شیخ بهایی
| اطلاعات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | محمد بن عزّالدین حسین بن عبدالصمد حارثی عاملی |
| لقب | بهاءالدین عاملی |
| نسب | حارثی همدانی |
| تاریخ تولد | ۱۷ محرم ۹۵۳ق |
| زادگاه | بعلبک، لبنان |
| تاریخ وفات | ۴ شوال ۱۰۲۹ق |
| محل دفن | حرم امام رضا(ع)، مشهد |
| شهر وفات | اصفهان، ایران |
| خویشاوندان سرشناس | عزّالدین حسین بن عبدالصمد حارثی (پدر)، شیخ علی مِنشار (پدرهمسر) |
| اطلاعات علمی | |
| استادان | حسین بن عبدالصمد حارثی، ملا عبدالله مدرس یزدی، ملا علی مذهّب، مولانا افضل قاضی، حکیمالدین محمود، محمدباقر یزدی، احمد کچائی |
| شاگردان | محمدتقی مجلسی، فیض کاشانی، ملاصدرا، سیدماجد بحرانی، فاضل جواد، ملا حسنعلی شوشتری، ملا خلیل قزوینی، شیخ زینالدین بن محمد، ملا صالح مازندرانی، رفیعالدین محمد نائینی |
| محل تحصیل | قزوین، اصفهان |
| تألیفات | بیش از ۱۰۰ اثر؛ از جمله جامع عباسی، کشکول، الاربعون حدیثاً، العروة الوثقی |
| سایر | معمار و مهندس؛ منسوب به طراحی تقسیم آب زایندهرود، گنبد مسجد امام اصفهان، بخشی از حرم امام رضا(ع)، بخشی از حرم امام علی(ع)، منارجنبان اصفهان و حمام شیخ بهایی |
| فعالیتهای اجتماعی-سیاسی | |
| سیاسی | شیخالاسلام هرات و اصفهان، مشاور شاه عباس اول صفوی، برپاکننده نماز جمعه اصفهان |
| اجتماعی | از عالمان برجسته عصر صفوی و دارای نفوذ گسترده علمی و اجتماعی |
محمد بن عزّالدین حسین (۹۵۳ـ۱۰۳۱ق) نامیدهشده به بهائی، زبانزد به بهاءالدین عاملی، فقیه، محدث، حکیم و ریاضیدان شیعه، پرآوازه به شیخ بهایی در روزگار صفوی بود. وی بیش از ۱۰۰ کتاب در زمینههای گوناگون نوشته است. در معماری نیز سازههای چشمگیریی همچون منارجنبان اصفهان، گنبد مسجد امام اصفهان، طراحی صحن و سرای حرم امام رضا(ع) را برجای گذاشته است.
شیخ بهایی جایگاهِ شیخالاسلامی، بالاترین ردۀ رسمی دینی در حکومت صفویه را دارا بود. نماز جمعه اصفهان را نیز برپامیداشت. امامخمینی در آثار خویش از شیخ بهایی به نیکی یاد کرده و او را بسیار گرامی داشته است. آثار علمی او را دستمایۀ کار علمی خود کرده است.
زندگینامه
شیخ بهایی ۱۷ محرم سال ۹۵۳ق (۱۰ فروردین ۹۲۵ش) در بعلبکِ لبنان زاده شد.[۱] پدرش، عزّالدین حسین بن عبدالصمد حارثی از شاگردان و دوستان شهید ثانی بود.[۲]
خانوادۀ شیخ بهایی پس از کوچ به جبل عامل، با فراخوان و دلگرمی شاه طهماسب اول صفوی و علی بن هلال کرکی (شیخ علی مِنشار)، شیخالاسلام اصفهان، از جبلعامل به ایران آمدند و سرانجام در اصفهان جای گرفتند.[۳] پیش از جایگیری در اصفهان، بیشتر دانشاندوزی شیخ بهائی در قزوین، پایتخت نخست صفویه بود که آن هنگام کانون دانش بود. سپس در اصفهان پیگیر دانشافزایی شد.
