پرش به محتوا

روزنامه اطلاعات

از ویکی امام خمینی

روزنامه اطلاعات قدیمی‌ترین روزنامه در حال انتشار در ایران است. این روزنامه در سال ۱۳۰۵ش منتشر شد و در دوره پهلوی اول یکی از مهمترین و پرتیراژترین روزنامه‌ها شمرده می‌شد.

در روز ۱۷ دی ۱۳۵۶ش، در روزنامه اطلاعات مقاله‌ای تند و گستاخانه با عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» چاپ شد که حاوی مطالب بسیار زننده و توهین‌آمیز و تهمت‌هایی ناروا نسبت به امام‌خمینی بود. مقاله توهین‌آمیز روزنامه اطلاعات واکنش گسترده‌ای در میان مردم داشت و تظاهرات و اعتراضات مردمی را در پی داشت.

در جریان انقلاب اسلامی روزنامه اطلاعات که همواره با مشی محافظه‌کارانه در پی ارائه قرائت رسمی حکومت پهلوی بوده و هرگونه جریان مخالف و منتقد نظام پهلوی را سانسور می‌کرد، تغییر رویه داد و همراه با دیگر مطبوعات دست به اعتصاب زد و پس از آن خاطره‌انگیزترین تیترهای انقلاب اسلامی یعنی «شاه رفت» و «امام آمد» در صفحه اول این روزنامه نقش بست. امام‌خمینی، در اردیبهشت ۱۳۵۹ش، سیدمحمود دعایی را به سرپرستی مؤسسه اطلاعات منصوب کرد.

معرفی و جایگاه

روزنامه اطلاعات نخستین روزنامهٔ عصر تهران است که شمارهٔ نخست آن در ۱۹ تیر ۱۳۰۵ به صاحب امتیازی عباس مسعودی (۱۲۸۰–۱۳۵۳ ش) منتشر شد.[۱] اطلاعات در سال‌های نخست فعالیت، به‌سبب انتشار مرتب روزانه، مورد توجه اقشار مختلف جامعه بود و تا پیش از شهریور ۱۳۲۰ و تشکیل احزاب مختلف که هرکدام نشریه‌ای برای خود داشتند، مهم‌ترین روزنامهٔ آن سال‌ها به‌شمار می‌رفت.[۲] در بیان اهمیت این روزنامه گفته می‌شود کمتر کسی بود که روزنامه بخواند و اطلاعات خریداری نکند یا مشترک نباشد. این روزنامه از موقعیتی برجسته به عنوان یک منبع خبری پرتیراژ و مهم و تأثیرگذار در عصر رضاشاه برخوردار بود.[۳]

عباس مسعودی، مدیر روزنامه اطلاعات، در خرداد ۱۳۱۴ش، به‌عنوان نمایندهٔ تهران در مجلس شورای ملی انتخاب شد و با ورود رسمی او به صحنهٔ سیاست، اطلاعات از آن پس به‌عنوان روزنامه‌ای نیمه‌رسمی شناخته شد. در حقیقت، آزادی نسبی‌ای که روزنامهٔ اطلاعات در حکومت سختگیر رضاشاه از آن برخوردار بود، این ظن را ایجاد کرد که این روزنامه به دولت وابسته است.[۴] عباس مسعودی به تدریج ارتباطش با دربار را افزایش داد و خیلی زود پله‌های ترقی را طی کرد؛ به گونه‌ای که در اولین و تنها سفر خارجی رضاشاه در خرداد ۱۳۱۳ش، تنها روزنامه‌نگاری بود که شاه پهلوی را در ترکیه همراهی و گزارش کاملی از این سفر را نیز در اطلاعات منتشر کرد.[۵] بر اساس وجود حجم گسترده‌ای از مطالب آمیخته با تعریف و تمجید و تأیید دربارهٔ معرفی سازمان‌ها و اقدامات فرهنگی، سیاسی و اجتماعی دولت پهلوی اول، می‌توان گفت که سیاست‌های فرهنگی دولت رضاشاه به شکل وسیعی در روزنامه اطلاعات منعکس شده‌ است.[۶]

