سیدحسن موسوی بجنوردی
| شناسنامه | |
|---|---|
| نام کامل | سیدحسن موسوی بجنوردی |
| لقب | میرزاحسن موسوی بجنوردی |
| نسب | از سادات موسوی، منسوب به سیدابراهیم مجاب |
| زادروز | ۱۳۱۰ق (۱۲۶۱ش) |
| شهر تولد | بجنورد |
| کشور تولد | ایران |
| تاریخ درگذشت | ۲۰ جمادیالثانی ۱۳۹۵ق (۱۰ تیر ۱۳۵۴ش) |
| شهر درگذشت | نجف |
| کشور درگذشت | عراق |
| آرامگاه | حرم امام علی(ع)، مقبره سیدابوالحسن اصفهانی |
| فرزندان | سیدمهدی موسوی بجنوردی، سیدمحمد موسوی بجنوردی، سیدجواد موسوی بجنوردی، سیدمحمدکاظم موسوی بجنوردی |
| خویشاوند سرشناس | سیدابوالحسن اصفهانی (پدربزرگ همسر) |
| دین | اسلام |
| مذهب | شیعه امامیه |
| پیشه | فقیه، اصولی، مدرس حوزه علمیه و نویسنده |
| اطلاعات سیاسی | |
| پستها | استاد خارج فقه و اصول حوزه علمیه نجف |
| اطلاعات علمی و مذهبی | |
| اساتید | ادیب نیشابوری، حاجی فاضل خراسانی، آقابزرگ شهیدی، محمد آقازاده، حسین قمی، آقاضیاء عراقی، محمدحسین غروی نائینی، سیدابوالحسن اصفهانی |
| شاگردان | حسین وحید خراسانی، محمدتقی جعفری، سیدمصطفی خمینی، محمدرضا مظفر، سیدمحمدتقی حکیم، سیدجلالالدین آشتیانی، سیدیوسف حکیم، سیدمهدی حکیم، سیدمحمد کلانتر، سیدعبدالکریم رضوی کشمیری، علی کاشفالغطاء، سیدموسی بحرالعلوم، محمدجواد آلراضی |
| تالیفات | القواعد الفقهیة، منتهیالاصول، قولنا فی الحکمة، رساله فی الرضاع، رساله فی اجتماع الامر و النهی، حاشیه بر العروة الوثقی، حاشیه بر وسیلة النجاة |
سیدحسن موسوی بجنوردی (۱۳۱۰ـ۱۳۹۵ق) فقیه و اصولیِ شیعۀ امامیِ سدۀ چهاردهم. افزون بر فقه و اصول، در ادبیات و فلسفه نیز تخصص داشت. او فقیهی روشناندیش، روشنفکر و گریزان از تحجر و جزماندیشی بود. در حوزه علمیه نجف نزد استادانی چون آقاضیاء عراقی، میرزا محمدحسین نائینی و سیدابوالحسن اصفهانی آموخت. خود نیز از شاگردانی همچون حسین وحید خراسانی، محمدتقی جعفری، سیدمصطفی خمینی، محمدرضا مظفر، سیدمحمدتقی حکیم و سیدجلالالدین آشتیانی پرورش داد. از بجنوردی آثار ارزشمندی مانند «القواعدالفقهیه» و «منتهیالاصول» بر جای مانده است.
او با امامخمینی دوستی دیرینهای داشت. در دوران تبعید امامخمینی به نجف از ایشان استقبال گرمی کرد و با هم در ارتباط و گفتگوهایی داشتند. سرانجام نیز نوۀ هر دو با هم وصلت کردند.
