صلح امام حسن(ع)
| نامهای دیگر | صلح امام حسن مجتبی(ع) با معاویه، قرارداد صلح سال ۴۱ق |
|---|---|
| شرح ماجرا | کنارهگیری امام حسن مجتبی(ع) از خلافت و انعقاد قرارداد صلح با معاویه بن ابوسفیان برای جلوگیری از جنگ داخلی و خونریزی میان مسلمانان |
| طرفین | امام حسن مجتبی(ع) ؛ معاویه بن ابوسفیان |
| زمان | سال ۴۱ هجری قمری |
| دوره | خلافت امام حسن مجتبی(ع) |
| مکان | عراق (کوفه و مدائن) و شام |
| علت | عدم وفاداری یاران، خیانت برخی فرماندهان، فشار داخلی، تهدید خارجی و جلوگیری از خونریزی |
| اهداف | حفظ جان مسلمانان، جلوگیری از جنگ داخلی، حفظ کیان اسلام و افشای ماهیت حکومت اموی |
| عاملان | خیانت برخی سران قبایل عراق، خوارج، سیاستهای فریبکارانه معاویه |
| نتایج | واگذاری خلافت به معاویه، پایان جنگ نظامی، آغاز سلطه امویان |
| پیامدها | حفظ حیات سیاسی تشیع، رسوایی معاویه، جلوگیری از نظامیشدن اختلافات و زمینهسازی تاریخی برای قیام عاشورا |
| تلفات | جلوگیری از تلفات گسترده جنگ |
| واکنشها | اختلاف نظر میان متکلمان و مورخان درباره ضرورت یا نقد صلح |
| مرتبط | قیام عاشورا، خلافت امام علی(ع)، حکمیت صفین، قیام امام حسین(ع) |
صلح امام حسن(ع) به قرارداد صلح امام حسن مجتبی(ع) با معاویه اشاره دارد که در سال ۴۱ق رخ داد. طی این صلحنامه امام حسن(ع) از خلافت کنارهگیری کرد. این صلح از جنگ میان امام و معاویه جلوگیری کرد. صلح امام حسن(ع) مهمترین و حساسترین بخش زندگی امام شمرده میشود که یکی از مناقشهآمیزترین مباحث کلامی و تاریخی محسوب میشود. گفته شده شرایط داخلی و خارجی و عدم وفاداری یاران، به گونهای بود که صلح، به عنوان یک مسئله ضروری و اجتنابناپذیر، بر حضرت تحمیل شد. حفظ جان مسلمانان و در امان داشتن کشور اسلامی از طمع و تعرض دشمنان خارجی از آثار صلح امام حسن(ع) شمرده میشود.
صلح امام حسن(ع) با معاویه در اعتقاد امامخمینی یک صلح تحمیلی بود که امام ناچار بود آن را بپذیرد. امام معتقد بود عدم وفاداری اصحاب امام حسن(ع) و همچنین وجود خوارج سبب شد امام حسن(ع) صلح با معاویه را بپذیرد. از دیدگاه امام، اگر صلح به امام حسن تحمیل نمیشد شاید قضیه کربلا نیز رخ نمیداد و این گناه بر گردن کسانی است که در مقابل امام حسن ایستادند و او را یاری نکردند. امامخمینی همچنین صلح امام حسن را حرکتی بزرگ میدانست که سبب رسوایی دستگاه معاویه شده است.
