تکلیفگرایی
تکلیفگرایی به معنای انجام وظایف و تکالیفی که شرع و اخلاق بر دوش انسان گذاشته است، از آموزههای بسیار مهم دینی و اخلاقی به شمار میرود. امامخمینی بر آن بود که محور اساسی همه اغراض و اعمال، باید ادای تکلیف و انجام وظیفه الهی باشد. بر اساس منظومه فکری امامخمینی تکلیف، امری همگانی بوده که شامل تمام افراد و اقشار جامعه میشود. تکلیفمداری امامخمینی در بسیاری از عملکردهای تاریخی ایشان در پیش و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نمود و بروز داشت. گفته شده تکلیفگرایی در اندیشه و سیره امام بهمعنای تعصب و سختگیری بیجا در اجرای احکام، بدون توجه به مقتضیات زمان و مکان نیست.
تعریف و جایگاه
تکلیفگرایی یعنی اینکه هر فرد یا جمعی خود را مکلف به انجام تکالیف و وظایفش بداند. تکلیفگرایی مبتنی بر معرفت و آگاهی دینی است؛ زیرا بسیاری از کسانی که خود را تکلیفگرا میدانند، خود قادر به شناخت تکلیف خودشان هم نبودهاند.[۱] از مهمترین اموری که انسان مؤمن بایسته است آن را مدنظر قرار دهد و سپس به انجام تکلیف مبادرت ورزد، تشخیص وظیفه قبل از عمل به تکلیف است؛ یعنی معرفت فرد به حکم خداوند در موقعیتهای گوناگون؛ اینکه موحّد بداند خدا از او چه خواسته و چه حکم و دستوری در موضوع خاص مورد بحث داده است تا بتواند امتثال امر کند.[۲]
آموزه تکلیفگرایی یکی از اصول اساسی در جهتبخشی به رفتار و حیات انسانی و عمل براساس تکلیف و وظیفه شرعی است. این آموزه، راهبردی بسیار ظریف و راهگشا برای انسان دیندار است که برای عمل و رفتار خود حجت معتبر و شیوه مطمئنی را مییابد. فرد دیندار بهواسطه انجام تکالیف و وظایفی که خداوند برای او مشخص کرده، به سعادت میرسد.[۳]
یکی از شقوق مهم در بحث تکلیفگرایی، فرعی بهنام نتیجهگرایی است. اگرچه تکلیفگرایی و نتیجهگرایی به ظاهر دارای مفاهیم متضادی هستند ولی در برخی موارد و مباحث، شناخت تکلیف بدون درک و پیشبینی نتیجه، امکانپذیر نیست و شناخت موضع و موقعیتِ بحث نتیجه در شناخت تکلیف، از نکات بسیار کلیدی است؛ بنابراین این دو موضوع هیچگاه نباید با هم اشتباه شوند؛ بدین معنی که تکلیفگرایی ملازم با نفی تمام نتایج مورد نظر نخواهد بود و به دنبال کسب نتیجهای خاص بودن نباید مانعی برای انجام تکالیف باشد؛ بلکه باید با در نظرگرفتن نسبت خاص این دو باهم با ملاکهایی که در معارف دینی آمده به هر دو دست یافت.[۴]
تکلیفگرایی در اندیشه امامخمینی
در مجموعه صحیفه امام، واژه «تکلیف» در ۵۶ پیام و در هر پیام بارها و بعضاً بیش از ده بار تکرار شده است. مفهوم تکلیفگرایی از دوره مربوط به انتخابات انجمنهای ایالتی و ولایتی تا وصیتنامه سیاسی الهی ایشان در مناسبتهای مختلف سیاسی و اجتماعی در بیانات و نامهها استفاده شده است. امامخمینی، تکالیف الهی را از الطاف خداوند دانسته و میفرمود ما تا در این حیات دنیوی هستیم نباید از تکالیف که نوعی الطاف الهی است، غفلت کنیم. از دیدگاه امامخمینی، تکلیف نسبت به مسلمین جهان، مبارزه با تفکر سکولاریسم، مبارزه با تحجر و مبارزه با افکار انحرافی از مهمترین مصادیق تکلیفگرایی به شمار میرود.[۵]
امامخمینی که فلسفه عملِ او را ادای مسئولیت و وظیفه دینی تشکیل میداد، در انجام مسئولیت از بسیاری از حسابگریهای سیاستمداران در راه مبارزه صرف نظر میکرد و به نتایج ظاهری و دنیوی کار کمتر میاندیشید،[۶] به گونهای که خود را مأمور به تکلیف میدانست نه مأمور به نتیجه.[۷] هرچند تکلیفگرایی به معنای بیاعتنایی به تدارک تمهیدات برای دستیابی به نتیجه نیست.[۸] امامخمینی بر آن بود که محور اساسی همه اغراض و اعمال، باید ادای تکلیف و انجام وظیفه الهی باشد،[۹] بر همین اساس، یکی از مهمترین اصول در سیره ایشان، عمل به تکلیف بود. ایشان در حوادث گوناگون از آن بهره میگرفت و از آغاز نهضت تا پایان زندگانی به آن پایبند بود؛[۱۰] برای نمونه، وقتی شمار بالای اعلامیهها و سخنرانیهای ایشان در اوایل مرجعیت مورد اشکال یکی از علمای تهران قرار گرفت و آن را زیبنده مرجعیت نشمرد، در پاسخ یادآور شد نمیخواهد مرجع باشد، بلکه میخواهد به وظیفه خود عمل کند.[۱۱]
