پرش به محتوا

علم خداوند به جزئیات

از ویکی امام خمینی

علم خداوند به جزئیات، به معنای علم حق به تمام موجودات کلی و جزئی است، بگونه‌ای که ذره‌ای از حیطه علم او خارج نباشد. امام‌خمینی در آثار خویش به بحث علم خداوند به جزئیات پرداخته و با رویکرد فلسفی و عرفانی، کیفیت، شمول و گستردگی علم حق و احاطه آن به جزئیات را مورد بررسی قرار داده است.

اهمیت و جایگاه علم خداوند به جزئیات

علم خداوند به جزئیات در اصطلاح فلسفی و عرفانی به معنای علم حق‌تعالی به تمام موجودات کلی و جزئی است، بگونه‌ای که ذره‌ای از حیطه علم او خارج نباشد.[۱] یکی از مباحث مهم علم الهی بحث از شمول علم حق‌تعالی به همه هستی از جمله جزئیات و متغیرات است. میان متکلمان اسلامی و حکمای الهی درباره چگونگی تعلق علم حق‌تعالی به جزئیات اختلاف نظر وجود دارد. برخی حکمای الهی با توجه به مبانی خاص خویش به تحلیل و بررسی این مساله به طور دقیق پرداخته‌اند.[۲] امام‌خمینی نیز در آثار خویش به بحث علم خداوند به جزئیات پرداخته و با رویکرد فلسفی و عرفانی، کیفیت، شمول و گستردگی علم حق و احاطه آن به جزئیات را مورد بررسی قرار داده است.[۳]

چگونگی علم خداوند به جزئیات

درباره کیفیت علم حق به جزئیات میان متکلمان اسلامی و حکمای الهی اختلاف نظر وجود دارد. برخی حکمای مشاء تعلق علم الهی به جزئیات را به نحو کلی می‌دانند، بنابر نظر حکمای مشاء، ماده و تعلق به ماده مانع از معلومیت آنهاست به همین جهت، امور مادی هرگز نمی‌توانند مستقیماً معلوم حق‌تعالی باشند؛ اما اگر علم واجب تعالی به جزئیات و مادیات به واسطه صور ادراکیه‌ای که در عالم مجردات دارند باشد، در این صورت، علم واجب تعالی به مادیات بنحو موجهی تبیین خواهد شد.[۴] با این نگاه، متکلمان و ارباب ملل و نحل فلاسفه را متهم به سلب علم از حق‌تعالی نسبت به جزئیات نموده‌اند و قائل شده‌اند که این سخن فلاسفه که علم خداوند به جزئیات به نحو کلی است، سخنی کفرآمیز می‌باشد.[۵] اما برخی اهل معرفت قائلند این که حکمای مشاء، علم خداوند به جزئیات را به نحو کلی می‌دانند، مقصودشان نفی علم حق به جزئیات نیست، بلکه مقصودشان آن است که برای حق‌تعالی چیزی تجدد نمی‌یابد بلکه علم او به جزئیات مندرج در علم او به کلیات است.[۶]

امام‌خمینی در بیان چگونگی علم خداوند به جزئیات با رویکرد فلسفی و عرفانی پرداخته و معتقد است سخن حکما و فلاسفه پیشین مبنی بر اینکه علم خداوند متعال به جزئیات و کثرات، به وجه کلی است، دارای معنای صحیحی است که از ذاتی بودن ظهور حق‌تعالی در فیض مقدس نتیجه گرفته می‌شود و آن، علم فعلی حق‌تعالی به جزئیات به نحو کلی و به واسطه فیض مقدس می‌باشد. ظهور ذاتی حضرت حق در دل فیض مقدس و تجلی ذاتی او در دل کثرات پدید آمده در بستر فیض منبسط، به این معناست که فاصله حجابی بین ذات حق‌تعالی و تعینات و مخلوقات و مقام فعل او وجود ندارد.[۷]

