آخوند خراسانی
آخوند خراسانی (۱۲۵۵–۱۳۲۹ق)، فقیهِ اصولی و مؤلف اثر مهم کفایةالاصول و از حامیان اصلی نهضت مشروطه ایران. آخوند پس از درگذشت استادش، میرزای شیرازی، به مرجعیت رسید و تا زمان مرگش یکی از مراجع تقلید مشهور بهشمار آمد و مقلدان بسیاری، بهویژه در ایران داشت.
امامخمینی درسهای اصول فقه خود را بر پایه کتاب کفایة الاصول مرحوم آخوند بیان کرده و بخشی از دیدگاههای خود را در کتاب انوار الهدایه، به صورت تعلیقههای تفصیلی بر این کتاب نگاشته است. همچنین امامخمینی در برخی مباحث علم اصول مانند ذاتیبودن حجیت قطع، مباحث الفاظ و مراتب حکم شرعی با مرحوم آخوند اختلاف رای دارد که در آثار اصولی خود آن را شرح داده است.
معرفی و جایگاه
محمدکاظم خراسانی(۱۲۵۵–۱۳۲۹ق)، مشهور به آخوند خراسانی، فقیهِ اصولی و مرجع تقلید شیعه و رهبر سیاسی عصر مشروطیت است.[۱] آخوند خراسانی به سبب تبحر و نوآوریهایش در اصول فقه، شهرت علمی عظیمی کسب کرده است.[۲] مهمترین اثر او، کفایةالاصول، کتاب درسی طلاب در پایان دورهٔ سطح است که غالباً پایهٔ کار مدرسان خارج اصول میگردد. بیش از ۱۰۰ تن مجتهد بر این کتاب حاشیه نگاشتهاند.[۳]
آخوند خراسانی که افزون بر ده سال در مکتب اصولی و فقهی شیخ انصاری تربیت یافته بود، پس از انصاری تأثیرگذارترین مجتهد بر حوزههای علمی شیعی بود و آرا و آثارش، نفوذ و محوریت خاصی پیدا کرد.[۴] آخوند از فقیهان و اندیشمندان برجستهای است که عظمت درس و آثار و اندیشهاش از جایگاه ویژهای در جهان اسلام و عالم تشیع برخوردار است.[۵] وی خدمات بسیاری برای جامعهٔ فرهنگ و تمدن شیعه انجام داد و شاگردان بسیاری را تربیت کرد.[۶] آخوند پس از درگذشت استادش، میرزای شیرازی، به مرجعیت رسید و تا زمان مرگش یکی از مراجع تقلید مشهور بهشمار آمد و مقلدان بسیاری، بهویژه در ایران داشت.[۷]
شاگردان
از شاگردان بلندآوازهٔ آخوند، میرزا ابوالحسن مشکینی، محمدحسین کاشفالغطاء، محمدجواد بلاغی، آقاضیاءالدین عراقی، محمدعلی شاهآبادی، سیدمحسن امین عاملی، سیدابوالحسن اصفهانی، حاجآقا حسین قمی، سیدمحمدتقی خوانساری، سیدعبدالحسین حجت، سیدحسن مدرس، محمدحسین اصفهانی (کمپانی)، سیدصدرالدین صدر، سیدعبدالله بهبهانی، سیدعبدالهادی شیرازی، سیدمحسن حکیم، سیدمحمود شاهرودی و آقابزرگ تهرانی را میتوان نام برد.[۸]
آثار
از آثار مهم آخوند کتب و رسائل زیر شهرت بیشتری یافتهاند: کفایةالاصول، تعلیقة علی المکاسب، دُرر الفوائد فی شرح الفرائد، الفوائد الفقهیة و الاصولیة، تکملة التبصرة، شرح تکملة التبصرة، الاجتهاد و التقلید، کتاب فی الوقف.[۹]
زندگینامه