پذیرش صلح با معاویه
صلح امام حسن مجتبی(ع) با معاویه در سال ۴۱ هجری قمری و تنها شش ماه پس از خلافت آن حضرت واقع و در نتیجه آن خلافت اسلامی به معاویه واگذار شد.[۱] امام حسن(ع) پس از شهادت پدرش در سال چهلم هجری مورد بیعت و مقبولیت مردم بخصوص شهرهایی چون مکه و مدینه قرار گرفت.[۲] اما معاویه به مخالفت با امام پرداخت و آماده جنگ با ایشان شد و سپاه شصت هزار نفری خود را عازم عراق کرد. از آن سو امام حسن(ع) نیز در تدارک لشکر خود بود.[۳]
حین دعوت امام حسن(ع) از مردم برای جنگ، اتفاقات ناگواری برای امام رخ داد. از جمله اینکه مردم ساباط مدائن پس از خطبه امام حسن او را متهم به کفر کردند و به خیمهاش یورش بردند و عدهای به او اهانت کردند و شمار زیادی از مردم او را ترک گفتند.[۴] در همانجا بود که در راه رفتن به خانه حاکم مدائن، مردی از خوارج که در کمین بود، به امام حمله برد و آن حضرت را زخمی کرد.[۵] از سوی دیگر، معاویه پس از تلاشی گسترده، توانست عبیداللّه بن عباس، فرمانده سپاه امام، را در ازای یک میلیون درهم بفریبد. در همین حال، شماری از بزرگان و رؤسای قبایل عراق نیز به لشکر معاویه پیوستند یا پنهانی به او نوشتند که از وی فرمان خواهند برد و حتی امام را در موقع مقتضی تسلیم وی خواهند کرد.[۶] در این اوضاع و در آستانه جنگ بود که معاویه دو نماینده برای پیشنهاد صلح نزد امام حسن(ع) فرستاد. دو نماینده معاویه، با طرح این ادعا که باید از خونریزی جلوگیری کرد، امام را به صلح دعوت و اظهار کردند که خلافت پس از معاویه از آنِ او خواهد بود.[۷] امام حسن که پس از خیانت همراهان و پیروانش شرایط را برای آغاز جنگ مساعد نمیدید، دو تن از یاران خود را برای مذاکره نزد معاویه فرستاد. سپس پس از چندی رفت و برگشت نمایندگان دوطرف، امام حسن به صلح با معاویه رضایت داد.[۸]
مفاد صلحنامه
- معاویه باید بر اساس کتاب خدا، سنت پیامبر(ص) و رویه خلفای راشدین حکمرانی کند.
- معاویه هیچ کس را به خلافت پس از خود منصوب یا انتخاب نخواهد کرد و انتخاب خلیفه را به شورای مسلمین واگذار خواهد کرد.
- معاویه باید مردم را در هر جایی که در سرزمین خداوند باشند، به حال صلح و صفا واگذارد.
- معاویه امنیت و صلح زندگی، مال، زنان و فرزندان اصحاب و پیروان امام علی(ع) را تضمین خواهد کرد. این موافقت نامه میثاقی است جدی بنام خداوند که معاویهْ بن ابوسفیان را ملزم به حفظ و اجرای آن میکند.
- هیچگونه آزار و زیان و عمل خطرناکی، چه پنهان و چه آشکار، نسبت به حسن بن علی(ع)، برادرش حسین بن علی(ع) و یا هیچ یک از افراد خاندان پیامبر انجام نشود.[۹]
جایگاه و اهمیت
مهمترین و حساسترین بخش زندگانی امام حسن مجتبی(ع)، ماجرای صلح آن حضرت با معاویه و کنارهگیری اجباری ایشان از صحنه خلافت و حکومت اسلامی است.[۱۰] صلح امام حسن(ع) با معاویه، از مباحث مورد مناقشه متکلمان و مورخان بوده است.[۱۱] عدهای آن را اقدامی نادرست و ناشی از ناتوانی امام دانسته و طبعاً به نقد آن نشستند و دسته دیگر در نگاهی متفاوت، به شایستگی، بلکه ضرورت اقدام آن حضرت نظر داده و آن را عملی انسانی و مهم شمردهاند.[۱۲] سید مرتضی، فقیه و متکلم امام قرن چهار و پنج هجری، در تعلیل اینکه چرا امام حسن(ع) با وجود یاران بسیار و با توجه به نمایانبودن فسق و فجور معاویه، از خلافت کناره گرفت، توضیح داده است که هرچند تعداد یاران امام زیاد بود ولی اکثر آنها دل با معاویه داشتند و اظهار وفاداری و همراهیشان بدان جهت بود که او را به معاویه تسلیم کنند.[۱۳]
