علم عنائی
علم عنایی به معنای انکشاف حقایق اشیا در مرتبه ذات بر طبق نظام وجود است که از آن به علم بسیط و خلاق علم تفصیلی یاد میشود. امامخمینی در آثار خویش به بحث از علم عنایی، حقیقت، جایگاه، رابطه آن با نظام احسن و برهان عنایت پرداخته است.
اهمیت و جایگاه علم عنایی
علم عنائی در اصطلاح فلسفی به معنای انکشاف حقایق اشیا در مرتبه ذات بر طبق نظام وجود است که از آن به علم بسیط و خلاق علم تفصیلی یاد میشود.[۱] بحث از عنایت و علم عنایی حقتعالی یکی از دشوارترین مباحث کلامی و فلسفی است. یکی از موضوعات اساسی در تفکر اسلامی مسئله غایتمندی آفرینش است در این زمینه آراء متعددی میان متکلمان اسلامی و حکمای الهی ارائه شده است. حکمای اسلامی علت تحقق جهان هستی را علم عنایی حق میدانند. تعبیر عنایت، اولین بار از جانب ابنسینا مطرح شد و وجه تسمیه علم عنایی به عنایت، عبارت از افاضه حقایق اشیا بر وجه رحمت و عنایت حق بدون هیچ غرضی و عوضی میباشد. بنابر نظر حکمای مشاء همه اشیا در علم عنایی حق مرتسمند و نفس این علم موجب ایجاد آنها میشود. در فلسفه مشاء، عنایت الهی اساس و برنامه کلی و اولیه خلقت عالم با علم عنایی حق تفسیر میشود؛ زیرا این علم باعث فیضان فیض حق بر عالم هستی میباشد.[۲] اما در نگاه حکمت صدرایی، نوع فاعلیت حقتعالی مبین علم عنایی او به مخلوقات است که همان فاعل بالتجلی میباشد.[۳] امامخمینی نیز در آثار خویش به بحث از علم عنایی، حقیقت، جایگاه ،رابطه آن با نظام احسن و برهان عنایت پرداخته است.[۴]
حقیقت علم عنایی
در نگاه حکمای الهی حقیقت علم عنایی عبارت است از انکشاف حقایق اشیا در مرتبه ذات برطبق نظام وجود که از آن به علم بسیط تعبیر میشود. نفس این علم موجب ایجاد موجودات عالم هستی میباشد.[۵] امامخمینی نیز علم عنایی در نگاه حکمای مشاء را عبارت از علم حق به اشیاء در مرتبه ذات میداند که از هرگونه شائبه امکانی و ترکیبی منزه است. به باور ایشان، مشائین که به صور مرتسمه قائلاند، از این جهت آن را علم عنایی میگویند که ایجاد عالم با عنایت و ترتیب ارتسام صور میباشد و این ترتیب از قبیل ترتیب سببی و مسببی است. به اعتقاد ایشان ابنسینا مناط علم اجمالی به اشیاء را همان صور مرتسمه حق میداند که از نگاه او فوق علم عنایی است، در حالی که این درست نیست بلکه الله علم اجمالی واحدیتِ حق به ذات خویش، عین علم تفصیلی به تمام عالم است. این علم اجمالی سابق بر صور مرتسمه است که علم تفصیلی به اشیاء و ملاک علم تفصیلی حقتعالی میباشد.[۶]
برهان عنایت
خداوند در ذات خود علم کامل و تامّ به چگونگی آفرینش دارد. به این علم الهی نسبت به مخلوقات، عنایت گفته میشود. وجود خارجی مخلوقات مطابق با علم عنایی خداوند است که به بهترین شکل به وجود آمده و بهتر از آن ممکن نیست. این مطلب را حکمای الهی طبق نظام احسن هستی بیان کردهاند.[۷]
امامخمینی نیز در برهان عنایت معتقد است، مقتضای حکمت و عنایت خداوند در خلق طبایع اشیا، حکمت و مصلحتی است که موجودات برای استیفای آن جعل شدهاند، از آنجا که یکی از معانی عنایت، علم فعلی به نظام احسن و دیگری احکام و اتقان در فعل است، به گونهای که مصالحی چند بر او مترتب است. بنابراین، عنایت در نظام احسن از شعب قدرت و جلوههای حقتعالی است و این همان علم به اتقان و احکام و تقدیر نظام اکمل و اتم عالم است و استحکام و انتظام و توجه به نظام جاری هستی از افعال جمال کامل و جمیل مطلق است که دارای کمال احسن به نظام هستی است که تغییر و تبدل در آن راه ندارد.[۸]
به اعتقاد امامخمینی علم عنایی و اراده الهی منافاتی با صدور اختیاری افعال توسط فاعل امکانی ندارد، بلکه حتی سبب تاکید آن میباشد. ایشان با استناد به آیه «و ما تشاءون إلا أن یشاء الله»[۹] نظام عنایی حق زمانی تحقق پیدا میکند که فعل به صورت اختیاری از انسان صادر میشود. از آنجا که متعلّق علم عنایی، تحقق نظام احسن و اتم است، این علم عنایی، سبب تحقق عالمی خواهد بود که افعال اختیاری بخشی از حقیقت آن است. سببیت چنین علمی برای هستی نه تنها مانع تحقق افعال اختیاری نیست بلکه به جهت آنکه افعال اختیاری بخشی از چنین علمی است، وجود افعال اختیاری در نظام هستی تضمین میگردد.[۱۰]
پانویس
- ↑ ملاصدرا، الشواهد الربوبیه، ص۳۹؛ ابنسینا، النجاة، ص۶۹۸؛ طوسی، شرح الاشارات والتنبیهات، ج۳، ص۱۵۱ و ۳۱۸.
