خوارج
خوارج گروهی از مسلمانان بودند که در جنگ صفین، با اینکه از یاران حضرت علی(ع) بودند، بر او شوریدند و او را کافر دانستند و به جنگ با او برخاستند. این عده از مسلمانان به مرور به نشر عقاید خود پرداختند و به یکی از فرقههای اسلامی تبدیل شدند و اعتقادات خاصی پیدا کردند. خوارج در تاریخ فرهنگ اسلامی به عنوان جریانی متحجر شناخته میشود که تندروی در عملکرد سیاسی و اجتماعی، افراط و غلو در باور و اندیشه، و بیرحمی و تعصب از شاخصههای آنان شمرده میشود.
خوارج از مهمترین متحجران تاریخ اسلام در بیانات امامخمینی شمرده میشود. ایشان خوارج را بدترین خلق خدا و جنایتکارترین انساها و آدمهایی فاسد و غدّههای سرطانی توصیف میکند. امامخمینی با یکیدانستن تفکر مقدسمآبان روحانینما با خوارجِ زمان امیرالمؤمنین علی(ع) آنان را ادامهدهندگان تفکر خوارج میدانست و معتقد بود پرونده تفکر این گروه همچنان باز است و تنها شیوه مقدسمآبی و دینفروشی تغییر کرده است.
معرفی
خوارج را از آن نظر خوارج گفتهاند که از فرمان امام علی(ع) بیرون رفتند و علیه او شوریدند.[۱] این عده، گروهی از مسلمانان بودند که در جنگ صفین و قضیه حکمیت، بر امام علی(ع) خروج کردند.[۲] خوارج نخست خود از حضرت علی(ع) خواستند که از جنگ با معاویه دست بکشد و تن به حکمیت دهد؛ اما چون دیدند حکمیت راه به جایی نبرد، طرفین حکمیت را کافر شمردند. از آن هنگام هر روز بر مخالفت خویش علیه امام علی(ع) افزودند تا سرانجام جنگ علنی در پیش گرفتند و در این جنگ شکست سختی خوردند.[۳] بازماندگان این گروه چندی پس از شکست در جنگ نهروان، در تبلیغ و ترویج عقاید خویش کوشیدند و بر پایه آرای خود جریان اجتماعی، سیاسی، نظامی و اعتقادی خاصی را پدید آوردند و در طول زمان به شاخههای متعدد تقسیم شدند.[۴] دانشمندان ملل و نحل تا بیست فرقه برای خوارج برشمردهاند. از مشهورترین فرق خوارج عبارتاند از: ارقه، عجارده، صفریّه، واقفه و اباضیّه. امروزه همه گروههای خوارج از میان رفتهاند مگر اباضیّه که به صورتی محدود همچنان بر جای مانده است.[۵] جریان خوارج در دهههای پس از امام(ع) خاستگاه بسیاری از خیزشهای اعتراضی ضد حکومتهای وقت بود و بخشهایی از قلمرو اسلامی را تصرف کردند.[۶]
جایگاه و ویژگیها
خوارج که محکّمه، حروریّه، شراة و مارقین نیز نامیده میشوند[۷] به عنوان طیفی از فرق اسلامی در تاریخ فرهنگ اسلامی همواره بهعنوان نمودی از تندروی در عملکرد سیاسی و اجتماعی، و نمادی از افراط و غلو در باور و اندیشه مطرح بودهاند.[۸] خوارج از جریانهای متحجر شمرده میشود که به نام دین و قرآن در برابر امام علی(ع) شمشیر کشیدند و آسیبها و زیانهای جبرانناپذیری به مسلمانان و جامعه اسلامی وارد کردند که بزرگترین آن، به شهادت رساندن امام علی(ع) بود.[۹] ظهور خوارج و اندیشههای افراطی آنان تا بدان پایه برای جامعه اسلامی خطرناک بود که حضرت علی(ع) در هفده خطبه و دو نامه دربارهٔ علل پیدایش و انحراف خوارج، نحوه تفکر و خصوصیات روحی و اخلاقی آنان و نتیجه انحرافاتشان سخن گفته است.[۱۰]
