محدث نوری
محدث نوری (۱۲۵۴–۱۳۲۰ق) فقیه و از محدثان مهم قرن چهاردهم هجری بهشمار میرود. مهمترین اثر محدث نوری را کتاب بزرگ مستدرک الوسائل دانستهاند که یکی از مجموعههای بزرگ حدیثی بهشمار میرود.
محدث نوری در کتاب جنجالی خود به نام فصل الخطاب متمایل به تحریف قرآن شده است. امامخمینی در باب موضوع تحریفناپذیری قرآن، نقدهای تند و تیزی به محدث نوری داشته است. امام او را فردی صالح و جستوجوگر توصیف میکند اما اشکالش این است که به جمعآوری روایات غیرمعتبر و مطالب عجیب و غریب و مسائلی که عقل سلیم و فکر درست آن را نمیپذیرد اشتیاق دارد.
معرفی و جایگاه
میرزا حسین نوری، مشهور به محدث نوری از محدثان و علمای مهم شیعه معاصر و از نویسندگان پر تألیف است.[۱] محدث نوری از جمله عالمانی است که در حفظ، اِحیاء و کشف آثار حدیثی شیعه تلاشهای بسیار نموده است.[۲] بررسی آثار حدیثی وی از تسلط علمی او بر علم رجال و آثار علمای پیشین حکایت دارد. نوری با گردآوری کتب متعدد روایی و استفاده از روایات معتبر آنها به غنای کتب روایی شیعه خدمات شایانی نموده است.[۳]
در اهمیت جایگاه محدث نوری میتوان گفت که در طول حدود صد و پنجاه سال اخیر که بر تاریخ حدیث شیعه گذشته است، کمتر «اجازهنامه روایی» یافت میشود که نام محدث نوری، در آن به چشم نیاید.[۴].[۵] صاحب کتاب اعیان الشیعه درباره نوری گفته است وی عالمی فاضل و محدث بود که تخصص و تبحر او در علم رجال و حدیث، زبانزد خاص و عام بوده و در سیره و تاریخ نیز متخصص و آگاه بود.[۶] همچنین شبیری زنجانی درباره محدث نوری میگوید وی بسیار محقق و عظیم الشأن بود و کتاب مستدرک او نزد اهل تحقیق بسیار ارزشمند است.[۷] از شاگردان او میتوان از شیخ عباس قمی، محمدباقر قائنی بیرجندی، آقا بزرگ تهرانی و محمدتقی بافقی نام برد.[۸]
زندگینامه
محدث نوری در هجدهم شوال ۱۲۵۴، در شهر نور مازندران به دنیا آمد. او پس از چندی به تهران مهاجرت کرد و با عبدالرحیم بروجردی (پدر همسرش) آشنا شد و از وی بهرهها برد. سپس همراه او در سال ۱۲۷۳ق، به عراق هجرت نمود و پس از نزدیک چهار سال اقامت در نجف و بازگشت به تهران، دوباره به عراق سفر کرد و چندی ملازم عبدالحسین تهرانی مشهور به «شیخ العراقین» بود.[۹] پس از مراجعت به وطن و عزیمت به حج، به نجف بازگشت و در درس میرزای شیرازی، شرکت جست و در سال ۱۲۹۲ق، همراه وی به سامرا مهاجرت نمود و اهل و عیال خود را نیز به همراه برد. در آن جا نیز پس از یک بار مراجعت به وطن و انجام دو سفر حج، به سامرا بازگشت و در آن جا ماند تا این که استادش در سال ۱۳۱۲ق، وفات یافت. دو سال بعد، عازم نجف گردید تا در آن جا بماند؛ اما پس از چند روز تحمل بیماری، در سال ۱۳۲۰ق، درگذشت[۱۰] و در حرم امام علی(ع) دفن شد.[۱۱]
آثار
محدث نوری، بیش از چهل سال در راه تحقیق و تألیف، زحمتهای فراوان متحمل شد که نتیجه آن، تألیفات بسیار در موضوعات مختلف است. بعضی از آثار محدث نوری، چاپ شده و برخی، هنوز به چاپ نرسیده است. از آثار چاپ شده وی، میتوان به این موارد اشاره نمود:
