سکوت
سکوت، به معنای باز داشتن زبان از پُرگوگی، سخنان لغو و بیهوده و گفتارهای اضافی و غیرلازم است. امامخمینی در آثار خویش به بحث از سکوت، ماهیت آن، برتری و رابطه سکوت با تکلم و آثار آن پرداخته است.
اهمیت و جایگاه سکوت
سکوت در اصطلاح اخلاقی به معنای باز داشتن زبان از پُرگویی، سخنان لغو و بیهوده و گفتارهای اضافی و غیرلازم است.[۱] سکوت یکی از فضائل اخلاقی است که در آیات الهی و روایات به آن اشاره شده و به عنوان یکی از بهترین عبادتها معرفی شده است. علمای اخلاق نیز در آثار خویش به بحث از سکوت، حقیقت، جایگاه، مراتب و آثار آن پرداختهاند.[۲] امامخمینی نیز در آثار خویش به بحث از سکوت، ماهیت آن، رابطه سکوت با تکلم و آثار آن پرداخته است.[۳]
رابطه سکوت با تکلم
در نگاه علمای اخلاق سکوت در جایی به کار میرود که شخص قدرت سخن گفتن را دارد، سکوت یکی از اصول اهل طریقت میباشد. اما از آنجا که زبان وسیلهای برای بیان معارف است و میتواند بهترین عبادتها در سایه تکلم صورت بگیرد. ازاینرو، مطلق سکوت ناپسند میباشد. مفسران اسلامی با استناد به برخی روایات معتقدند هر یک از سکوت و تکلم آفاتی دارند، اما اگر کسی از آفات هر دو طرف سکوت و تکلم ایمن باشد، کلام برتر از سکوت است.[۴]
امامخمینی در بیان رابطه سکوت با تکلم، سکوت را نگهداری زبان از بیهودگی و ترک سخن لغو و باطل میداند. امامخمینی تکلم و سخن گفتن را نعمتهای الهی میداند که منشا کمالات بسیاری است که بدون آن باب معارف بسته میشود. در قرآن نیز از تکلم مدح شایان شده است: «خلق الانسان علّمه البیان»،[۵] و به همین دلیل، سکوت مطلق از جنود و لشکر عقلی نبوده، بلکه کلام و سخن گفتن در محل خود برتر از سکوت میباشد، اما اگر اهل ریاضت سکوت را بر خود واجب دانستهاند به خاطر ایمنی از آفات زبان و مسلط شدن بر آن میباشد.[۶] به باور امامخمینی سالک در آغاز سلوک میتواند از کلمات لغو و باطل خودداری کند و وقتی به مرحله نهایی از سلوک رسید، به تفکر و تدبر مشغول شود و زبان خود را از کلامی غیر از ذکر حقتعالی ببندد و سکوت کند تا مشمول افاضات ملکوتی گردد اما هنگامی که وجودش حقانی شد و از گفتار خود مطمئن گشت به تکلم آمده و به تربیت دیگران میپردازد.[۷]
به باور امامخمینی رابطه روح و باطن با قوای ظاهری به قدری است که هر یک از آن دو از یکدیگر متأثر میباشند و کمال و نقص هر یک به دیگری منتقل میشود، ازاینرو، سخنان لغو و بیهوده برای شخص بسیار مضرّ و نفس را از صفا و سلامت ساقط میکند و حلاوت عبادت از ذائقه روح میگیرد و ایمان را ضعیف میکند و دل را میمیرداند؛ لذا اگر کسی بخواهد از سلامت نفس برخوردار باشد و عیوب و کاستیهایش پویشده شود باید سکوت کند و کمتر سخن بگوید.[۸]
پانویس
- ↑ مکارم شیرازی، اخلاق در قرآن، ج۱، ص۳۰۴.
- ↑ مکارم شیرازی، اخلاق در قرآن، ج۱، ص۲۹۹-۳۰۱؛ عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۱۸۲؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۶۸، ص۲۷۸؛ صدوق، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص۱۶۴؛ فیض کاشانی، محجة البیضاء، ج۵، ص۱۹۹.
- ↑ امامخمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۳۸۵-۳۸۶؛ تحریر الوسیله، ج۱، ص۴۴۹-۴۵۱؛ صحیفه امام، ج۱، ص۳۳۷.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۲۲، ص۴۳؛ فیض کاشانی، الحقایق فی محاسن الاخلاق، ص۱۵۴؛ طبرسی، الاحتجاج، ج۲، ص۳۱۵؛ سراج طوسی، اللمع فی التصوف، ص۲۵۵.
- ↑ الرحمن، ۳-۴.
- ↑ امامخمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۲۸۶-۳۸۵.
- ↑ امامخمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۳۸۷-۳۸۸.
- ↑ امامخمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۳۹۰-۳۹۱.
منابع
- امامخمینی، سیدروحالله، تحریر الوسیله، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۷۹ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، شرح حدیث جنود عقل و جهل، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۷ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۹ش.
- سراج، طوسی، ابونصر، اللمع فی التصوف، تهران، اساطیر، ۱۴۰۲ش.
- صدوق، محمدبنعلی با ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، قم، شریف رضی، ۱۴۰۶ق.
- طبرسی، احمد، الاحتجاج علی اللجاج، نجف اشراف، نعمان، ۱۳۸۲ق.
- عاملی، حرّ، وسائل الشیعه، بیروت، نشر مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، ۱۳۶۷ش.
- فخر رازی، محمدبنعمر، مفاتیح الغیب، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۲۰ق.
- فیض کاشانی، محسن، الحقایق فی محاسن الاخلاق، قم، دار الکتاب الاسلامی، ۱۳۸۲ش.
- فیض کاشانی، محسن، محجة البیضاء، قم، جامعه مدرسین، ۱۳۸۳ش.
- مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، موسسة الوفاء، ۱۴۰۴ق.
- مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، قم، مدرسه الامام علیبنابی طالب، ۱۳۷۷ش.
نویسنده: باقر صاحبی