ طباطبائی، المیزان، ج۱۷، ص۴۳؛ معرفتشناسی در قرآن، ص۵۰-۵۱؛ جواهر التصوف، ص۵۶؛ بقلی شیرازی، تفسیر عرایس البیان، ج۱، ص۱۶۱؛ گیلانی، شرح مصباح الهدایه، ص۴۰۵.
- ↑ امامخمینی، شرح چهل حدیث، ص۳۹۲-۳۹۳.
- ↑ امامخمینی، آداب الصلاة، ص۱۳-۱۵؛ شرح چهل حدیث، ص۳۴۴؛ سرّ الصلاة، ص۹۸-۹۹.
- ↑ امامخمینی، آداب الصلاة، ص۱۵؛ شرح چهل حدیث، ص۳۹۲-۳۹۳.
- ↑ امامخمینی، شرح چهل حدیث، ص۳۸۰-۳۸۱.
- ↑ حدید: ۱۶.
- ↑ امامخمینی، آداب الصلاة، ص۱۴-۱۵.
منابع
- امامخمینی، سیدروحالله، آداب الصلاة، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۴ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، تقریرات فلسفه امامخمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۵ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، سرّالصلاة، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۷۸ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، شرح چهل حدیث، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۸ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، شرح حدیث جنود عقل و جهل، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۷ش.
- آرام، محمدرضا، معناشناسی خشیت در قرآن کریم، مجله پژوهشهای اعتقادی کلامی، ۱۳۹۰ش.
- آشیان، زهرا، خشیت، تهران، مرکز دائرۃ المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۸۹ش.
- بقلی شیرازی، روزبهان، تفسیر عرایس البیان فی حقائق القرآن، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۲۰۰۸م.
- رازی، یحییبنمعاذ، جواهر التصوف، قاهره، مکتبة الآداب، ۱۴۲۳ق.
- راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، بیروت، دار القلم، ۱۳۷۹ش.
- طباطبائی، محمدحسین، تفسیر المیزان، قم، انتشارات اسلامی، ۱۴۱۷ق.
- طوسی، خواجه نصیر، اوصاف الاشراف، تهران، وزارت ارشاد اسلامی، ۱۳۷۳ش.
- فعالی، محمدتقی، معرفتشناسی در قرآن، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۹۶ش.
- کلینی، محمدبنیعقوب، اصول کافی، تصحیح علیاکبر غفاری، تهران، دار الکتب الإسلامیه، ۱۴۰۷ق.
- گیلانی، عبدالرزاق، شرح مصباح الشریعة و مفتاح الحقیقه، تهران، نشر پیام حق، ۱۳۷۷ش.
- مجلسی، محمدباقر، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، تهران، دارالکتب الإسلامیه، ۱۴۰۴ق.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۱ش.
نویسنده: باقر صاحبی