سیدعلیاکبر پرورش
| شناسنامه | |
|---|---|
| نام کامل | سیدعلیاکبر پرورش |
| نسب | فرزند سیدحسین رفیعایی؛ از نوادگان میرزارفیعا |
| زادروز | تیر ۱۳۲۱ |
| شهر تولد | اصفهان |
| کشور تولد | ایران |
| تاریخ درگذشت | ۶ دی ۱۳۹۲ |
| شهر درگذشت | اصفهان |
| کشور درگذشت | ایران |
| فرزندان | ۶ فرزند |
| خویشاوند سرشناس | میرزارفیعا (از نیاکان) |
| دین | اسلام |
| مذهب | شیعه دوازدهامامی |
| پیشه | آموزگار، نویسنده، سیاستمدار، فعال فرهنگی و مذهبی |
| اطلاعات سیاسی | |
| پستها | وزیر آموزش و پرورش؛ نماینده مجلس خبرگان قانون اساسی؛ نماینده مجلس شورای اسلامی؛ عضو شورای عالی دفاع؛ قائممقام دبیرکل حزب مؤتلفه اسلامی |
| اطلاعات علمی و مذهبی | |
| اساتید | سیدمحمد بهشتی، سیدحسین خادمی |
| تالیفات | پیشگامان کهف؛ پیامبر در مکه؛ علی در مدینه؛ قرآن و خطوط انفاق؛ پدیده جاهلیت از دیدگاه قرآن؛ نظام خانواده در اسلام |
سیدعلیاکبر پرورش (۱۳۲۱/۱۳۹۲ش) اندیشمند، مبارز، علاقهمند به شعر و ادب. از نوجوانی تحتتأثیر روحانیون دینی، بهویژه سیدمحمد بهشتی، فعالیت در محافل مذهبی را آغاز کرد. در دوران دانشجویی، همزمان با تدریس در مدارس اصفهان، با سخنرانیها و تشکیل انجمنهای فرهنگی- سیاسی، پایههای مبارزات مردم این دیار را علیه حکومت پهلوی بنیاد نهاد. پیوند او با امامخمینی نیز پیش از سال ۱۳۴۰ و بهواسطه همین تشکیلات شکل گرفت.
با آغاز مبارزات امامخمینی، پرورش در جمع هواداران ایشان قرار گرفت و به ترویج دیدگاه و بیانیههای ایشان پرداخت. سال ۱۳۵۷، با اوجگیری انقلاب، به سازماندهی جلسات، راهپیماییها و تظاهرات انقلابی دست زد. پس از پیروزی انقلاب، برای استواری نظام نوپا بسیار کوشید. نماینده مردم اصفهان در مجلس خبرگان قانون اساسی و چندین دوره مجلس شورای اسلامی شد و همچنین در کابینههای متعدد، وزیر آموزش و پرورش بود.
سال ۱۳۸۱، به زادگاهش، اصفهان بازگشت و پس از چندی، بیشتر سکوت پیشه کرد و سرانجام دیماه ۱۳۹۲ بر اثر بیماری درگذشت.
