پرش به محتوا

رهبانیت

از ویکی امام خمینی

رهبانیت، به معنای کناره‌گیری و انزوا از صحنه اجتماع و پرداختن به عبادت‌ها و ریاضت‌های سخت می‌باشد. امام‌خمینی با اذعان به این که در اصل دین مسیحیت رهبانیت نبوده، بلکه در مذهب مسیحیت نسخ شده به وجود آمده، به جایگاه، حقیقت، آثار منفی و پیامدهای آن در آثار خویش پرداخته است.

اهمیت و جایگاه رهبانیت

رهبانیت در اصطلاح دینی و اخلاقی به معنای ترک لذت‌های دنیوی مانند ازدواج، خوردن گوشت و نیز کناره گرفتن از مردم و جامعه و عبادت در دیر و صومعه می‌باشد.[۱] رهبانیت به معنای کناره‌گیری و انزوا از صحنه اجتماع و پرداختن به عبادت‌ها و ریاضت‌های سخت، در آئین مسیحیت دارای سابقه‌های طولانی است. قرآن کریم به ساختگی بودن رهبانیت مسیحی و عدم تشریع آن از سوی خداوند تصریح دارد. مسیحیان علاوه بر اینکه رهبانیت را بدعت کردند، حدود آن را رعایت نکرده و انواع فسادها و ناهنجارهایی را در آئین مسیح به وجود آوردند. اندیشمندان اسلامی و علمای اخلاق به بحث از رهبانیت توجه داشته و در آثار خویش به حقیقت، جایگاه، آثار منفی رهبانیت و پیامدهای آن پرداخته‌اند.[۲]

امام‌خمینی نیز با اذعان به اینکه در اصل دین مسیحیت رهبانیت نبوده، بلکه در مذهب مسیحیت نسخ شده به وجود آمده است، به جایگاه، حقیقت، آثار منفی و پیامدهای آن در آثار خویش پرداخته است.[۳]

رهبانیت در نگاه اسلام

در روایات، رهبانیت مورد نهی قرار گرفته و تصریح شده که در اسلام رهبانیت نیست، بلکه اسلام به جای رهبانیت به جهاد دعوت کرده و جهاد در راه اسلام را رهبانیت امت معرفی کرده است.[۴]

امام‌خمینی نیز با بیان این که حقیقت رهبانیت، کناره‌گیری از خلق و اعتزال از لذایذ دنیا و اشتغال به عبادت است، با استناد به روایاتی نظیر «لا رهبانیة فی الاسلام» معتقد است رهبانیت، مورد نهی اسلام است؛ زیرا ترک اجتماع، ترک ازدواج و بازداشتن قوای انسانی، در غایت جهل است که مفاسد فراوانی بر آن مترتب می‌گردد. به باور امام‌خمینی اسلام مثل رهبانیت مسیح نیست که به امور مادی توجه نشود بلکه در اسلام عبادتش دعوت به حق است، معاملاتش با همه اقسامش از نکاح، تجارت، زراعت، صنایع و غیره، نیز دعوت به حق است و در هیچ موردی دعوت به دنیا نیست، با این وجود اسلام از تزهد و رهبانیت نهی و منع می‌کند. در عین حال که جلوگیری از رهبانیت و تزهد می‌کند، خودش نوعی سوق دادن به زهد و جلوگیری از دنیا و توجه دادن به عالم نور است.[۵]

تفاوت رَهبت و رهبانیت

امام‌خمینی حقیقت رَهبت را نوعی خوف برآمده از تجلی جلال و جمال حق بر قلوب اولیای الهی می‌داند و معتقد است در رَهبت پای انانیت و نفسانیت در کار نیست؛ ازاین‌رو به اعتقاد ایشان حقیقت رهبت کناره‌گیری از خلق و دوری از لذایذ دنیا برای توجه و عبادت حق‌تعالی است ولکن غیر از رهبانیت است، زیرا در رهبانیت ترک اجتماع، ترک زنان و بازداشتن قوای نفسانی است امّا در رهبت دوری از امیال نفسانی و ترک اشتغالات قلبی است برای تعدیل قوا نه تعطیل قوا؛ ازاین‌رو رهبت از جنود عقل است، لذا اعتزال و گوشه‌گیری اهل سلوک، رهبانیت نیست.[۶]

تفاوت رهبانیت و اعتکاف

یکی از آداب اسلامی سنت اعتکاف به معنای ماندن در مسجد و بیرون نرفتن از آن است. حداقل اعتکاف سه روز است. در روایات آمده که رهبانیت امت در مسجد است؛ یعنی امت اسلامی طریقه مسیحیان را پیش نمی‌گیرند بلکه در مساجد اعتکاف و در مسجد جامع شهر حضور می‌کنند، در حالی که رهبانیت در مکان‌های خلوت و به دور از اجتماع است.[۷]

