آتاترک
| شناسنامه | |
|---|---|
| نام کامل | مصطفی کمال پاشا |
| لقب | آتاترک (پدر ترکها) |
| نسب | فرزند علیرضا |
| زادروز | ۱۸۸۱م |
| شهر تولد | سالونیک (سلانیک) |
| کشور تولد | امپراتوری عثمانی |
| تاریخ درگذشت | ۱۰ نوامبر ۱۹۳۸م |
| شهر درگذشت | استانبول |
| کشور درگذشت | ترکیه |
| پیشه | نظامی، سیاستمدار |
| اطلاعات سیاسی | |
| پستها | نخستین رئیسجمهور جمهوری ترکیه |
مصطفی کمال پاشا (۱۸۸۱ـ۱۹۳۸م) پرآوازه به آتاترک (پدر ترکها) پایهگذار کشور جمهوری ترکیۀ امروزی و از بارزترین چهرههای غربگرا در جهان اسلام. او نخستین رئیسجمهور ترکیه و از محبوبترین شخصیت سدۀ کنونی ترکیه است. تأثیرگذاری دیدگاهها و سیاستهایش بر سرنوشت ترکیه به اندازهای بوده که همچنان وی را پرآوازهترین شخص این کشور نگاه داشته است. مصطفی کمال گرایش بسیار به سکولاریسم و ناسیونالیسم داشت. ازجمله رفتارهای شگفتآور او کنار نهادن هر آنچه در پیوند با دین و مذهب و تاریخ امپراتوری عثمانی بود. همچنین مخالف هر نوع دخالت دیانت در سیاست بود.
امامخمینی چندین بار در سخنرانیها و نوشتههایش به اندیشهها و رفتارهای آتاترک اشاره کرده و خرده گرفته است.
زندگینامه
مصطفی فرزند علیرضا به سال ۱۸۸۸م. که برخی منابع سال تولد او را ۱۸۸۱م هم دانستهاند، در «سالونیک» یا «سِلانیک» زاده شد.[۱] این شهر در شمال یونان کنونی که در آن زمان بخشی از امپراتوری عثمانی بود، واقع شده است.[۲] پدر مصطفی کارمند دولت عثمانی و انسانی روشنفکر بود. برای همین پسرش را که نخست به خواست مادرش در یک مدرسه مذهبی درس میخواند، به یک مدرسه دولتیِ غیرمذهبی فرستاد. با از دست دادن پدر در نوجوانی، در یک دبیرستان نظامی ادامه تحصیل داد. همین باعث شد او به آکادمی نظامی به زبان فرانسوی رفته و به یک زندگی نظامی و سیاسی روی آورد. مصطفی در دبیرستان که بود، معلم ریاضی او بهدلیل کمالاتی که در شخصیت وی دید، نام کمال را به نام او اضافه کرد و وی مصطفی کمال شد.[۳]
مردم ترکیه تا پیش از سال ۱۹۳۵م. نامخانوادگی بهکار نمیبردند؛ اما در زمان آتاتورک و در تاریخ دوم ژانویه ۱۹۳۵، قانون بهکارگیری نامخانوادگی در ترکیه اجباری شد و از آن پس هر کس باید برای خودش یک نامخانوادگی انتخاب میکرد. در اینجا بود که مجلس ملی ترکیه نامخانوادگی «آتاتورک» به معنی «پدر ترک» را در تاریخ ۲۴ نوامبر ۱۹۳۴ به مصطفی کمال گذاشت. بر پایۀ قانون دیگری که در ۱۷ دسامبر همان سال به تصویب رسید، بهکارگیری این نامخانوادگی برای سایر کسان ممنوع گشت. بهگونهای که خواهر مصطفی کمال نیز بهناچار نامخانوادگی دیگری برگزید.[۴] از این پس مصطفی کمال پاشا به آتاترک زبانزد شد.
