پرش به محتوا

عبدالکریم سروش

از ویکی امام خمینی
عبدالکریم سروش
شناسنامه
نام کاملحسین حاج‌فرج‌الله دباغ
لقبعبدالکریم سروش
زادروز۲۵ آذر ۱۳۲۴ش
شهر تولدتهران
کشور تولدایران
دیناسلام
مذهبشیعه
پیشهفیلسوف، نویسنده، استاد دانشگاه، اندیشمند دینی
اطلاعات سیاسی
پست‌هاعضو ستاد انقلاب فرهنگی (۱۳۵۹ـ۱۳۶۲ش)، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، عضو هیئت علمی دانشگاه بین‌المللی امام‌خمینی قزوین
اطلاعات علمی و مذهبی
اساتیدمرتضی مطهری، علی‌اکبر کرباسچیان، رضا روزبه
تالیفاتنهاد ناآرام جهان، علم چیست فلسفه چیست؟، فلسفه تاریخ، تضاد دیالکتیکی، قبض و بسط تئوریک شریعت، بسط تجربه نبوی، آئین شهریاری و دین‌داری و آثار متعدد دیگر

عبدالکریم سروش، نویسنده، فیلسوف ایرانی، اندیشمند و ایده‌پرداز دینی است. او در ایران و انگلستان در رشته شیمی تحصیل کرده است و افزون بر دکترای شیمی، مدرک معادل دکترای تاریخ و فلسفه علم نیز دارد. با پیروزی انقلاب اسلامی به ایران بازگشت. وی با موافقت امام‌خمینی به عضویت ستاد انقلاب فرهنگی درآمد. سروش در گفت‌وگوهای چالشی تلویزیونی سال ۱۳۶۰ش با رهبران احزاب و گروه‌های چپ به شهرت رسید. در همان سال، به عضویت هیئت علمی فلسفه دانشگاه‌های تهران و امام‌خمینی قزوین درآمد. اکنون نیز به‌عنوان پژوهشگر در برخی مراکز علمی خارج از کشور فعالیت دارد.

زندگی

حسین حاج‌فرج‌الله دباغ، مشهور به عبدالکریم سروش، در ۲۵ آذر ۱۳۲۴ش در شهر تهران، در محله میدان خراسان، زاده شد. پدرش کاسب در بازار بود.[۱] او دوره آموزش دبستان را در همان محله میدان خراسان گذراند. سپس به دبیرستان مرتضوی در محله ارامنه رفت؛[۲] اما یک سال بیشتر در آنجا نماند و به دبیرستان علوی تهران منتقل شد.[۳] وی دیپلم خود را در رشته ریاضی از همین دبیرستان دریافت کرد.[۴]

سروش در دوران تحصیل در دبیرستان علوی، به‌شدت تحت تأثیر مسئولان و مدیران این دبیرستان، از جمله رضا روزبه و علامه علی‌اکبر کرباسچیان، قرار گرفت و با سفارش روزبه، در سال ۱۳۴۲ وارد رشته داروسازی دانشگاه تهران شد.[۵]

در دوران تحصیل در دانشگاه، به دلیل علاقه‌مندی به دانش فلسفه و با راهنمایی کرباسچیان، با مرتضی مطهری آشنا شد و نزد ایشان آموزش فلسفه اسلامی را آغاز کرد.[۶] همچنین، به دلیل ارتباط انجمن حجتیه با این مدرسه و فعالیت‌های آن، با هدف مبارزه با بهائیت و خدمت به دین و مذهب، به گروه فکری انجمن حجتیه پیوست؛ اما این همکاری بیش از یک سال دوام نیاورد و آن را ترک کرد و خود بیشتر به پژوهش در قرآن و فلسفه اسلامی روی آورد.[۷]

سروش پس از پایان دبیرستان وارد دانشگاه شد و در رشته داروسازی دانشگاه تهران مدرک دکترا گرفت. تا اوایل سال ۱۳۵۱ به لندن رفت و هم‌زمان با ادامه تحصیل در رشته شیمی تجزیه، به مطالعه فلسفه غرب پرداخت.[۸] هم‌زمان، به نمایندگی از سیدمحمد بهشتی، در مراکز اسلامی شیعیان لندن، از جمله مرکز «امام باره» ـ که پس از انقلاب، نظام جمهوری اسلامی ایران آن را خریداری کرد و به «کانون توحید» تغییر نام داد ـ به فعالیت پرداخت.[۹]

