من لایحضره الفقیه
مَن لایَحْضُرُهُ الفَقیهُ از مهمترین کتابهای حدیثی شیعه و یکی از کتب اربعه، نوشته شیخ صدوق است. این کتاب به عنوان یکی از مهمترین متون فقهی شیعه شناخته میشود که بیش از پنج هزار حدیث را دربردارد. شیخ صدوق در مقدمه کتاب من لایحضره الفقیه یادآور شده که آنچه در این کتاب است فتواهای اوست و از نظر او صحیح است.
روایات کتاب من لایحضره الفقیه به صورت مُرسَل (بدون ذکر راوی) ذکر شده است. از این جهت در اعتبار روایات این کتاب مباحث فراوانی وجود دارد. امامخمینی قائل به این است که تنها مرسلات جزمی صدوق که با تعبیر «قَالَ» و نه «رُوِیَ» آمده معتبر است. امامخمینی در آثار خود بارها از شیخ صدوق به نیکی یاد کرده و او را ارج نهاده است.
معرفی و جایگاه
کتاب من لایحضره الفقیه (کتاب کسی که فقیه در نزدش حاضر نیست) دومین کتاب از کتب اربعه شیعه است که در قرن چهارم هجری توسط شیخ صدوق نگارش یافته است.[۱] در میان کتب اربعه شیعه، این کتاب از نظر اعتبار پس از کتاب کافی قرار گرفته است.[۲] من لایحضره الفقیه را از معتبرترین کتابهای روایی شیعه و مأخذ علمی معتبری در احکام شرعی شیعه دانستهاند.[۳] این کتاب به عنوان یکی از مهمترین متون فقهی شیعه شناخته میشود و در آن شیخ صدوق به ارائه احکام فقهی پرداخته است[۴] و همواره مورد توجه و رجوع فقیهان بوده است.[۵] این کتاب بیش از پنج هزار حدیث را دربردارد.[۶]
شیخ صدوق در مقدمه کتاب من لایحضره الفقیه یادآور شده که آنچه در این کتاب است فتواهای اوست و آنچه در این مجموعه است از نظر او صحیح است. همچنین محتوای این کتاب به اعتقاد او حجت میان او و پروردگارش است و تمام آنچه در این کتاب است از کتابهای مرجع و مشهور و قابل اعتماد استخراج شده است.[۷] در کتاب من لایحضره الفقیه، مؤلف برای پرهیز از طولانیشدن از ذکر اسناد پرهیز کرده و در پایان کتاب در فصلی گسترده اسناد خود را تحت عنوان مَشیخِه آورده است. این مشیخه بهخاطر توثیقی که شیخ صدوق از رجال اسناد بهدست داده بهعنوان یکی از نخستین منابع رجالی شیعه برشمرده شده است.[۸]
در کتاب من لایحضره الفقیه، اعتبارِ روایات، که بدون سند و بهصورت مرسل ( بدون ذکر راوی گاه با واژهٔ «قَالَ» و گاه با واژهٔ «رُوِیَ») نقل شده، محل مناقشهٔ حدیثپژوهان است. قائلان به وثوق سند روایت (سندگراها) همهٔ منقولات بدون راوی صدوق را از حجیت ساقط کردند و قائلان به وثوق صدور روایت (صدورگراها) همهٔ آنها را یکسر حجت دانستند.[۹]
نویسنده
محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی، ملقب به شیخ صدوق (۳۰۵–۳۸۱ق)، محدث و فقیه بزرگ شیعهٔ امامیه است. شیخ صدوق را میبایست از نظر فکری از مکتب اخباریان متقدم قم بهشمار آورد.[۱۰] شیخ صدوق به عنوان یکی از برجستهترین متکلمان شیعه در قرن چهارم هجری، در آثار خود چون التوحید، کمالالدین، علل الشرایع و معانی الأخبار، تلاش کرده تا آموزههای دینی را با تکیه بر احادیث اهلبیت(ع) تبیین نماید.[۱۱]
شیخ صدوق در قم به دنیا آمد و رشد و نمو یافت. شخصیت علمی او بیشتر در مدرسه حدیثی قم شکل گرفت. از صدوق به عنوان یکی از محدثان و سرآمدان این مدرسه یاد میشود، سپس در دوران پختگی علمی و تألیف آثار خویش، به ری رفت و در آنجا ساکن شد.[۱۲] وی به سفرهای زیادی رفت که نشانگر تلاش و سختکوشی وی در علمآموزی و نقل روایات است. محل دفن وی در شهر ری، نزدیکی مرقد عبدالعظیم حسنی، به ابن بابویه معروف است.[۱۳]