با کناره‌گیری رضاشاه از سلطنت، این روزنامه مهم‌ترین حامی خود را از دست داد. اطلاعات که در زمان پهلوی اول تعامل خوبی با دربار داشت، با رسیدن شاه جوان انتقاداتی را به شیوه اداره کشور توسط محمدرضاشاه و کابینه‌های مستعجل نیمه اول دهه ۱۳۲۰ وارد می‌کرد.[۷] با این حال اطلاعات از ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ش از رژیم پهلوی حمایت می‌کرد، و از این‌رو، با انتقاد شدید روزنامه‌های چپ‌گرا و راست‌گرا روبه‌رو بود.[۸] این روزنامه تنها در یک نوبت، در سال ۱۳۲۱ش به دلیل انتشار مقاله‌ای در انتقاد از دولت احمد قوام، به مدت ۴۳ روز توقیف شد.[۹] پس از کودتا ۱۳۳۲ش نیز اطلاعات همچنان در مسیر حمایت از شاه گام برمی‌داشت؛ اگرچه در این میان انتقاداتی جزئی نیز به سیستم اجرایی و اداری کشور و مسائل مربوط به معیشت مردم وارد می‌کرد.[۱۰] مدیریت اطلاعات پس از مرگ عباس مسعودی، از ۳۰ خرداد ۱۳۵۳ به پسرش، فرهاد مسعودی، واگذار شد.[۱۱]

پس از انقلاب اسلامی

در ۱۵ شهریور ۱۳۵۸، تأسیسات اطلاعات به بنیاد مستضعفان واگذار شد و انتشار روزنامه از آن پس با مدیریت و ساختار دیگری همچنان ادامه دارد.[۱۲] امام‌خمینی در دو روزنامه اطلاعات و کیهان که از اموال عمومی بوده و به همین دلیل در اختیار ایشان بود، نمایندگانی نصب کرد. امام‌خمینی، سیدمحمود دعایی را در اردیبهشت ۱۳۵۹ به سرپرستی مؤسسه اطلاعات منصوب کرد تا با همکاری کارمندان متعهد، روزنامه اطلاعات بتواند آرمان‌های انقلاب اسلامی را برای مردم بیان کند.[۱۳] روزنامه اطلاعات پس از انقلاب، بارها ویژه‌نامه‌هایی در سالگرد و بزرگداشت و ابعاد زندگی و اندیشه امام‌خمینی منتشر ساخت.[۱۴]

سرمقاله اطلاعات درباره امام و روحانیت

پس از این که رژیم شاه تحت فشار افکار عمومی در فروردین ماه سال ۱۳۴۳ش مجبور به آزادی امام‌خمینی شد، سرمقاله اطلاعات در راستای همان فضاسازی تبلیغاتی، سعی داشت تا نشان دهد امام از اقدام انقلابی خود پشیمان شده و اصول انقلاب سفید را پذیرفته‌ است: «و چقدر جای خوشوقتی است که جامعه روحانیت نیز اکنون با همه مردم همگام در اجرای برنامه‌های انقلاب شاه و مردم شده‌ است»[۱۵] اما امام‌خمینی در واکنشی سریع و هوشمندانه در بیست و یکم فروردین ماه، ضمن تکذیب این ادعا از مدیر این روزنامه خواست تا در این خصوص توضیح دهد.[۱۶] امام‌خمینی برای اینکه توطئه این روزنامه را خنثی کند، در تلگرافی به تاریخ ۲۲ فروردین ۱۳۴۳ش به برخی از عالمان مانند محمدتقی آملی، سیدمحمدهادی میلانی، سیدحسین خادمی و... این ادعا را تکذیب کرد.[۱۷] امام‌خمینی در همان سال به سبب همین ماجرا از اطلاعات به عنوان «روزنامه کثیف» یاد کرد.[۱۸]

