علوم قرآنی
علوم قرآنی علوم قرآنی؛ از جمله مسائل مهم و دانشهای بیرونی قرآن کریم است که انسان را با قرآن و چگونگی تفسیر قرآن آشنا میسازد. امامخمینی در آثار خویش، مباحث علوم قرآنی را امور عرضی و خارج از مقصد اصلی قرآن میداند و معتقد است مسائل علوم قرآنی نظیر وجوه اعجاز، تاریخ قرآنی، اسباب نزول، ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه بودن آیات الهی همه مقدماتی هستند برای فهم قرآن. بر این مبنا مهمترین عنصر در تعامل با قرآن و مطالعات قرآنی و علوم قرآنی در نظر امامخمینی، داشتن نگاه تعلیمی و تعلمی به خود قرآن است و مقدمات قرآنی نباید حجاب سالک گردد و از مقصد اصلی قرآن باز بماند.
اهمیت و جایگاه علوم قرآنی علوم قرآنی در اصطلاح تفسیری به مجموعه علوم و مطالبی گفته میشود که درباره قرآن کریم بحث میکند و به گونهای در شناخت این کتاب آسمانی مؤثر میباشد. (معرفت، التمهید، ج۱، ص۶، ص۲۱؛ کوشا، علوم قرآنی، ص۹۳۹؛ میرعرب، علوم قرآن در اندیشه امامخمینی، ص۲-۳). علوم قرآنی از جمله مسائل مهم و دانشهای بیرونی قرآن کریم است که انسان را با قرآن و چگونگی تفسیر آشنا میسازد. دانش علوم قرآئی به فاصله اندکی پس از نزول قرآن پدید آمد و با رهنمون پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) و شماری از صحابه و تابعان به بالندگی رسید؛ ازاینرو، علوم قرآنی در قرنهای متمادی در رشد خود، مراحل مختلفی را طی کرده و در عصر اخیر گسترش، توسعه، تحول کمی و کیفی در علوم قرآنی صورت گرفت و آثار مهمی تدوین شد. برخی قرآن پژوهان بر این باورند که علوم قرآنی مانند دیگر علوم اسلامی افزون بر قرآن، در قالب احادیث شکل گرفته است و در این راستا به احادیت پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) درباره موضوعاتی چون فضایل قرآن و نزول قرآن بر هفت حرف اشاره کردهاند. بنابراین، علوم قرآنی بسان همه علوم اسلامی همچون تاریخ سیره، کلام، فقه، نخست در دامن علوم حدیث شکل گرفت و گزارههای مربوط به تاریخ قرآن، محکم، متشابه، ناسخ و منسوخ در گفتارهای معصومین (ع) در قالب روایات انعکاس یافت، آنگاه به تدریج بسان سایر علوم اسلامی از حدیث جدا شد؛ ازاینرو، نخستین بستر انعکاس آموزههای علوم قرآنی را باید در روایات یافت. پس از آن، مفسران اسلامی و قرآن پژوهان در آثار خویش به بحث از علوم قرآنی، جایگاه موضوعات و مسائل آن پرداختهاند. (معرفت، التمهید، ج۱، ص۶ و ۲۱؛ کوشا، علوم قرآنی، ص۹۳۹؛ نصیری، فلسفه علوم قرآنی، ص۲۲۱-۲۲۶؛ باقری، علوم قرآن چیستی، چرائی و چگونگی، ص۵۰-۵۴؛ میرعرب، علوم قرآن در اندیشه امامخمینی، ص۲-۱۵؛ ایازی، مصحف امام علی (ع)، ص۱۶۷). امامخمینی نیز در آثار خویش به مباحث علوم قرآنی پرداخته، علوم قرآنی را امور عرضیه و خارج از مقصد اصلی قرآن میداند و معتقد است مسائل علوم قرآنی نظیر وجوه اعجاز، تاریخ قرآنی، اسباب نزول ناسخ و منسوخ و مکی و مدنی، محکم و متشابه بودن آیات الهی، همه عرضی و مقدماتی هستند، البته علوم قرآنی مقدماتی هستند که فراگیری آنها برای ختم قرآن لازم است. بر این مبنا، مهمترین عنصر در تعامل با قرآن و مطالعات قرآنی و علوم قرآنی در نظر امامخمینی داشتن نگاه تعلیمی و تعلمی به خود قرآن است به همین دلیل از نظر ایشان، دانشها و مباحث لفظی و ساختاری که به آن علوم قرآنی میگویند ممکن است حجابی بر چهره درخشان مفاهیم وحی شوند؛ ازاینرو، ایشان علوم قرآنی را عرضی برای رسیدن به مقصود اصلی قرآن میداند. (امامخمینی، آداب الصلاة، ص۱۹۲؛ شرح چهل حدیث، ص۴۹۹؛ تفسیر سوره حمد، ص۱۶۲؛ صحیفه امام، ج۱۷، ص۴۹۰؛ تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح الانس، ص۳۶).
