خلع و لبس
خلع و لُبس خلع به معنای بیرون شدن از نقص که بالقوه است و لبس به معنای پوشیدن جامه کمال و بالفعل شدن است. که بر اساس آن، هستی دم به دم و لحظه به لحظه در حال نو شدن است. امامخمینی در حوزه هستیشناسی و مسئله تغییر و تحولات موجودات از واژگانی چون خلع و لبس، کون و فساد، لبس بعد لبس بهره برده و با توجه به مبانی حکمت متعالیه و وحدت وجود، به نظریه خلق جدید و تجدد امثال پرداخته است.
اهمیت و جایگاه خلع و لبس
یکی از مسائل مهم در حوزه هستیشناسی که تاثیر قابل توجهی بر شناخت عوالم دارد، مسئله تغییر و تحولات موجودات و خلع و لبس آنهاست. متفکران و اندیشمندان اسلامی در حوزههای مختلف فکری هر یک بر اساس مبانی خود، تحولات اشیاء را به گونهای ویژه توجیه کردهاند. جمهور فلاسفه بر اساس کون و فساد، عرفا بر اساس خلع و لبس و خلق جدید به تحولات عالم پرداختهاند و صدرا نیز در حکمت متعالیه بر اساس لُبس بعد لُبس به بررسی این تحولات پرداخته است.[۱] امامخمینی نیز در حوزه هستیشناسی و مسئله تغییر و تحولات موجودات از واژگان خلع و لبس، کون و فساد، لُبس بعد لُبس بهره برده و با توجه به مبانی حکمت متعالیه و وحدت شخصیه وجود به نظربه خلق جدید و تجدد امثال پرداخته است.[۲]
خلق جدید
یکی از اسامی متداول برای بیان هویت خلع و لُبس و تحولات موجودات، خلق جدید است که حکایت از نو به نو شدن خلقت هستی میکند، این تعبیر اقتباس شده از آیات قرآنی است و عرفا در مقام استدلال نقلی از این آیه «بل هم فی لبس من خلق جدید»[۳] مدد گرفتهاند. در اصطلاح خلق جدید بهتر میتوان خلع و لُبس و هویت دگرگونی لحظه به لحظه هستی را تفسیر کرد.[۴]
امامخمینی نیز خلق جدید را همان خلع و لبس و خلق مدام میداند و در بیان این مطلب براین باور است که خداوند دائماً در حال تجلّی است، گاهی به اسم ظاهر و گاهی به اسم باطن و تمام حقایق دائماً در حال خلع و لبس و ظهور و بطون هستند. یعنی حقتعالی هر روز در شأنی است که از جمال به جلال و از ظهور به بطون تجلی میکند. پس هر چیزی در هر لحظه جدید است، زیرا چیزی که الان تحت اسم ظاهر است، در لحظه دیگر مظهر اسم باطن میباشد و از ظهور به بطون و از بطون به ظهور در حرکت است.[۵] البته اینکه عالم در حال خلع و لبس و فناست به معنای عدم نیست بلکه به معنای رجوع از ملک به ملکوت است؛ ازاینرو در هر آنی تجلّی جدیدی از ملکوت نازل شده به ملک میرسد و از ملک به ملکوت بر میگردد. بر این اساس تمام هستی در حال تحول خلع و لبس و خلق جدید است.[۶]
خلع و لُبس عالم هستی
به باور اهل معرفت جهان هستی دائماً در حال موجود شدن و معدوم شدن است و هر لحظه شیء نسبت به حالت و لحظه قبل، خلع و لبس دارد و هستی دم به دم و لحظه به لحظه نو میشود و تعبیر خلع و لبس به این معناست که آنچه در سابق بود به کلی معدوم و در آنِ لاحق حیات جدید و تازه که مماثل با حیات سابق است، میگیرد. البته بینهایت بودن تجلیات الهی موجب شده که در تجلی حقتعالی هیچ تکراری صورت نگیرد، در نتیجه حقتعالی با هر ظهوری در عالم خلقی را میبرد و خلق جدید در هستی متجدد میکند.[۷]
امامخمینی نیز درباره خلع و لبس عالم هستی، معتقد است این دگرگونی و نو به نو شدن عامل همه سلسله موجودات از اوج حضیض میباشد و همه هستی در حال تبدل، تغییر و ایجاد و اعدام است؛ زیرا حقتعالی به حسب هر اسمی شانی دارد که موجودات هستی را از «لیس» به «ایس» و از «ایس» به «لیس» خارج میکند. یعنی در هر لحظهای خلعی و لبسی است. به باور ایشان این حرکت و تبدلات و خلع و لبس مختص به عالم ماده نیست و نباید بین مشرب عرفانی و فلسفی خلط کرد.[۸]
پانویس
- ↑ بهمنیار، التحصیل، ص۴۲۲، سبزواری، شرح المنظومه، ج۱، ص۵۳۶؛ ابنعربی، الفتوحات المکیه، ج۲، ص۱۹۹؛ قیصری، شرح فصوص الحکم، ص۵۹۶ و ۷۹۵؛ ملاصدرا، رسالة فی الحدوث، ص۵۸؛ العرشیه، ص۲۳۱-۲۳۲؛ بنایی تأثیر عرفان نظری بر حکمت صدرایی، ص۳۲۰؛ حکیمزاده، بررسی و نقد نظریه تجدد امثال، ص۳۲-۳۳.