نخستین و برجستهترین استادانِ شیخ بهائی، پدرش بود. نزد وی تفسیر، حدیث، ادبیات عرب و مقداری معقول خواند. سپس نزد استادان دیگری همچون: ملاعبدالله بن شهابالدین مدرس یزدی، ملاعلی مذهّب، مولانا افضل قاضی، حکیمالدین (اعتمادالدین) محمود، محمدباقر یزدی و احمد کچائی به فراگیری منطق، فلسفه، کلام، ریاضیات، طب و نجوم پرداخت.[۴]
شیخ بهایی شاگردان بسیاری نیز پرورش داد که برجستهترین آنها بر این پایهاند: محمدتقی مجلسی، محمدمحسن فیض کاشانی، صدرالمتألهین شیرازی، سیدماجد بحرانی[۵] شیخ جواد بن سعد بغدادی (فاضل جواد)، ملا حسنعلی شوشتری،[۶] ملا خلیل بن غازی قزوینی، شیخ زینالدّین بن محمد نواده شهید ثانی، ملا صالح مازندرانی و رفیعالدین محمد نائینی.[۷]
شیخ بهائی پس از مرگ پدرش (۹۸۴ق)،[۸] به فرمان شاه طهماسب به هرات رفت و به جای او به شیخالاسلامی هرات گمارده شد. این نخستین منصب رسمی وی بود.[۹] تااینکه پس از درگذشت پدرهمسرش (شیخ علی منشار) در همان سال، شیخالاسلام اصفهان شد.[۱۰] ایشان این جایگاه را نمیپسندید و دوسن میداشت در گوشهنشینی و درویشی به سر برد. برای همین پیوسته تلاش داشت از شیخ الاسلامی کنارهگیری نماید.[۱۱] بااینحال شیخ بهایی نزد دربار صفوی ارج و ارزش فراوان داشت و در دانش، پرهیزکاری و کاردانی امین و مشاور شاه عباس اول بود.[۱۲] شاه از دانش و کاردانی وی بهره میبرد. تا آنجاکه پس از بازگشت شیخ بهائی از سفرهای دراز، به پیشوازش آمد و سرپرستی عالمان ایران را به او پیشنهاد کرد که بهائی نپذیرفت؛[۱۳] ولی اقامه نماز جمعه اصفهان را پذیرفت.[۱۴]
برخی بر شیعه مذهب بودن شیخ بهایی گمان برده و گفتهاند او از برای خشنودی شاه عباس خود را شیعه مینمایاند.[۱۵] به گمان بسیار منش عرفانی و سیرۀ آسانگیری او بر مردم، بهویژه در سفرها و سرزمینهای گوناگون، این گمان را در پی داشته است؛ وگرنه از خانوادههای ریشهدار شیعیان جبل عامل لبنان بود. همچنین نوشتههایی از او در فقه و معارف شیعی است که شیه بودن شیخ بهایی را بازنمایی میکند.[۱۶]
شماری از عالمان شیعه بر آسانگیری و دوستی شیخ بهائی با مذاهب دیگر خردهگیری کرده و در توثیق و استواری دیدگاه او دودل شدهاند؛[۱۷] ولی بهدرستی که شیخ بهائی فقیه شیعی معتدلی بوده است.[۱۸]
گروهی، از برای شیوۀ فقر و درویشی شیخ بهایی در زندگی، وی و دوستان و هماندیشانش را از صوفیان دانسته.[۱۹] و به سلسله نوربخشیه و نعمتاللهیه پیوند زدهاند.[۲۰]
شیخ بهایی با بیشتر دانشهای زمان خویش آشنا و در شماری بیهمتا و کاردان بود.[۲۱] مرتضی مطهری براین باور است که شیخ بهایی بهدرستی شگفتانگیز بوده و در همه رشتهها (ادبیات، تفسیر، ریاضی، فقه، حکمت و فلسفه) سری داشته و در همه این رشتهها کتابی نوشته است.[۲۲] شمار نوشتههای وی را با نگاه به رسالهها و تحشیهها و تعلیقهها، ۱۲۳ عنوان دانستهاند. ازجمله کتابهای زبانزد او جامع عباسی است که به درخواست شاه عباس اول، درباره احکام فقهی و به زبان فارسی نگاشت.[۲۳]
شیخ بهایی در معماری و مهندسی نیز سررشته داشت و در این زمینه یادمانهای برجستهای از خود به یادگار گذاشته است. ازجمله اثر مهندسی تقسیم آب زایندهرود، گنبد مسجد امام اصفهان، طراحی بخشی از حرم امام علی(ع) و امام رضا(ع)، ساختن منارجنبان اصفهان، ساختن ساعتی که نیاز به کوک کردن نداشت.[۲۴] حمام پرآوازۀ شیخ بهایی در اصفهان که میگویند زمان درازی آب آن تنها با نور شمعی گرم بوده است.[۲۵]
شیخ بهایی سرانجام به تاریخ ۴ شوال ۱۰۲۹ق (۱۲ شهریور ۹۹۹ش) در اصفهان درگذشت و بر پایۀ وصیتش به مشهد جابجا و در مَدْرس پیشین خود، در پایین پای امام رضا(ع) به خاک سپرده شد.[۲۶] برخی نیز سال درگذشت او را ۱۰۳۰ق (۱۰۰۰ش)، شماری نیز ۱۰۳۱ق (۱۰۰۱ش) دانستهاند ذکر کردهاند.[۲۷]
شیخ بهایی از دیدگاه امامخمینی
امامخمینی در آثار خویش از شیخ بهایی به نیکی و بزرگی یاد کرده و او را گرامی داشته است. تاآنجاکه از شیخ بهایی با سرنویسهایی چون: «شیخ جلیل بهائی قدّس سرّه»،[۲۸] «محقق جلیل، شیخ بهائی، قدّس اللّه نفسه»،[۲۹] «شیخ محقق بهائی، رحمه اللّه»،[۳۰] «شیخ اجل بهائی، رضوان اللّه علیه»[۳۱] و «شیخ بهائی- رحمه اللَّه»[۳۲] یاد کرده است.