زندگینامه
سیدعلیاکبر پرورش تیرماه ۱۳۲۱ش. در محلۀ چهارسوق اصفهان زاده شد. پدرش سیدحسین رفیعایی، از نوادگان میرزارفیعا، یکی از استادان علامه مجلسی بود که سال ۱۳۲۶ش. درگذشت و علیاکبر ششساله با سرپرستی مادر و در کنار داییهایش که اهل هنر نقرهسازی بودند، رشد یافت.[۱] به خواست مادرش، نامخانوادگی سیدعلیاکبر پس از مرگ پدرش، از رفیعایی به پرورش تغییر یافت.[۲]
سیدعلیاکبر دوره ابتدایی را در دبستان مفید و متوسطه را در دبیرستانهای صائب، عِلِّیه و کازرونی گذراند. سپس در رشته ادبیات فارسی در دانشگاه اصفهان به دانشاندوزی پرداخت. اوایل ۱۳۴۴ش فارغالتحصیل شد. دورۀ کارشناسی ارشدِ دبیری را در ۱۳۴۴ و ۱۳۴۵ش در دانشسرای عالی تهران گذراند. خدمت نظام وظیفه عمومی را هم در ژاندارمری فارس انجام داد. تااینکه با بازگشت به اصفهان، در سال ۱۳۴۷ ازدواج کرد که ثمره این ازدواج شش فرزند بود.[۳] پرورش همزمان با دانشاندوزی، در مدرسههای اصفهان آموزگاری هم میکرد. همچنین به مطالعۀ کتابهای دینی، بهویژه قرآن و نهجالبلاغه پرداخت. برای همین بیشتر سخنرانیها و کلاسهای علیاکبر به بحثهای قرآنی، نهجالبلاغه، تاریخ اسلام و مسائل سیاسی ـ اجتماعی اختصاص مییافت. بیشتر جوانهای باسواد نیز به این کلاسها میآمدند.[۴]
سیدعلیاکبر سرانجام در آموزش و پرورش استخدام و در شهرضا مشغول به کار شد. او با تأثیر از روحانیونی چون سیدمحمد بهشتی، به فعالیتهای فرهنگی و دینی نیز پرداخت. برای همین کمکم ساواک به او مشکوک شد.[۵] آشنائیاش با عالمانی چون بهشتی، سیدمصطفی بهشتینژاد، سیدحسین خادمی و دیگران پرورش را به فعالیتهای فرهنگی و سیاسی سوق داد.[۶] پرورش افزون بر کارآیی در آموزگاری، فعالیت فرهنگی و دینی، پویایی در سیاست و مبارزه، در نگارش هم قلم شیوایی داشت. در کنار جلسات، کلاسها و سخنرانیها، با توجه به نیازهای جوانان دست به نگارش کتاب و مقاله نیز میزد. نخستین مقالههای پرورش در مجله مکتب اسلام چاپ شد. نخستین کتاب او نیز تفسیر سوره کهف بود که با عنوان «پیشگامان کهف» در اوایل دهۀ پنجاه منتشر شد. کتابهای تاریخی «پیامبر در مکه» و « علی در مدینه» را بعدها نوشت و منتشر کرد. کتابهای «قرآن و خطوط انفاق»، «پدیده جاهلیت از دیدگاه قرآن » و «نظام خانواده در اسلام» از دیگر آثار منتشر شدۀ پرورش است.[۷]
با پیروزی انقلاب، علیاکبر پرورش در استواری نظام تازه تأسیس بسیار کوشید و در این راه تهران را برای زندگی برگزید. تااینکه پس از نزدیک به ۲۰ سال دوری از زادگاهش، سال ۱۳۸۱ به اصفهان بازگشت. پس از این بیشتر به سکوت و آرامش گذشت. تابستان ۱۳۸۹ دچار بیماری شد. سرانجام روز جمعه ششم دیماه ۱۳۹۲ در سن ۷۱ درگذشت.[۸]
کنشگری سیاسی و مبارزه