آتاترک که از بیماری کبدی رنج میبرد، سرانجام ۱۰ نوامبر ۱۹۳۸م. ساعت ۹:۰۵ صبح در کاخ دولماباهچۀ استانبول درگذشت. ساعت اتاقی که آتاتورک در آن درگذشت، هنوز روی زمان مرگش یعنی ۹:۰۵ باقی مانده است. جسد وی نیز ده روز بعد تشییع و در موزه قومنگاری آنکارا که محل استراحت موقت او بود، به خاک سپرده شد.[۵] همه ساله، سر ساعت ۹:۰۵ روز ۱۰ نوامبر، یک دقیقه مراسم سکوت به مناسبت درگذشت بنیانگذار ترکیۀ نوین، مصطفی کمال آتاترک، و بهدنبال آن، به صدا درآمدن زنگ مدارس و آژیر پایگاهها در سراسر ترکیه برگزار میشود.[۶]
شکلگیری ترکیه نوین
امپراطوری عثمانی به دلیل ضعف سیستم حکومتی و عدم پیشرفت از درون، و درگیری در جنگ جهانی اول از بیرون، دچار افول و سقوط شد. پیماننامۀ صلحِ لوزان که در ۲۴ ژانویه ۱۹۲۳ به امضا رسید، ناشی از جنگ جهانی اول بود که بهگونۀ موثری مرزهای ترکیه امروزی رو ایجاد کرد. با این پیماننامه ترکیه از همۀ خواستههای خود نسبت به سرزمینهای خاورمیانه و شمال آفریقا در سوریه، عراق، عربستان و لیبی دست کشید. بهدرستیکه این پیماننامه میخی بر تابوت امپراتوری عثمانی شد و به جای آن جمهوری ترکیه در ۲۳ اکتبر ۱۹۲۳ اعلام موجودیت کرد.[۷]
اندیشهها و سیاستهای آتاترک
ویژگی و نشانۀ روشن اندیشهها و سیاستهای آتاترک گرایش همهجانبه به غرب و مدرنکردن ترکیه جدید بود. از نخستین کارهای او تهیه، تنظیم و تصویب قانون اساسی کشور در ۲۰ آوریل ۱۹۲۴ بود. بارزترین بخش این قانون اساسی حقوق و آزادیهایی مردمی، همچون: حق آزادی بیان، تجمع و آزادی در مذهب که آتاترک با الگو گرفتن از قانون اساسی کشورهایی مثل فرانسه، سوییس و ایتالیا در قانون اساسی جدید گنجاند. بعدها آتاترک تلاش کرد پوشش غربی جایگرین پوشش سنتی شود.[۸]
مهمترین نشانۀ ترکیۀ مدرن، جدایی دین از سیاست بود. ویژگیای که در درازنای تاریخ ۶۰۰ ساله امپراتوری عثمانی بهعنوان یک دولت مذهبی مطرح و اداره میشد و روحانیون نقش اصلی داشتند؛ اما آتاترک از شیوههای حکمرانی پیشین دوری گرفت. دادگاههای شرعی رو لغو کرد. قوانین چندهمسری را از بین برد و ازدواج به شیوه مدرن را جایگزین کرد. مصطفی کمال اوقاف را ملی و تمامی مدرسههای دینی را تعطیل کرد.[۹]
در زمان آتاتورک گرایش به غرب زبان را هم درنوردید و زبان ترکی بهسختی از همۀ واژگان عربی و فارسی پالایش گردید و حروف لاتین جایگزین حروف عربی شد.[۱۰] اندیشه و ایدۀ اصلی آتاترک این بود که خلافت اسلامی نه مبنایی در کتاب (قرآن) نه در سنت (حدیث) و نه در اجماع دارد؛ بلکه به خود مردم واگذار شده است.[۱۱]
آتاترک از دیدگاه امامخمینی
امامخمینی در موقعیتهای گوناگونی دربارۀ پندار و رفتار آتاترک دیدگاه خود را بیان کرده و برخی کنشگریهای دینی، فرهنگی و سیاسی او را به نقد کشیده است. ایشان ضمن توصیف و تمجید از امپراطوری عثمانی که بیشتر جهان اسلام و مسلمانان را زیر یک پرچم گرد آورده بود و نشانگر بزرگی و عظمت مسلمانان بود؛ از کشورهای غربی که این امپراطوری را تجزیه کردند و از آتاترک که گرایش به غرب پیدا کرد و کشور مسلمان ترکیه را بهسوی غرب برد و قوانین اسلام را کنار گذاشت، انتقاد کرده و آن را جنایت نامیده است.[۱۲] ازجمله گفتهاند:
«دولت عثمانی تحت ظل خلافت اسلامی، تحت ظل اتکای به قرآن مجید، آن مجد را داشت. بعداز آنکه تجزیه شد.... آتاتورک خبیث، اسلام را در آنجا الغا کردند.».[۱۳] در اسناد ساواک یکی از دلایل اصلی تبعید امامخمینی به ترکیه وجود حکومت سکولار در آنجا بود. هیچ جایی در جهان بهتر از کشور لائیک ترکیه به نظر نمیآمد. حکومتی که برآیند دورۀ حاکمیت آتاترک بهحساب میآمد و در تضاد با اندیشه و رفتار امامخمینی بود.[۱۴]