زندگی شخصی
سیدحسن موسوی بجنوردی که به میرزاحسن موسوی بجنوردی نیز مشهور بود، سال ۱۳۱۰ق برابر با ۱۲۶۱ش در یکی از روستاهای پیرامون شهر بجنورد زاده شد.[۱] پدرش سیدآقابزرگ و مادرش، هر دو نسب به سیدابراهیم مُجاب، نواده امام موسی بن جعفر(ع) بردهاند.[۲] وی در ۲۰ جمادیالثانی ۱۳۹۵ق برابر با ۱۰ تیر ۱۳۵۴ش در نجف[۳] درگذشت و در مقبرۀ استاد و پدربزرگ همسرش، سیدابوالحسن اصفهانی در حرم امیرالمومنین(ع) به خاک سپرده شد.[۴] از او چهار فرزند فقیه و دانشمند باقی ماند: سیدمهدی موسوی بجنوردی، سیدمحمد موسوی بجنوردی، سیدجواد موسوی بجنوردی که هر یک از فقها و علمای زمان خود بوده و هستند، همچنین سیدمحمدکاظم موسوی بجنوردی که از اندیشمندان سیاسی و مبارزان با حکومت محمدرضا پهلوی بوده است.[۵]
زندگی علمی
سیدحسن نخست تحصیلات ابتدائی، سپس مقدمات علوم حوزوی همچون: ادبیات فارسی و ادبیات عرب تا الفیۀ ابن مالک و صرف رضی را در زادگاهش فرا گرفت و در ۱۵ سالگی برای ادامۀ تحصیل به حوزۀ علمیۀ مشهد رفت.[۶] در مشهد برای تکمیل درسهای مقدماتی، ادبیات عرب را نزد ادیب نیشابوری فراگرفت. سپس فلسفه و تفسیر را از حاجی فاضل خراسانی و آقابزرگ شهیدی، اصول فقه را از حاج آقا محمد آقازاده (فرزند آخوند خراسانی) و فقه را از حاجآقا حسین قمی آموخت.[۷] در سال ۱۳۴۰ق به توصیه استادش، حاجی فاضل خراسانی، برای دانشافزایی به نجف رفت و سالها از درس آقاضیاء عراقی، محمدحسین غروی نائینی و سیدابوالحسن اصفهانی بهره برد.[۸]
میرزا حسن بجنوردی در ۲۵ سالگی از استادان و مدرسان بنام مشهد در اصول و فلسفه بود.[۹] در نجف نیز پساز درگذشت آقاضیاء عراقی، به تدریس خارج اصول پرداخت و پس از درگذشت سیدابوالحسن اصفهانی، رسماً به تدریس خارج فقه و اصول به زبان عربی اشتغال ورزید و مسجد شیخ طوسی را که نماد قدمت حوزه علمیه نجف بود، بهعنوان محل دروس خود انتخاب کرد.[۱۰] او در تدریس روش ویژهای داشت. در این روش استاد، کتابی فتوایی را متن درس خود قرار میدهد و مسائل آن را یک به یک مطرح میکند و در نفی یا اثبات آن برهان میآورد و سرانجام نظریه خود را اعلام میکند.[۱۱] ایشان بر این باور بود که شیوۀ معمول حوزهها قواعد اساسی اجتهاد را به شاگرد نمیآموزد تا بتواند از آن در موارد مشابه دیگر نیز استفاده کند؛ میرزاحسن بجنوردی معتقد بود اگر استادان قواعد کلی فقهی را مطرح کنند و سپس کاربرد و تطبیق آن بر مصادیق را به شاگردان بیاموزد، شاگردان زودتر به قدرتِ استنباط احکام میرسند.[۱۲] بجنوردی در حوزه علمیه نجف، افزون بر فقه و اصول، به چیرگی در ادبیات و فلسفه و اطلاعات تاریخی و جغرافیایی نیز مشهور بود و با مجامع علمی و دانشگاهی بغداد، الازهر، تونس و مراکش مراوده علمی داشت.[۱۳]
میرزاحسن موسوی بجنوردی شاگردان بسیاری پرورش داد. برخی شاگردان ایشان عبارتند از: حسین وحید خراسانی، محمدتقی جعفری، سیدجلالالدین آشتیانی، سیدمصطفی خمینی، سیدیوسف حکیم، سیدمهدی حکیم، محمدرضا مظفر، سیدمحمد کلانتر، سیدعبدالکریم رضوی کشمیری، علی کاشفالغطاء، سیدموسی بحرالعلوم، محمدجواد آل راضی و...[۱۴]