شکلگیری و فعالیت انجمنها و تشکیلات منسجم فرهنگی و سیاسی از زمینهسازان مبارزات مردم اصفهان علیه حکومت پهلوی بود. ازجمله این انجمنها میتوان به کانون اسلامی مدرسه احمدیه، کانون تبلیغات جهان اسلام، جامعه معلمان و... اشاره کرد. علیاکبر پرورش و کانون اسلامی مدرسه احمدیه از فعالین این انجمنها بودند. یکی از برنامههای اصلی این انجمنها و تشکیلات، ارتباط تبلیغاتی با سایر شهرها مانند تهران و قم بود. در واقع آشنایی اعضای انجمن با امامخمینی پیش از ۱۳۴۰ با سخنرانیهای بود که در همین انجمنها و جلسات گذاشته میشد.[۹] پخش اعلامیههای مراجع و امامخمینی در آغاز نهضت نیز با فعالین همین انجمنها و کانونها انجام میگرفت. در این راستا نقش علیاکبر پرورش در این انجمنها و تشکیلات برای آموزش قشر فرهنگی و دانشگاهی کشور بسیار چشمگیر بوده است.[۱۰]
پرورش بسیاری از جلسات و ارتباطات خود و دوستان انقلابیاش را برای دور ماندن از چشم مأموران امنیتی در دبیرستان احمدیه ترتیب میداد. مدیریت این مدرسه بر عهده سیدابوالحسین بدری، از روحانیون انقلابی و معاونت مدرسه بر عهده علیاکبر پرورش بود.[۱۱] برای همین این وضعیت دبیرستان همواره زیر نظر ساواک قرار داشت و گزارشگیری میکردند.[۱۲] پس از آنکه ساواک اصفهان وضعیت این مدرسه را به ساواک مرکز گزارش داد، ناصر مقدم، مدیرکل اداره سوم ساواک مرکز دستور داد تا دریافت اجازه قانونی، از ادامه فعالیت انجمن اسلامی جوانان احمدیه جلوگیری و نتیجه را اعلام کنند.[۱۳] با افزایش و گسترش فعالیتهای انقلابی در مؤسسه احمدیه، ساواک مدیر مدرسه را برکنار و علیاکبر پرورش را به یکی از هنرستانهای اصفهان جابجا کرد.[۱۴] پس از مدتی به این هم بسنده نکرده و ریاست ساواک دستور داد علیاکبر پرورش به تدریج احضار و مورد بازجویی دقیق قرار گیرد و نتیجه گزارش شود.[۱۵] تاآنجاکه دانشآموزان و اعضای کانون را هم به زندان و شکنجه تهدید کرد.[۱۶]
هنگامیکه پرورش از مدرسه احمدیه اخراج و به هنرستان صنعتی شاهعباس کبیر منتقل شد، دست از فعالیت سیاسی برنداشت و به انتقاد از حکومت پهلوی ادامه داد.[۱۷] برای همین ساواک خواهان مراقبت بیشتر از وی شد.[۱۸] پرورش در کنار فعالیتهای فکری، فرهنگی و سیاسی، از سال ۱۳۵۰ پنهانی به مبارزۀ مسلحانه روی آورد. و برخی شاگردانش را هم به سوی اینگونه فعالیتها سوق داد. برای همین مدتی به پشتیبانی و همکاری با سازمان مجاهدین خلق که مبارزه مسلحانه میکردند، پرداخت. اما در سال ۱۳۵۴، پس از آنکه در جریان انحراف گروه مجاهدین خلق قرار گرفت، با آنان قطع ارتباط و شاگردانش را نیز از ادامه همکاری با آنان منع کرد. تاآنجاکه رودرروی آنان ایستاد و با وجود تهدیدات آنان، بر ادامه راه امامخمینی پافشاری کرد.[۱۹] انقلاب که شتاب گرفت؛ انقلابیون اصفهان با راهنمایی و پیشتازی کسانی چون پرورش و دیگر انقلابیون بخشهای گوناگون شهر را بهدست گرفتند. نیروهای ارتش وارد عمل و حکومت نظامی اعلام شد. در اولین شب حکومت نظامی سیدعلیاکبر پرورش نیز دستگیر و زندانی شد.[۲۰] سرانجام پرورش آبان ۵۷ از زندان آزاد شد.[۲۱]