جریان خوارج، با وجود برخورداری از صفاتی چون مجاهدت، فداکاری، زهد، عبادت، ریاضت و بیاعتنایی به دنیا،[۱۱] به تعصب، تنگنظری، خشکمغزی، کوتهبینی و جمود شهرت داشتند.[۱۲] خوارج همه را بیدین و لامذهب میخواندند و اسلام و مسلمانی را در چهاردیواری اندیشههای محدود خود محصور کرده بودند.[۱۳] برخی از خوارج نه تنها مخالفین خود را کافر و مستحق مرگ میدانستند، بلکه قتل کودکان و زنان آنها را نیز مباح میشمردند.[۱۴]
انعطافپذیری خیلی کم خوارج در مواضع اعتقادی و نیز پراکندگی و بعد مسافت محلهایی که در آن جا قیام میکردند و مهمتر از همه نفوذ گسترده موالی (غیرعربان) به داخل تشکیلات خوارج که موجب شد خواستههای جدیدی را مطرح کنند از عوامل تفرق در میان این گروه محسوب میشد.[۱۵] خوارج نزدیک به سی سال پس از ظهورشان در تاریخ، در طی حکومت حضرت علی(ع) و معاویه و یزید، به صورتی تقریباً یکپارچه باقی ماندند؛ اما دوران پس از مرگ یزید شرایط خاصی پیش آمد که موجب شد در پیکره خوارج بیشترین انشقاق به وجود آید و به چند فرقه اصلی منشعب گردند. این فرقهها هر یک در ناحیهای به جهاد پرداختند و حاکمیتهای خود مختار تشکیل دادند، از جمله «ازارقه» در جنوب ایران، «صفریه» در شمال عراق، «نجدیه» در یمامه و عمان، و «اباضیه» در یمن فعالیت نمودند.[۱۶] بسیاری از مورخان، حرکت خوارج را، حرکتی دینی ـ اعتقادی معرفی کردهاند، اما عدهای گفتهاند آبشخور این حرکت، احساسات ناسیونالیستی و دشمنی با قریش بوده است.[۱۷]
آراء و عقاید
خوارج همواره از فرقههای کلامی و سیاسی مهم در جهان اسلام بودهاند، اما به دلیل تقسیم به فرقههایی با آرای منحصر به فرد، عقاید آنان مجموعهای واحد و پیوسته نیست؛ با این حال، میتوان به پارهای از آرا و عقاید مشترک میان همه یا اکثر فرقههای خوارج اشاره کرد:[۱۸]
- نخستین اندیشهای که خوارج بر آن اتفاق نظر داشتهاند، تکفیر مرتکب گناه کبیره است.[۱۹] این عقیده باعث شد که آنان تعریف حداکثری از ایمان مطرح کنند و علاوه بر معرفت قلبی و اقرار زبانی، عمل به جوارح را نیز در تعریف آن بگنجانند.[۲۰] خوارج معتقد بودند ارتکاب هر گناه کبیره، سبب خروج از دین اسلام میشود و هر کس مرتکب گناه کبیرهای شود مرتد و محکوم به اعدام است.[۲۱]
- آرای خوارج دربارهٔ امامت، برگرفته از نظر آنان دربارهٔ مرتکب کبیره بود. بر اساس این آرا، کسی که مرتکب کبیره و در نتیجه کافر شده باشد، نباید امامت جامعه مسلمانان را برعهده بگیرد و اگر بر مسند امامت باشد، بر مؤمنان واجب است که بر او خروج کنند.[۲۲] خوارج مسئله وجود رهبری را از بُعد شرعی نمینگریستند و معتقد بودند هر شخصی را که آنها با رای خود نصب کنند و او با مردم به طریق عدل رفتار کند و از ظلم و جور بپرهیزد، آن شخص امام است.[۲۳] اصولاً امام یا رهبر در نزد خوارج از جایگاه مقدس و ویژهای برخوردار نبود.[۲۴]