امام‌خمینی نیز با اذعان به تفاوت میان اعتکاف و رهبانیت، معتقد است، سالک با اعتکاف باطن خود را انسلاخ وجودی می‌دهد تا دوام و حضور و همراهی با حق‌تعالی پیدا کند، وقتی سالک توانست قلب را از آلودگی‌های مادی و شیطانی پاک کند در مسجد قلب معتکف می‌شود. البته سالک در این مدت فقط به اندازه رفع حاجت و نیاز از مسجد خارج می‌شود ولی سریع برمی‌گردد تا دلبستگی به غیر خدا پیدا نکند. هنگامی که سالک ارتقای وجودی یافت باید تلاش کند خود را از عکوف در مسجد رهایی دهد و در مسجد نماند و مسجدی نشود؛ زیرا این خود نوعی تعلق است بلکه باید خود را به مسجد ربوبیت برساند.[۸]

پانویس

  1. مجلسی، عین الحیاة، ج۱، ص۳۶۷-۳۷۷؛ فیض کاشانی، الوافی، ج۷، ص۴۹۹ بحرانی، الحدائق الناظرة، ج۲۳، ص۱۱-۱۴.
  2. طبرسی، مجمع البیان، ج۹، ص۳۶۶؛ تمیمی مغربی، دعائم الاسلام، ج۲، ص۱۹۳؛ مطهری، مجموعه آثار، ج۱۶، ص۵۱۶، مکارم شیرازی، یک صد و هشتاد پرسش و پاسخ، ص۴۶۱؛ قرشی، احسن الحدیث، ج۱۱، ص۴۴.
  3. امام‌خمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۳۳۷؛ صحیفه امام، ج۴، ص۱۹؛ شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۳۲۵-۳۲۶؛ تفسیر سوره حمد، ص۴۲.
  4. تمیمی مغربی، دعائم الاسلام، ج۲، ص۱۹۳؛ ابن اثیر، النهایة، ج۲، ص۲۸۱؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۱، ص۳۲؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۶۷؛ ص۱۱۳-۱۳۰؛ مکارم شیراری، تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۳۸۹.
  5. امام‌خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۲۳۵-۳۲۶؛ تقریرات فلسفه، ج۳، ص۳۳۷، صحیفه امام، ج۴، ص۱۹.
  6. امام‌خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۳۲۶؛ تقریرات فلسفه، ج۳، ص۳۳۷.
  7. قرشی، قاموس قرآن، ج۵، ص۳۰؛ خسروانی، تفسیر خسروی، ج۸، ص۲۱۴؛ عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۰، ص۵۳۸؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۷۱؛ ص۳۳۴.
  8. امام‌خمینی، آداب الصلاة، ص۱۰۲-۱۰۴؛ دیوان امام‌خمینی، ص۸۳ و ۳۱۹؛ تفسیر سوره حمد، ص۴۲؛ سرّ الصلاة، ص۵۸.

منابع

  • ابن‌ابی‌الحدید، عبدالحمید، شرح نهج البلاغه، قم، مکتبة آیةالله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ق.
  • ابن‌اثیر، مبارک، النهایة فی غریب الحدیث والأثر، قم، نشر اسماعیلیان، ۱۳۶۷ش.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، آداب الصلاة، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، ۱۳۸۴ش.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، تفسیر سوره حمد، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، ۱۳۸۸ش.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، تقریرات فلسفه امام‌خمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، ۱۳۸۵ش.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، دیوان امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، ۱۳۷۴ش.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، سرّالصلاة، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، ۱۳۷۸ش.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، شرح حدیث جنود عقل و جهل، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، ۱۳۸۷ش.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، ۱۳۸۹ش.
  • بحرانی، یوسف‌بن‌احمد، الحدایق الناظره، بیروت، مرکز الغدیر، ۱۴۳۲ق.
  • تمیمی آمدی، عبدالواحد، غرر الحکم و دررالکلم، قم، دار الکتاب الاسلامی، ۱۴۱۰ق.
  • حرّ عاملی، وسائل الشیعه، بیروت، نشر مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، ۱۳۶۷ش.
  • خسروانی، علی‌رضا، تفسیر خسروی، تهران، انتشارات اسلامیه، ۱۳۹۰ش.
  • طبرسی، حسن، مجمع البیان، بیروت، دارالعلوم، ۱۳۷۹ق.
  • فیض کاشانی، محسن، الوافی، اصفهان، کتابخانه امام امیرالمؤمنین، ۱۴۰۶ق.
  • قرشی، علی‌اکبر، قاموس قرآن، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۱ش.
  • قرشی، علی‌اکبر، تفسیر احسن الحدیث، تهران، بعثت، ۱۳۷۷ش.
  • مجلسی، محمدباقر، عین الحیات، قم، انوار الهدی، ۱۳۸۲ش.
  • مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، موسسة الوفاء، ۱۴۰۴ق.
  • مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، نشر صدرا، ۱۳۸۹ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، یکصد و هشتاد پرسش و پاسخ، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۸۶ش.

نویسنده: باقر صاحبی