پرورش و انجمن حجتیه
یکی دیگر از تشکیلاتی که پرورش در دهۀ چهل با آن همکاری و در آن فعالیت داشت؛ اما بعداً از آن جدا شد، انجمن حجتیه بود. اصفهان یکی پایگاههای اصلی این تشکیلات بود که در دهۀ سی برای مبارزه با بهائیت و تبلیغ امام عصر(عج) پایهگذاری شد و توانست شماری از نیروهای توانمند شهر را جذب نماید. شعار این انجمن بهظاهر دوری از سیاست بود و جلسات خود را با آگاهی ساواک برگزار میکرد. علیاکبر در پایان دوران دانشجویی وارد انجمن حجتیه شد؛ اما پس از دورهای بهدلیل اینکه برخی مواضع رهبر انجمن حجتیه را برخلاف دیدگاه و روش امامخمینی میدید، با آنان سرِ ناسازگاری گذاشت و به همراه گروهی از شاگردان و هماندیشانش در اوایل دهه ۵۰ از انجمن خارج شد و خود جلساتی را بیرون از چارچوب انجمن حجتیه تشکیل داد.[۲۲] پرورش از تغییر دیدگاه امامخمینی نسبت به انجمن حجتیه باخبر شده بود. دانست که برخلاف دهۀ چهل که برای مبارزه با بهائیت به انجمن حجتیه اجازۀ استفاده از وجوهات شرعیه داده بود[۲۳] اوایل دهۀ پنجاه بهدلیل مواضع نادرست و همراهی نکردن با مبارزه علیه حکومت وقت و همکاری برخی از اعضای آن با رژیم پهلوی، اجازه پیشین را لغو کرده است.[۲۴]
پرورش پس از خروج از انجمن حجتیه و در اجرای سفارش علمای آگاه و مبارزی چون سیدمحمد بهشتی و مرتضی مطهری، از درگیری علنی با آنان خودداری کرد و برای حفظ ارتباط و جذب هواداران جوان انجمن، روابط خود را با برخی از اعضای انجمن حجتیه حفظ کرد. همین حرکت موجب شد شمار چشمگیری از جوانان و میانسالان انجمن حجتیه در اصفهان با آغاز انقلاب اسلامی، بهویژه در دهۀ پنجاه به انقلاب بپیوندند و از امامخمینی پیروی نمایند.[۲۵]
پرورش و نظام جمهوری اسلامی
علیاکبر پرورش پس از پیروزی انقلاب اسلامی برای تثبیت اوضاع سیاسی استان اصفهان بسیار کوشید. و در اندیشۀ تثبیت انقلاب برآمد. برای همین نخست نامزد مجلس خبرگان قانون اساسی، سپس نامزد انتخابات مجلس شورای اسلامی شد. در هر دو به همراه سیدحسین خادمی، سیدحسن آیت و سیدجلالالدین طاهری اصفهانی نمایندگی استان اصفهان را برعهده گرفتند.[۲۶]
پرورش در دورههای سوم و چهارم مجلس شورای اسلامی مجددا به نمایندگی مردم اصفهان برگزیده شد و در مجلس چهارم بهعنوان نایب رییس دوم انتخاب گردید. سپس در کابینه محمدجواد باهنر، کابینه موقت محمدرضا مهدوی کنی و دولت میرحسین موسوی بهعنوان وزیر آموزش و پرورش انتخاب و خدمت کرد.[۲۷] همچنین با آغاز جنگ ایران و عراق، پرورش به عضویت شورای عالی دفاع برگزیده شد و در تجهیز نیروهای مردمی و سپاه و بسیج نقش و خود نیز حضور داشت. پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و آتشبس، در بخشهایی از مذاکرات اجرایی قطعنامه که تحت نظر دبیرکل سازمان ملل برگزار میشد، دخیل بود. از سال ۱۳۷۲ نیز عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی و از همان زمان تا سال ۱۳۸۰ قائممقام دبیرکل حزب مؤتلفه اسلامی بود.[۲۸]