بجنوردی آثار ارزشمندی نیز نگارش کرده است. کتاب قواعد الفقهیة که در هفت جلد چاپ شده، مهمترین آنهاست. منتهی الاصول، قولنا فی الحکمه در فلسفه، رسالهای در رضاع، رسالهای در اجتماع امر و نهی، حاشیه بر دو رساله علمیه العروة الوثقی و وسیلة النجاة از دیگر آثار اوست.[۱۵]
امامخمینی و میرزاحسن موسوی بجنوردی
آشنایی و دوستی امامخمینی و میرزاحسن بجنوردی به دوران جوانی آنها برمیگشت. بهگونهای که گاه در سفرهای قم و نجفی که داشتند، میزبان و مهمان هم میشدند.[۱۶] در دهۀ چهل با آغاز نهضت اسلامی به رهبری امامخمینی نیز بااینکه میرزاحسن بجنوردی در نجف و عالمی غیرسیاسی بود؛ اما از این نهضت دفاع میکرد. بهگونهای که از همان سالهای نخست مبارزات فرزندش، سیدمحمدکاظم به ایران آمد و با تشکیل حزب ملل اسلامی و با پیروی از امامخمینی به مبارزه پرداخت و همواره رهرو ایشان بود. در همین راستا بارها دستگیر و ۱۴ سال زندانی شد و تا حد اعدام پیش رفت. اگر پیگیری مراجع نجف نبود او را اعدام میکردند.[۱۷]
هنگامی که امامخمینی به عراق تبعید شد؛ رژیم پهلوی با شگردهای مختلف میخواست امامخمینی را در حوزۀ علمیۀ نجف تحقیر و جایگاه او را تضعیف نماید. از درون حوزۀ علمیۀ نجف نیز اندک کسانی بودند که برای این کار اجیر و تحریک میشدند؛ اما مراجع و علما با استقبال و دیدارها و پیوندهای خود با امامخمینی، این دسیسه را خفه کرده و کنار زدند. سیدحسن بجنوردی ازجمله کسانی بود که از همان بدو ورود امامخمینی به عراق، فرزندان خود را به استقبال ایشان فرستاد. با ورود به نجف نیز خود به دیدن او رفت.[۱۸] پس از چند روز از استقرار امامخمینی در نجف، برخی از مراجع، علما و فضلای نجف از ایشان تقاضا کردند که تدریس نمایند. عوامل رژیم پهلوی و برخی مخالفان حوزوی منتظر بودند که با آغاز درس، جایگاه امامخمینی تضعیف شود؛ اما امثال سیدحسن بجنوردی برای مقابله با دسیسۀ آنان، جایگاه علمی ایشان را به نجفیان شناساند و فرزند خود، سیدمحمد را بیش از ۱۴ سال به درس امامخمینی فرستاد.[۱۹]
در دوران حضور امامخمینی در نجف، ایشان احترام ویژهای به میرزاحسن داشت و با او در کارهای حوزه مشورت میکرد. همچنین فرزند ایشان، سیدمصطفی در درس میرزاحسن شرکت میکرد. امامخمینی و سیدحسن بجنوردی با هم، گاه دیدارها و تبادل نظرهایی داشتند.[۲۰]
در دورههای اخراج ایرانیان از عراق، برخی ندانسته گفتند امامخمینی چرا در برابر اخراج ایرانیها سکوت کرده و کاری نمیکنند. در این بین بجنوردی بود که به میدان آمد و در سخنرانیها و کلاس درس گوشههای پنهان ماجرا و فعالیت و پیگیری امامخمینی را علنی کرد و گفت تنها کسی که شجاعانه و زیرکانه در نجف مانده و در برابر اخراج ایرانیان مقاومت میکند و دولت بعث را تهدید و مجبور به عقبنشینی کرد، امامخمینی بود.[۲۱] این کار سیدحسن به این دلیل بود که ایشان گاه واسطۀ بین سران حکومت بعث با امامخمینی میشد. ازجمله در اخراج ایرانیان در سال ۱۳۵۰ امامخمینی در اعتراض به اخراج ایرانیان، تهدید کرد از عراق بیرون خواهد رفت. برای همین گذرنامۀ خود را فرستاد تا مهر خروج بزنند. دولت بعث ترسید و کوتاه آمد و بجنوردی را برای وساطت پیش امامخمینی فرستاد و گفت اخراج ایرانیان را متوقف خواهد کرد.[۲۲]