مقاله توهین‌آمیز روزنامه اطلاعات به امام‌خمینی

در روز ۱۷ دی ۱۳۵۶ش، در روزنامه اطلاعات مقاله‌ای تند و گستاخانه با عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» چاپ شد که حاوی مطالب بسیار زننده و توهین‌آمیز و تهمت‌هایی ناروا نسبت به امام‌خمینی بود.[۱۹] یکی از اتهام‌هایی که در این یادداشت به امام زده شد این بود که ایشان را وابسته به کشورهای استعماری دانسته بود.[۲۰] در مقاله یاد شده به روحانیت، به ویژه امام‌خمینی به گونه‌ای کینه‌توزانه و بیمارگونه حمله شده و روحانیت را استعمارگر و آنها را با کشور استعمارگر شوروی سابق یکی دانسته و با «بلوای شوم» دانستن قیام ۱۵ خرداد سال ۴۲، روحانیون انقلابی و مبارز را با اراذل و اوباش مقایسه کرده و همه را با عناوین «روضه‌خوان و چاقوکش» مورد خطاب قرار می‌دهد.[۲۱] استفاده از سیاست تهمت و افترا نسبت به مخالفان فکری و سیاسی و توسل به دروغ و دشنام برای بیرون راندن حریف از صحنه جزو ذات حکومت‌های استبدادی می‌باشد و محتوای مقاله روزنامه اطلاعات نیز در راستای همین سیاست بود.[۲۲] متن این مقاله در وزارت دربار پهلوی تهیه شد و قبل از انتشار برای تأمین نظر محمدرضا شاه چند بار تغییر کرد و بعد به روزنامه اطلاعات تحمیل شد.[۲۳] برخی نیز گفته‌اند نویسنده این مطلب دستگاه ساواک بوده که از طریق وزارت اطلاعات و جهانگردی، به روزنامه اطلاعات ارسال می‌کند تا چاپ شود.[۲۴]

مقاله توهین‌آمیز روزنامه اطلاعات واکنش گسترده‌ای در میان مردم داشت و تظاهرات و اعتراضات مردمی را در پی داشت.[۲۵] دو روز بعد از انتشار این مقاله، مردم قم به اعتراض برخاستند که با سرکوب رژیم روبرو شدند و تعداد زیادی از مردم کشته شدند. این واقعه به قیام ۱۹ دی مشهور شد. پس از آن نیز مردم دیگر شهرها به اعتراض برخاستند که توسط حکومت پهلوی سرکوب شدند.[۲۶] انتشار مقاله توهین‌آمیز روزنامه اطلاعات، نقش مهمی در شعله‌ورتر شدن خشم مردم و تسریع در وقوع انقلاب اسلامی داشت.[۲۷]

اعتصاب روزنامه‌نگاران روزنامه اطلاعات در جریان انقلاب همراه با دیگر مطبوعات

تلاش مردم ایران در مبارزه علیه رژیم پهلوی پس از هفدهم شهریور ۱۳۵۷ اهالی رسانه را به این فکر انداخت از تاریخ نوزدهم مهر همان سال به مدت سه روز دست به اعتصاب بزنند و خواستار رفع سانسورها برای درج اخبار باشند.[۲۸] این اعتراضات از اعتصاب روزنامه آیندگان آغاز شد و به روزنامه کیهان و روزنامه اطلاعات رسید.[۲۹] اعتصاب چهارده‌روزه مطبوعاتی شامل اطلاعات، کیهان و آیندگان و در نهایت اعتصاب ۶۲ روزه مطبوعات از پانزدهم آبان ۱۳۵۷ در دوران حکومت‌نظامی غلامرضا ازهاری، از دیگر اقدامات اهالی مطبوعات بود.[۳۰] روزنامه اطلاعات هم که پس از واقعه ۱۷شهریور نسبت به شاه رویکرد انتقادی گرفته بود، به این جریان انقلابی پیوست. حضور نویسندگان و خبرنگاران ضدرژیم در بین تحریریه و کارکنان این روزنامه، از دلایل اصلی این تغییر رویکرد بود.[۳۱] امام‌خمینی نیز ضمن تشکر از اعتصاب‌کنندگان از علما خواست از وجوهات شرعی و سهم امام(ع) جهت رفع مشکلات مالی آنان استفاده کنند.[۳۲] سرانجام در ۲۶ دی ۱۳۵۷ محمدرضا پهلوی مصاحبه‌ای یک‌ساعته در فرودگاه با تعدادی از مطبوعات انجام داد و ایران را ترک کرد.[۳۳] خبر خروج او با تیتر بزرگ «شاه رفت» در روزنامه اطلاعات در کشور پخش شد.[۳۴]

