صادر اول
صادر اول صادر اول؛ به معنای نخستین معلول یا تجلی اول، که بدون واسطه از مبدأ هستی صادر شده است. امامخمینی در آثار خویش به بحث از صادر اول، جایگاه، حقیقت، آثار و مصادیق آن پرداخته و همسو با حکمت متعالیه و با توجه به مبانی خاص نظیر اصالت وجود، تشکیک در وجود و تبیین نهایی علت به تطور و تشأن و وحدت تشکیکی به وحدت شخصی، میان نظریه فلاسفه درباره صادر اول با نظریه عرفا جمع کرده است. ایشان به اعتبار نظام سبب و مسببی صادر اول را عقل اول و به اعتبار وحدت وجود، صادر اول را وجود منبسط میداند.
اهمیت و جایگاه صادر اول صادر اول در اصطلاح فلسفی و عرفانی به معنای نخستین معلول یا تجلی اول است که بدون واسطه از مبدأ هستی صادر شده است. (سجادی، فرهنگ متعارف اسلامی، ج۱، ص۴۹۰؛ خاتمی، فرهنگ علم کلام، ص۱۴۴؛ فناری، مصباح الأنس، ص۹۲ و ۱۹۳). صادر اول از مسائل مهم فلسفی و عرفانی در بحث هستیشناختی و نظام هستی میباشد که جایگاه ویژهای در آیات الهی و روایات شیعی و در مکاتب اسلامی دارد. صادر اول یا مخلوق اول در حوزه تفکرات اسلامی و در اندیشههای فلسفی، عرفانی و نقلی در قالبهای متفاوتی ظهور کرده است. (مجلسی، بحار الانوار، ج۱، ص۹۶؛ ج۵۴، ص۳۵۷؛ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۲۶۲؛ قمی، تفسیر قمی، ج۱، ص۱۸؛ ملاصدرا، الشواهد الربوبیه، ص۱۳۹؛ سهروردی، مجموعه مصنفات، ج۴، ص۱۱۶). فلاسفه از علیت و نظریه عقول در این زمینه بهره بردهاند و عرفا به صدور وجود منبسط و تجلی فعلی حق در مظاهر خلقی سخن به میان آوردهاند .(ابنسینا، الشفاء، الهیات، ص۳۶۳ و ۴۰۶؛ خواجه نصیر طوسی، شرح الاشارات والتنبیهات، ج۳، ص۲۴۴-۲۵۱؛ ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، ج۵، ص۱۲۹-۱۳۵؛ فناری، مصباح الانس، ص۹۲ و ۱۹۳؛ قونوی، اعجاز البیان، ص۱۲۰-۱۲۱؛ فرغانی، منتهی المدارک، ج۱، ص۱۴۲). امامخمینی نیز در آثار فلسفی و عرفانی خویش به بحث از صادر اول، جایگاه، حقیقت، آثار و مصادیق آن پرداخته و همسو با حکمت متعالیه و با توجه به مبانی خاص نظیر اصالت وجود، تشکیک در وجود و تبیین نهایی علت به تطور و تشأن و وحدت تشکیکی به وحدت شخصی، میان نظریه فلاسفه درباره صادر اول با نظریه عرفا جمع کرده است. ایشان به اعتبار نظام سبب و مسببی صادر اول را عقل اول و به اعتبار وحدت وجود، صادر اول را وجود منبسط میداند. (امامخمینی، مصباح الهدایه، ص۶۵، تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح الانس، ص۲۳۲ و ۲۸۷؛ آداب الصلاة، ص۱۳۷-۱۳۸؛ الطلب والاراده، ص۶۵؛ تقریرات فلسفه، ج۲، ص۳۵۶؛ التعلیقة علی الفوائد الرضویه، ص۹۸؛ شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۳۱-۳۲؛ صاحبی، حکمت معنوی، ص۴۳۹ و ۴۴۸-۴۵۰).