در نخستین دیدار بین امامخمینی و سیدحسن بجنوردی در نجف، بجنوردی از ایشان پرسید هنگام تبعید در بورسای ترکیه چه کار میکردید؟ ایشان پاسخ داد: حواشی کتاب وسیله را داخل متن میکردم و ای کاش چند ماه دیرتر مرا به نجف میآوردند تا کار را تمام میکردم. میرزاحسن پرسید اسمی برای آن انتخاب کردهاید؟ امامخمینی گفت: هنوز فکرش را نکردهام. بجنوردی گفت اسم آن را «تحریرالوسیله» بگذارید. خواجه نصیرالدین تحریر اقلیدوس نوشته، شما هم این نام را بگذارید که هم وسیله مطرح میشود و هم اسم خوبی است.[۲۳] وقتی امامخمینی کار نوشتن تحریرالوسیله را به پایان رساند؛ یک شب فرزند ایشان، سیدمصطفی که در خصوصی شبانۀ میرزاحسن شرکت میکرد، به ایشان گفت: «آقا سلام میرسانند و گفتند اسم کتاب را تحریر الوسیله میگذارم.».[۲۴]
پساز پیروزی انقلاب اسلامی همۀ فرزندان میرزا حسن بجنوردی به ایران آمدند و در خدمت انقلاب و نظام جمهوری اسلامی بودند. بهویژه سیدمحمدکاظم که از زندان رژیم پهلوی آزاد شده بود، با پیروزی انقلاب و استقرار نظام جمهوری اسلامی در پستهای گوناگون برای انقلاب کار کرده است.[۲۵]
پانویس
- ↑ موسوی بجنوردی، سیدمحمد، زندگینامه و خدمات علمی و فرهنگی... آیتالله العظمی میرزاحسن موسوی بجنوردی، ص۳۴.
- ↑ امین، اعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۲۴۲؛ موسوی بجنوردی، سیدمحمد، زندگینامه و خدمات علمی و فرهنگی... آیتالله العظمی میرزاحسن موسوی بجنوردی، ص۳۴.
- ↑ حائری، روزشمار شمسی، ۱۳۸۶ش، ص۲۴۲.
- ↑ موسوی بجنوردی، سیدمحمد، زندگینامه و خدمات علمی و فرهنگی... آیتالله العظمی میرزاحسن موسوی بجنوردی، ص ۵۶ـ۵۷.
- ↑ موسوی بجنوردی، سیدمحمد، زندگینامه و خدمات علمی و فرهنگی... آیتالله العظمی میرزاحسن موسوی بجنوردی، ص ۵۶.
- ↑ موسوی بجنوردی، سیدمحمد، زندگینامه و خدمات علمی و فرهنگی... آیتالله العظمی میرزاحسن موسوی بجنوردی، ص۳۴.
- ↑ آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعة، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۳۸۵؛ شریفرازی، گنجینه دانشمندان، ۱۳۵۲ش، ج۳، ص۱۸۴.
- ↑ آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعة، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۳۸۵.
- ↑ موسوی بجنوردی، مصاحبه با سایت جماران.
- ↑ موسوی بجنوردی، سیدمحمد، زندگینامه و خدمات علمی و فرهنگی... آیتالله العظمی میرزاحسن موسوی بجنوردی، ص۴۰.
- ↑ موسوی بجنوردی، سیدمحمد، زندگینامه و خدمات علمی و فرهنگی... آیتالله العظمی میرزاحسن موسوی بجنوردی، ص۴۱.
- ↑ موسوی بجنوردی، سیدمحمد، زندگینامه و خدمات علمی و فرهنگی... آیتالله العظمی میرزاحسن موسوی بجنوردی، ص۴۶ـ۴۷.