انقلاب اسلامی

در آغاز سال ۵۷، سیاست مطبوعاتی رژیم این بود که ریشه اعتراضات به جریانات برون مرزی نسبت داده شود. روزنامه اطلاعات هم از این قاعده مستثنی نبود. از جمله در خبری که در نوزدهم فروردین ۱۳۵۷ش با عنوان «۳۹ نشریه به زبان فارسی علیه ایران منتشر می‌شود» نیروهای انقلابی و ریشه اعتراضات را به خارج از کشور نسبت داد.[۳۵]

در جریان انقلاب اسلامی روزنامه اطلاعات که همواره با مشی محافظه‌کارانه در پی ارائه قرائت رسمی حکومت پهلوی بوده و هرگونه جریان مخالف و منتقد نظام پهلوی را سانسور می‌کرد، تغییر رویه داد و خاطره‌انگیزترین تیترهای انقلاب اسلامی یعنی «شاه رفت» و «امام آمد» در صفحه اول این روزنامه نقش بست.[۳۶]

بیانات امام‌خمینی در جمع کارکنان روزنامه اطلاعات

چهاردهم بهمن ماه سال ۵۷ کارکنان و نویسندگان روزنامه اطلاعات در محل اقامت امام‌خمینی حاضر شدند و با ایشان بیعت کردند. امام‌خمینی در این دیدار بر وظیفه خطیر مطبوعات و اهل قلم تاکید کردند. امام در این دیدار اظهار امیدواری کرد که روزنامهٔ اطلاعات کوشش کند واقعیات را آنطور که هست، بازگو کند؛ و نویسندگان این روزنامه سعی داشته باشند مطالبشان در بطن انقلاب و ملت تفرقه نیندازد.[۳۷] در این دیدار یکی از نویسندگان این روزنامه از امام درباره آزادی مطبوعات در حکومت عدل اسلامی سوال پرسید که امام در جواب فرمود ‏اسلام دین آزادی و آزادگی است و بدیهی است مطبوعات اسلامی نیز مطبوعات آزادی خواهند بود. ‏امام در این دیدار فرمود روزنامه اطلاعات باید سعی کند واقعیات این انقلاب را بازگو کند تا سبب تنویر افکار ملت شود. در پایان، امام‌خمینی درودهای خود را به همۀ نویسندگان آزاده که با مبارزات و تلاشهای خود سهمی‎ ‏در انقلاب ملت ایران دارند، نثار کردند.‏‏[۳۸]

امام‌خمینی در شهریور ۱۳۵۹، در جمع کارکنان مؤسسه اطلاعات از دعایی به عنوان نمونه یک کارگزار سالم و خدمتگزار در جمهوری اسلامی ایران نام برد که جایگزین کارکنان ناسالم رژیم پهلوی شدند؛[۳۹] چنان‌که در مرداد ۱۳۶۲، به سابقه طولانی همراهی دعایی با خود و خدمت‌هایی که در عراق و ایران کرده، اشاره کرده‌ است و خاطرنشان کرد که نباید فراموش شود.[۴۰]