دیدگاه فلسفی صادر اول در فلسفه اسلام دیدگاههای متفاوتی درباره صادر اول بیان شده است. فلاسفه مشاء معتقدند صادر اول، عقل اول میباشد. (طوسی، شرح الاشارات والتنبیهات، ج۳، ص۲۴۰-۲۴۲). حکمای اشراقی نیز با پذیرش قاعده الواحد، صادر اول را از سنخ نورمیدانند و آن را نور اقرب مینامند. (سهروردی، مجموعه مصنفات، ج۴، ص۱۱۶؛ سجادی، فرهنگ معارف اسلامی، ج۲، ص۱۲۸۵؛ سهروردی، هیاکل النور، ص۱۴۰). امامخمینی نیز در نگاه فلسفی و با توجه به قاعده الواحد، و نظام تشکیک در مراتب وجود، صادر اول را عقل اول میداند البته نه به معنای مشائی آن، بلکه عقل اول صدرائی که اوصافی چون جامعیت، وحدت، بساطت در آن به طور آشکار نمایان است؛ ازاینرو، امامخمینی معتقد است اگر عقل اول که در عین وحدت، جامع کمالات است، نشر و پهن شود، تمام نظام عالم هستی را شامل میگردد. (امامخمینی، الطلب والاراده، ص۶۴؛ تقریرات فلسفه، ج۲، ص۳۵۶ و ۳۶۸؛ صاحبی، حکمت معنوی، ص۴۴۹؛ انوار حکمت، ص۲۵۶-۲۵۷).
دیدگاه عرفانی صادر اول عرفا با توجه به نظریه وحدت شخصی وجود، معتقدند صادر اول یا اولین تجلی و ظهور، وجود منبسط و نفس رحمانی است؛ زیرا فقط یک ظهور از حقتعالی ناشی شده و ظهور دیگری در کار نیست. لکن این ظهور، ظهوری است که همه چیز را در خود دارد. (فرغانی، منتهی المدارک، ج۱، ص۱۴۲؛ اعجاز البیان، ص۱۲۰-۱۲۱؛ فناری، مصباح الانس، ص۱۹۱-۱۹۲). امامخمینی طبق مبانی عرفانی خود از صادر اول با تعابیری چون وجود عام، واسطه فیض، وجود منبسط و نفس رحمانی یاد میکند. ایشان در تبین صادر اول در نگاه عرفانی معتقد است آموزه صدور در قاعده الواحد، مختص اندیشه نظام علّی و معلولی است؛ زیرا در صدور، مصدری به عنوان علت وجود دارد که معلولی از آن، ایجاد و صادر میگردد و صادر غیر از مصدر است. در حالی که در هستیشناسی عرفانی که متقوم به وحدت شخصی وجود است، مراد از صدور، ظهور میبا شد؛ ازاینرو، صادر اول همان تجلی اول و وجود منبسط میباشد. و این ظهور شامل همه چیز میباشد و همه مظاهر را دارا میباشد. (امامخمینی، مصباح الهدایه، ص۴۵-۴۶ و ۶۴؛ التعلیقة علی الفواند الرضویه، ص۹۸؛ تقریرات فلسفه، ج۱، ص۳۳۹-۳۴۰؛ ج۲، ص۲۰۳؛ شرح دعای سحر، ص۱۰۰-۱۰۱؛ صاحبی، انوار حکمت، ص۲۵۸-۲۶۰). امامخمینی میان آرای حکیمان و مشهودات عارفان درباره مصداق صادر اول جمع کرده است. ایشان مبنای تلاش برای جمع بین دو دیدگاه فلسفی و عرفانی را اصل عدم جدایی بین برهان و مشهود و یافتههای عقلی و قلبی میداند و معتقد است که هرچند سخنان عرفا از طوری ورای طور عقل نشأت گرفته است و منشأ آن شهودات قلبی است که رتبه و جایگاه معرفتی نسبت به یافتههای عقلی دارد، لکن ره آوردهای معرفتی شهودی، هیچ گاه مخالف عقلی صریح و برهان آشکار نیست. ایشان بر این باور است که فلاسفه با اعتقاد به مراتب وجود و تشکیک در وجود، بحث از کثرت را مطرح کرده و در نظام علّی و معلولی مصداق صادر اول را عقل اول میدانند. اما عرفا به وحدت نظر دارند و به تعینات عالم توجه نداشته و از این جهت، صادر اول را فیض منبسط میدانند. (امامخمینی، مصباح الهدایه، ص۶۵-۶۷، صاحبی، انوار حکمت، ص۲۶۲-۲۶۳؛ اوج معرفت، ص۱۹۵-۲۰۱).