- اغلب خوارج به تقیه معتقد نبودند و در هر زمان و شرایطی، امر به معروف و نهی از منکر را بر خود فرض میدانستند و هیچ پیش شرطی را برای انجام آن نمیپدیرفتند. خوارج همگی معتقد بودند که اگر دفع منکر جز با شمشیر ممکن نباشد، قیام با شمشیر واجب است.[۲۵]
برخی دیگر از مهمترین عقاید خوارج عبارتاند از: ۱. شرط نیست که جانشین پیامبر(ص) عرب و از قریش باشد. ۲. شرط خلافت، پرهیزگاری و دلاوری و دادگری است. ۳. برخی از فرقههای خوارج خلافت زنان را نیز روا میداشتند. ۴. علی(ع) با قبول حکمیّت گناه کرده است و باید توبه کند. ۵. خلافت، موروثی نیست. ۶. امام با رأی مردم برگزیده میشود.[۲۶]
خوارج در بیان و اندیشه امامخمینی
در بیانات و مکتوبات امامخمینی خوارج از مهمترین متحجران تاریخ اسلام شمرده میشوند. از نظر امام ویژگی تحجر عبارت است از: برداشتهای ناقص و سطحی از دین، گرایشهای توأم با جهل و جمود و ظاهرگرایی و مقدسمآبی، توجه به ظاهر دیانت و اصالتدادن به آن و غفلت از باطن و اهداف آن، عدم درک مصالح دینی و اجتماعی و عدم دخالت نقش زمان و مکان در اجتهاد.[۲۷]
امامخمینی با یکیدانستن تفکر مقدسمآبان روحانینما با خوارجِ زمان امیرالمؤمنین علی(ع) آنان را ادامهدهندگان تفکر خوارج میدانست و معتقد بود پرونده تفکر این گروه همچنان باز است و تنها شیوه مقدسمآبی و دینفروشی تغییر کرده است.[۲۸] ایشان خطر تحجرگرایان حوزوی را مهم ارزیابی میکرد و آنان را مروج اسلام آمریکایی و دشمن پیامبر اسلام (ص) معرفی و حوزویان را به هوشیاری در برابر آنان دعوت کرده است[۲۹]
خوارج در بیان امامخمینی از منفورترین گروهها شناخته میشوند که ضررهای جبرانناپذیری به اسلام وارد کردهاند. ایشان، خوارج را بدترین خلق خدا و جنایتکارترین انساها و آدمهایی فاسد و غدّههای سرطانی توصیف میکند.[۳۰] امام، خوارج را مقدسمآبایی معرفی میکند که پیشانیشان پینه بسته بود و از انصار و اصحاب و مخلصین حضرت علی(ع) بودند؛[۳۱] اما خدا را نمیشناختند و همینها در مقابل امام علی(ع) قیام کردند. امامخمینی روزی که حضرت علی در جنگ نهروان آنان را کشت به یوم الله توصیف میکند.[۳۲] امام در بیانات خود با ذکر اینکه حضرت علی بدست خوارج کشته شد، آنان را بدتر از کفار معرفی میکند.[۳۳]
پانویس
- ↑ خطیبی کوشکک، و همکاران، فرهنگ شیعه، ص۲۳۹.
- ↑ عودی، و دیگران، «خوارج»، ج۱۶، ذیل مدخل.
- ↑ خطیبی کوشکک، و همکاران، فرهنگ شیعه، ص۲۳۹.
- ↑ عودی، و دیگران، «خوارج»، ج۱۶، ذیل مدخل.
- ↑ خطیبی کوشکک، و همکاران، فرهنگ شیعه، ص۲۴۰.
- ↑ پاکتچی، «خوارج»، ج۲۳، ذیل مدخل؛ عودی، و دیگران، «خوارج»، ج۱۶، ذیل مدخل.
- ↑ خطیبی کوشکک، و همکاران، فرهنگ شیعه، ص۲۳۹.
- ↑ پاکتچی، «خوارج»، ج۲۳، ذیل مدخل.
- ↑ شیرخانی، و رجائینژاد، «تحجر و تحجرگرایی در منظومه فکری امامخمینی»، ص۶۳.
- ↑ خطیبی کوشکک، و همکاران، فرهنگ شیعه، ص۲۴۰.
- ↑ مفتخری، «خوارج در ایران»، ص۱۶۱.