محمدکاظم خراسانی در سال ۱۲۵۵ق در مشهد متولد شد و در همان شهر علوم مقدماتی را فرا گرفت و ازدواج کرد. در ۱۲۷۷ق، مشهد را به سوی سبزوار ترک کرد. در آنجا، چند ماهی در نزد ملاهادی سبزواری فلسفه خواند. سپس به تهران سفر کرد و نزد ملاحسین خوئی و نیز ابوالحسن جلوه به تحصیل فلسفه ادامه داد.[۱۰] در ۱۲۷۹ق راهی نجف شد و تا زمان درگذشت شیخ انصاری یعنی مدت ۲ سال و چند ماه، از درس فقه و اصول او استفاده کرد. پس از وفات انصاری در محضر میرزای شیرازی به تعلم فقه و اصول پرداخت و از درس استادان دیگری مانند سیدعلی شوشتری، شیخ راضی نجفی و سیدمهدی قزوینی نیز بهره گرفت.[۱۱] پس از درگذشت میرزای شیرازی، آخوند خراسانی بهعنوان جانشین میرزای شیرازی و بزرگترین مرجع تقلید عالم شیعه مشخص گردید.[۱۲] پس از آن علما و طلاب از همهٔ نقاط جهان تشیع به سوی نجف روی آوردند و در مجلس درس او شرکت کردند. تعداد شرکتکنندگان در درس اصول او به قدری زیاد بود که تا آن زمان مانند آن شنیده نشده بود.[۱۳]
از رهبران مشروطه
آخوند خراسانی به امور سیاسی و اجتماعی کشورهای اسلامی، بهویژه ایران، بسیار حساس بود. مواضع صریح او در حمایت از نهضت مشروطه ایران، حساسیت شدید او را به پدیده شایع در کشورهای اسلامی، یعنی استبداد ازآنرو که زمینهساز ستم و بیعدالتی و تضییع حقوق مردم است، نشان میدهد.[۱۴] شهرت سیاسی آخوند بهعنوان رهبر سیاسی از دوران فعالیت شدید وی در جنبش مشروطیت آغاز شد. آخوند به همراه ۲ تن از مجتهدان بزرگ معاصر خویش، میرزاحسین تهرانی و شیخ عبدالله مازندرانی، در رأس رهبران جنبش قرار گرفت. محمدحسین نائینی نیز در این راه به او یاری میرساند.[۱۵]
خراسانی مهمترین نظریهپرداز دینی مشروطیت و پشتیبان سرسخت مشروطهخواهان بود و به نفع نهضت مشروطه و قانون اساسی فتوا داد. نقش او، هم از جهت نظری و هم از جهت عملی، در پیشبرد مشروطه بیبدیل بودهاست تا جایی که از زمان رسمیت یافتن مشروطیت در ایران تا زمان درگذشتش، یعنی بیش از پنج سال، او شخصیت اول در تحولات نظری و عملی در ایران و در همه حوزههای شیعی بهشمار میرود.[۱۶] یکی از ابعاد تأثیرگذاری آخوند خراسانی در نهضت مشروطه، تلاش برای تئوریزه کردن مشروطه و مفاهیم و نهادهای جدیدی بود که همراه با آن برای اولین بار به ایران وارد شد؛ نیز سازگارکردن آن با آموزههای اسلامی بر اساس اندیشه سیاسی شیعه در عصر غیبت بود.[۱۷]
تعلیقه امامخمینی بر کفایه آخوند
امامخمینی درسهای اصول فقه خود را بر پایه کفایة الاصول مرحوم آخوند بیان کرده، و بخشی از دیدگاههای خود را در کتاب انوار الهدایه، به صورت تعلیقههای تفصیلی بر این کتاب نگاشته است. این کتاب شامل مباحث قطع و ظن و شک علم اصول است.[۱۸] تاریخ پایان کتاب، یازدهم رمضان ۱۳۶۸ق/ ۱۵ تیر ۱۳۲۸ش است.[۱۹]
برای نخستین بار در سال ۱۳۷۲ مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی این کتاب را در دو جلد با عنوان ابتکاری انوار الهدایة فی التعلیقة علی الکفایه منتشر کردهاست.[۲۰]
اختلاف آرای امامخمینی با آخوند خراسانی در برخی مباحث علم اصول
امامخمینی در برخی مباحث علم اصول با آخوند خراسانی اختلاف رای و نظر دارد. از جمله این موضوعات بحث مراتب حکم شرعی است که بین نظر آخوند خراسانی و امامخمینی اختلاف وجود دارد. آخوند خراسانی مراتب حکم را مرتبه اقتضاء، انشاء، فعلیت و تنجز میداند، ولی امامخمینی مراتب حکم را قبول ندارند؛ بلکه قائل به خطابات قانونی است؛ ولی مراتب حکم را بر اساس مبنای مشهور در مرتبه انشاء و فعلیت میدانند و مرحله اقتضاء را جزء مبادی و ملاکات حکم (مصالح و مفاسد) بیان میکنند و تنجز را از احکام عقل بعد از تمامیت حکم میدانند.[۲۱]