پانویس

  1. جمعی از نویسندگان، «اطلاعات»، ج۴، ذیل مدخل.
  2. جمعی از نویسندگان، «اطلاعات»، ج۴، ذیل مدخل.
  3. کرمی صلاح الدینکلا، محمدزاده، «بررسی عملکرد روزنامه اطلاعات در قبال سیاست متحدالشکل کردن البسه (عصر رضاشاه)»، ص۱۱۴.
  4. جمعی از نویسندگان، «اطلاعات»، ج۴، ذیل مدخل.
  5. «اطلاعات؛ از حامی محافظه‌کار رژیم تا رسانه انقلاب»، پژوهشکده تاریخ معاصر.
  6. خنجری، «روزنامهٔ اطلاعات و ورزش زنان در عصر پهلوی‌اول(۱۳۰۴–۱۳۲۰)»، ص۲۳۹.
  7. «اطلاعات؛ از حامی محافظه‌کار رژیم تا رسانه انقلاب»، پژوهشکده تاریخ معاصر.
  8. جمعی از نویسندگان، «اطلاعات»، ج۴، ذیل مدخل.
  9. «روزنامه اطلاعات»، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی.
  10. «اطلاعات؛ از حامی محافظه‌کار رژیم تا رسانه انقلاب»، پژوهشکده تاریخ معاصر.
  11. جمعی از نویسندگان، «اطلاعات»، ج۴، ذیل مدخل.
  12. جمعی از نویسندگان، «اطلاعات»، ج۴، ذیل مدخل.
  13. امام‌خمینی، صحیفه امام، ج۱۲، ص۲۸۳.
  14. رجائی‌نژاد، ویژه‌نامه‌نگاری دربارهٔ امام‌خمینی، ص۱۱.
  15. مدنی، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ص ۷۰.
  16. «عصبانیت امام‌خمینی از سر مقاله روزنامه اطلاعات»، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی.
  17. امام‌خمینی، صحیفه امام، ج۱، ص۲۷۶ تا ص۲۸۳.
  18. امام‌خمینی، صحیفه امام، ج۱، ص۲۶۸.
  19. «مقاله توهین‌آمیز روزنامه اطلاعات به یک رهبر سیاسی»، ایسنا.
  20. «معمای رشیدی مطلق؛ نویسنده واقعی مقاله جنجالی کیست؟»، مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی.
  21. «توهین و تهمت، ابزاری شیطانی، علیه مخالفان سیاسی!»، پرتال امام‌خمینی.
  22. «توهین و تهمت، ابزاری شیطانی، علیه مخالفان سیاسی!»، پرتال امام‌خمینی.
  23. «مقاله توهین‌آمیز روزنامه اطلاعات به یک رهبر سیاسی»، ایسنا.
  24. «نویسنده مقاله اهانت‌آمیز به امام هنوز عضو شورای سردبیری روزنامه اطلاعات است!»، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
  25. «توهین و تهمت، ابزاری شیطانی، علیه مخالفان سیاسی!»، پرتال امام‌خمینی.
  26. «مقاله توهین‌آمیز روزنامه اطلاعات به یک رهبر سیاسی»، ایسنا.
  27. «توهین و تهمت، ابزاری شیطانی، علیه مخالفان سیاسی!»، پرتال امام‌خمینی.
  28. مدنی، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج۲، ص۳۶۶.
  29. انصاری، نظارت بر مطبوعات در حقوق ایران، ص۱۱۳–۱۱۴.
  30. بهشتی‌پور، مطبوعات ایران در دوره پهلوی، ص۸۱–۸۳.
  31. «اطلاعات؛ از حامی محافظه‌کار رژیم تا رسانه انقلاب»، پژوهشکده تاریخ معاصر.
  32. امام‌خمینی، صحیفه امام، ج۴، ص۴۹۹ و ص۵۰۰.
  33. بهشتی‌پور، مطبوعات ایران در دوره پهلوی، ص۸۷–۸۹.
  34. جمعی از نویسندگان، «اطلاعات»، ج۴، ذیل مدخل.
  35. «اطلاعات؛ از حامی محافظه‌کار رژیم تا رسانه انقلاب»، پژوهشکده تاریخ معاصر.
  36. «اطلاعات؛ از حامی محافظه‌کار رژیم تا رسانه انقلاب»، پژوهشکده تاریخ معاصر.
  37. امام‌خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۳۹.
  38. امام‌خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۳۹.
  39. امام‌خمینی، صحیفه امام، ج۱۳، ص۱۵۹.
  40. امام‌خمینی، صحیفه امام، ج۱۸، ص۶۱.

منابع