پرش به محتوا

محمدتقی بافقی

از ویکی امام خمینی
محمدتقی بافقی
اطلاعات فردی
نام کاملمحمدتقی بافقی یزدی
تاریخ تولد۱ خرداد ۱۲۵۷ش / ۱۹ جمادی‌الاولی ۱۲۹۵ق
زادگاهبافق، یزد
تاریخ وفات۲۶ فروردین ۱۳۲۵ش
محل دفنحرم حضرت معصومه(س)، مسجد بالاسر
شهر وفاتری
اطلاعات علمی
استادانسیدمحمدکاظم یزدی، آخوند خراسانی، میرزاحسین نوری
محل تحصیلیزد، نجف
فعالیت‌های اجتماعی-سیاسی
سیاسیمخالفت با رضاخان؛ اعتراض به حضور بدون حجاب زنان دربار در حرم حضرت معصومه(س)
اجتماعیمشارکت در احیای حوزه علمیه قم و سامان‌دهی امور طلاب


محمدتقی بافقی یزدی (۱۲۵۷ـ۱۳۲۵ش)، فقیه شیعه ایرانی و عارف مجاهد در سدۀ ۱۴ قمری بود که به سبب مخالفت‌های آشکارش با رضاخان شهرت یافت. در احیای حوزه علمیه قم و ادارۀ آن همراه شیخ عبدالکریم حائری بود. دلیری بافقی در رویارویی با رضاخان، تأثیر شایانی در حوزه علمیه قم بر جای گذاشت. به‌گونه‌ای که امام‌خمینی در درس اخلاقش از او به نیکی یاد کرده و الگویش می‌دانست.

زندگی شخصی و علمی

محمدتقی بافقی یزدی دوشنبه، یکم خرداد ۱۲۵۷ش(۱۹ جمادی‌الاولی ۱۲۹۵ق) در بافقِ یزد زاده شد.[۱] وی فرزند بازرگانی به‌نام حاج محمدباقر بود که پسرش را برای تحصیل علوم دینی به یزد برد. محمدتقی دوره مقدمات و سطح را در یزد، نزد آقاسیدعلی مدرسِ لب‌خندقی و دیگر استادان فرا گرفت و در بیست سالگی برای دانش‌افزایی راهی نجف شد.[۲] وی از استادانی چون: سیدمحمدکاظم یزدی، آخوند ملامحمدکاظم خراسانی، حاج میرزاحسین نوری، سیدحسن صدر کاظمینی و سیداحمد کربلایی بهره گرفت و به درجه اجتهاد رسید.[۳] او در نجف مغازه‌ای هم دایر کرده بود تا محل درآمدی برایش باشد.[۴]

بافقی پس از هفده سال دانش‌اندوزی در عتبات عالیات، سال۱۲۹۷ش (۱۳۳۷ق) به ایران بازگشت و در قم، محله باغ‌پنبه ساکن شد.[۵] با سکونت در قم، تنها به درس و بحث نپرداخت، دغدغۀ وضعیت دینی مردم و طلاب را داشت. برای همین در کنار ابوالقاسم کبیر قمی و میرزا محمد فیض قمی، در صدد احیای حوزه علمیه قم و اجرای خدمات دینی برآمد و به همراه آنان در صدد دعوت حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی برآمدند.[۶] با احیای حوزۀ قم، بافقی یکی از دستیاران عمده عبدالکریم حائری یزدی شد و امور طلاب را که شمارشان روزبه‌روز بیشتر می‌شد، پذیرفت و نیز، در نبود حائری، به جای نماز جماعت می‌خواند.[۷]

کنشگری‌های سیاسی بافقی

شیخ محمدتقی بافقی در ایام جوانی و پیش از رفتن به نجف نیز، ناآگاه از مسائل سیاسی نبود. تاآنجاکه برخی بر این باورند که به دنبال یک سلسله فعالیت‌های سیاسی علیه حکام ستمگر محلی در یزد، تحت تعقیب قرار گرفت و ناگریز با ترس و مراقبت به نجف رفت.[۸] پس از بازگشت به ایران نیز هر از گاهی، وجه سیاسی شخصیت خود را نشان می‌داد. در دوره‌ای که رضاخان به‌عنوان سردار سپه، قدرت را در دست داشت،