به اعتقاد امام‌خمینی، مشیت مطلقه به دلیل اینکه ظهور حضرت جمع است، اسما و صفات را به احدیت جمع در خود دارد و مقام تجلی علمی در نشئه ظهور و عین است. کلیت سِعی و حالت مشیت مطلقه از سویی و وجود سریانی صفات حق‌تعالی از جمله علم در آن، از سوی دیگر و عدم وجود هیچ فاصله و حجابی بین حق و کثرات و تعینات موجود در بستر فیض مقدس از دیگر سو، این نتیجه را در پی دارد که علم حق‌تعالی به جزئیات و اشیای متکثره، به نحو اطلاقی و به واسطه فیض مقدس است. این فیض به نحو کامل و به بالاترین وجه، نزد حق‌تعالی حاضر است و چنین حضوری، ملاک علم حق خواهد بود؛ ازاین‌رو، به دلیل این اطلاق و سریان فیض مقدس، همه اشیا در آن به نحو اطلاق و کلیت موجودند و حق سبحانه از طریق علم به فیض مقدس، علم اطلاقی و کلی به اشیاء و جزئیات دارد.[۸] امام‌خمینی معتقد است حق‌تعالی با علم بسیط ذاتی، به جمیع موجودات و جهات وجودی آنها علم دارد و ذره‌ای از حیطه علم او خارج نیست و این علم به نظام اتم، مبدأ و منشأ تحقق نظام عالم است، بدون اینکه این علم کثرتی در ذات بسیط حق ایجاد کند؛ زیرا حق‌تعالی در عین بساطت خود، جامع همه حقایق پایین‌تر است و این علم به ذات علم، به تمام موجودات است.[۹]

دفتر وجود

در آیات الهی به مراتب علم حق‌تعالی اشاره شده است. اندیشمندان با استناد به همین آیات برای علم الهی مراتبی قائلند، از جمله این مراتب دفتر وجود می‌باشد. یعنی آخرین مرتبه علمی الهی که از آن به سجل وجود یا دفتر وجود یاد می‌شود. وجود صور جزئیه در مواد خارجی در عالم ماده که همان کلمات‌الله هستند که انتها و پایانی برای آنها نیست و آیاتی نظیر «قل لو کان البحر مدداً لکلمات ربّی لنفر البحرُ قبلَ ان تَنفَد کلمات ربّی ولو جئنا بمثله مدداً»،[۱۰] بیانگر این مرتبه می‌باشد.[۱۱] امام‌خمینی نیز آخرین مرتبه علم الهی را دفتر وجود می‌داند و براین باور است که دفتر کون و عالم طبیعت از جمله مراتب علم الهی است که خود بنفسه و بدون اینکه در مرآت دیگری منکشف باشد، مکشوف است که همان وجودات عالم ماده و صور طبیعی می‌باشند.[۱۲]

