علم پیشین خدا به اشیاء
علم پیشین خداوند به اشیاء به معنای چگونی علم خداوند پیش از ایجاد موجودات میباشد. امامخمینی به بررسی آراء اندیشمندان و حکمای الهی درباره نحوه علم پیشین خداوند به اشیاء پرداخته و طبق نظریه قاعدة بسیط الحقیقه آن را بررسی کرده است.
اهمیت و جایگاه علم پیشین خداوند به اشیاء
علم پیشین خداوند به اشیاء در متون دینی مورد توجه بوده و برخی آیات الهی به بیان علم حقتعالی به اشیا قبل از ایجاد اشیاء پرداخته است، نظیر آیه «ان من شیء إلا عندنا خزائنه و ما ننزله الا یقدر معلوم»،[۱] «إنما أمره إذا أراد شیأ أن یقول له کن فیکون»[۲] بحث از چگونگی علم حقتعالی به موجودات امکانی پیش از ایجاد از مباحث مهمی است که در باب علم حقتعالی برای اندیشمندان اسلامی مطرح بوده و سبب اختلاف آراء متفاوتی شده است. بهگونهای که برخی حکمای الهی بحث در علم پیشین خداوند را از پیچیدهترین و دشوارترین مسائل فلسفی دانستهاند که بسیاری از حکما و اندیشمندان در حل آن به بیراهه رفتهاند.[۳]
امامخمینی نیز به بررسی آراء اندیشمندان و حکما درباره نحوه علم پیشین خداوند به اشیاء اشاره کرده و طریقه حکمت متعالیه و عرفا را پذیرفته و آن را با روایات صادره از منبع ولایت پیوند داده و با استناد به آیات الهی و روایات به تحلیل علم قبل از ایجاد پرداخته است.[۴]
اقوال در علم پیشین خداوند
میان مسلمان اسلامی و حکمای الهی درباره علم پیش از ایجاد آرام و اقوال مختلفی ارائه شده است.[۵] امامخمینی نیز اقوال در علم پیشین خداوند به اشیاء را مورد بررسی و تحلیل قرار داده است، از جمله
- نظریه افلاطون: امامخمینی در تقریر نظریه افلاطونی، بر این باور است که مناط علم پیش از ایجاد اشیاء همان مثل افلاطونی است و این نظریه از جهت اینکه نظام عالم، عین علم تفصیلی حق است درست میباشد لکن بحث در مورد علم پیش از ایجاد است نه پس از ایجاد.
- نظریه معتزله: متکلمان معتزلی معتقدند علم حقتعالی به اشیاء قبل از ایجاد از طریق ثابتات ازلیه میباشد. امامخمینی در تحلیل این قول، معتزله را از اندیشمندانی میداند که علم خداوند به اشیاء را هم مغایر و هم زاید بر ذات و هم منفصل از ذات میدانند و بر این باور است که معتزله برای تصحیح علم ذات اقدس خداوند، قبل از وجود ممکنات و قدم علم او قائل به ثابتات ازلیه شدند تا علم به معدوم را تصحیح کنند؛ ازاینرو، به ثابتاتی که نه معدوم و نه موجودند قائل شدند و این ثابتات را امر ثبوتی میدانند که علم حقتعالی به آنها تعلق میگیرد. امامخمینی بر اساس اصالت وجود، معتقد است چیزی که نور وجود به آن سرایت نکند، در مرتبه عدم و ظلمت باقی مانده و هیچ نحو تحققی ندارد، بنابراین، قاتل شدن به ثابتات ازلی امری غیرمعقول است؛ زیرا ثابت همان موجود است و غیر از وجود چیزی متحقق نیست.[۶]
- نظریه مشاء: به اعتقاد امامخمینی حکمای مشاء تصریح دارند که علم خداوند قبل از ایجاد از طریق صور مرتسمه در ذات الهی است. حکمای مشاء علم عنایی را لایق حق میدانند و معتقدند که نقشه موجودات از ازل تا ابد نزد خداوند موجود بوده و طبق آن نقشه، موجودات پا به عرصه وجود میگذارند، البته قیام علم ارتسامی به ذات حق، قیام صدوری لوح معرفت است نه حلولی.