سروش در دانشگاه تهران، افزون بر رشته اصلی خود، شیمی، فلسفه و ادبیات را نیز به‌طور جدی دنبال کرد. در آن دوره، گروه‌های مختلف سیاسی، از جمله مجاهدین خلق، جبهه ملی، نهضت آزادی در دانشگاه‌ها فعالیت داشتند؛ اما او به مبارزه سیاسی ورود پیدا نکرد و بیشتر ناظر بود تا عضو فعال.[۱۰] پس از پایان دانشگاه، به سربازی رفت و سپس مدتی در اداره کنترل دارو کار کرد. ازدواج کرد و اندکی بعد برای ادامه تحصیل به لندن رفت.[۱۱] او در لندن، هم رشته شیمی و هم فلسفه علم را ادامه داد. در همین دوره بود که به فعالیت سیاسی نیز روی آورد و با مبارزان ایرانی خارج از کشور و دیگر مبارزان مسلمان پیوند و همکاری برقرار کرد؛ به‌ویژه در مراکز و حسینیه‌های «امام‌باره» که وابسته به شیعیان غیرایرانی بود.[۱۲]

سروش دربارۀ گزینش نام مستعار و مشهور «عبدالکریم سروش» برای خود می‌گوید که «عبدالکریم» انتخاب خودش و «سروش» سفارش حداد عادل بوده است.[۱۳] سروش تا اوایل سال ۱۳۵۸ در لندن اقامت داشت و دو ماه پس از پیروزی انقلاب به ایران بازگشت.[۱۴]

کنشگری علمی و نویسندگی

سروش هم‌زمان با فراگیری شیمی و مطالعه تاریخ و فلسفه، دانش‌های سنتی اسلامی را نیز فراگرفت. او در جلسات دانشجویی ایرانی و غیرایرانی در اروپا و آمریکا شرکت می‌کرد و به سخنرانی و تدریس می‌پرداخت. متن برخی از این سخنرانی‌ها بعدها به کتاب تبدیل شد؛ از جمله «فلسفه تاریخ»،[۱۵] «علم چیست، فلسفه چیست؟»[۱۶] و «تضاد دیالکتیکی» که در نقد ایدئولوژی مارکسیسم نوشته شد و در سطحی گسترده در ایران انتشار یافت.[۱۷] همچنین، کتابی با عنوان «نهاد ناآرام جهان» منتشر کرد[۱۸] که بعدها مورد تحسین علامه سیدمحمدحسین طباطبایی، مرتضی مطهری و امام‌خمینی قرار گرفت.[۱۹]

سروش افزون بر این آثار، نوشته‌های دیگری نیز دارد.[۲۰] سروش از اردیبهشت سال ۱۳۵۸ تا خرداد ۱۳۵۹ عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت معلم بود.[۲۱] همچنین، پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در چند دوره مباحثات ایدئولوژیک، به همراه محمدتقی مصباح یزدی، در صداوسیما به رویارویی اندیشه‌ای با گروه‌های منتقد جمهوری اسلامی پرداخت.[۲۲]

کنشگری سیاسی و اجتماعی

سروش که در خارج از کشور با کنشگران سیاسی و مخالفان حکومت پهلوی پیوند خورده بود و به‌عنوان یک روشنفکر سیاسی شناخته می‌شد، با وقوع انقلاب اسلامی و رهبری امام‌خمینی، به همدلی و همفکری با ایشان پرداخت. او پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی به ایران بازگشت و نخستین فعالیت‌های خود را در حوزه فرهنگ اسلامی در دانشکده مدرسین دانشگاه تهران آغاز کرد.[۲۳] وی همچنین سخنرانی‌های خصوصی و عمومی گوناگونی درباره دین و جامعه، مباحث مثنوی و موضوعات دیگر برگزار می‌کرد که از صدا و سیما نیز پخش می‌شد.[۲۴] با آشفتگی‌ها و بحران‌های سیاسی و فرهنگی دانشگاه‌ها در ماه‌ها و سال نخست انقلاب، امام‌خمینی در پیام نوروزی سال ۱۳۵۹ بر ضرورت دگرگونی بنیادی در دانشگاه‌ها و آموزش عالی تأکید کرد. در پی این پیام، دانشجویان، به‌ویژه انجمن‌های اسلامی دانشگاه‌های گوناگون، برای پایان دادن به نابسامانی‌ها، خواستار تعطیلی دانشگاه‌ها شدند. در نهایت، با تصمیم شورای انقلاب، دانشگاه‌ها از ۲۳ خرداد ۱۳۵۹ تعطیل شدند. سه روز بعد، امام‌خمینی فرمان تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی را صادر کردند.[۲۵]