از دیگر موارد اختلافی، تعریف و اقسام وضع در مباحث الفاظ است که بین نظر آخوند خراسانی و امامخمینی اختلاف وجود دارد. آخوند خراسانی وضع را به گونهای تعریف کردند که شامل وضع تعیّنی هم بشود؛ ولی امامخمینی وضع را «قرار دادن لفظ برای معنا» تعریف کردند و وضع تعیّنی را وضع نمیدانند. از طرف دیگر آخوند قائل است که قسم سوم (وضع عام. موضوعله خاص) امکان دارد ولی وقوع ندارد و معانی حرفیه از قسم ثانی (وضع عام. موضوعله عام) است و قسم رابع (وضع خاص. موضوعله عام) را محال میدانند؛ اما امامخمینی علاوه بر وقوع قسم سومء قسم چهارم وضع را هم ممکن میدانند و معانی حرفیه را از قسم سوم میدانند.[۲۲]
همچنین در باب حجیت قطع، مشهور اصولیون بر مبنای نظر آخوند خراسانی ذاتی بودن آن را پذیرفتهاند؛ و در صدد مدلّل نمودن آن با ادله کلامی، عقلی یا عقلایی برآمده و آن را پیش فرض بسیاری از مسائل اصولی قرار دادهاند؛ اما از نظر امامخمینی، این دلایل تام نبوده و قابل پذیرش نیست. طبق مبنای اصولی امامخمینی، قطع کاشفیت ذاتی ندارد؛ اما دلیل حجیّت قطع به احکام شرعی که مستند به دلایل عقلی است، به حکم مولوی شارع بازمیگردد.[۲۳] همچنین امامخمینی در باب مسئله «ملاک تمایز علوم» با مرحوم آخوند اختلاف دارد و نظریه سنخه خود را ارائه میدهد.[۲۴]
پانویس
- ↑ گروهی از نویسندگان، «آخوند خراسانی»، ج۱، ذیل مدخل؛ رئیسزاده، «خراسانی آخوند ملامحمدکاظم»، ج۱۵، ذیل مدخل.
- ↑ گروهی از نویسندگان، «آخوند خراسانی»، ج۱، ذیل مدخل.
- ↑ فضلی، دروس فی اصول الفقه الامامیه، ۱/۱۳–۲۹.
- ↑ رئیسزاده، «خراسانی آخوند ملامحمدکاظم»، ج۱۵، ذیل مدخل.
- ↑ جنابادی، «آخوند خراسانی، عقل و عقلانیت دینی»، ص۱۲۵.
- ↑ رضادوست؛ منتظر القائم، «حیات علمی و فرهنگی و اجتماعی آخوند خراسانی»، ص۶۱.
- ↑ رئیسزاده، «خراسانی آخوند ملامحمدکاظم»، ج۱۵، ذیل مدخل.
- ↑ عبدالرحیم، المصلح المجاهد الشیخ محمدکاظم الخراسانی، ص۳۵-۳۶.
- ↑ گروهی از نویسندگان، «آخوند خراسانی»، ج۱، ذیل مدخل.
- ↑ مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ج۱، ص۴۱.
- ↑ امین، سید محسن، أعیان الشیعة، ج۹، ص۵.
- ↑ گروهی از نویسندگان، «آخوند خراسانی»، ج۱، ذیل مدخل.
- ↑ رئیسزاده، «خراسانی آخوند ملامحمدکاظم»، ج۱۵، ذیل مدخل.
- ↑ رئیسزاده، «خراسانی آخوند ملامحمدکاظم»، ج۱۵، ذیل مدخل.
- ↑ گروهی از نویسندگان، «آخوند خراسانی»، ج۱، ذیل مدخل.
- ↑ رئیسزاده، «خراسانی آخوند ملامحمدکاظم»، ج۱۵، ذیل مدخل.
- ↑ احمدی طباطبایی؛ حجتی، «دلایل سازگاری حکومت مشروطه با مبانی اسلامی دراندیشه سیاسی آخوند خراسانی»، ص۳۷.
- ↑ بروجردی، آشنایی با اندیشههای امامخمینی: اندیشههای اصولی امام، ص۳؛ ذاکری، طلوع خورشید، سالشمار زندگانی امامخمینی قدس سره، ص۱۲۳.