- نظریه شیخ اشراق: شیخ اشراق علم پیشین حقتعالی را حضور اشیا نزد حقتعالی میداند و این علم فعلی حق را بالرضا میداند که خارج از ذات حقتعالی است و ربطی به علم پیش از ایجاد ندارد بلکه بعد از ایجاد میباشد. امامخمینی تصریح دارد که شیخ اشراق منکر علم تفصیلی حق در مرتبه ذات میباشد.[۷]
- نظریه عرفا: امامخمینی معتقد است عرفا برای تصحیح متعلق علم پیشین حقتعالی، بر این باورند که اشیا پیش از اینکه وجود خارجی پیدا کنند، دارای ثبوت علمی بودهاند. امامخمینی، متعلق این علم را در صقع ربوبی اعیان ثابته میداند که مظاهر اسمای الهی و لوازم و صورتهای صفات حق میباشند و در حضرت علمیه و مرتبه واحدیت ظهور یافتهاند و خداوند با علم ذاتی خویش به ذات خود به اسماء صفات و لوازم آنها نیز عالم است. پس مرتبه سابق همه اشیا در علم حق، عالم اعیان ثابته است. بنابراین، اولین مرتبه علم حقتعالی، علم در مرحله ذات است که مشتمل بر علم به ذات و علم به کمالات ذات، اسما و صفات و لوازم میباشد، زیرا مقام احدیت حقتعالی، حقیقتی صرف و بسیط است که همه کمالات را در مقام ذات به صورت بسیط دارا میباشد.[۸]
- حکمت متعالیه: امامخمینی به روش حکمت متعالیه و همسو با ملاصدرا بر این باور است که بساطت محض خداوند به ضمیمه اصالت وجود و با توجه به قاعده بسیط الحقیقه، علم پیشین ذاتی حق ثابت میشود و از علیت او بر اشیاء به صمیمه قاعده «العلم بالعلة یوجب العلم بالمعلول»، صور الهی که علم پیشین حقاند ثابت میشود و چون هر دو قاعده درست است، پس خدا دارای هر دو نوع علم است. پس از آن جهت که در ذات خود بسیط دارای عین علم تفصیلی است و از آن جهت که علت اشیا است، دارای صور مذکور است، پس کشف در مرتبه ذات، کشف تفصیلی در عین علم اجمالی است که متحد با ذات است.[۹]
پانویس
- ↑ حجر: ۲۱.
- ↑ یس: ۸۲.
- ↑ تفتازانی، شرح المقاصد، ج۴، ص۱۲۱-۱۲۷؛ ابنسینا، الهیات شفا، ص۳۶۳؛ طوسی، شرح الاشارات والتنبیهات، ج۳، ص۲۹۹-۳۱۱؛ سهروری مجموعه مصنفات، ج۲، ص۱۵۰-۱۵۴؛ جرجانی، شرح المواقف، ج۲، ص۱۹۰-۱۹۲؛ ملاصدرا، الحکمة متعالیه، ج۶، ص۱۸۱ و ۲۱۰؛ ۲۴۹؛ المبدأ و المعاد، ص۸۹-۹۵؛ سبزواری، شرح المنظومه، ج۳، ص۵۷۳.
- ↑ امامخمینی، شرح چهل حدیث، ص۶۱۰-۶۱۶؛ الطلب والاراده، ص۱۱۸؛ شرح دعای سحر، ص۱۱۸؛ تقریرات فلسفه، ج۱، ص۸، ج۲، ص۱۵۳-۱۵۸ و ۲۰۰-۲۱۸؛ آداب الصلاة، ص۲۶۶-۲۶۷.