عبدالکریم سروش از جمله افرادی بود که به فرمان امام‌خمینی به عضویت ستاد انقلاب فرهنگی درآمد.[۲۶] این عضویت با معرفی و پیشنهاد سیدمحمد بهشتی، مرتضی مطهری و محمدجواد باهنر به امام‌خمینی انجام گرفت.[۲۷] حضور سروش در عرصه سیاسی ایران پس از انقلاب، از این طریق شکل گرفت؛ اما این حضور بیش از سه سال دوام نیاورد و در نیمه سال ۱۳۶۲، هم‌زمان با گشایش دانشگاه‌ها، از عضویت ستاد کناره‌گیری کرد و دیگر هیچ سمت سیاسی نپذیرفت.[۲۸]

سروش از عملکرد سه‌ساله ستاد انقلاب فرهنگی دفاع کرده و علت کناره‌گیری خود را زمانی می‌داند که قرار شد «ستاد انقلاب فرهنگی» با افزایش اعضای خود به «شورای انقلاب فرهنگی» تبدیل شود؛ ازاین‌رو، در نخستین جلسه شورا از عضویت آن کناره گرفت.[۲۹] بااین‌که به پیشنهاد رییس‌جمهور وقت و پذیرش امام‌خمینی، سروش دوباره عضو اصلی ستاد باقی ماند.[۳۰]

او پس از کناره‌گیری از ستاد انقلاب فرهنگی، به فعالیت‌های علمی، نویسندگی و آموزش پرداخت. مولانا، قرآن و پیامبر، سه رکن اساسی سخنرانی‌های او شدند. در کنار تدریس در دانشگاه، مدرسه‌ای به نام «مدرسه مولانا» در آمریکا راه‌اندازی کرد که در آن به تدریس ادبیات و دین می‌پردازد.[۳۱]

در دهه هفتاد، دکتر سروش با طرح مباحثی پیرامون معیشت روحانیت، قبض و بسط ایدئولوژیک دین و بسط تجربه نبوی، به یکی از جریان‌سازان سیاسی ـ اجتماعی ایران تبدیل شد. برخی از سخنرانی‌های او نیز به میدان مناقشه موافقان و مخالفان او تبدیل می‌شد. بااین‌حال، سروش به فعالیت‌های خود ادامه داد و بیشتر آثار او در دهه هفتاد خلق شد.[۳۲] سروش که در سال ۱۳۷۴ از تدریس در دانشگاه‌ها محروم شده بود، عازم اروپا و آمریکا گردید تا با مؤسسات و دانشگاه‌های آنجا همکاری کند.[۳۳]

امام‌خمینی و عبدالکریم سروش

سروش از دوران کودکی و نوجوانی با امام‌خمینی آشنایی داشت؛ اما به‌واسطه آشنایی و همکاری با مبارزان خارج از کشور، شناخت او از امام‌خمینی عمیق‌تر شد و از ایشان هواداری کرد. ازاین‌رو، هنگامی که در انگلیس بود، برای دیدار با امام‌خمینی به پاریس شتافت.[۳۴] او در سال‌های پس از انقلاب نیز در چارچوب ستاد انقلاب فرهنگی به دیدار امام‌خمینی رفتند.[۳۵] سروش کتابی با عنوان «نهاد ناآرام جهان» درباره نظریه حرکت جوهری ملاصدرا نوشت که به پیشنهاد مرتضی مطهری، توسط امام‌خمینی مطالعه و مورد تحسین و تأیید قرار گرفت.[۳۶]

سروش از تحسین امام‌خمینی بسیار «مسرور و مفتخر» شد.[۳۷] او در کتاب «قبض و بسط معرفت» نیز به زبان تحسین از امام‌خمینی یاد کرده و می‌گوید ایشان را پیش از علی شریعتی شناختم و در دورۀ دانش‌آموزی، پس از رهایی او از زندان، از تهران به قم رفتم و در خیل مشتاقان و هواداران بسیار او به حیاط خانه او داخل شدم و این نخستین بار بود که او را از نزدیک می‌دیدم. سالیان بعد، در دوران دانشجویی، کتاب مخفی حکومت اسلامی او را خواندم و در سِلک مقلدان او درآمدم. بااین‌حال در فرنگ او را بهتر و بیشتر شناختم.[۳۸] سروش بعدها درباره امام‌خمینی می‌گفت او شخصاً آدم خوبی بود، اما گاهی دیدگاه‌های نادرستی هم داشت.[۳۹]

