علم فعلی خدا
علم فعلی به معنای علم حضوری خداوند نسبت به مخلوقات در ظرف ایجاد آنهاست. امامخمینی در آثار خویش به بحث علم فعلی خداوند، جایگاه، حقیقت و ویژگیهای آن توجه کرده و با رویکرد عرفانی به بررسی و تحلیل آن پرداخته است.
اهمیت و جایگاه علم فعلی
علم فعلی در اصطلاح فلسفی به معنای علم حضوری خداوند نسبت به مخلوقات در ظرف ایجاد آنهاست.[۱] یکی از مباحث مهم درباره علم خداوند پس از ایجاد اشیاء، علم فعلی است، شیخ اشراق، نخستین فیلسوفی است که علم فعلی را مطرح کرده و به تفصیل به آن پرداخته است. حکمای اسلامی نیز به پیروی از شیخ اشراق به تبیین علم فعلی، حقیقت، جایگاه، گستره و اثبات آن پرداختهاند.[۲]
امامخمینی نیز در آثار خویش به بحث علم فعلی خداوند، جایگاه، حقیقت و ویژگیهای آن توجه داشته و با رویکردی عرفانی به بررسی و تحلیل علم فعلی حق پرداخته است.[۳]
تقریر علم فعلی
شیخ اشراق، علم حقتعالی به اشیاء را، حضور اشیاء نزد حق میداند، به نظر او، عالم دفتری گشوده در محضر خداوند است و گفته است مراد از این علم، خود وجود اشیاء میباشد که معلولهای خداوند و با او اضافه صدوری اشراقی دارند و در نتیجه نزد او حاضرند، بنابر نظر شیخ اشراق علم فعلی به امر متغیر، مانند شیء مادی، متغیر است، برخلاف علم فعلی به امر ثابت که ثابت است؛ زیرا در علم فعلی، علم همان معلوم؛ یعنی خود همان واقعیت خارجی شی، علم خداوند است و ازاینرو، اگر واقعیت خارجی امر مادی و متغیر باشد، علم هم متغیر است اما از آنجا که این گونه علم ممتاز و منفصل از ذات اوست، تغییر آن مستلزم تغییر در علم حقتعالی نیست تا محال لازم آید.[۴] حکمای بعد از شیخ اشراق نظریه او را نقد کرده بر این اعتقادند که کلام او مستلزم آن است که خداوند در مقام ذات به اشیاء علم نداشته باشد.[۵]
امامخمینی در بیان تقریر علم فعلی حقتعالی معتقد است حکمای اشراق علم خداوند به مخلوقات و موجودات خارجی را بالرضا میدانند و مناط علم تفصیلی به اشیا را همان علم فعلی میدانند. بنابراین، سرتاسر نظام وجود از ازل تا ابد، عین علم فعلی حق است و این علم فعلی علم تفصیلی او و خارج از ذات حق میباشد.[۶] در نگاه امامخمینی نظریه شیخ اشراق در حقیقت شامل دو بخش است: یکی اثبات علم فعلی خداوند به اشیا و دیگری انحصار علم خداوند به اشیا در علم فعلی. در نگاه امامخمینی بخش نخست درست میباشد ولی بخش دوم درست نیست؛ زیرا مستلزم انکار علم پیشین خداوند به اشیا است. امامخمینی بر اساس اصالت وجود و صرف الوجود علم حقتعالی به اشیا را علم اجمالی ذاتی در عین علم تفصیلی میداند و نظریه شیخ اشراق را در بخش دوم رد میکند. بنابر نظر امامخمینی، شیخ اشراق به علم اجمالی در مرتبه ذات بسنده کرده و منکر علم تفصیلی حق در مرتبه ذات شده است.[۷]
علم فعلی و تقدم آن بر اشیا
شیخ اشراق، علم فعلی واجب تعالی به اشیا را از جهتی ذاتی و مقدم بر اشیا میداند و از جهتی دیگر آن را فعلی و همان اشیا میداند.[۸] امامخمینی معتقد است که این قول با توجه به فیض مقدس، از وجه صحتی برخوردار است؛ زیرا از آنجا که علم حقتعالی به اشیا در مواطن عینی، علمی فعلی بوده، از جهتی، علم به اشیا در موطن عینی، علمی، فعلی بوده و اضافه اشراقی یا فیض مقدس با فعل حق تعالی متحد شده است؛ ازاینرو، علم با معلوم متحد و عین آن است. مراد از معلوم همان حقایق وجودی هستند که به نفس ارتباط حضوری اشراقی حضرت حق و به نفس اضافه اشراقی بودن آنها، خداوند به آنها علم حضوری پیدا میکند، بنابراین، علم و معلوم در مقام فعل، متحد هستند. اما از لحاظی دیگر، علم فعلی بر معلوم مقدم است؛ زیرا اشیا به نفس این علم و اضافه اشراقی علمی ایجاد خواهند شد. چنین لحاظی، لحاظ ذاتی است؛ یعنی در آن به این جنبه توجه شده که اشراق حضرت حق نیز چیزی ورای حقتعالی نیست و اضافه اشراقی واحد یا فیض مقدس ظهور و تجلی ذاتی حقتعالی میباشد، ازاینرو، علم اشراقی خداوند، ذاتی و مقدم بر اشیای خارجی است. بنابراین، به لحاظ جنبه یلی الربّی و ظهور ذاتی حق، علم بر معلوم مقدم است، ولی از این جهت که چنین علمی در موطن فعل بوده و علم فعلی است، علم عین معلوم میباشد.[۹]
پانویس
- ↑ سهروردی، مجموعه مصنفات، ج۱، ص۴۸۷؛ ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، ج۶، ص۲۴۹؛ طباطبائی، النهایة الحکمة، ص۲۸۹.