- ↑ امامخمینی، تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح الانس، ص۳۰۱-۳۰۶؛ شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۴۱؛ تقریرات فلسفه، ج۱، ص۱۸۸، ج۳، ص۱۲۳؛ التعلیقة علی الفوائد الرضویه، ص۱۳۸؛ جواهر الاصول، ج۳؛ ص۱۷۰.
- ↑ ق: ۱۵.
- ↑ ابنعربی، الفتوحات المکیه، ج۳، ص۳۶۲؛ عالمی، حرکت حبی و نقش آن، ص۲۶۰-۲۶۲؛ بنایی، تأثیر عرفان نظری بر نظام حکمت صدرایی، ص۳۱۵.
- ↑ امامخمینی، تقریرات فلسفه، ج۲، ص۳۹۹، ۴۳۹؛ تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح الأنس، ص۳۰۱-۳۰۶، صاحبی، حکمت معنوی، ص۲۵۸-۲۵۹.
- ↑ امامخمینی، تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح الانس، ص۱۷۳؛ صاحبی، حکمت معنوی، ص۲۶۰.
- ↑ ابنعربی، الفتوحات المکیه، ج۳، ص۵۳۹؛ ج۱، ص۲۶۶؛ قونوی، النفحات الالهیه، ص۸۹؛ قیصری، شرح فصوص الحکم، ص۷۹۵.
- ↑ امامخمینی، التعلیقة علی الفوائد الرضویه، ص۱۳۸-۱۳۹؛ تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح الانس، ص۱۷۱-۱۷۲؛ صاحبی، انوار حکمت، ۵۲۷-۵۲۸؛ حکمت معنوی، ص۲۶۱-۲۶۲.
منابع
- ابنعربی، محییالدین، الفتوحات المکیه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بیتا.
- امامخمینی، سیدروحالله، التعلیقه علی الفوائد الرضویه، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۵ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح الأنس، قم، پاسدار اسلام، ۱۴۱۰ق.
- امامخمینی، سیدروحالله، تقریرات فلسفه امامخمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۵ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، جواهر الأصول، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۶ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، شرح حدیث جنود عقل و جهل، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۷ش.
- بنائی علائی، علی، تأثیر عرفان نظری بر حکمت صدرایی، تهران، فرهنگ و اندیشه، ۱۳۹۶ش.
- بهمنیار، مرزبان التحصیل، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۹۴ش.
- حکیمزاده، عباس، بررسی و نقد نظریه تجدد امثال، فصلنامه آموزهای فلسفه اسلامی، ۱۴۰۳ش.
- سبزواری، ملاهادی، شرح منظومه، تصحیح طالبی، نشر ناب، ۱۴۲۲ق.
- صاحبی، باقر، انوار حکمت، تهران، نشر عروج، ۱۴۰۴ش.
- صاحبی، باقر، حکمت معنوی، تهران، نشر عروج، ۱۴۰۱ش.
- عالمی، عبد الطیف، حرکت حبی و نقش آن در ظهور تعینات در مکتب ابنعربی، قم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی، امامخمینی، ۱۳۹۶ش.
- قونوی، صدرالدین، النفحات الالهیه، تهران، انتشارات مولی، ۱۳۹۳ش.
- قیصری، داوودبنمحمود، شرح فصوص الحکم، تصحیح و تعلیق سیدجلالالّدین آشتیانی، تهران، نشر علمی و فرهنگی، ۱۳۷۵ش.
- ملاصدرا، محمدبنابراهیم، العرشیه، بیروت، مؤسسه التاریخ العربی، ۱۴۲۰ق.
- ملاصدرا، محمدبنابراهیم، الرسالة فی الحدوث، تهران، بنیاد حکمت اسلامی صدرا، ۱۳۷۸ش.
نویسنده: باقر صاحبی