اعتبار روایات «من لایحضره الفقیه» از نگاه امامخمینی
شیخ صدوق در آغاز کتاب من لایحضره الفقیه یادآور شده است تنها روایاتی را نقل خواهد کرد که آنها را صحیح و میان خود و خدای متعالْ حجّت میداند؛[۱۴] ولی با توجه به وجود برخی روایات ضعیف در این کتاب، این اشکال پیش آمده که چگونه صدوق همه روایات این کتاب را حجت دانسته است. امامخمینی یادآور شده هرچند صدوق، روایات ضعیف را نیز نقل کرده، اما برگشت او از تعهد خود، در اول کتاب بسیار بعید است.[۱۵] برخی معتقدند صدوق بر عهد خود باقی است؛ ولی مراد وی از حدیث صحیح آن است که حدیث در یک یا دو اصل مشهور از «اصول اربعمأه» باشد؛ ولی از قرن هشتم به بعد، صحیح به معنای آن است که تمام راویانِ سند حدیث، همه عادل امامی باشند. خلط این دو معنای صحیح، موجب این اشتباه شده است.[۱۶] از سوی دیگر، برخی همه مرسلههای من لایحضره الفقیه را حجت شمردهاند[۱۷] و برخی آن را محدود به مرسلههای جزمی وی کردهاند.[۱۸]
امامخمینی در باب اعتبار روایات من لایحضره الفقیه معتقد است تنها مرسلات جزمی صدوق معتبر است.[۱۹] از نظر امامخمینی، اولاً، تنها مرسلات جزمی صدوق، که با تعبیر «قال» آمده، معتبر هستند؛ ثانیاً، صدوق نهتنها یک محدث، بلکه عالمی رجالی برتر از نجاشی و شیخ طوسی است؛ لذا مرسلات جزمی وی، گویای توثیق راویان حذفشده از سند هستند؛ ثالثاً، صدوق اهل اجتهاد به معنای متعارف نزد اصولیان و بهویژه متأخران آنها نبود، لذا مرسلات جزمی را بر اساس حدس و ظن نقل نکرده است.[۲۰] همچنین امامخمینی در موارد زیادی به مرسلات جزمی صدوق اشاره کرده و آنها را معتبر دانسته است.[۲۱] انگیزهٔ باور امامخمینی به اینگونه مرسلات شیخ صدوق، آن است که نقل این چنینی صدوق، دلالت بر اعتماد او بر خبر میکند که این اعتماد یا به جهت وثاقت راویان یا به علت قیام قرائن دلالتکننده بر صحت خبر در نزد او بوده است.[۲۲]
امامخمینی در آثار خود بارها از شیخ صدوق به نیکی یاد کرده و او را ارج نهاده است و از او با عنوان «شیخِ جلیلالقدر، صدوقِ طایفه» نام برده است.[۲۳] امام هر جا نامی از او برده، یا با پسوند «رضواناللّه علیه» بوده؛[۲۴] یا با «رحمه اللّه علیه» همراه کرده است.[۲۵]
پانویس
- ↑ غروی نایینی؛ جاودانی، «روش تدوین فتوا در کتاب من لایحضره الفقیه»، ص۱۵.
- ↑ نصیری، آشنایی با جوامع حدیثی شیعه و اهلسنت، ص۷۳.
- ↑ حجت، جوامع حدیثی شیعه، ص۸۸.
- ↑ اتحاد، و دیگران، «بررسی محتوایی آثار شیخ صدوق با محوریت عقلگرایی»، ص۱۱۱.
- ↑ حجت، جوامع حدیثی شیعه، ص۸۸.
- ↑ بحرانی، لولوةالبحرین، ص۳۹۵.
- ↑ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۳.
- ↑ نصیری، آشنایی با جوامع حدیثی شیعه و اهلسنت، ص۸۶.
- ↑ محمدجعفری، زیدی جودکی، «بررسی دیدگاه امامخمینی دربارهٔ مرسلات فقهی شیخ صدوق»، ص۲۴۹.
- ↑ پاکتچی، «ابن بابویه، محمد»، ج۳، ذیل مدخل.
- ↑ اتحاد، و دیگران، «بررسی محتوایی آثار شیخ صدوق با محوریت عقلگرایی»، ص۱۰۳.
- ↑ بخشی جویباری، «بررسی رویکرد رجالی شیخ صدوق (ره) با تأکید بر آثارحدیثی ایشان»، ص۳۴.
- ↑ بخشی جویباری، «بررسی رویکرد رجالی شیخ صدوق (ره) با تأکید بر آثارحدیثی ایشان»، ص۳۵.