- ↑ ابنسینا، النجاة، ص۶۶۸؛ التعلیقات، ص۴۱۴؛ الهیات شفاء، ص۴۱۵؛ المبدأ و المعاد، ص۸۴؛ طوسی، شرح الاشارات و التنبیهات، ج۳، ص۱۵۱ و ۳۱۸-۳۱۹.
- ↑ ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، ج۶، ص۳۷۴؛ ج۷، ص۸۴؛ صاحبی، حکمت معنوی، ص۴۸۹.
- ↑ امامخمینی، تقریرات فلسفه، ج۱، ص۳۰۰؛ ج۲، ص۱۴۸؛ ج۳، ص۴۴۱؛ جواهر الأصول، ج۳، ص۹۵؛ الطلب و الاراده، ص۶۴-۶۵؛ صاحبی، حکمت معنوی، ص۴۹۰.
- ↑ ابنسینا، النجاة، ص۶۹۸؛ التعلیقات، ص۴۱۴؛ طوسی، شرح الاشارات والتنبیهات، ج۳، ص۳۱۸؛ ملاصدرا، الشواهد الربوبیه، ص۳۹؛ صاحبی، حکمت معنوی، ص۴۸۹.
- ↑ امامخمینی، تقریرات فلسفه، ج۲، ص۲۴۸ و ۲۸۶؛ ج۳، ص۴۴۱؛ صاحبی، حکمت معنوی، ص۴۹۰.
- ↑ ابنسینا، المبدأ والمعاد، ص۸۸؛ طوسی، شرح الاشارات و التنبیهات، ج۳، ص۳۱۸؛ ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، ج۷، ص۵۷؛ ربانی گلپایگانی، القواعد الکلامیه، ص۱۵۳.
- ↑ امامخمینی، تقریرات فلسفه، ج۱، ص۳۰۰؛ ج۲، ص۱۴۸.
- ↑ انسان: ۳۰.
- ↑ امامخمینی، جواهر الأصول، ج۳، ص۹۵؛ الطلب والاراده، ص۶۴-۶۵؛ خمینی، تحریر اختیار، ج۲، ص۹۳۶.
منابع
- ابنسینا، حسینبنعبدالله، الهیات الشفاء، قم، مکتبة المرعشی، ۱۴۰۴ق.
- ابنسینا، حسینبنعبدالله، التعلیقات، قم، مرکز النشر الاسلامی، ۱۳۶۳ش.
- ابنسینا، حسینبنعبدالله، المبدأ و المعاد، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۶۳ش.
- ابنسینا، حسینبنعبدالله، النجاة، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۷۹ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، الطلب والاراده، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۴۲۱ق.
- امامخمینی، سیدروحالله، تقریرات فلسفه امامخمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۵ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، جواهر الأصول، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۶ش.
- خمینی، حسن، تحریر اختیار، تهران، نشر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۹۸ش.
- ربانی، گلپایگانی، علی، القواعد الکلامیه، قم، مؤسسه الامام الصادق(ع)، ۱۳۹۲ش.
- صاحبی، باقر، حکمت معنوی، تهران، نشر عروج، ۱۴۰۱ش.
- طوسی، خواجه نصیرالدین، شرح الاشارات و التنبیهات، قم، نشر البلاغة، ۱۳۷۵ش.
- ملاصدرا، محمدبنابراهیم، الحکمة المتعالیه فی الاسفار العقلیة الاربعه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۹۸۱م.
- ملاصدرا، محمدبنابراهیم، الشواهد الربوبیه فی المناهج السلوکیه، تصحیح سیدجلال آشتیانی، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۲ش.
نویسنده: باقر صاحبی