- ↑ امامخمینی، صحیفه امام، ج۲، ص۴۴۳.
- ↑ مؤسسه تنظیم، مقدمه کتاب انوار الهدایة فی التعلیقة علی الکفایه تألیف امامخمینی، ج۱، ص۲۲ و ص۲۳.
- ↑ حاجیزاده، و دیگران، «نقد مراتب حکم از منظر مرحوم آخوند خراسانی بر اساس دیدگاه امامخمینی»، ص۱۲۳.
- ↑ اکبریان، «بررسی تطبیقی تعریف و اقسام وضع از منظر مرحوم آخوند خراسانی و امامخمینی»، ص۱۱۹.
- ↑ آقایی؛ نجفی، «بررسی تطبیقی حجیّت قطع از دیدگاه آخوند خراسانی، شهید صدر و امامخمینی (ره)»، ص۷۰.
- ↑ خطیبی، «بررسی نسبت نظریه تمایز علوم آخوند خراسانی (ره) با نظریه سنخه امامخمینی (ره)»، ص۳۹.
منابع
- احمدی طباطبایی، سید محمدرضا؛ حجتی، علی، «دلایل سازگاری حکومت مشروطه با مبانی اسلامی دراندیشه سیاسی آخوند خراسانی»، شیعهشناسی، شماره ۳۷، بهار ۱۳۹۱ش.
- آقایی، محمد، نجفی، فرزانه، «بررسی تطبیقی حجیّت قطع از دیدگاه آخوند خراسانی، شهید صدر و امامخمینی (ره)»، پژوهشهای حقوقی میان رشتهای، شماره ۱۱، پاییز ۱۴۰۱ش.
- اکبریان، حسین، «بررسی تطبیقی تعریف و اقسام وضع از منظر مرحوم آخوند خراسانی و امامخمینی»، آفاق فقاهت، شماره ۵، زمستان ۱۴۰۰ش.
- امامخمینی، سید روحالله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۹ش.
- امین، سید محسن، أعیان الشیعة، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، ۱۴۰۳ق.
- بروجردی، مسیح، آشنایی با اندیشههای امامخمینی: اندیشههای اصولی امام، موجود در قم، کتابخانه مؤسسه تنظیم …، بیتا.
- جنابادی، سجاد، «آخوند خراسانی، عقل و عقلانیت دینی»، فقه حکومتی، شماره ۹، بهار و تابستان ۱۳۹۹ش.
- حاجیزاده، حسین؛ اکبریان، حسین؛ امیری، ناصر نیکخو، «نقد مراتب حکم از منظر مرحوم آخوند خراسانی بر اساس دیدگاه امامخمینی»، مطالعات اصول فقه امامیه، شماره ۲۲، پاییز و زمستان ۱۴۰۳ش.
- خطیبی، مهدی، «بررسی نسبت نظریه تمایز علوم آخوند خراسانی (ره) با نظریه سنخه امامخمینی (ره)»، آفاق فقاهت، شماره ۸، بهار و تابستان ۱۴۰۲ش.
- ذاکری، علیاکبر، طلوع خورشید، سالشمار زندگانی امامخمینی قدس سره، قم، بوستان کتاب، چاپ دوم، ۱۳۹۱ش.
- رضادوست، عصمت؛ منتظر القائم، اصغر، «حیات علمی و فرهنگی و اجتماعی آخوند خراسانی»، تاریخنامه خوارزمی، شماره ۲۲، تابستان ۱۳۹۷ش.
- رئیسزاده، محمد، «خراسانی آخوند ملامحمدکاظم»، دانشنامه جهان اسلام، تهران، بنیاد دائره المعارف اسلامی، ۱۳۹۳ش.
- عبدالرحیم، محمدعلی، المصلح المجاهد الشیخ محمدکاظم الخراسانی، نجف، مطبعة النعمان، ۱۳۹۲ق.
- فضلی، عبدالهادی، دروس فی اصول الفقه الامامیه، بیروت، مرکز الغدیر، ۱۴۲۸ق.
- گروهی از نویسندگان، «آخوند خراسانی»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، بیتا.
- مدرس تبریزی، محمدعلی، ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب، تهران، کتابفروشی خیام، ۱۳۶۹ش.
- مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، مقدمه کتاب انوار الهدایة فی التعلیقة علی الکفایه تألیف امامخمینی، تهران، چاپ سوم، ۱۳۸۵ش.