موضوعات و مسائل علوم قرآنی مفسران اسلامی مباحث و مسائل اصلی که در علوم قرآنی مطرح میباشند را مورد بررسی قرار دادهاند. امامخمینی نیز به برخی از موضوعات و مسائل علوم قرآنی اشاره کرده است از جمله: ۱- وحی: وحی ارتباط پیامبران با عالم غیب جهت دریافت پیام خداست. (طباطبائی، وحی یا شعور مرموز، ص۱۰۴) امامخمینی نیز وحی را مشاهده انبیای الهی از حقایق عینی میداند که از طریق تمثل حقایق در عالم مثال یا عالم ملک صورت میگیرد. (امامخمینی، تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح الانس، ص۳۶). ۲- اعجاز قرآن: اعجاز قرآن به ویژگیهای فوق بشری قرآن از لحاظ ساختار، لفظ و متن اشاره دارد و اینکه غیر خدا کسی قادر به آوردن نیست. (معرفت، آموزش علوم قرآنی، ص۱۵۹). امامخمینی نیز یکی از مسائل علوم قرآنی را اعجاز قرآن میداند و در بیان، وجه اعجاز قرآن، راه خاصی ارائه میدهد که نسبت به دیگر متکلمان و مفسران، از شمول بیشتری برخوردار است. ایشان در عین حال که اعجاز بلاغی، حسن ترکیب و غایت فصاحت قرآن را قبول دارد، بر این باور است که جهت برتری اعجاز قرآن، در معارف بلند و دقایق توحیدی آن است که عقول اهل معرفت در آن حیران میماند. (امامخمینی، آداب الصلاة، ص۲۶۴؛ صحیفه امام، ج۱۶، ص۲۰۹-۲۱۱). ۳- نزول قرآن: نزول قرآن در دو مرحله دفعی و تدریجی از جمله مسائل مهم علوم قرآنی است. امامخمینی در بیان حقیقت نزول قرآن معتقد است قرآن دو مرتبه دارد، یکی مرتبه باطن و پیش از تنزل و دیگری مرتبه نزول قرآن. و معتقد است قرآن در هر مرتبهای نزولی و ظهوری دارد. ایشان نزول دفعی قرآن را در بیت المعمور همان قرآن در سرّ مکنون در نشئه علمیه میداند و تزول تدریجی قرآن را همان مدت بیست و سه سال، نتیجه ریاضت و سیر و سلوک پیامبر میداند. در اندیشه امامخمینی، آنچه در نزول دفعی بر قلب پیامبر نازل شده، قرآن ظاهری بین دو جلد نیست، بلکه حقیقت قرآن است. ولی نزول تدریجی همان تفصیل حقیقت باطنی قرآن در طول ۲۳ سال میباشد. (امامخمینی، تفسیر سوره حمد، ص۱۶۲؛ آداب الصلاة، ص۳۴۳؛ صحیفه امام، ج۱۷، ص۴۹۰-۴۹۱؛ میرعرب، علوم قرآن در اندیشه امامخمینی، ص۴۶). ۴- محکم و متشابه: محکم به آیاتی گفته میشود که معنای آنها به قدری روشن است که نمیتوان معنای دیگری برای آن در نظر گرفت. در مقابل متشابه آیاتی است که احتمالات مختلفی برای معنای ظاهری آنها وجود دارد. (معرفت، آموزش علوم قرآنی، ص۱۱۲). امامخمینی با استناد به روایتی، راه حل فهم متشابهات را ارجاع آن به محکم میداند و معتقد است برای فهم متشابه باید اجتهادی که ثمرهاش فهم متشابهات قرآن میباشد انجام میگیرد. (امامخمینی، الاجتهاد والتقلید، ص۷۲، کشف اسرار، ص۳۲۲). ۵- ناسخ و منسوخ: ناسخ و منسوخ دو دسته از آیات قرآناند. آیه ناسخ جایگرین حکم آیه منسوخ میشود