- نفس الرحمان فی فضائل سیّدنا سلمان؛
- دار السلام، در دو جلد، که دربارهٔ خواب و تعبیر خواب است؛
- جنّة المأوی، دربارهٔ امام زمان(عج)؛
- الفیض القدسی، دربارهٔ زندگی علامه مجلسی؛
- لؤلؤ و مرجان، در رد خرافات دربارهٔ حماسه عاشورا؛
- تحیّة الزائر، که مستدرک تحفة الزائر علامه مجلسی است؛[۱۲]
- مستدرک الوسائل که مهمترین اثر محدث نوری و یکی از مجموعههای بزرگ حدیثی بهشمار آوردهاند.[۱۳]
کتاب جنجالی فصل الخطاب
جنجالیترین کتاب قرآنی دو قرن اخیر، که احتمال حذف و تغییر در قرآن را صحیح و قوی دانسته است، کتاب فصل الخطاب فی تحریف کتاب ربّ الارباب از محدث نوری است. وی در این کتاب، دلایل متعددی بر تحریف حذفی قرآن ارائه نموده است.[۱۴] محدث نوری در دیباچه کتاب نوشته است که این کتابی است در اثبات تحریف قرآن، و فضایح اهل جور و عدوان.[۱۵]
نقد امامخمینی به محدث نوری دربارهٔ تحریف قرآن
امامخمینی به مناسبت بررسی مسئلهٔ تحریف قرآن، به اظهار نظری دربارهٔ محدث نوری پرداخته است و لحن تند ایشان در هیچ مناسبت دیگری نسبت به یکی از علما و محدثین شیعه سابقه نداشته است.[۱۶] ایشان در کتاب انوار الهدایه فی التعلیقه علی الکفایه مینویسد صاحب «فصل الخطاب» کسی است که کتابهایش نه فایده علمی دارد و نه فایده عملی؛ بلکه تنها عبارت است از طرح احادیث ضعیف و غیرمعتبر که علما از عمل به آنها اعراض کرده و بزرگان پیشگام و خردمند ما، مانند شیخ کلینی، شیخ صدوق، و شیخ طوسی از نقل آنها دوری جستهاند.[۱۷]
امامخمینی کتابهای محدث نوری را مملو از قصهها و حکایات غریبی میداند که اغلب آنها به شوخی شبیهتر است تا جدی. امام البته شخص محدث نوری را فردی صالح و جستوجوگر توصیف میکند؛ اما مشکل او را این میداند که به جمعآوری روایات غیرمعتبر و مطالب عجیب و غریب و مسائلی که عقل سلیم و فکر درست آن را نمیپذیرد اشتیاق دارد. امام در ادامه به معاصرین محدث نوری اعتراض میکند که چگونه غافل شدند تا محدث نوری روایاتی درباره تحریف قرآن را نقل کند که آسمانها باید برای آن بگریند و زمین تکه تکه شود.[۱۸] ایشان گفته محدث نوری را گفتاری وحشتناک و شنیع میداند که ضرر عظیمی بر شیعه وارد کرده است و خاطرنشان میکند روش نوری در سایر کتابهایش نیز اعتماد به روایات ضعیفی است که اصحاب از آن اعراض کردهاند و نیز نقل حکایات غریبی است که غالباً به دور از واقعیت است و بیان مطالبی که فایدهای در آن نیست.[۱۹]
پانویس
- ↑ آقابزرگ تهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعه، ج۳ ص۴۸۸، ج۱۱ ص۱۸، ج۱۵ ص۲۰ ص۲۳ ص۲۰۲، ج۱۶ ص۲۳۱، ج۱۸ ص۱۲۴، ج۷ ص۵۲۱ و ۲۰۰، ج۲۳ ص۳۱۲؛ وفایی، تاریخ حدیث شیعه از آغاز سده چهاردهم هجری تا امروز، ص۲۳.
- ↑ مظفری؛ معارف، «تحلیل انتقادی مبانی محدث نوری در اعتبارسنجی منابع حدیثی»، ص۲۸.
- ↑ مظفری؛ معارف، «تحلیل انتقادی مبانی محدث نوری در اعتبارسنجی منابع حدیثی»، ص۲۸.
