پرش به محتوا

معراج

از ویکی امام خمینی

معراج، به معنای عروج پیامبر از مسجدالاقصی به آسمان می‌باشد. امام‌خمینی در آثار خویش درباره معراج، حقیقت، جایگاه و چگونگی وقوع و نحوه عروج آن به آسمان‌ها پرداخته و در مقام تبیین حقیقت معراج با استناد به آیات الهی و روایات، علاوه بر توضیح ظاهری به تأویل باطنی معراج، با رویکرد عرفانی نیز پرداخته است.

اهمیت و جایگاه معراج

معراج در اصطلاح دینی به معنای عروج پیامبر از مسجدالاقصی به آسمان می‌باشد.[۱] روایت و قضیه معراج در قرآن در دو سوره اسراء و نجم اشاره شده است. در احادیث شیعه و اهل‌سنت نیز به صورت متواتر آمده است، با این حال میان اندیشمندان اسلامی دربارۀ جزئیات معراج از جمله زمان و قوع مکان، تعداد دفعات، نحوه عروج و جسمانی و روحانی بودن آن اختلاف نظر وجود دارد.[۲]

امام‌خمینی نیز در آثار خویش درباره معراج، حقیقت جایگاه و چگونگی وقوع و نحوه عروج آن به آسمان‌ها، پرداخته و در مقام تبیین حقیقت معراج با استناد به آیات الهی و روایات علاوه بر توضیح ظاهری، به توضیح و تأویل باطنی معراج با رویکرد عرفانی پرداخته است.[۳]

اقوال در معراج

اندیشمندان اسلامی در بیان حقیقت و نحوه و چگونگی معراج اقوال متعددی دارند از جمله:

معراج جسمانی: معنای معروف و معهود میان متکلمان اسلامی و حکمای الهی آن است که سیر شبانه پیامبر(ص) از مسجدالحرام به مسجدالاقصی و عروج به عوالم بالا جسمانی و همراه با بدن شریف ایشان بوده است.[۴] امام‌خمینی، نیز از آن دسته عالمانی است که قضیه معراج پیامبر(ص) را جسمانی می‌داند و معتقد است قضیه معراج پیامبر که جسمانی بود، اگر به تجرد نفس قائل نباشیم نمی‌توان به آسانی معراج جسمانی را اثبات نمود؛ زیرا معنای جسمانی بودن معراج پیامبر این است که روح مجرد تام حضرت خاتم(ص) که خواست تمام عوالم را سیر کند، بدن جسمانی او مجذوب روح شریف وی شد و معراج جسمانی اتفاق افتاد.[۵]

معراج منامی: برخی بر این باورند که معراج پیامبر خاتم(ص) در عالم رویا و خواب بوده است و در این زمینه به برخی روایات استناد نموده‌اند، این دیدگاه توسط علمای امامیه مورد نقد قرار گرفته است.[۶]

معراج روحانی: برخی فلاسفه اسلامی بر این باورند که معراج پیامبر(ص)، روحانی و با روح خود به معراج رفته و بدن شریف آن حضرت حرکت و تحولی نداشته است، با زیرا بدن و جسم علاوه بر صعود نکردن به بالا، مسئله گذر از افلاک نیز مانع می‌باشد، چون افلاک قابل فرق و التیام نبوده و کون و فساد نمی‌پذیرند.[۷] امام‌خمینی، با ردّ این نظریه، معتقد است با این مبانی نمی‌توان معراج جسمانی را ثبات کرد بلکه طبق نظریه حکمت متعالیه رابطه بدن و نفس رابطه ذاتی و ظل و ذی ظل است و نفس و روح پیامبر آن قدر عظم بودن که بدنش مجذوب روحش شد، مضافاً براینکه اصل افلاک نه‌گانه طبق نظریه جدید هیئت، باطل است، تا چه رسد به بحث فرق و التیام که به طریق اولی باطل می‌باشد. پس معنای جسمانی بودن معراج این است که روح مجرد نام حضرت ختمی(ص) وقتی خواست تمام عوالم را سیر کند، جسم آن حضرت به تبع روح مجذوب، و معراج اتفاق افتاد. بنابراین، منظور از معراج این نبود که جسمانیت عالم اجسام علوی و کُرات جسمانی را ببیند بلکه نظر به عوالم مجرده و عقول قادسه بوده است. به اعتقاد امام‌خمینی در شب معراج، پیامبر از عالم ماده به عالم عقل رفته، پس از عالم عقل و مقام جبرئیل عبور کرده، به افق احدیت جذب شد و از عوالم مُلک و ملکوت و جیروت و لاهوت عبور کرد.[۸]