- ↑ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۳.
- ↑ امامخمینی، مکاسب، ج۱، ص۸۳ و ص۸۴.
- ↑ عابدی، کتابهای حدیثی از نگاه امامخمینی، ص۳۳ و ص۳۴.
- ↑ نوری، خاتمة مستدرک، ج۴، ص۶.
- ↑ بروجردی، نهایة التقریر، ج۲، ص۳۵۱.
- ↑ امامخمینی، البیع، ج۲، ص۶۲۸؛ امامخمینی، مکاسب، ج۱، ص۱۱۶.
- ↑ محمدجعفری، زیدی جودکی، «بررسی دیدگاه امامخمینی دربارهٔ مرسلات فقهی شیخ صدوق»، ص۲۴۹ . ص۲۵۳؛ امامخمینی، البیع، ج۲، ص۶۲۸.
- ↑ امامخمینی، المکاسب المحرمه، ج۱، ص۷۸؛ امامخمینی، البیع، ج۲، ص۵۴۴.
- ↑ امامخمینی، المکاسب المحرمه، ج۱، ص۷۸.
- ↑ امامخمینی، شرح چهل حدیث، ص۲۳.
- ↑ امامخمینی، آداب الصلاه، ص۷۴، ۲۱۱، ۲۸۵، ۳۱۴؛ امامخمینی، شرح چهل حدیث، ص۵۵؛ امامخمینی، صحیفه امام، ج۷، ص۱۹۵.
- ↑ امامخمینی، آداب الصلاه، ص۱۴۱؛ امامخمینی، شرح چهل حدیث، ص۶۲۷؛
منابع
- اتحاد، سیده فرناز؛ موسوی، سید محسن؛ دیانی، محمود، «بررسی محتوایی آثار شیخ صدوق با محوریت عقلگرایی»، علوم حدیث، شماره ۱۱۸، زمستان ۱۴۰۴ش.
- امامخمینی، سید روحالله، آداب الصلاه، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، هفتم، ۱۳۷۸ش.
- امامخمینی، سید روحالله، البیع، تهران، مؤسسه تنظیم …، ۱۴۲۱ق.
- امامخمینی، سید روحالله، شرح چهل حدیث، تهران، مؤسسه تنظیم …، بیستوچهارم، ۱۳۸۰ش.
- امامخمینی، سید روحالله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم …، ۱۳۸۹ش.
- امامخمینی، سید روحالله، المکاسب المحرمه، تهران، مؤسسه تنظیم …، چاپ دوم، ۱۳۸۵ش.
- بحرانی، یوسف، لولوة البحرین، نجف، دارالنعمان، ۱۳۸۶ق.
- بخشی جویباری، محمدصادق، «بررسی رویکرد رجالی شیخ صدوق (ره) با تأکید بر آثارحدیثی ایشان»، حدیث حوزه، شماره ۲۴، بهار و تابستان ۱۴۰۱ش.
- بروجردی، سیدحسین، نهایة التقریر، تقریر محمد فاضل لنکرانی، قم، مرکز فقهی ائمه اطهار(ع)، چاپ چهارم، ۱۳۸۸ش.
- پاکتچی، احمد، «ابن بابویه، محمد»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، بیتا.
- حجت، هادی، جوامع حدیثی شیعه، تهران، انتشارات سمت و دانشگاه قرآن و حدیث، ۱۳۹۸ش.
- شیخ صدوق، محمد بن علی، کتاب من لایحضره الفقیه، تصحیح: علیاکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
- عابدی، احمد، «کتابهای حدیثی از نگاه امامخمینی»، مجله علوم حدیث، شماره ۱۴، ۱۳۷۸ش.
- غروی نایینی، دکتر نهله؛ جاودانی، دکتر نیره، «روش تدوین فتوا در کتاب من لایحضره الفقیه»، دانشنامه علوم قرآن و حدیث، شماره ۱۱، بهار و تابستان ۱۳۹۸ش.
- محمدجعفری، رسول، زیدی جودکی، مجید، «بررسی دیدگاه امامخمینی دربارهٔ مرسلات فقهی شیخ صدوق»، پژوهشهای فقهی، شماره ۲، ۱۳۹۹ش.
- نصیری، علی، آشنایی با جوامع حدیثی شیعه و اهلسنت، قم، مرکز بینالمللی ترجمه و نشر المصطفی (ص)، ۱۳۹۸ش.
- نوری، میرزاحسین، خاتمة مستدرک الوسائل، قم، آلالبیت (ع)، ۱۴۰۸ق.