سروش پس از بازگشت به ایران، در پی پیروزی انقلاب اسلامی، توصیه‌های امام‌خمینی درباره شناخت و نقد مارکسیسم را جدی گرفت و در این زمینه اقدام کرد.[۴۰] در سال ۱۳۵۸، سروش کوشید با بهره‌گیری از فلسفه تحلیلی، مقالاتی در نقد مارکسیسم ارائه کند.[۴۱]

در دوران فعالیت در ستاد انقلاب فرهنگی، گاه مشکلات و اختلافاتی پیش می‌آمد که برای حل آنها، اعضای ستاد ناچار به دیدار امام‌خمینی می‌شدند و از ایشان یاری می‌جستند.[۴۲] گاهی نیز گفتارها و بحث‌های چالشی سروش پیرامون موضوعات دینی موجب می‌شد که با سفارش امام‌خمینی، اعضای ستاد انقلاب فرهنگی به قم بروند و با اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم گفت‌وگو کنند.[۴۳]

عبدالکریم سروش بعدها انتقاداتی نسبت به نظریه ولایت فقیه مطرح کرد و گفت ولایت فقیه عین استبداد دینی است و با این نظریه اساساً نمی‌توان نظم دموکراتیک به وجود آورد. حتی هیچ‌کس نمی‌تواند در ذیل نظریه ولایت فقیه عدالت بورزد؛ زیرا همان‌گونه که فیلسوفان قدیم گفته‌اند، قدرت مطلق، فساد مطلق به همراه می‌آورد.[۴۴]بااین‌حال، سروش همواره از شخصیت امام‌خمینی به نیکی یاد کرده و می‌گفت مردمی‌ترین رهبری بود که در تاریخ این کشور ظهور کرد. تا کنون باسعادت‌ترین رهبر این کشور بوده است. از روزهای نخست حکومت هخامنشیان تاکنون هیچ‌کس به لحاظ علمی به پای او نمی‌رسید.[۴۵]

سروش معتقد است در تاریخ ایران، امام‌خمینی واقعاً یک نمونه بی‌نظیر بود و در مقام حکومت‌داری سابقه خوبی داشت. در گذشته او هیچ چیز ناپاکی وجود نداشت. نه مال مردمی را خورده بود، نه آدمی را کشته بود، نه تجاوزی به حق کسی کرده بود. هیچ‌کدام از اینها نبود. مرد شجاعی بود.[۴۶] سروش اندیشه امام‌خمینی را اندیشه یک عالم و مرجع مدرن نمی‌دانست و او را سنتی می‌شناخت؛ بااین‌حال، بعدها دیدگاه او تا حدودی تغییر کرد.[۴۷] از دیدگاه سروش، اگر انقلاب اسلامی با رهبری امام‌خمینی پیروز نمی‌شد، نه نظریه ولایت فقیه مطرح می‌شد و نه این نظریه به نظریه مسلط سیاسی جامعه تبدیل می‌گردید.[۴۸] سروش همچنین بر این باور است که بسیاری از تندروی‌های اعضای ستاد انقلاب فرهنگی در سال‌های نخست انقلاب را خود امام‌خمینی جلوگیری و کنترل می‌کرد.[۴۹] پس از شهادت مرتضی مطهری، در بهمن ۱۳۶۰ یادنامه‌ای با عنوان «کتاب اول»، زیر نظر عبدالکریم سروش تهیه شده بود که امام‌خمینی نسخه‌ای از آن را، با نگارش یادبودی در ابتدای آن، به عروسش، فاطمه طباطبایی اهدا کرد.[۵۰]