معراج تفصیلی: بر اساس این دیدگاه، معراج رسول خدا(ص) از مکه تا بیت‌المقدس با روح و جسم مبارکش بوده و از بیت مقدس با روح شریفش به آسمان‌ها عروج کرد. این دیدگاه توسط حکمای الهی مورد نقد قرار گرفته است.[۹]

معراج تأویلی: برخی اهل معرفت با تاویل آیه «سبحان الذی اسری بعبده لیلاً من المسجد الحرام إلی المسجد الاقصی» معتقدند کلمه «لیل» در این آیه به معنای تاریکی و موانع بدن و تعلقات طبیعی است و چون عروج و ترقی به وسیله بدن صورت می‌گیرد، مسجدالحرام در این آیه به مقام قلب که محرم از طواف شرک‌آلود قوای بدنی است تأویل می‌شود، ازاین‌رو، معراج در نگاه عرفانی و سلوکی عروج از بُعد مادی به منتهای بعد غیرمادی و رسیدن به مقصد اصلی یعنی قرب الهی است.[۱۰] امام‌خمینی نیز با استناد به آیه «سبحان الذی اسری بعبده» و براساس نظریه وحدت شخصیه وجود و با استناد به حدیثی،[۱۱] معراج را به دو قسم نزولی و صعودی تقسیم می‌کند و معراج صعودی را همان قرب به افق و محفل انس به قدم عبودیت و فقر وجودی می‌داند که رفع غبار انانیت، محقق می‌شود. ایشان نهایت قرب فرائض را غایت معراج صعودی پیامبر(ص) می‌داند که برای هیچ یک از انبیا و اولیای الهی حاصل نشده است. امام‌خمینی بر این باور است که بدون عبودیت نمی‌توان به معراج حقیقی رسید.[۱۲]

پانویس

  1. قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۳-۱۰؛ طباطبائی، المیزان، ج۱۳، ص۸-۱۴؛ سجادی، فرهنگ معارف اسلامی، ج۳، ص۱۸۴۳.
  2. طبرسی، مجمع البیان، ج۶، ص۴۰۹؛ کاشانی، منهج الصادقین، ج۵، ص۲۳۶؛ عیاشی، تفسیر عیاشی، ج۳، ص۳۴؛ سبحانی، فروغ ابدیت، ص۳۷۲، مکارم تفسیر نمونه، ج۱۲، ص۱۱ و ۲۸.
  3. امام‌خمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۵۱-۵۲؛ سرّ الصلاة، ص۸۹-۹۰؛ شرح چهل حدیث، ص۵۸۲؛ تعلیقات علی شرح فصوص الحکم ومصباح الانس، ص۴۴، ۱۱۲؛ آداب الصلاة، ص۱۰.
  4. طباطبائی، المیزان، ج۱۳، ص۳۲-۳۵، ج۱۹، ص۳۶؛ لاهیجی، گوهر مراد، ص۴۵۳، قزوینی، رجعت و معراج، ص۳۵.
  5. امام‌خمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۵۱-۵۲، صاحبی، اسرار ملکوت، ج۲، ص۸۲.
  6. ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، ج۹، ص۴۸؛ طباطبائی، المیزان، ج۱۳، ص۳۱؛ قزوینی، رجعت و معراج، ص۳۵؛ خازن، تفسیر الخازن، ج۳، ص۱۱۴؛ میرزائی، رویکرد انتقادی به نگاه اندیشمندان اسلامی درباره معراج، ص۲۰۰.
  7. ابن‌سینا، الاشارات والتنبیهات، ص۷۴ و ۱۲۰؛ رسائل، ص۱۰۲؛ معراج نامه، ص۱۸-۱۹.
  8. امام‌خمینی، سرّ الصلاة، ص۸۹-۹۰؛ تقریرات فلسفه، ج۳، ص۵۱-۵۲؛ آداب الصلاة، ص۲۸۸؛ شرح دعای سحر، ص۲۸؛ صاحبی، اسرار ملکوت، ج۲، ص۸۲-۸۳.
  9. سبزواری، تعلیقه بر اسفار، ج۹، ص۴۹؛ طباطبائی، المیزان، ج۱۳، ص۳۲.
  10. کاشانی، التأویلات، ج۱، ص۳۹۷؛ محمدزاده، معراج در تفاسیر عرفانی، ص۵۴.
  11. فیض کاشانی، علم الیقین، ج۱، ص۵۴.
  12. امام‌خمینی، تعلیقات علی شرح فصوص الحکم ومصباح الانس، ص۴۳؛ ۱۱۲ و ۲۳۷؛ آداب الصلاة، ص۱۰؛ صاحبی، اسرار ملکوت، ج۲، ص۸۳-۸۴.