- ↑ سهروردی، مجموعه مصنفات، ج۱، ص۴۸۷-۴۸۸؛ عبودیت، درآمدی به نظام حکمت صدرایی، ج۲، ص۲۵۵؛ ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، ج۶، ص۲۴۹-۲۵۴؛ المبدأ و المعاد، ص۱۱۵؛ شرح الهدایه، ص۳۸۰ و ۳۲۴؛ سبزواری، شرح المنظومه، ج۲، ص۵۸۵؛ حلی، کشف المراد، ص۲۸۴-۲۸۷؛ ربانی گلپایگانی، ایضاح الحکمه، ج۲، ص۵۴۷.
- ↑ امامخمینی، تقریرات فلسفه، ج۱، ص۲۸۲، ج۲، ص۲۰۷ و ۳۳۹؛ آداب الصلاة، ص۲۶۶-۲۶۷؛ شرح چهل حدیث، ص۶۱۰؛ مصباح الهدایه، ص۵۴؛ تعلیقات علی شرح فصوص الحکم ومصباح الانس، ص۲۷۴.
- ↑ سهروردی مجموعه مصنفات، ج۱، ص۴۸۷-۴۸۸؛ عبودیت درآمدی به نظام حکمت صدرایی، ج۲، ص۲۵۹؛ صاحبی، حکمت معنوی، ص۴۸۰.
- ↑ ملاصدرا، المبدأ و المعاد، ص۱۱۵؛ الحکمة المتعالیه، ج۴، ص۲۴۹-۲۵۴؛ شرح الهدایه، ص۳۸۰ و ۳۲۴.
- ↑ امامخمینی، تقریرات فلسفه، ج۱، ص۲۸۳-۲۸۴؛ ج۲، ص۲۰۷؛ صاحبی، اوج معرفت، ص۲۸۴؛ حکمت معنوی، ص۲۸۴-۲۸۵.
- ↑ امامخمینی آداب الصلاة، ص۲۶۶-۲۶۷؛ تقریرات فلسفه، ج۲، ص۲۷۲؛ صاحبی، اوج معرفت، ص۲۸۴-۲۸۵؛ حکمت معنوی، ص۴۸۳-۴۸۴.
- ↑ سهروردی، مجموعه مصنفات، ج۱، ص۴۸۸؛ صاحبی، حکمت معنوی، ص۴۸۵.
- ↑ امامخمینی، مصباح الهدایه، ص۵۴؛ تقریرات فلسفه، ج۲، ص۲۶۹-۲۷۰ و ۲۷۸؛ تعلیقات علی شرح الفصوص الحکم ومصباح الانس، ص۲۷۴؛ صاحبی، حکمت معنوی، ص۴۸۷-۴۸۸.
منابع
- امامخمینی، سیدروحالله، آداب الصلاة، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۴ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح الأنس، قم، پاسدار اسلام، ۱۴۱۰ق.
- امامخمینی، سیدروحالله، تقریرات فلسفه امامخمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۵ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، شرح چهل حدیث، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۸ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، مصباح الهدایه، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۶ش.
- حلّی، حسنبنیوسف، کشف المراد، قم، نشر جامعه مدرسین، ۱۴۲۵ق.
- ربانی گلپایگانی، علی، ایضاح الحکمه، قم، مرکز جهانی علوم اسلامی، ۱۳۸۶ش.
- سهروردی، شهابالدّین، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، تصحیح هانری کربن، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۷۵ش.
- صاحبی، باقر، اوج معرفت، تهران، نشر عروج، ۱۳۹۸ش.
- صاحبی، باقر، حکمت معنوی، تهران، نشر عروج، ۱۴۰۱ش.
- طباطبائی، محمدحسین، نهایة الحکمة، قم، انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین، ۱۴۲۷ق.
- عبودیت، عبدالرسول، درآمدی به نظام حکمت صدرایی، تهران، نشر سمت، ۱۳۸۸ش.
- ملاصدرا، محمدبنابراهیم، الحکمة المتعالیه فی الاسفار العقلیة الاربعه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۹۸۱م.
- ملاصدرا، محمدبنابراهیم، شرح الهدایة الأثیریه، بیروت، تاریخ العربی، ۱۴۲۲ق.
- ملاصدرا، محمدبنابراهیم، مبدأ و المعاد، تصحیح سیدجلالالدین آشتیانی، تهران، انجمن حکمت و فلسفه، ۱۳۵۴ش.
نویسنده: باقر صاحبی