- ↑ امین عاملی، اعیان الشیعة، ج۶، ص۱۴۳.
- ↑ استادی، «واکاوای و ماخذشناسی ردیههای بر کتاب فصل الخطاب محدث نوری در عدم تحریف قرآن»، ص۵۳ و ص۵۴.
- ↑ امین عاملی، اعیان الشیعة، ج۶، ص۱۴۳.
- ↑ شبیری زنجانی، جرعهای از دریا، ج۳، ص۳۳۵.
- ↑ جمعی از مؤلفان، گلشن ابرار، ۱۳۸۶ش، ج۷، ص۲۷۳.
- ↑ آقابزرگ تهرانی، طبقات أعلام الشیعة و هو نقباء البشر فی القرن الرابع عشر، ج۲، ص۵۴۳ تا ص۵۴۸.
- ↑ آقابزرگ تهرانی، طبقات أعلام الشیعة و هو نقباء البشر فی القرن الرابع عشر، ج۲، ص۵۴۳ تا ص۵۴۸؛ وفایی، تاریخ حدیث شیعه از آغاز سده چهاردهم هجری تا امروز، ص۲۳ و ۲۴.
- ↑ استادی، «واکاوای و ماخذشناسی ردیههای بر کتاب فصل الخطاب محدث نوری در عدم تحریف قرآن»، ص۵۳.
- ↑ امین، اعیان الشیعه، ج۶، ص۱۴۴ و۱۴۵؛ وفایی، تاریخ حدیث شیعه از آغاز سده چهاردهم هجری تا امروز، ص۲۴ و ص۲۵.
- ↑ وفایی، تاریخ حدیث شیعه از آغاز سده چهاردهم هجری تا امروز، ص۲۵.
- ↑ نوری، فصل الخطاب، ص۲۰۹ و ص۲۳۴؛ استادی، «واکاوای و ماخذشناسی ردیههای بر کتاب فصل الخطاب محدث نوری در عدم تحریف قرآن»، ص۵۲.
- ↑ نوری، فصل الخطاب، دیباچه.
- ↑ امامخمینی، انوار الهدایه، ج ۱، صص. ۲۴۴–۲۴۵.
- ↑ امامخمینی، انوار الهدایه، ج ۱، صص. ۲۴۴–۲۴۵.
- ↑ امامخمینی، انوار الهدایه، ج ۱، صص. ۲۴۴–۲۴۵.
- ↑ امامخمینی، انوار الهدایه، ج ۱، صص. ۲۴۴–۲۴۷.
منابع
- آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعه، قم: مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۰۸ق.
- آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، طبقات أعلام الشیعة و هو نقباء البشر فی القرن الرابع عشر، مشهد، دار المرتضی، ۱۴۰۴ق.
- استادی، کاظم، «واکاوای و ماخذشناسی ردیههای بر کتاب فصل الخطاب محدث نوری در عدم تحریف قرآن»، مطالعات قرآنی، شماره ۶۲، تابستان ۱۴۰۴ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، انوار الهدایة فی التعلیقة علی الکفایه، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، چاپ سوم، ۱۳۸۵ش.
- امین عاملی، سید محسن، اعیان الشیعة، بیروت، دارالتعارف، ۱۴۲۱ق.
- جمعی از مؤلفان، گلشن ابرار، بینا، ۱۳۸۶ش.
- شبیری زنجانی، سید موسی، جرعهای از دریا (ج۳)، قم، مؤسسه کتابشناسی شیعه، ۱۳۹۳ش.
- مظفری، راضیه، معارف، مجید، «تحلیل انتقادی مبانی محدث نوری در اعتبارسنجی منابع حدیثی»، حدیثپژوهی، شماره۳۳، بهار و تابستان ۱۴۰۴ش.
- نوری، میرزاحسین، فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب الارباب، بیجا، ۱۲۹۸ق.
- نوری، حسین بن محمدتقی، فصل الخطاب فی تحریف کتاب ربالارباب، نجف، چاپ سنگی. ۱۲۹۸ق.
- وفایی، مرتضی، تاریخ حدیث شیعه از آغاز سده چهاردهم هجری تا امروز، قم، مؤسسه علمی فرهنگی دارالحدیث، ۱۳۹۰ش.