از دلایلی که سبب شد امام حسن(ع) به صلح رضایت دهد این بود که شرایط داخلی و خارجی به گونهای بود که صلح، به عنوان یک مسئله ضروری و اجتنابناپذیر، بر حضرت تحمیل شد.[۱۴] شرایط داخلی هم به گونهای بود که امام یک نیروی قوی در برابر دشمن نداشت و جنگ به نفع سپاه امام مجتبی تمام نمیشد. پس از جریان حکمیت، روزبه روز بر ناتوانی کوفیان در برابر شامیان افزوده میشد. امام حسن مردم را به جنگ با شامیان فرا میخواند؛ ولی مردم به فراخوانی حضرت، پاسخ مثبت نمیدادند.[۱۵] وجود دستهها و احزاب پرشمار در کوفه همانند امویان، خوارج، مذبذبین فرصتطلب و سربازان نافرمان، همچنین دسیسههای معاویه، که از هیچ گونه قانون اخلاقی و انسانی پیروی نمیکرد، کمی یاران امام و همراه نبودن مردم و خیانت و دنیاپرستی برخی سران لشکر از مواردی است که امام را مجاب به صلح با معاویه کرد.[۱۶]
پیمان صلح با معاویه و حفظ همبستگی میان مسلمانان و جلوگیری از افتراق و خونریزی، نشان از شخصیت استوار و بردبار امام حسن(ع) دانسته شده است.[۱۷] حفظ جان و مال و آبروی شیعیان، آشکار ساختن چهره پلید معاویه و حفظ خلافت از لغزیدن به نظام موروثی، در امان داشتن کشور اسلامی از طمع و تعرض دشمنان خارجی[۱۸] و حفظ حیات سیاسی اسلام و تشیع در دراز مدت از آثار صلح امام حسن(ع) شمرده شده است.[۱۹] صلح امام حسن(ع) را از سنخ تدبیرهای امام به استناد علم الهی، برای حفظ اسلام و نیز بقای ذریه پیامبر(ص) دانستهاند.[۲۰]
از نظرگاه امامخمینی
صلح امام حسن(ع) با معاویه در اعتقاد امامخمینی یک صلح تحمیلی بود که امام ناچار بود آن را بپذیرد.[۲۱] امام معتقد بود این صلح را اصحاب و پیروان خائن به امام حسن(ع) تحمیل کردند. به اعتقاد امامخمینی، اصحاب امام توجه نداشتند امام حسن چه تدبیری دارد و با افکار ناقص خود در مقابل امام ایستادند و موجب آزار و اذیت ایشان شدند.[۲۲] از نظر امامخمینی اگر صلح بر امام حسن تحمیل نمیشد شاید قضیه کربلا پیش نمیآمد و این پیشامد تقصیر کسانی است که در پیروی از امام حسن کوتاهی کردند. امام مقصران اصلی این صلح تحمیلی را مقدسین نهروان و خوارج و کسانی که به اسم اسلام و قرآن مقابل امام ایستادند میدانست.[۲۳]
امامخمینی صلح امام حسن مجتبی(ع) را یک حرکت بسیار بزرگ میدانست که سبب رسوایی معاویه شده است. ایشان صلح امام حسن را همانند قیام امام حسین(ع) توصیف کرد و بیان داشت همانطور که امام حسن معاویه را مفتضح و بی آبرو کرد، امام حسین نیز با یزید چنین کاری کرد.[۲۴] امام با ذکر اینکه معاویه پس از صلح همه موارد صلحنامه را زیر پا گذاشت و خلاف عهد خود عمل کرد، و همچنین با ذکر جریان حکمیت در زمان امام علی(ع)، بیان داشت که این موضوع باید سبب هدایت ما شود تا ما زیر بار صلح تحمیلی و حکمیت تحمیلی نرویم.[۲۵]
پانویس
- ↑ مسعودی، التنبیه و الاشراف، ص۲۶۰.
- ↑ واسعی، «جستاری در رویارویی امام حسین(ع) با صلح امام حسن(ع)؛ رویکرد و کنش»، ص۴۵.
- ↑ مهدوی دامغانی، و باغستانی، «حسن بن علی، امام،»، ج۱۳، ذیل مدخل.
- ↑ ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج ۲، ص ۱۳۱۵.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۳۴ تا ۳۶؛ ابوالفرج اصفهانی، کتاب الاغانی، ص۷۲.
- ↑ مهدوی دامغانی، و باغستانی، «حسن بن علی، امام،»، ج۱۳، ذیل مدخل.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، کتاب الاغانی، ص۷۲ تا ص۷۴.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۳۷ تا۴۲؛ ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۲، ص۱۳۱۶ تا ۱۳۱۷.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۳۹۴ش، ج۲، ص۳۸۶.
