حکمت
حکمت، به معنای کشف و فهم حقایق هستی و معرفت اشیا است که برترین سعادت و حسنات میباشد، امامخمینی در آثار خویش به بحث از حکمت، حقیقت، حکمت غایتمندی افعال و ثمرات آن پرداخته است.
اهمیت و جایگاه
حکمت در اصطلاح دینی و فلسفی به معنای کشف و فهم حقایق هستی و معرفت اشیاء است که برترین سعادت و حسنات میباشد.[۱] یکی از مباحث مهم در نگاه اهل تفسیر، فلاسفه و عرفا، بحث از حکمت، غایتمندی افعال حقتعالی و ثمرات آن میباشد.[۲] امامخمینی نیز در آثار خویش به بحث از حکمت، حقیقت، غایتمندی افعال و ثمرات آن پرداخته است.[۳]
تقریر و بیان حکمت
حکمت در نگاه اهل معرفت همان کشف و فهم حقایق هستی است که برترین سعادت و حسنات میباشد. حکمت حقیقی همان است که در آیات الهی و روایات، دایرمدار معرفت مبدأ، صراط و معاد میباشد؛ ازاینرو، این حکمت به هر کسی داده شود، خیر کثیر به او ارزانی شده است.[۴]
امامخمینی نیز با استناد به آیه «یُوتی الحکمة من یشاء ومَن یُوت الحکمة فقد اوتی خراً کثیراً»؛[۵] معتقد است حکمت همان معارف نورانی در قلب میباشد که کاشف از ربط و نسبت حق با خلق بوده و حقایق را با قلب فهمیدن است، نه اینکه یک سری مفاهیم و اصطلاحات جمع شده باشد؛ زیرا در این صورت چنین قلبی از حکمت بیخبر و مهجور و از مراحل خیرات دور است، بلکه حکمت تشبه به اله و خود را در زمره انبیاء و مرسلین قلمداد کردن است. امامخمینی با استناد به کلام میرداماد معتقد است حکیم کسی است که هروقت اراده کند خلع بدن کرده و از بدن رها و مجرد شود. ایشان در موارد در بیان حقیقت حکمت معتقد است، بر انسان لازم است که اصول اخلاق را در حد متوسط تحصیل کند و قوه علم را طوری تربیت کند که نفس مشتاق علوم الهی شود و هنگامی که قوه علم معتدل و ملکه شد، این همان حکمت است.[۶]
حکمت و غایتمندی افعال
یکی از مسائل مهم کلامی و فلسفی در خصوص افعال الهی، آن است که آیا برای کارهای خداوند سبحان حکمت و غایتی قابل تصور است یا خیر؟ متکلمان اشعری معتقدند برای افعال الهی هیچ گونه حکمت و قصد و غرضی قابل تصور نیست. این قول مورد نقد قرار گرفته و لازمه آن این است که خداوند در فعل خود بیهوده کار باشد و حکمتی در کارهای او نباشد.[۷]
امامخمینی معتقد است که افعال الهی دارای حکمت و غایت خاصی میباشند؛ البته افعال الهی معلل به اغراض از خارج ذات نیستند؛ زیرا اگر افعال معلل به اغراض خارج از ذات باشد، در این صورت دوگانگی میان ذات و غرض و تأثیرپذیری ذات الهی از خارج لازم میآید، در این صورت، ذات الهی مرکب از فعلیت و قوه میباشد که لازمه آن امکان و نیازمندی است. بلکه حکمت و غایت در ذات و فعل الهی به این معناست که حبّ به ذات مستلزم حبّ به ظهور و تجلی خدا در قالب آثار است.[۸]
پانویس
- ↑ حلی، کشف المراد، ص۳۰۱؛ نجمالدین کبری، التأویلات التجمیه، ج۱، ص۳۵۹-۳۶۰.
- ↑ ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، ج۱، ص۲۲؛ اسرار الآیات، ص۱۴۰؛ قریشی، قاموس قرآن، ج۲، ص۱۶۳؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۱، ص۲۱۵؛ نجمالدین کبری، التأویلات التجمیه، ج۱، ص۳۵۹-۳۶۰.
- ↑ امامخمینی، شرح چهل حدیث، ص۹۱-۹۲؛ تقریرات فلسفه، ج۳، ص۳۶۳؛ الطلب والاراده، ص۲۵-۲۶.
- ↑ نجم الدین کبری، التأویلات النجمیه، ج۱، ص۳۵۹-۳۶۰؛ ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، ج۱، ص۲۲؛ اسرار الایات، ص۱۴.
- ↑ (بقره: ۲۶۹)
- ↑ امامخمینی، شرح چهل حدیث، ص۹۱-۹۲؛ تقریرات فلسفه، ج۳، ص۳۶۲-۳۶۳، ۳۵۸.
- ↑ جرجانی، شرح المواقف، ج۸، ص۲۰۲؛ تفتازانی، شرح المقاصد، ج۴ ص۳۰۱؛ حلی، نهج الحق، ص۸۹-۹۰.
- ↑ امامخمینی، الطلب والاراده، ص۲۵-۲۶.
منابع
- امامخمینی، سیدروحالله، الطلب والاراده، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۴۲۱ق.
- امامخمینی، سیدروحالله، تقریرات فلسفه امامخمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۵ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، شرح چهل حدیث، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۸ش.
- تفتازانی، سعد الدین، شرح المقاصد، قم، الشریف الرضی، ۱۴۱۲ق.
- جرجانی، سیدشریف، شرح المواقف، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۹ق.
- علامه حلّی، حسنبنیوسف، کشف المراد، قم، نشر جامعه مدرسین، ۱۴۲۵ق.
- علامه حلّی، نهج الحق و کشف الصدق، تهران، نشر تاسوعا، ۱۳۷۹ش.
- قرشی، علیاکبر، قاموس قرآن، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۱ش.
- کبری، نجمالدین، التأویلات النجمیه فی التفسیر الإشاری الصوفی، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۳۸۸ش.
- مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، موسسة الوفاء، ۱۴۰۴ق.
- ملاصدرا، محمدبنابراهیم، الحکمة المتعالیه فی الاسفار العقلیة الاربعه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۹۸۱م.
- ملاصدرا، محمدبنابراهیم، اسرار الآیات، تهران، نشر انجمن، حکمت، ۱۳۶۰ش.
نویسنده: باقر صاحبی