پانویس

  1. جهانبخش و سعیده سریانی، از بازرگان تا سروش، ص۱۶۶.
  2. سروش، آئین شهریاری و دین‌داری؛ سیاست ـ نامه۲، ص۳۶۱.
  3. جهانبخش و سعیده سریانی، از بازرگان تا سروش، ص۱۶۷.
  4. سروش، آئین شهریاری و دین‌داری؛ سیاست ـ نامه۲، ص۳۶۱.
  5. سروش، آئین شهریاری و دین‌داری؛ سیاست ـ نامه۲، ص۳۶۲ـ۳۶۳.
  6. سروش، آئین شهریاری و دین‌داری؛ سیاست ـ نامه۲، ص۳۶۴.
  7. سروش، آئین شهریاری و دین‌داری؛ سیاست ـ نامه۲، ص۳۶۵ـ۳۶۷.
  8. جهانبخش و سعیده سریانی، از بازرگان تا سروش، ص۱۶۷؛ سروش، آئین شهریاری و دین‌داری؛ سیاست ـ نامه۲، ص۳۷۰.
  9. «سروش و جنجال آخرین»، پایگاه خبری آفتاب.
  10. سروش، آئین شهریاری و دین‌داری؛ سیاست ـ نامه۲، ص۳۶۸.
  11. سروش، آئین شهریاری و دین‌داری؛ سیاست ـ نامه۲، ص۳۶۸.
  12. سروش، آئین شهریاری و دین‌داری؛ سیاست ـ نامه۲، ص۳۶۹.
  13. «عبدالکریم انتخاب من بود و سروش توصیه آقای حداد عادل»، انصاف نیوز.
  14. سروش، آئین شهریاری و دین‌داری؛ سیاست ـ نامه۲، ص۳۷۰.
  15. سروش، فلسفۀ تاریخ، ۱۳۵۷.
  16. سروش، علم چیست، فلسفه چیست؟، ۱۳۶۲.
  17. جهانبخش و سعیده سریانی، از بازرگان تا سروش، ص۱۶۷.
  18. سروش، نهاد ناآرام جهان، ۱۳۵۷.
  19. سروش، قصه ارباب معرفت، ۱۳۷۵، صxxix؛ جهانبخش و سعیده سریانی، از بازرگان تا سروش، ص۱۶۷.
  20. «بیوگرافی عبدالکریم سروش»، سایت رمان بوک.
  21. سروش، آئین شهریاری و دین‌داری؛ سیاست ـ نامه۲، ص۳۳۷.
  22. «سروش و جنجال آخرین»، پایگاه خبری آفتاب.
  23. جهانبخش و سعیده سریانی، از بازرگان تا سروش، ص۱۶۷.
  24. جهانبخش و سعیده سریانی، از بازرگان تا سروش، ص۱۶۸.
  25. شرف‌زاده، انقلاب فرهنگی در دانشگاه‌های ایران، ص۱۷.
  26. امام‌خمینی، صحیفه امام، ج‏۱۲، ص۴۳۱.
  27. سروش، آئین شهریاری و دین‌داری؛ سیاست ـ نامه۲، ص۳۷۳.
  28. جهانبخش و سعیده سریانی، از بازرگان تا سروش، ص۱۶۸.
  29. سروش، آئین شهریاری و دین‌داری؛ سیاست ـ نامه۲، ص۳۳۲ و ۳۷۴ـ۳۷۵.
  30. امام‌خمینی، صحیفه امام، ج‏۱۸، ص۸۳.
  31. «بیوگرافی عبدالکریم سروش»، سایت رمان بوک.
  32. «سروش و جنجال آخرین»، پایگاه خبری آفتاب.
  33. «عبدالکریم سروش کیست؟»، خبرگزاری میزان.
  34. «زندگینامه عبدالکریم سروش».
  35. امام‌خمینی، صحیفه امام، ج‏۱۸، ص۱۶۶.
  36. سروش، قصه ارباب معرفت، ۱۳۷۵، صxxix؛ جهانبخش و سعیده سریانی، از بازرگان تا سروش، ص۱۶۷.
  37. «قصه ارباب معرفت»، روزنامه ایران.
  38. «قصه ارباب معرفت»، روزنامه ایران.
  39. «ماجرای موضعگیری اخیر سروش درباره امام‌خمینی(ره) چه بود؟»، ایرنا، خبرگزاری جمهوری اسلامی.
  40. «قصه ارباب معرفت»، روزنامه ایران.
  41. جهانبخش و سعیده سریانی، از بازرگان تا سروش، ص۱۶۸.
  42. سروش، آئین شهریاری و دین‌داری؛ سیاست ـ نامه۲، ص۳۳۲.
  43. «فیلسوف حاشیه‌نشین»، روزآنلاین.
  44. «با رفراندوم اختیارات ولی فقیه حذف شود»، وبگاه جرس.
  45. «عبدالکریم سروش؛ امام‌خمینی مردمی‌ترین رهبر این کشور بود»، مشرق‌نیوز.
  46. «عبدالکریم سروش؛ امام‌خمینی مردمی‌ترین رهبر این کشور بود»، مشرق‌نیوز.
  47. سروش، آئین شهریاری و دین‌داری؛ سیاست ـ نامه۲، ص۲۷ و ۴۵.
  48. سروش، آئین شهریاری و دین‌داری؛ سیاست ـ نامه۲، ص۳۶۸.
  49. سروش، آئین شهریاری و دین‌داری؛ سیاست ـ نامه۲، ص۳۷۵.
  50. امام‌خمینی، صحیفه امام، ج‏۱۵، ص۵۲۳.

منابع

نویسنده: محمد رجائی‌نژاد