در دیدگاه امامخمینی همه اقشار جامعه با توجه به استعدادها و سرمایههایی که در اختیار دارند مکلف و موظف هستند و اینگونه نیست که یک طبقه یا قشر اجتماعی از تکلیف مستثنی باشد.[۱۲] افراد در جامعه باید موقعیت و جایگاه خود را شناخته و متناسب با آنها، تکلیفی که بر دوش دارند را انجام دهند. طبقات اجتماعی در واقع با انجام تکالیف خود، حقوق دیگران را رعایت مینمایند.[۱۳]
تکلیفگرایی و مقتضیات زمان و مکان
تکلیفگرایی در اندیشه و سیره امامخمینی بهمعنای تعصب و سختگیری بیجا در اجرای احکام، بدون توجه به مقتضیات زمان و مکان نیست. با توجه به اینکه در اندیشه سیاسی امام به اصول فقهی دیگر از قبیل ممنوعیت عسر و حرج بر مردم، مسئله اضطرار، احکام ثانویه، توجه به عرف، زمان، مکان و مصلحت عمومی توجه شده است، تکلیفگرایی در اندیشه ایشان با این اصول تلطیف شده است.[۱۴] در اندیشه سیاسی امام حق و تکلیف هر دو در یک سمت قرار دارند؛ هم حق برای فرد است و هم تکلیف بر او است. بازگشت تکالیف به حقوق است و تکالیف راه تحقّق و ایجاد و احیای حق است. در واقع تأکید امام بر تکلیف بهمعنای بیتوجهی به حق نیست، بلکه دایره حدود حق بسیار گسترده است.[۱۵]
تکلیفمداری در سیره سیاسی امامخمینی
با رجوع به سیره امامخمینی درمییابیم که تکلیفگرایی و اصالت به تکلیف، یکی از مبانی نظری ایشان برای شکست واقعیتهای متصلّب در سیاست داخلی و خارجی است. عمل به تکلیف الهی، راز موفقیت امام در تمام صحنههای عبادی، سیاسی و اجتماعی بود. او کسی بود که از عهده مسئولیت اجتماعی خویش سربلند بیرون آمد و در بهجایآوردن تکالیف الهی لحظهای درنگ نکرد.[۱۶] از نگاه امامخمینی اگر به تکلیف شرعی و مسئولیت الهی عمل شود، شکست وجود ندارد و انسان در این مسیر حتی اگر کشته شود، باز پیروز و نزد خداوند آبرومند است.[۱۷]
تکلیفمداری امامخمینی در بسیاری از عملکردهای تاریخی ایشان در پیش و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نمود و بروز داشت. ایشان در جهت عمل به تکلیف شرعی و حفظ اسلام، به محمدرضا پهلوی در سال ۱۳۴۱ تلگرام فرستاد[۱۸] و در سال ۱۳۴۳ در حالیکه بهتازگی از زندان رژیم پهلوی آزاد شده بود، در برابر تصویب لایحه «کاپیتولاسیون» موضعگیری شدیدی کرد و در پی آن، روانه تبعید شد.[۱۹] ایشان در دوران تبعید نیز تکلیف شرعی را ملاک عمل خود قرار داد؛ چنانکه از هشدار و اخطارهای دولت عراق و تنگناهایی که برای ایشان به وجود میآورد، نهراسید.[۲۰]
امامخمینی بر سر اسلام و دین حاضر به معامله نبود و در همه امور بر مبنای وظیفه عمل میکرد.[۲۱] ایشان بهصراحت اعلام کرد «اگر خمینی یکه و تنها هم بماند، به راه خود که مبارزه با کفر و ظلم و شرک و بتپرستی است، ادامه میدهد».[۲۲] مبارزه با رژیم طاغوتی محمدرضا پهلوی و تشکیل نظام اسلامی و بسیاری از کارهای دیگر ایشان، در همین راستا تحلیل میشود. تأکید بر ادامه دفاع در جنگ تحمیلی و پایان آن و پذیرش قطعنامه ۵۹۸ در سال ۱۳۶۷ و عزل قائممقام رهبری نیز بر همین اساس بود؛ همانگونه که صدور حکم اعدام سلمان رشدی[۲۳] و نگارش نامه به رهبر شوروی و دعوت وی به توحید و خداپرستی[۲۴] بر مبنای تکلیفگرایی بود.[۲۵]
پانویس
- ↑ مجیدی، «تکلیفگرایی از دیدگاه امامخمینی(ره)»، روزنامه کیهان.