مصادیق دیگر صادر اول دیدگاه اندیشمندان مسلمان اعم از عارف و حکیم بیشتر در دو مصداق کلی «وجود منبسط» و «عقل اول» متمرکز شده است، لکن مصادیقی دیگری بر طبق نصوص دینی نیز وجود دارد؛ چنانکه در روایاتهای متعددی وارد شده است که وجود عقلی و نوری اهل البیت اول مخلوق الهیاند، به طوری که در روایتها از آن به «ارواحنا»، «أبدان نوریه» و «نور» تعبیر شده است. همچنین در برخی روایات به مصادیق دیگر صادر اول نظیر قلم، مشیت و آب نیز اشاره شده است. (مجلسی، بحار الانوار، ج۱۵، ص۲۴ و ۲۸؛ کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۴۲، قندوزی، ینابیع المودة، ج۱، ص۴۵؛ قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۱۹۸؛ مجلسی، مرآة العقول، ج۱، ص۲۸). امامخمینی نیز در آثار خویش به دیگر مصادیق صادر اول اشاره کرده است و در مواردی معتقد است صادر اول همان قلم اعلی است، و در مواردی آب را وجود منبسط میداند. ایشان معتقد است واحد متکثر همان مشیت مطلقه و نفس رحمانی است که اولین مخلوق الهی و صادر اول میباشد. (امامخمینی، التعلیقه علی الفوائد الرضویه، ص۶۳؛ شرح دعای سحر، ص۱۰۰؛ آداب الصلاة، ص۳۴۰؛ مصباح الهدایه، ص۶۵؛ صاحبی، انوار حکمت، ص۲۶۴-۲۶۶).
منابع: • ابنسینا، حسینبنعبدالله، الهیات الشفاء، قم، مکتبة المرعشی، ۱۴۰۴ق. • امامخمینی، سیدروحالله، التعلیقه علی الفوائد الرضویه، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۵ش. • امامخمینی، سیدروحالله، الطلب والاراده، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۴۲۱ق. • امامخمینی، سیدروحالله، آداب الصلاة، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۴ش. • امامخمینی، سیدروحالله، تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح الأنس، قم، پاسدار اسلام، ۱۴۱۰ق. • امامخمینی، سیدروحالله، تقریرات فلسفه امامخمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۵ش. • امامخمینی، سیدروحالله، شرح حدیث جنود عقل و جهل، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۷ش. • امامخمینی، سیدروحالله، شرح دعای سحر، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۳ش. • امامخمینی، سیدروحالله، مصباح الهدایه، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۶ش. • خاتمی، احمد، فرهنگ علم کلام، قم، انتشارات صبا، ۱۳۷۱ش. • سجادی، جعفر، فرهنگ معارف اسلامی، تهران، کوشش، ۱۳۷۳ش. • سهروردی، شهابالدّین، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، تصحیح هانری کربن، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۷۵ش. • سهروردی، شهابالدین، هیاکل النور، مصر، مطبعة السعادة، ۱۳۳۵ق. • صاحبی، باقر، انوار حکمت، تهران، نشر عروج، ۱۴۰۴ش. • صاحبی، باقر، اوج معرفت، تهران، نشر عروج، ۱۳۹۸ش. • صاحبی، باقر، حکمت معنوی، تهران، نشر عروج، ۱۴۰۱ش. • صدوق، محمدبنعلی، عیون اخبار الرضا، قم، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۸۰ش. • طوسی، خواجه نصیرالدین، شرح الاشارات و التنبیهات، قم، نشر البلاغة، ۱۳۷۵ش. • فرغانی، سعیدالدین، منتهی المدارک، بیروت، دار الکتب، ۱۴۲۸ق. • فناری، محمدبنحمزه، مصباح الانس، تهران، انتشارات مولی، ۱۳۷۴ش. • قمی، علیبنابراهیم، تفسیر قمی، قم، مؤسسه دار الکتاب، ۱۴۰۴ق. • قندوزی، ینابیع المودة، بیروت، نشر اعلمی، ۱۴۱۸ق. • قونوی، صدرالدین، اعجاز البیان فی تفسیر أم القرآن، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۸۱ش. • کلینی، محمدبنیعقوب، اصول کافی، تصحیح علیاکبر غفاری، تهران، دار الکتب الإسلامیه، ۱۴۰۷ق. • مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، موسسة الوفاء، ۱۴۰۴ق. • مجلسی، مرآة العقول، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۳ش. • ملاصدرا، محمدبنابراهیم، الحکمة المتعالیه فی الاسفار العقلیة الاربعه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۹۸۱م. • ملاصدرا، محمدبنابراهیم، الشواهد الربوبیه فی المناهج السلوکیه، تصحیح سیدجلال آشتیانی، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۲ش.
نویسنده: باقر صاحبی