پرورش و امامخمینی
پرورش از همان هنگامی که از طریق سیدمحمد بهشتی با امامخمینی آشنا شد، دوستدار ایشان گشت و با درگذشت مرجع بزرگ شیعه، سیدمحمدحسین طباطبایی بروجردی (۱۰ فروردین ۱۳۴۰ش)، مقلد امامخمینی شد.[۲۹] پساز آن و با آغاز نهضت، همهجا به روشنی از امامخمینی پشتیبانی میکرد.[۳۰] او به امامخمینی ایمان و اعتقاد بسیار عمیقی داشت. در فضایل امامخمینی آنچه برای پرورش جلوهگری مینمود، عرفان و اخلاق امامخمینی بود. بر این باور بود که امامخمینی اعرف عرفای زمانۀ کنونی است که قدرت تصرف دارد.[۳۱] یکی از ویژگیهای پرورش، پیروی خالصانه از امامخمینی بود. وی به شاگردان خود میآموخت در مبارزه با رژیم پهلوی باید از دیدگاهها و فرمانهای شرعی امامخمینی پیروی همهجانبه کنند. خودش نیز در همه دورههای رهبری امامخمینی، سخنان و موضعگیریهای ایشان را فصلالخطاب میدانست و تبعیت خود از او را در جریاناتی همانند سیدابوالحسن بنیصدر، سیدکاظم شریعتمداری، حسینعلی منتظری، پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و... بایسته و شایسته میدانست.[۳۲]
علیاکبر پرورش بااینکه در دوران آشنایی و پیوند با امامخمینی، چه پیش از انقلاب و چه پس از انقلاب ارتباط مکتوب با ایشان نداشته و حکم ویژهای نگرفته است؛ اما در دیدارهای عمومی خدمت امامخمینی رسیده و رهنمودهای لازم دربارۀ آموزش و پرورش را دریافت کرده است.[۳۳]
پانویس
- ↑ یاران امام به روایت اسناد ساواک، استاد سیدعلیاکبر پرورش(۵۷)، ص نه.
- ↑ یاران امام به روایت اسناد ساواک، استاد سیدعلیاکبر پرورش(۵۷)، ص نه.
- ↑ یاران امام به روایت اسناد ساواک، استاد سیدعلیاکبر پرورش(۵۷)، ص ده.
- ↑ یاران امام به روایت اسناد ساواک، استاد سیدعلیاکبر پرورش(۵۷)، ص یازده.
- ↑ یاران امام به روایت اسناد ساواک، استاد سیدعلیاکبر پرورش(۵۷)، ص۳۳.
- ↑ یاران امام به روایت اسناد ساواک، استاد سیدعلیاکبر پرورش(۵۷)، ص ده.
- ↑ یاران امام به روایت اسناد ساواک، استاد سیدعلیاکبر پرورش(۵۷)، ص سیوشش و سیوهفت.
- ↑ یاران امام به روایت اسناد ساواک، استاد سیدعلی اکبر پرورش(۵۷)، ص۲۳.
- ↑ رحیم روحبخش، نقش بازار در قیام ۱۵ خرداد، ص۸۶.
- ↑ رحیم روحبخش، نقش بازار در قیام ۱۵ خرداد، ص۸۶؛ یاران امام به روایت اسناد ساواک، آیتالله حاج آقا سیدحسین خادمی، مقدمه کتاب، ص۲۱.
- ↑ یاران امام به روایت اسناد ساواک، استاد سیدعلیاکبر پرورش(۵۷)، ص پانزده.
- ↑ یاران امام به روایت اسناد ساواک، استاد سیدعلیاکبر پرورش(۵۷)، ص شانزده.
- ↑ یاران امام به روایت اسناد ساواک، سیدعلیاکبر پرورش(۵۷)، سند شماره ۳۰۳۱۷ / ۳۱۶، ص هفده.
- ↑ یاران امام به روایت اسناد ساواک، سیدعلیاکبر پرورش(۵۷)، ص۴۷.