بافقی چندباری به او نامه نوشت و نسبت به اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران هشدار داد. شاه از این عمل شیخ برآشفت و به مأموران دستور داد که مراقب بافقی باشند.[۹] بافقی در یکی از رویارویی خود با مسئولین دولتی قم، شیوه حکمرانی رضاشاه را به حکومت فرعون تشبیه کرده بود.[۱۰]

مهمترین رویارویی او با رضا شاه مربوط به نوروز سال ۱۳۰۷ همزمان با ماه رمضان بود. در آخرین روز سال ۱۳۰۶ش و پیش از تحویل سال نو، همسر و دختران رضاشاه و گروهی از زنان دربار به‌گونۀ بی‌حجاب به حرم حضرت معصومه(س) وارد شدند.[۱۱] مردم با دیدن زنان بی‌حجاب در حرم به شیخ محمدتقی که در حرم بود، شکایت بردند.[۱۲] بافقی به زنان پیام فرستاد و به وضعیت حضور آنان در حرم اعتراض کرد. چون بی‌اثر بود، خود به آنجا آمد و از آنها خواست تا حجاب بر سر کنند. همسر رضاشاه نخست بی‌اعتنایی کرد؛ اما با بلند شدن صدای اعتراض مردم، همراه دیگر زنان به اتاق پشت غرفۀ صحن حرم رفت. واقعه به تهران گزارش شد.[۱۳] رضاشاه به شدت عصبانی شد و قصد تنبیه عاملین را کرد. فردای آن روز، شاه با تجهیزات نظامی به سمت قم حرکت کرد و مستقیم وارد حرم شد.[۱۴] او که نبود موقت شیخ عبدالکریم حائری در قم، موجب جرأتش شده بود، با چکمه وارد حرم شد و نظامیان برخی را کتک زده و بافقی را دستگیر کردند. رضاشاه شخصاً بافقی را زیر لگد انداخت و به ناسزا گرفت و به زندان تهران فرستاد.[۱۵]

حائری هنگامی که به قم برگشت، از طلاب حاضر و ناظر در صحنه، درباره واکنش مردم پرسید؛ وقتی فهمید مردم تنها با تأسف و بدون واکنش عملی پراکنده شده‌اند، فتوا داد که «صحبت و مذاکره در اطراف قضیه اتفاقیه مربوط به شیخ محمدتقی بافقی برخلاف شرع انور و مطلقاً حرام است.[۱۶] بافقی پس از چند ماه با فشار علما، مردم و با پادرمیانی حائری یزدی از زندان آزاد شد.[۱۷] اما رضاشاه اجازه بازگشت به قم را نداد و به شهر ری تبعید شد.[۱۸] وی در آستان حضرت عبدالعظیم به امامت جماعت و امور دینی پرداخت و سرانجام در ۱۳۱۴ش توانست به مشهد برود.[۱۹] تااین‌که در سال ۱۳۲۰ش با عزل رضاخان از سلطنت از تبعید رهایی یافت و به قم بازگشت.[۲۰] در قم ماندگار نشد و سرانجام سال‌های پایان زندگی را در ری سپری کرد. بافقی در ۲۶ فروردین سال ۱۳۲۵ش. در اثر بیماری درگذشت.[۲۱] پیکرش در حرم حضرت معصومه(س) در مسجد بالاسر به خاک سپرده شد.[۲۲]

بافقی از دیدگاه امام‌خمینی

امام‌خمینی با محمدتقی بافقی آشنایی و ارتباطی نداشته است. اما در جریان واقعۀ نوروز ۱۳۰۷ و برخورد بافقی با همسر رضاشاه و زنان دربار قرار گرفته بود. برای همین در درس اخلاق دهۀ ۲۰ خود که روزهای چهارشنبه و پنج‌شنبه در مدرسه فیضیه تشکیل می‌شد، گاهی از بافقی و کارش به نیکی یاد کرده و می‌گفت: «هر کس بخواهد در این عصر مؤمنی را زیارت و دیدار کند که شیاطین تسلیم او می‌شوند و به دست او ایمان می‌آورند، مجاهد بافقی را ببیند.[۲۳]