امامخمینی هنگام تبعید به ترکیه و اقامت در آنکارا از مأموران خواست که ایشان را به جاهای دیدنی و مراکز دینی شهر ببرند. طبق گزارش افضلی، امامخمینی در شانزدهم آبان حدود چهل دقیقه با اتومبیل از بخشهای قدیمی شهر آنکارا دیدن کرد و چند روز بعد هم به دیدن بلوار آتاترک رفت.[۱۵] و از دور مجسمۀ آتاترک را دید که دستش به سوی غرب است. ایشان همین را نمادی از غربگرایی افراطی آتاترک دانسته و گفت: این یعنی «هر چه هست غرب است و باید رو به غرب بایستید. آتاتورک- در ترکیه من مجسمه او را دیدم- دستش این طور بالا بود. گفتند او دست را بالا گرفته رو به غرب که باید همه چیز ما غربی بشود!».[۱۶] زمانی هم که بر مزار چهل نفر از علمایی که به مخالفت با آتاترک پرداخته و کشته شده بودند، حضور یافت،[۱۷] از آنها تعریف و تمجید کرد که در دفاع اسلام در برابر آتاترک ایستادند و کشته شدند. ایشان پس از تبعید به نجف و در دیدار و گفتگو با مرجع وقت، سیدمحسن حکیم نیز به همین کشته شدن علمای اهلسنت ترکیه در برابر آتاترک اشاره کرده و به ایشان میگوید علمای شیعه هم باید مثل اینها عمل نمایند و آنها را الگو قرار دهند.[۱۸] و خطاب به حکیم از علمای شیعهای که ساکتند و کاری نمیکنند انتقاد کرده و سرانجام میگوید:
«پیش خود شرمنده شدم که آنها سنی میباشند در وقتی که خطر را به دین اسلام نزدیک میبینند چهل نفر کشته میدهند؛ ولی علمای شیعه در این خطر عظیمی که بر دیانتمان وارد آمده، کاری نمیکنند.».[۱۹]
امامخمینی غربگرایان، روشنفکران و منتقدان روحانیت و برخی از احکام اسلام را که در درون کشور فعال بودند و آزادانه در هر مجلس و محفل و نشریهای احکام اسلام و روحانیت را نقد میکردند و کسی را اجازۀ پاسخ نمیدادند، با آتاترک همانند کرده و پیرو او میدانست.[۲۰] همانگونه که اقدامات رضاشاه و پسرش محمدرضا شاه را در پیروی از آتاترک تفسیر میکرد. از دیدگاه امامخمینی رضاخان به تبع آتاترک در کشور کشف حجاب و اتحاد شکل راه انداخت و هنگامی که مراجع و روحانیت اعتراض کردند، به آنها توهین و با آنها برخورد کردند.[۲۱] ایشان دربارۀ تأثرپذیری رضاشاه از آتاترک گفتهاند:
«این مرد بیصلاحیت وقتی که ترکیه رفت، آنجا دید که آتاتورک یک همچو کارها و همچو غلطهایی کرده است، از همان جا- از قراری که آن وقت میگفتند- تلگراف کرده است به عمال خودش که مردم را متحدالشکل کنید و...».[۲۲]
امامخمینی نسبت به پیروی دانشگاهیان و استادان دانشگاه از اندیشهها و رفتارهای آتاترک هشدار داده و گفته است دانشگاهیان و استادان ما «مغزهای جوانهای ما را مستقل بار بیاورند، غربی نباشند، شرقی نباشند، رو به غرب نایستند، آتاتورک نباشند و تقیزاده نباشند.».[۲۳] امامخمینی در پاسخ به مخالفت آتاترک با حکومت و خلافت اسلامی و جدا کردن دین از سیاست بر این باور است که پیروی از خدا و پیامبر خدا با پیروی از آتاترک دو منش و روش جدایی است و نمیشود هر دو را پذیرفت. این از دین و عقل به دور است که بتوان آنها را با هم سنجید و یکی دانست. از دیدگاه امامخمینی آن اولوالامری که در قرآن وارد شده است، نمیتواند آتاترک باشد.[۲۴]
پانویس
- ↑ «آتاترک کی بود؟»، سایت آلانیا؛ سینیج، تاریخ امپراطوری عثمانی، ص۶ و ۱۲۸.