- ↑ تفتارانی، شرح المقاصد، ج۴، ص۱۲۱-۱۲۷؛ سبزواری، شرح المنظومه، ج۳، ص۵۷۳؛ ابنسینا، الهیات شفا، ص۳۶۴؛ طوسی، شرح الاشارات والتنبیهات، ج۳، ص۲۹۹-۳۱۱؛ سهروردی، مجموعه مصنفات، ج۲، ص۱۵۰-۱۵۴؛ قونوی، المراسلات، ص۱۰۵، جامی نقد النصوص، ص۳۰.
- ↑ امامخمینی، تقریرات فلسفه، ج۱، ص۸، ج۲، ص۱۵۳-۱۵۴؛ صاحبی، حکمت معنوی، ص۴۷۲-۴۷۳؛ اوج معرفت، ص۲۴۰-۲۳۱.
- ↑ امامخمینی، تقریرات فلسفه، ج۱، ص۲۸۳، ج۲، ص۲۰۷-۲۷۱؛ آداب الصلاة، ص۲۶۶-ص۲۶۷؛ صاحبی، اوج معرفت، ص۲۸۴-۲۸۵.
- ↑ امامخمینی، شرح دعای سحر، ص۱۱۹؛ شرح چهل حدیث، ص۱۱؛ تقریرات فلسفه، ج۲، ص۱۵۴-۱۵۵؛ صاحبی، حکمت معنوی، ص۴۷۶-۴۷۷؛ اوج معرفت، ص۲۸۶-۲۸۸.
- ↑ امامخمینی، تقریرات فلسفه، ج۲، ۲۰۰-۲۱۸؛ ۲۲۹-۲۴۰؛ شرح دعای سحر، ص۴۴؛ صاحبی، حکمت معنوی، ص۴۷۹؛ اسرار ملکوت، ج۲، ص۲۳۷.
منابع
- ابنسینا، حسینبن عبدالله، الهیات الشفاء، قم، مکتبة المرعشی، ۱۴۰۴ق.
- امامخمینی، سیدروحالله، الطلب والاراده، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۴۲۱ق.
- امامخمینی، سیدروحالله، آداب الصلاة، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۴ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، تقریرات فلسفه امامخمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۵ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، شرح چهل حدیث، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۸ش.
- امامخمینی، سیدروحالله، شرح دعای سحر، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۳ش.
- تفتازانی، سعیدالدین، شرح المقاصد، تصحیح عبدالرحمان عمیره، قم، شریف رضی،۱۴۰۹ق.
- جامی، عبدالرحمان، نقد النصوص فی شرح نقش الفصوص، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۰ش.
- جرجانی، سیدشریف، شرح المواقف، تصحیح بدرالدین نعسانی، قم، شریف رضی، ۱۳۲۵ش.
- سبزواری، ملاهادی، شرح منظومه، تصحیح طالبی، نشر ناب، ۱۴۲۲ق.
- سهروردی، شهابالدّین، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، تصحیح هانری کربن، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۷۵ش.
- صاحبی، باقر، اسرار ملکوت، تهران، نشر عروج، ۱۴۰۳ش.
- صاحبی، باقر، اوج معرفت، تهران، نشر عروج، ۱۳۹۸ش.
- صاحبی، باقر، حکمت معنوی، تهران، نشر عروج، ۱۴۰۱ش.
- طوسی، خواجه نصیر، شرح الاشارات والتنبیهات، قم، نشر البلاغة، ۱۳۷۵ش.
- قونوی، صدرالدین، المراسلات، دار النشر فرانز شتاینر، آلمان، ۱۴۱۶.
- ملاصدرا، محمدبنابراهیم، الحکمة المتعالیه فی الاسفار العقلیة الاربعه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۹۸۱م.
- ملاصدرا، محمدبنابراهیم، مبدأ و المعاد، تصحیح سیدجلالالدین آشتیانی، تهران، انجمن حکمت و فلسفه، ۱۳۵۴ش.
نویسنده: باقر صاحبی