منابع

  • ابن‌سینا، حسین‌بن‌عبدالله، الاشارات و الاتنبیهات، قم، نشر بلاغت، ۱۳۷۵.
  • ابن‌سینا، حسین‌بن‌عبدالله، رسائل، قم، انتشارات بیدار، ۱۴۰۰ق.
  • ابن‌سینا، حسین‌بن‌عبدالله، معراج نامه، رشت، شهر عروة الوثقی، ۱۳۵۲ش.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، آداب الصلاة، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، ۱۳۸۴ش.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح الأنس، قم، پاسدار اسلام، ۱۴۱۰ق.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، تقریرات فلسفه امام‌خمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، ۱۳۸۵ش.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، سرّالصلاة، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، ۱۳۷۸ش.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، شرح چهل حدیث، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، ۱۳۸۸ش.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، شرح دعای سحر، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، ۱۳۸۳ش.
  • خازن، بغدادی، علی‌بن‌محمد، تفسیر الخازن، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۵ق.
  • سبحانی، جعفر، فروغ ابدیت، قم، و بوستان کتاب، ۱۳۹۹ش.
  • سجادی، جعفر، فرهنگ معارف اسلامی، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۷۳ش.
  • صاحبی، باقر، اسرار ملکوت، تهران، نشر عروج، ۱۴۰۳ش.
  • طباطبائی، محمدحسین، تفسیر المیزان، قم، انتشارات اسلامی، ۱۴۱۷ق.
  • طبرسی، حسن، مجمع البیان، بیروت، دارالعلوم، ۱۳۷۹ق.
  • عیاشی، محمدبن‌مسعود، تفسیر عیاشی، تهران، نشر علمیه اسلامیه، ۱۳۸۰ق.
  • قزوینی، ابوالحسن، رجعت و معراج، قزوین، نشر طه، ۱۴۱۲ق.
  • قمی، علی‌بن‌ابراهیم، تفسیر قمی، قم، دار الکتاب، ۱۴۰۴ق.
  • کاشانی، عبدالرزاق، التأویلات، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۲۲ق.
  • کاشانی، فتح‌الله، منهج الصادقین، تهران، نشر علمی، ۱۳۳۶ش.
  • لاهیجی، عبدالرزاق، گوهر مراد، تهران، نشر سایه، ۱۳۸۳ش.
  • محمدزاده، نادر، معراج در تفاسیر عرفانی، مجله عرفان اسلامی، ۱۳۹۲ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۸۵ش.
  • ملاصدرا، محمدبن‌ابراهیم، الحکمة المتعالیه فی الاسفار العقلیة الاربعه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۹۸۱م.
  • میرزائی، علی، رویکرد انتقادی به نگاه اندیشمندان اسلامی دوباره معراج، مجله انسان پژوهش دینی، ۱۳۹۷ش.

نویسنده: باقر صاحبی