- ↑ شیر خانی، و رجائینژاد، «تحجر و تحجرگرایی در منظومه فکری امامخمینی»، ص۶۳.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار، ج۱۶، ص۲۳۵ و ص۲۳۶.
- ↑ مفتخری، «خوارج در ایران»، ص۱۶۲.
- ↑ مفتخری، «خوارج در ایران»، ص۱۶۲.
- ↑ مفتخری، «خوارج در ایران»، ص۱۶۲.
- ↑ بهرامی، «خوارج و نگرش به قرآن»، ص۳۲۰.
- ↑ عودی، و دیگران، «خوارج»، ج۱۶، ذیل مدخل.
- ↑ ابوحاتم رازی، کتاب الزینة فی الکلمات الاسلامیة العربیة، ص۲۸۲؛ ابن حزم، کتاب الفصل فی الملل و الاهواء و النحل، ج۲، ص۱۱۳؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، ج۸، ص۱۱۳.
- ↑ عودی، و دیگران، «خوارج»، ج۱۶، ذیل مدخل.
- ↑ رستاک، و کیانینژاد، «مبانی اولیه عقاید خوارج»، ص۵؛ مکارم شیرازی، پیام امام امیر المومنین(ع)، ج۵، ص۳۲۱.
- ↑ عودی، و دیگران، «خوارج»، ج۱۶، ذیل مدخل.
- ↑ مفتخری، «خوارج در ایران»، ص۱۶۰.
- ↑ مفتخری، «خوارج در ایران»، ص۱۶۱.
- ↑ مفتخری، «خوارج در ایران»، ص۱۶۱.
- ↑ خطیبی کوشکک، و همکاران، فرهنگ شیعه، ص۲۴۰.
- ↑ شیرخانی، و رجائینژاد، «تحجر و تحجرگرایی در منظومه فکری امامخمینی»، ص۶۲.
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ج۲۱، ص۲۸۰.
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ج۲۱، ص۲۷۷ و ص۲۷۸.
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ج۱۶، ص۱۵۷؛ ج۹، ص۴۶۶.
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ج۱، ص۳۰۳؛ ج۹، ص۳۰.
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ج۹، ص۴۶۶.
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ج۹، ص۳۸۵ و ص۳۸۶.
منابع
- ابوحاتم رازی، احمد بن حمدان، کتاب الزینة فی الکلمات الاسلامیة العربیة، قسم ۳، بغداد، چاپ عبداللّه سلوم سامرائی، ۱۹۸۸م.
- ابن حزم، علی بن احمد، کتاب الفصل فی الملل و الاهواء و النحل، مصر ۱۳۱۷ـ۱۳۲۰ق، چاپ افست بیروت، بیتا.
- ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، قاهره، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۳۸۵ـ۱۳۸۷ق.
- امامخمینی، سید روحالله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۹ش.
- بهرامی، محمد، «خوارج و نگرش به قرآن»، پژوهشهای قرآنی، شماره ۹ و ۱۰، ۱۳۷۶ش.
- پاکتچی، احمد، «خوارج»، دائره المعارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، بیتا.
- خطیبی کوشکک، محمد و همکاران، فرهنگ شیعه، قم، زمزم هدایت، ۱۳۸۶ش.
- رستاک، زهرا، کیانینژاد، زهره، «مبانی اولیه عقاید خوارج»، تاریخ ایران اسلامی، شماره۱، پاییز و زمستان ۱۳۹۵ش.
- شیرخانی، علی؛ رجائینژاد، محمد، «تحجر و تحجرگرایی در منظومه فکری امامخمینی»، سیاست متعالیه، شماره۳، زمستان ۱۳۹۲ش.
- عودی، ستار، و دیگران، «خوارج»، دانشنامه جهان اسلام، تهران، بنیاد دائره المعارف اسلامی، ۱۳۹۳ش.
- مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، صدرا، ۱۳۸۹ش.
- مفتخری، حسین، «خوارج در ایران»، تاریخ اسلام، شماره۲، تابستان ۱۳۷۹ش.
- مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیر المومنین (ع)، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۸۶ش.