امامخمینی آثار شیخ بهایی را نیز دستمایۀ دانش و نگارش خویش نهاده است. از او نکتههای علمی و اخلاقی نقل و به آثار او استناد و ارجاع داده است.[۳۳]
پانویس
- ↑ قمی، وقایع الایام، ص۲۴۲.
- ↑ مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ج۴، ص۱۲۶ـ۱۲۹.
- ↑ مهاجر، الهجرة العاملیة الی ایران فی العصر الصفوی، ص۹۵ و ۱۴۶؛ افندی اصفهانی، ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، ج۲، ص۱۱۹؛ امین، اعیان الشیعه ج۸، ص۳۶۹؛ اسکندرمنشی، تاریخ عالم آرای عباسی، ج۱، ص۱۵۵؛ میراحمدی، دین و مذهب در عصر صفوی، ص۵۴.
- ↑ قمی، فوائد الرضویه، ص۲۴۹ و ۵۰۶؛ آقا بزرگ تهرانی، طبقات اعلام الشیعه، ج۵، ص۸۶ـ۸۷۵.
- ↑ امینی، الغدیر، ج۱۱، ص۲۶۲.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۰۷، ص۲۳ـ۲۴.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۰۶، ص۱۴۳ـ۱۵۱؛ آقابزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، ج۱، ص۲۳۷ـ۲۳۹.
- ↑ بحرانی، لؤلؤة البحرین، ص۲۶ـ۲۷؛ شیخ بهائی، کلیات، مقدمه نفیسی، ص۲۹.
- ↑ مهاجر، الهجرة العاملیة الی ایران فی العصر الصفوی، ص۱۵۶؛ شیخ بهائی، کلیات، مقدمه نفیسی، ص۳۴؛ خوانساری، روضات الجنات فی احوال العلماء والسادات، ج۷، ص۵۸.
- ↑ اسکندرمنشی، تاریخ عالم آرای عباسی، ج۱، ص۱۵۶؛ افندی اصفهانی، ریاض، ج۵، ص۹۴؛ حبیبآبادی، مکارم الا´ثار در احوال رجال دو قرن ۱۳ و ۱۴ هجری، ج۳، ص۸۲۲؛ امین، اعیان الشیعه ، ج۸، ص۳۶۹؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، ص۱۶۳.
- ↑ مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ج۳، ص۳۰۳؛ مدنی، سلافة العصر فی محاسن الشعراء بکل مصر، ص۲۹۰ـ۲۹۱؛ محبّی، نفحة الرّیحانة، ج۲، ص۲۹۲؛ امین، اعیان الشیعه، ج۹، ص۲۳۷.
- ↑ امین، اعیان الشیعه، ج۹، ص۲۳۴.
- ↑ طوقان، تراث العرب العلمی فی الریاضیات و الفلک، ص۴۷۴.
- ↑ اسکندرمنشی، تاریخ عالم آرای عباسی، ج۱، ص۱۵۶.
- ↑ محبی، خلاصة الاثر، ج۳، ص۱۰۴ و ۴۴۰ـ۴۴۱.
- ↑ امین، شیخ بهایی عالم بزرگ ذوفنون، ص۱۶ـ۱۷؛ خوانساری، روضات الجنات، ج۷، ص۷۰ـ۷۱؛ حرّ عاملی، امل، ج۱، ص۱۵۹؛ امینی، الغدیر، ج۱۱، ص۲۷۳ـ۲۷۹؛ جزایری، ج۱، ص۱۲۴ـ۱۲۵؛ خوانساری، روضات الجنات، ج۷، ص۷۲.