پانویس

  1. ممبینی، «تندیس شجاعت: درگذشت شیخ محمدتقی بافقی»، ص۱۶۱.
  2. جمعی از مؤلفان، گلشن ابرار، ج۷، ص۲۷۳.
  3. موسوی گرمارودی، شرح زندگانی حاج شیخ محمدتقی بافقی، ص۳۸ و ۵۵-۵۴.
  4. جمعی از مؤلفان، گلشن ابرار، ج۷، ص۲۷۳.
  5. آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، ج۱، ص۲۴۸ـ۲۴۹.
  6. شریف‌رازی، گنجینه دانشمندان، ج۱، ص۲۸۶؛ انصاری قمی، اختران فقاهت، ج۲، ص۸۲۲.
  7. امین، مستدرکات أعیان الشیعه، ص۲۱۰.
  8. موسوی گرمارودی، شرح زندگانی حاج شیخ محمدتقی بافقی، ص۵۳.
  9. «مبارزی که رضاخان را از تهران به قم کشاند»، سایت مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران.
  10. موسوی گرمارودی، شرح زندگانی حاج شیخ محمدتقی بافقی، ص۶۰.
  11. «سندهای بدون شرح»، فصلنامه مطالعات تاریخی، ش۲۶، ص۱۹۱-۱۷۱.
  12. نوری همدانی، علمای بزرگ اسلام، ج۱، ص۲۲۸.
  13. نوری همدانی، علمای بزرگ اسلام، ج۱، ص۲۳۹-۲۴۲.
  14. حکمت، سی خاطره از عصر فرخنده پهلوی، ص۲۰۳.
  15. دوانی، نهضت روحانیون ایران، ج۲، ص۱۵۶.
  16. عفتی، «آیت‌الله مؤسس، حائری یزدی، شیخ عبدالکریم»، ص۱۶۴.
  17. نوری همدانی، علمای بزرگ اسلام، ج۱، ص۲۳۸؛ «محمد تقی بافقی»، پایگاه اطلاع رسانی حوزه.
  18. دوانی، نهضت روحانیون ایران، ج۱ و ۲، ص۴۱۰.
  19. «محمدتقی بافقی»، پایگاه اطلاع رسانی حوزه.
  20. «محمد تقی بافقی»، پایگاه اطلاع رسانی حوزه.
  21. حائری، روزشمار شمسی، ص۶۶.
  22. موسوی گرمارودی، شرح زندگانی حاج شیخ محمدتقی بافقی، ص۲۲ و ۶۸.
  23. شریف‌رازی، گنجینه دانشمندان، ج۸، ص۱۸.

منابع

  • امین، سید حسن، مستدرکات أعیان الشیعة، بیروت،دار التعارف للمطبوعات، چاپ۱، ۱۴۰۸ق.
  • انصاری قمی، ناصرالدین، اختران فقاهت، قم، دلیل ما، دوم، ۱۳۸۷ش.
  • آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه، مشهد، نقباء البشر، ۱۴۰۴ق.
  • جمعی از مؤلفان٬ گلشن ابرار٬ قم٬ انتشارات نورالسّجاد٬ چ۱، ۱۳۸۶ش.
  • حائری، علی، روزشمار شمسی، قم، مرکز پژوهش‌های صدا و سیما، ۱۳۸۱ش.
  • حکمت، علی‌اصغر، سی خاطره از عصر فرخنده پهلوی، تهران، انتشارات وحید، ۱۳۵۳ش.
  • دوانی، علی، نهضت روحانیون ایران، نهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۹۴ش.
  • سندهای بدون شرح، فصلنامه مطالعات تاریخی، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، شماره ۲۸، بهار ۱۳۸۹ش.
  • شریف‌رازی، محمد، گنجینه دانشمندان، قم، ۱۳۵۲ش.
  • صفوت، محمدعلی، داستان دوستان، تصحیح غلامرضا طباطبایی مجد، تهران، انتشارات اختر، ۱۳۸۰ش.
  • عفتی، قدرت‌الله، «آیت‌الله مؤسس، حائری یزدی، شیخ عبدالکریم»، فصلنامه حضور، ش۵۷، تابستان ۱۳۸۵ش.
  • ممبینی، صغری، «تندیس شجاعت: درگذشت شیخ محمدتقی بافقی»، مجله گلبرگ، ش۶۱، فروردین ۱۳۸۴ش.
  • موسوی گرمارودی، علی، شرح زندگانی حاج شیخ محمدتقی بافقی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۸ش.
  • نوری همدانی، حسین، علمای بزرگ اسلام، قم، انتشارات مهدی موعود، ۱۳۸۶ش.
  • «محمدتقی بافقی»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.
  • «مبارزی که رضاخان را از تهران به قم کشاند»، سایت مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران.

نویسنده: محسن آقایی قمصری