- ↑ یاران امام به روایت اسناد ساواک، سیدعلیاکبر پرورش(۵۷)، سند شماره ۱۸۵۷ / ۳۵۴، ص۴۱.
- ↑ حنیف، اصفهان در انقلاب، ص۳۶۵.
- ↑ یاران امام به روایت اسناد ساواک، سیدعلیاکبر پرورش(۵۷)، سند شماره ۱۸۵۷ / ۳۵۴، ص۶۳.
- ↑ یاران امام به روایت اسناد ساواک، سیدعلیاکبر پرورش(۵۷)، سند شماره ۱۸۵۷ / ۳۵۴، ص۶۶؛ سند شماره ۱۹۸۵ / ۱۰ / ه ۲، ص۱۳۸.
- ↑ یاران امام به روایت اسناد ساواک، سیدعلیاکبر پرورش(۵۷)، ص۲۶ـ۲۷.
- ↑ یرواند آبراهامیان، ایران میان دو انقلاب، ص۶۳۲؛ یاران امام به روایت اسناد ساواک، استاد سیدعلیاکبر پرورش(۵۷)، سند شماره ۱۰۶۹۹ / ۱۰ه ۲، ص۱۷۷.
- ↑ یاران امام به روایت اسناد ساواک، استاد سیدعلیاکبر پرورش(۵۷)، سند شماره ۱۱۴۶۰ / ۱۰ه ۱، ص۲۰۵.
- ↑ نجفی قدسی، خاطراتی از استاد پرورش، ص۹۱ـ۹۴.
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ج۲، ص۲۹۹.
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ج۲، ص۳۰۰.
- ↑ نجفی قدسی، خاطراتی از استاد پرورش، ص۹۴ـ۹۶؛ یاران امام به روایت اسناد ساواک، سیدعلیاکبر پرورش(۵۷)، ص بیستونه و سی.
- ↑ یاران امام به روایت اسناد ساواک، استاد سیدعلیاکبر پرورش(۵۷)، ص سیویک.
- ↑ یاران امام به روایت اسناد ساواک، استاد سیدعلیاکبر پرورش(۵۷)، ص سیودو.
- ↑ یاران امام به روایت اسناد ساواک، استاد سیدعلیاکبر پرورش(۵۷)، ص سیودو و سیوسه.
- ↑ نجفی قدوسی، خاطراتی از استاد پرورش، ص۹۱.
- ↑ یاران امام به روایت اسناد ساواک، استاد سیدعلیاکبر پرورش(۵۷)، سند شماره ۱۰۸۴۹ / ۱۰ه، ص۹۰.
- ↑ نجفی قدسی، خاطراتی از استاد پرورش، ص۱۴۲ـ۱۴۳.
- ↑ یاران امام به روایت اسناد ساواک، استاد سیدعلیاکبر پرورش(۵۷)، ص سیوچهار.
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ج۱۵، ص۳۰۹؛ ج۱۶، ص۴۹۵؛ ج۱۷، ص۴۱۰.
منابع
- امامخمینی، صحیفه امام، تهران، موسسۀ تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۹ش.
- حنیف، محمد، اصفهان در انقلاب، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۲ش.
- رحیم روحبخش، نقش بازار در قیام ۱۵ خرداد، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۱ش.
- نجفی قدسی، مرتضی، خاطراتی از استاد پرورش، تهران، شمیم یاس ولایت، ۱۳۹۳ش.
- یاران امام به روایت اسناد ساواک، استاد سیدعلی اکبر پرورش(۵۷)، مرکز بررسی اسناد تاریخی، سال ۱۳۹۴ش.
- یاران امام به روایت اسناد ساواک، آیتالله حاج آقا سیدحسین خادمی، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی، ۱۳۸۰ش.
- یرواند آبراهامیان، ایران میان دو انقلاب، ترجمه احمد گلمحمدی و محمدابراهیم فتاحی، تهران، نشر نی، ۱۳۷۷ش.
محمد رجائی نژاد