- ↑ امین، اعیان الشیعه، ج۹، ص۲۴۲ـ۲۴۳.
- ↑ امین، اعیان الشیعه، ج۹، ص۲۴۴؛ خوانساری، روضات الجنات، ج۷، ص۵۹.
- ↑ امین، اعیان الشیعه، ج۱، ص۱۸۳؛ ج۲، ص۳۲۲؛ ج۳، ص۲۱۵.
- ↑ شیخ بهایی، کشکول، ج۱، ص۴۷؛ ج۲، ۳۳۵، ۳۴۹؛ ج۳، ص۵۶، ۳۲۱؛ شیخ بهائی، الاربعون حدیثاً، ص۱۱۴، ۱۱۶، ۴۳۴.
- ↑ خوانساری، روضات الجنات ، ج۷، ص۶۰؛ شیخ بهائی، الاربعون حدیثا، ص۶۳ـ۶۵.
- ↑ مطهری، آشنایی با قرآن، ج۱۳، ص۱۶۸.
- ↑ شیخ بهایی، العروة الوثقی، ص۴۲ـ۴۳.
- ↑ مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ج۳، ص۳۰۵؛ امین، اعیان الشیعه، ج۹، ص۲۴۰؛ نعمه، ص۵۵ـ۵۶؛ بهائی، کلیات، مقدمة نفیسی، ص۵۱؛ هنرفر، ص۴۵۵؛ رفیعی مهرآبادی، ص۴۶۷، ۴۷۱؛ همایی، ج۱، ص۱۷.
- ↑ نعمه، ص۵۵؛ بهائی، کلیات، مقدمه نفیسی، ص۵۲؛ رفیعی مهرآبادی، ص۳۹۷، ۴۰۷.
- ↑ اسکندرمنشی، تاریخ عالم آرای عباسی، ج۲، ص۹۶۷ـ۹۶۸؛ اعتمادالسلطنه، ص۴۴۵ـ۴۴۷؛ افندی اصفهانی، ریاض، ج۵، ص۹۷؛ نمازی، مستدرک سفینة البحار، ج ۶، ص۶۵.
- ↑ مجلسی، روضة المتقین، ج۱۴، ص۴۳۵؛ حسینی استرآبادی، تاریخ سلطانی، ص۲۱۷؛ آقابزرگ طهرانی، الروضة النضرة فی علماءِ القرن الحادی عشره، ص۸۵ـ۸۸؛ شیخ بهایی، جامع عباسی، ص۹۶.
- ↑ امامخمینی، آداب الصلاة، متن، ص۲۹۴؛ امامخمینی، تفسیر سوره حمد، ص۷۸؛ امامخمینی، سرالصلاة، ص۴۰ و ۵۵.
- ↑ امامخمینی، شرح چهل حدیث، ص۲۸۲.
- ↑ امامخمینی، شرح چهل حدیث، ص۵۸۳.
- ↑ امامخمینی، شرح چهل حدیث، ص۵۸۵.
- ↑ شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۳۸۴.
- ↑ امامخمینی، آداب الصلوه، موسوعة الإمام الخمینی ۴۸، ص۳۵۹؛ امامخمینی، تفسیر سوره حمد، ص۱۳۹و ۱۶۱؛ امامخمینی، شرح چهل حدیث، ص۲۸۲، ۳۲۸، ۵۸۲، ۵۸۴ و ۵۹۲.
منابع
- اسکندرمنشی، تاریخ عالم آرای عباسی، تهران، ۱۳۵۰ش.
- اعتمادالسلطنه، تاریخ منتظم ناصری، چاپ محمد اسماعیل رضوانی، تهران، ۱۳۶۷ش.
- افندی اصفهانی، ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، چاپ احمد حسینی، قم، ۱۴۰۱ق.
- آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه، تهران، احیاء الداثر من القرن العاشر، ۱۳۶۶ش.
- آقابزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعه، بیروت، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی، ۱۴۰۳ق.
- آقابزرگ طهرانی، الروضة النضرة فی علماءِ القرن الحادی عشره، بیروت، بینا، ۱۴۱۱ق.
- امامخمینی، آداب الصلاه، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، هفتم، ۱۳۷۸ش.
- امامخمینی، تفسیر سوره حمد، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۹۲ش.