- ↑ موسوی بجنوردی، مصاحبه با سایت جماران.
- ↑ موسوی بجنوردی، سیدمحمد، زندگینامه و خدمات علمی و فرهنگی... آیتالله العظمی میرزاحسن موسوی بجنوردی، ص۴۰ـ۴۱.
- ↑ موسوی بجنوردی، سیدمحمد، زندگینامه و خدمات علمی و فرهنگی... آیتالله العظمی میرزاحسن موسوی بجنوردی، ص۵۵ـ۵۷.
- ↑ موسوی بجنوردی، سیدمحمد، زندگینامه و خدمات علمی و فرهنگی... آیتالله العظمی میرزاحسن موسوی بجنوردی، ص۴۷ـ۴۸.
- ↑ رنجبرکرمانی، مسی به رنگ شفق، ص۲۱ـ۱۱۹۰؛ دفتر ادبیات انقلاب اسلامی، خاطرات سیدمحمدکاظم بجنوردی، ص۲۴ـ۲۸؛ موسوی بجنوردی، سیدمحمد، زندگینامه و خدمات علمی و فرهنگی... آیتالله العظمی میرزاحسن موسوی بجنوردی، ص۵۶ـ۵۷.
- ↑ موسوی بجنوردی، سیدمحمد، زندگینامه و خدمات علمی و فرهنگی... آیتالله العظمی میرزاحسن موسوی بجنوردی، ص۴۸ـ۴۹.
- ↑ موسوی بجنوردی، سیدمحمد، زندگینامه و خدمات علمی و فرهنگی... آیتالله العظمی میرزاحسن موسوی بجنوردی، ص۴۸ـ۴۹.
- ↑ موسوی بجنوردی، سیدمحمد، زندگینامه و خدمات علمی و فرهنگی... آیتالله العظمی میرزاحسن موسوی بجنوردی، ص۴۹.
- ↑ موسوی بجنوردی، سیدمحمد، زندگینامه و خدمات علمی و فرهنگی... آیتالله العظمی میرزاحسن موسوی بجنوردی، ص۵۲.
- ↑ خاطرات سالهای نجف، ج۲، ص۸ـ۹.
- ↑ موسوی بجنوردی، مصاحبه با سایت جماران.
- ↑ موسوی بجنوردی، مصاحبه با سایت جماران.
- ↑ رنجبرکرمانی، مسی به رنگ شفق، ص۱۹۳ـ۲۹۳.
منابع
- امین، محسن، اعیان الشیعة، بیروت، بینا، ۱۴۰۳ق.
- آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعة، مشهد، بینا، ۱۴۰۴ق.
- حائری، علی، روزشمار شمسی، قم، مرکز پژوهشهای صدا و سیما، ۱۳۸۲ش.
- خاطرات سالهای نجف؛ یادهای ۲۷ و۲۸، تهران، عروج، ۱۳۸۹ش.
- دفتر ادبیات انقلاب اسلامی، خاطرات سیدمحمدکاظم بجنوردی، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، حوزۀ هنری، اول، ۱۳۷۸ش.
- رنجبرکرمانی، علیاکبر، مسی به رنگ شفق؛ سرگذشت و خاطرات سیدمحمدکاظم بجنوردی، تهران، نی، ۱۳۸۱ش.
- شریفرازی، محمد، گنجینه دانشمندان، تهران، بینا، ۱۳۵۲ش.
- موسوی بجنوردی، سیدمحمد، زندگینامه و خدمات علمی و فرهنگی حکیم بارع و فقیه مفضال آیتالله العظمی میرزاحسن موسوی بجنوردی، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، تهران، دانشگاه پیام نور، اول، ۱۳۸۳ش.
- موسوی بجنوردی، سید محمد، مصاحبه با سایت جماران، تاریخ درج مطلب: ۹ تیر ۱۳۹۲ش، تاریخ بازدید:۱۲ اسفند ۱۴۰۳ش.
نویسنده: محمد رجاپی نژاد