پانویس

  1. ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، ج۶، ص۱۷۶-۱۸۰ و ۲۹۴؛ المبدأ و المعاد، ص۱۰۵-۱۰۶.
  2. ابن‌سینا، الشفاء الهیات، ص۳۵۹؛ طوسی، شرح الاشارات والتنبیهات، ج۲، ص۳۰۷-۳۱۰؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۷، ص۱۲۵؛ طباطبائی، المیزان، ج۷، ص۱۲۵؛ غزالی تهافت الفلاسفه، ص۱۹۲-۱۹۷؛ فخر رازی، المباحث المشرقیه، ج۲، ص۴۷۶؛ تفتازانی، شرح المقاصد، ج۴، ص۱۲۱؛ ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، ج۶، ص۱۷۶-۱۸۰.
  3. امام‌خمینی، مصباح الهدایه، ص۵۴؛ شرح دعای سحر، ص۱۲۱؛ شرح چهل حدیث، ص۶۱۰ و ۶۱۵؛ الطلب و الاراده، ص۶۳؛ تقریرات فلسفه، ج۲، ص۲۷۲-۲۷۴؛ تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح الانس، ص۲۷۴ و ۲۷۹.
  4. ابن‌سیناء، الشفاء، الهیات، ص۳۵۹؛ طوسی شرح الاشارات والتنبیهات؛ ج۳، ص۳۰۷-۳۱۰؛ ملاصدرا الحکمة المتعالیه، ج۶، ص۲۸۶-۲۸۵.
  5. (غزالی، تهافت الفلاسفه، ص۹۱-۹۷؛ جرجانی، شرح المواقف، ج۸، ص۷۴؛ فخر رازی، مطالب العالیه، ج۳، ص۱۵۳؛ ابراهیمی دینانی، نیاش فیلسوف، ص۱۳۳.
  6. ابن‌عربی، الفتوحات المکیه، ج۱، ص۲۷۹؛ صاحبی، حکمت معنوی، ص۴۹۷-۴۹۸.
  7. امام‌خمینی، مصباح الهدایه، ص۵۴؛ صاحبی، حکمت معنوی، ص۴۹۸-۴۹۹؛ اسرار ملکوت، ج۲، ص۲۵۹-۲۶۰.
  8. امام‌خمینی، تقریرات فلسفه، ج۲، ص۲۷۰-۲۷۲؛ ۱۷۷-۱۷۸؛ شرح چهل حدیث، ص۶۱۵-۶۱۶؛ تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح الانس، ص۲۷۴ و ۲۷۹.
  9. امام‌خمینی، شرح دعای سحر، ص۱۲۱؛ شرح چهل حدیث، ص۶۱۵؛ الطلب والاراده، ص۶۳-۶۴؛ تقریرات فلسفه، ج۲، ص۲۷۲-۲۷۴.
  10. کهف: ۱۰۹.
  11. ابن‌عربی، الفتوحات المکیه، ج۱، ص۱۱۱؛ ج۲، ص۵۳۳: ملاصدرا، المظاهر الالهیه، ص۴۹؛ صاحبی، حکمت معنوی، ص۴۸۹-۴۹۶.
  12. امام‌خمینی، تقریرات فلسفه، ج۲، ص۲۸۵؛ صاحبی، اسرار ملکوت، ج۲، ص۲۴۸.

منابع

  • ابن‌سینا، حسین‌بن عبدالله، الهیات الشفاء، قم، مکتبة المرعشی، ۱۴۰۴ق.
  • ابن‌عربی، محیی‌الدین، الفتوحات المکیه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، الطلب والاراده، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، ۱۴۲۱ق.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح الأنس، قم، پاسدار اسلام، ۱۴۱۰ق.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، تقریرات فلسفه امام‌خمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، ۱۳۸۵ش.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، شرح چهل حدیث، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، ۱۳۸۸ش.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، شرح دعای سحر، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، ۱۳۸۳ش.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، مصباح الهدایه، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، ۱۳۸۶ش.
  • تفتازانی، سعدالدین، شرح المقاصد، قم، شریف رضی، ۱۴۰۹ق.
  • جرجانی، سیدشریف، شرح المواقف، قم، شریف رضی، ۱۴۲۵ق.
  • صاحبی، باقر، اسرار ملکوت، تهران، نشر عروج، ۱۴۰۳ش.
  • صاحبی، باقر، حکمت معنوی، تهران، نشر عروج، ۱۴۰۱ش.
  • طباطبائی، محمدحسین، تفسیر المیزان، قم، انتشارات اسلامی، ۱۴۱۷ق.
  • طوسی، خواجه نصیر، شرح الاشارات والتنبیهات، قم، نشر البلاغة، ۱۳۷۵ش.
  • غزالی، محمد، تهافت الفلاسفه، بیروت، نشر دار المشرق، ۱۹۹۰م.
  • فخر رازی، محمدبن‌عمر المطالب العالیه، بیروت، دار الکتاب العربی، ۱۴۰۷ق.
  • فخر رازی، محمدبن‌عمر، المباحث المشرقیة، قم، بیدار، ۱۴۱۱ق.
  • مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، موسسة الوفاء، ۱۴۰۴ق.
  • ملاصدرا، محمدبن‌ابراهیم، الحکمة المتعالیه فی الاسفار العقلیة الاربعه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۹۸۱م.
  • ملاصدرا، محمدبن‌ابراهیم، مظاهر الالهیه، تهران، بنیاد حکمت اسلامی صدرا، ۱۳۸۷ش.
  • ملاصدرا، محمدبن‌ابراهیم، مبدأ و المعاد، تصحیح سیدجلال‌الدین آشتیانی، تهران، انجمن حکمت و فلسفه، ۱۳۵۴ش.

نویسنده: باقر صاحبی