- ↑ «آتاترک کی بود؟»، سایت آلانیا.
- ↑ «آتاترک کی بود؟»، سایت آلانیا.
- ↑ «آتاترک کی بود؟»، سایت آلانیا.
- ↑ «آتاترک کی بود؟»، سایت آلانیا.
- ↑ «آتاترک کی بود؟»، سایت آلانیا.
- ↑ «آتاتورک کی بود و برای ترکیه چه کرد؟».
- ↑ نقوی، جامعه شناسی غربگرایی، ج۱، ص۳۵- ۳۴.
- ↑ سینیج، تاریخ امپراطوری عثمانی، ص۲۴؛ «آتاتورک کی بود و برای ترکیه چه کرد؟».
- ↑ سینیج، تاریخ امپراطوری عثمانی، ص۶و۲۴.
- ↑ عبدالرزاق، الاسلام و اصول الحکمه، ص۷۴- ۷۹؛ عنایت، اندیشههای سیاسی در اسلام معاصر، ص۱۱۸.
- ↑ مؤسسه تنظیم، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، سیر مبارزات امامخمینی در آینه اسناد به روایت ساواک، ج۳، ص۳۵۲ و ۳۶۴.
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ج۱، ص۳۷۵.
- ↑ مؤسسه تنظیم، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، سیر مبارزات امامخمینی در آینه اسناد به روایت ساواک، ج۴، ص۱۱۹.
- ↑ روحانی، نهضت امامخمینی، ج۲، ص۱۵.
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ج۹، ص۳۷۸، ۳۹۰ و ۴۲۹؛ ج۱۲، ص۲۰؛ ج۱۳، ص۵۳۲؛ ج۱۴، ص۳۵۹.
- ↑ روحانی، نهضت امامخمینی، ج۲، ص۱۵؛ کرباسچی، هفت هزار روز تاریخ ایران و انقلاب اسلامی، ج۱، ص۲۰۲.
- ↑ مؤسسه تنظیم، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، سیر مبارزات امامخمینی در آینه اسناد به روایت ساواک، ج۹، ص۲۶۳.
- ↑ مؤسسه تنظیم، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، سیر مبارزات امامخمینی در آینه اسناد به روایت ساواک، ج۹، ص۲۷۹.
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ج۱۳، ص۵۳۲.
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ج۷، ص۳۳۱؛ ج۱۱، ص۴۵۳.
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ج۳، ص۲۹۹؛ مؤسسه تنظیم، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، سیر مبارزات امامخمینی در آینه اسناد به روایت ساواک، ج۶، ص۲۷۵.
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ج۱۴، ص۳۶۰.
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ج۲۰، ص۱۲۰.
منابع
- امامخمینی، سیدروحالله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، چاپ پنجم، ۱۳۸۹ش.
- روحانی، سیدحمید، نهضت امامخمینی، تهران، عروج، چاپ پانزدهم، ۱۳۸۱ش.
- سینیج، وین وو، تاریخ امپراطوری عثمانی، ترجمه سهیل آذری، کتابفروشی تهران، بیتا.
- عبدالرزاق، علی، اسلام و مبانی حکومت (الاسلام و اصول الحکمه)، ترجمه محترم رحمانی، تهران، سرایی، ۱۳۸۲ش.
- عنایت، حمید، اندیشههای سیاسی در اسلام معاصر، ترجمه بهاءالدین خرمشاهی، تهران، شرکت سهامی انتشارات خوارزمی، ۱۳۸۴ش.
- کرباسچی، غلامرضا، هفت هزار روز تاریخ ایران و انقلاب اسلامی، بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی ایران، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۱ش.
- مؤسسه تنظیم، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، سیر مبارزات امامخمینی در آینه اسناد به روایت ساواک، تهران، چاپ اول، ۱۳۸۶ش.
- نقوی، علی محمد، جامعه شناسی غربگرایی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۱ش.
- «آتاترک کی بود؟»، سایت در آلانیا.
- «آتاتورک کی بود و برای ترکیه چه کرد؟».
نویسنده: محمد رجاپی نژاد