- امامخمینی، سرالصلاه، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ششم، ۱۳۷۸ش.
- امامخمینی، شرح چهل حدیث، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، بیستوچهارم، ۱۳۸۰ش.
- امامخمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، هفتم، ۱۳۸۲ش.
- امین، سیدحسن، «شیخ بهایی عالم بزرگ ذوفنون»، حافظ، شماره ۵۷، تهران، آذر و دی ۱۳۸۷ش.
- امین، محسن، اعیان الشیعه، بیروت، چاپ حسن امین، ۱۴۰۳ق.
- امینی، عبدالحسین، الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب، بیروت، بینا، ۱۳۸۷ق.
- بحرانی، یوسف، لؤلؤة البحرین، قم، چاپ محمدصادق بحرالعلوم، بیتا.
- جزایری، نعمتالله، الانوار النعمانیة، تبریز، چاپ محمدعلی قاضی طباطبایی، ۱۳۸۲ش.
- حبیبآبادی، محمدعلی، مکارم الا´ثار در احوال رجال دو قرن ۱۳ و ۱۴ هجری، اصفهان، ۱۳۵۱ش.
- حر عاملی، امل الا´مل، بغداد، چاپ احمد حسینی، بغداد، ۱۳۸۵ش.
- حسینی استرآبادی، حسن بن مرتضی، تاریخ سلطانی: از شیخ صفی تا شاه صفی، تهران، چاپ احسان اشراقی، ۱۳۶۴ش.
- خوانساری، محمدباقر، روضات الجنات فی احوال العلماء والسادات، قم، چاپ اسدالله اسماعیلیان، ۱۳۹۰ش.
- رفیعی مهرآبادی، ابوالقاسم، آثار ملی اصفهان، تهران، ۱۳۵۲ش.
- شیخ بهایی، الاربعون حدیثاً، قم، ۱۴۱۵ق.
- شیخ بهایی، العروة الوثقی، قم، چاپ اکبر ایرانی قمی، ۱۴۱۲ق.
- شیخ بهایی، جامع عباسی، تهران، چاپ سنگی تهران، ۱۳۲۸ش.
- شیخ بهایی، کشکول الشیخ البهایی، قم، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیتا.
- شیخ بهایی، کلیات اشعار و آثار فارسی شیخ بهایی، تهران، چاپ سعید نفیسی، بیتا.
- طوقان، قدری حافظ، تراث العرب العلمی فی الریاضیات و الفلک، بیروت، ۱۹۶۳م.
- قمی، عباس، فوائد الرضویه: زندگانی علمای مذهب شیعه، تهران، ۱۳۲۷ش.
- قمی، عباس، وقایع الایام، قم، نور مطاف، ۱۳۳۱ق.
- مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، ۱۴۰۳ق.
- مجلسی، محمدتقی، روضة المتقین فی شرح من لایحضره الفقیه، قم، چاپ حسین موسوی کرمانی و علی پناه اشتهاردی، ۱۴۱۳ق.
- محبی، محمدامین، خلاصة الاثر فی اعیان القرن الحادی عشر، بیروت، بیتا.
- محبی، محمدامین، نفحة الریحانة و رشحة طلاءالحانه، قاهره، چاپ عبدالفتاح محمد حلو، ۱۳۸۷ق.
- مدرس تبریزی، محمدعلی، ریحانة الادب، تهران، ۱۳۶۹ش.
- مدنی، علی خان، سلافة العصر فی محاسن الشعراء بکل مصر، مصر، ۱۳۲۴ق.
- مطهری، مرتضی، آشنایی با قرآن، مجموعه آثار ۱۳، تهران، صدرا، بیتا.
- مهاجر، جعفر، الهجرة العاملیة الی ایران فی العصر الصفوی، بیروت، ۱۴۱۰ق.
- میراحمدی، مریم، دین و مذهب در عصر صفوی، تهران، بینا، ۱۳۶۳ش.
- نعمه، عبدالله، فلاسفة الشیعه، ترجمه جعفر غضبان، تهران، بینا، ۱۳۶۷ش.
- نمازی، مستدرک سفینة البحار، قم، مؤسسة النشر الاسلامی التابعة لجماعة المدرسین بقم المقدسه، بیتا.
- همائی، جلالالدین، تاریخ اصفهان، تهران، چاپ ماهدخت بانوهمایی، ۱۳۷۵ش.
- هنرفر، لطفالله، گنجینه آثار تاریخی اصفهان، اصفهان، ۱۳۴۴ش.
محمد رجائی نژاد