- ↑ مجیدی، «تکلیفگرایی از دیدگاه امامخمینی(ره)»، روزنامه کیهان.
- ↑ هزاوهای؛ سلطانی بیرامی، «بررسی جایگاه اصل تکلیفءگرایی در اندیشه سیاسی امامخمینی»، ص۸۱ و ص۸۲.
- ↑ مجیدی، «تکلیفگرایی از دیدگاه امامخمینی(ره)»، روزنامه کیهان.
- ↑ مجیدی، «تکلیفگرایی از دیدگاه امامخمینی(ره)»، روزنامه کیهان.
- ↑ باقی، بررسی انقلاب ایران، ص۴۲۵.
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ج۲، ص۱۶۷ و ج۲۱، ص۲۸۴ و ص۵۹۲.
- ↑ مجیدی، «تکلیفگرایی از دیدگاه امامخمینی(ره)»، روزنامه کیهان.
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ج۱۵، ص۶۹ و ص۷۰.
- ↑ رودسری، پرتوی از خورشید، ص۷۳، ص۷۹، ص۳۷۸ و ص۳۹۰.
- ↑ تهرانی، خاطره، ج۵، ص۴۳.
- ↑ نادری؛ حاجی حسن، «ابعاد نظری و عملی تکلیفگرایی در اندیشه سیاسی امامخمینی»، ص۱۰۳.
- ↑ نادری؛ حاجی حسن، «ابعاد نظری و عملی تکلیفگرایی در اندیشه سیاسی امامخمینی»، ص۱۰۵.
- ↑ هزاوهای؛ سلطانی بیرامی، «بررسی جایگاه اصل تکلیفگرایی در اندیشه سیاسی امامخمینی»، ص۸۵.
- ↑ هزاوهای؛ سلطانی بیرامی، «بررسی جایگاه اصل تکلیفگرایی در اندیشه سیاسی امامخمینی»، ص۹۲.
- ↑ مجیدی، «تکلیفگرایی از دیدگاه امامخمینی(ره)»، روزنامه کیهان.
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ج۹، ص۴۱۰.
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ج۱، ص۷۸ و ص۸۸.
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ج۱، ص۴۰۹.
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ج۳، ص۵۱۶ و ص۵۱۷؛ ج۶، ص۲۲۶ و ص۲۲۷.
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ج۹، ص۴۸۱.
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ج۲۰، ص۳۱۸.
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ج۲۱، ص۲۶۳.
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ج۲۱، ص۲۲۰.
- ↑ نادری؛ حاجی حسن، «ابعاد نظری و عملی تکلیفگرایی در اندیشه سیاسی امامخمینی»، ص۹۵.
منابع
- امامخمینی، سیدروحالله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، چاپ پنجم، ۱۳۸۹ش.
- باقی، عمادالدین، بررسی انقلاب ایران، تهران، سرایی، چاپ دوم، ۱۳۸۲ش.
- تهرانی، مرتضی، خاطره، چاپشده در سرگذشتهای ویژه.
- رودسری، پرتوی از خورشید، حسین، پرتوی از خورشید، تهران، مؤسسه تنظیم و نشرآثار امامخمینی، چاپ اول، ۱۳۷۸ش.
- مجیدی، هادی، «تکلیفگرایی از دیدگاه امامخمینی(ره)»، روزنامه کیهان، انتشار: ۲۲ خرداد ۱۳۹۶ش.
- نادری، مهدی؛ حاجی حسن، ملیحه، «ابعاد نظری و عملی تکلیفگرایی در اندیشه سیاسی امامخمینی»، رهیافت انقلاب اسلامی، شماره ۳۷، زمستان ۱۳۹۵ش.
- هزاوهای، سید مرتضی؛ سلطانی بیرامی، سکینه، «بررسی جایگاه اصل تکلیف گرایی در اندیشه سیاسی امامخمینی»، مطالعات انقلاب اسلامی، شماره ۴۲، پاییز ۱۳۹۴ش.