و با نزول آیه ناسخ، زمان عمل به آیه منسوخ پایان مییابد. (طباطبائی، قرآن در اسلام، ص۴۱). امامخمینی حقیقت نسخ را دفع حکم منسوخ در مقام ثبوت به جهت این که نهایت عمل به منسوخ زمان صدور ناسخ بوده، ولی از آنجا که در ظاهر و مقام اثبات، به دلیل ذکر نشدن قید زمانی برای منسوخ، حکم منسوخ رفع شده، مخاطب گمان کرده که حکم منسوخ ابدی است و شامل همه مکلفان در تمام قرون و اعصار میشده است. ولی بعد از صدور ناسخ و نداشتن دلیل بر تأخیر این حکم از وقت حاجت، میان دو حکم در مقام اثبات در تعارض میباشد. به باور ایشان نسخ واقعی در قرآن وجود ندارد و قرآن کتایی است که قابل نسخ نیست؛ زیرا بعد از قرآن کتابی نخواهد آمد که ناسخ شریعت باشد ولی قرآن تمام شرایع سابق را نسخ و کاملترین شریعت را ارائه کرده است البته امامخمینی معتقد است که مقدار کمی نسخ در قرآن وجود دارد و آن مقدار کم، در کلیات قانونی نیست بلکه در موارد جزئی است که در زمان، شرایط و مقتضیات خاص حکمی شده که بعد برداشته شده است. (امامخمینی، التعادل والترجیح، ص۱۰؛ آداب الصلاة، ص۳۲۱؛ کشف اسرار، ص۳۱۴؛ میرعرب، علوم قرآن در اندیشه امامخمینی، ص۱۱۰).
منابع: • امامخمینی، سیدروحالله، التعادل و الترجیح، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۵ش. • امامخمینی، سیدروحالله، آداب الصلاة، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۴ش. • امامخمینی، سیدروحالله، تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح الأنس، قم، پاسدار اسلام، ۱۴۱۰ق. • امامخمینی، سیدروحالله، تفسیر سوره حمد، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۸ش. • امامخمینی، سیدروحالله، شرح چهل حدیث، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۸ش. • امامخمینی، سیدروحالله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، ۱۳۸۹ش. • امامخمینی، سیدروحالله، کشف اسرار، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی، بیتا. • ایازی، محمدعلی، مصحف امام علی (ع)، تهران، نشر فرهنگ اندیشه اسلامی، ۱۳۸۰ش. • باقری، علی اوسط، علوم قرآن چیستی، چرائی و چگونی، مجله قرآن شناخت، ۱۳۸۷ش. • طباطبائی، محمدحسین، قرآن در اسلام، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۶ش. • طباطبائی، محمدحسین، وحی یا شعور مرموز، قم، دار الفکر، ۱۳۷۷ش. • کوشا، محمدعلی، علوم قرآنی، قم، انتشارات سلمانزاده، ۱۳۹۶ش. • معرفت، محمدهادی، آموزش علوم قرآنی، قم، مؤسسه فرهنگی انتشاراتی التمهید، ۱۳۸۷ش. • معرفت، محمدهادی، التمهید فی علوم القرآن، قم، مرکز انتشاراتی التمهید، ۱۴۲۸ق. • میرعرب، فرجالله، علوم قرآن در اندیشه امامخمینی، تهران، نشر عروج، ۱۳۹۵ش. • نصیری، علی، فلسفه علوم قرآنی، نشریه قبسات، ۱۳۸۵ش.
نویسنده: باقر صاحبی