- ↑ پیشوایی، سیره پیشوایان، ص۱۱۶.
- ↑ مهدوی دامغانی، و باغستانی، «حسن بن علی، امام،»، ج۱۳، ذیل مدخل.
- ↑ جعفری، تشیع در مسیر تاریخ، ص۶۹؛ واسعی، «صلح امام حسن (ع) در سنجه تمدناندیشی؛ امنیت و همگرایی اجتماعی»، ص۱۶۷.
- ↑ سید مرتضی، تنزیه الانبیاء، ص۲۶۰ تا ۲۶۱.
- ↑ عاشوری لنگرودی، «شباهتهای سیره سیاسی ـ اجتماعی امام حسن (ع) و امام حسین (ع)»، ص۱۹۰.
- ↑ عاشوری لنگرودی، «شباهتهای سیره سیاسی ـ اجتماعی امام حسن (ع) و امام حسین (ع)»، ص۱۹۰.
- ↑ خطیبی کوشکک، و همکاران، فرهنگ شیعه، ص۱۰۰.
- ↑ پاکتچی، و دیگران، «حسن(ع)، امام»، ج۲۰، ذیل مدخل.
- ↑ خطیبی کوشکک، و همکاران، فرهنگ شیعه، ص۱۰۰. و ص۱۰۱.
- ↑ رفیعی، تاریخ زندگی ائمه (ع)، ص۹۱.
- ↑ مهدوی دامغانی، و باغستانی، «حسن بن علی، امام،»، ج۱۳، ذیل مدخل.
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ج۹، ص۳۰؛ ج۲۰، ص۱۱۸ و ۱۱۹.
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ج۹، ص۳۰.
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ج۱۸، ص۴۰۹.
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ج۲، ص۳۷۱.
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ج۲۰، ص۱۱۸ و ۱۱۹.
منابع
- ابن اعثم کوفی، محمد بن علی، الفتوح، بیروت، چاپ سهیل زکار، ۱۹۹۲م.
- ابوالفرج اصفهانی، کتاب الاغانی، قاهره ۱۳۸۳ق.
- امامخمینی، سید روحالله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۹ش.
- بلاذری، احمدبن یحیی، انساب الاشراف، بیروت، چاپ محمدباقر محمودی، ۱۹۷۷م.
- بلاذری، احمدبن یحیی، انساب الاشراف، بیروت، مؤسسه الاعلمی، ۱۳۹۴ش.
- پاکتچی، احمد، و دیگران، «حسن(ع)، امام»، دائره المعارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، بیتا.
- پیشوایی، مهدی، سیره پیشوایان، قم، مؤسسه امام صادق (علیه السلام)، ۱۳۹۰ش.
- جعفری، سید حسین محمد، تشیع در مسیر تاریخ، ترجمه سید محمدتقی آیتاللهی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی. ۱۳۶۶ش.
- خطیبی کوشکک، محمد و همکاران، فرهنگ شیعه، قم، زمزم هدایت، ۱۳۸۶ش.
- رفیعی، علی، تاریخ زندگی ائمه (ع)، بیتا، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نمايندگی ولی فقيه، پژوهشکده تحقيقات اسلامی، بیتا.
- سید مرتضی، علی بن حسین، تنزیه الانبیاء، چاپ فاطمه قاضی شعار، تهران ۱۳۸۰ش.
- عاشوری لنگرودی، حسن، «شباهتهای سیره سیاسی ـ اجتماعی امام حسن (ع) و امام حسین (ع)»، ره توشه، شماره۹۳، بهار و تابستان ۱۳۹۳ش.
- مسعودی، علی بن حسین، التنبیه و الاشراف، بیروت، دارصعب، بیتا.
- مهدوی دامغانی، محمود، و باغستانی، اسماعیل، «حسن بن علی، امام،»، دانشنامه جهان اسلام، تهران، بنیاد دائره المعارف اسلامی، ۱۳۹۳ش.
- واسعی، سیدعلیرضا، «جستاری در رویارویی امام حسین(ع) با صلح امام حسن(ع)؛ رویکرد و کنش»، شیعهپژوهی، شماره۶، بهار ۱۳۹۵ش.